رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، شخصیتی منظم در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و فردی بودند.
ایشان از شخصیتهای صاحبسبک و صاحبمبنا در عرصه تفسیر قرآن و نهجالبلاغه محسوب میشدند. ایشان به یکی از دوستان فرموده بودند که من در طول سال، سه مرتبه نهجالبلاغه امیرالمؤمنین(ع) را از اول تا آخر دوره میکنم. عمق علمی و مباحث ایشان در کتابهایی که چاپ شده، قابل توجه است. همچنین توجه ایشان به مسائل مختلف روز، نشاندهنده دقت علمی ایشان بود؛ بهگونهای که از آثار وجودی ایشان، ایجاد و ترویج شرکتهای دانشبنیان بود.
ایشان یک رجل سیاسیاجتماعی صاحبنظر بودند که نظریهپردازی ایشان در ارتباط با اسلامی بودن حکومت، منجر شد پس از ورود امام و تشکیل جمهوری اسلامی، پایههای اصلی اداره جامعه به عنوان یک پدیده جدید در برابر دیکتاتوریها و حکومتهای ظالم، استوار شود. ایشان از پیشکسوتان مبارزه قبل از پیروزی انقلاب بودند که بارها دستگیر، زندان و تبعید شدند. ایشان در سلولهای انفرادی شکنجههای زیادی را تحمل کردند، اما در دفاع از اسلام و مقابله با مزدوران استکبار آمریکا و نوکران شاه، ایستادگی کردند. در ارتباطات با مردم، چه در سفرهای استانی و چه در دانشگاهها که ساعتها به حرف نسل جوان گوش میدادند، متخلق به اخلاق اسلامی و انقلابی بودند. ایشان هم مدیریت جنگ را در شورای عالی دفاع ملی بر عهده داشتند و هم با لباس سربازی و سپاهی در خطمقدم حضور مییافتند و در برابر ائتلاف ۴۰کشور علیه ایران مقاومت کردند.
ایشان نقش اساسی در جریان مقاومت اسلامی در سراسر جهان داشتند. من حدود ۱۴ سال مسئولیتی درخصوص اسیران و پناهندگان عراقی داشتم و شاهد بودم که با دستور و حمایتهای ایشان، هستههای مقاومت در سطح جهان شکل گرفت. من در سال ۱۳۶۸ از ایشان پرسیدم بعد از پایان ریاست جمهوری چه برنامهای دارند؟ فرمودند اگر امام اجازه دهند، دو کار انجام میدهم: یکی در حوزه علمیه به گسترش فرهنگ اسلام میپردازم و دیگری به مرزهای کشور میروم تا با مردم کار فرهنگی کنم؛ همانطور که در منطقه مرزی افغانستان قصد داشتند پاسگاهی برای کار فرهنگی ایجاد کنند.
مدیریت چند دهه ایشان در اداره کشور و نهضتهای جهانی بینظیر است، وقتی ۲۰۰ دانشگاه علیه اسرائیل قیام میکنند، مقام معظم رهبری به آنها نامه مینویسند که شما در جایگاه حق قرار گرفتید و به قرآن رجوع کنید. این مصداق انسان صبور در صراط مستقیم است.