به گزارش اصفهان زیبا؛ «آرایش جنگی رسانهها»، اصطلاحی است که به نقش و عملکرد رسانهها در دوران درگیریها، بحرانها و جنگها اشاره دارد. در این شرایط، رسانهها از حالت عادی خارج شده و به بخشی از میدان نبرد تبدیل میشوند. آرایش جنگی رسانهها را میتوان از چند منظر بررسی کرد:
الف) اهداف اصلی: هدف نهایی، در هر نبرد، پیروزی است، اما این پیروزی تنها در میدان فیزیکی تعریف نمیشود. بلکه پیروزی در جنگ نرم به عنوان پشتیبان اصلی نبرد نظامی مطرح است. در این مقوله اهدافی وجود دارد که عبارتند از:
مشروعیتبخشی به اقدامات خودی: توجیه علت شروع جنگ یا عملیات نظامی، قانونی و اخلاقی نشان دادن اقدامات نیروهای خودی از جمله مواردی است که برای مشروعیتبخشی به جنگ نظامی مورد استفاده قرار میگیرد.
مشروعیتزدایی از اقدامات دشمن: برجستهسازی جنایات، خشونتها و بیاخلاقیهای طرف مقابل برای کاهش حمایت داخلی و بینالمللی از آنها.
تقویت روحیه نیروهای خودی و مردم: در این راستا انتشار اخبار پیروزیها، نمایش قدرت و توانمندی و ایجاد وحدت و انسجام ملی بسیار کارساز است.
تضعیف روحیه طرف مقابل: ایجاد ترس، ناامیدی و بیاعتمادی به رهبران و اختلافافکنی در میان مردم و نیروهای نظامی کشور مقابل در جنگ رسانهای بسیار مورد استفاده قرار میگیرد.
جلب افکار عمومی جهان: تلاش برای کسب حمایت یا حداقل بیطرفی جامعه جهانی و جلوگیری از مداخله.
کنترل روایت: تعریف کردن داستان جنگ به نفع خودی و واکنش نشان دادن به روایتهای رقیب (دشمن).
ب) لایهها و بازیگران این آرایش: این آرایش تنها به خبرگزاریهای رسمی خلاصه نمیشود، بلکه رسانههای رسمی و دولتی مانند صداوسیما در داخل کشور و برخی رسانههای نسبتا مستقل در سطح منطقهای و بینالمللی را نیز شامل میشود.
رسانههای مستقر در کشور خودی: این رسانهها ممکن است با اعمال محدودیتها و قوانین دوران جنگ (مثل سانسور) مواجه شوند و اخبار را در چارچوب منافع ملی منتشر کنند که یک امر کاملا بدیهی و ضروری است.
شبکههای اجتماعی و رسانههای شهروندی: این رسانهها نیز در این عرصه بسیار مهم و تأثیر گذارند. شهروندان عادی و فعالان رسانهای با گوشیهای (سلاح) خود عملا نقش یک سرباز را در میدان نبرد (جنگ روایتها) ایفا میکنند.
اطلاعات درست و نادرست، شایعات و فیلمهای دستکاریشده با سرعت نور در این فضا پخش میشود. در این راستا ضرورت وجود فرماندهی و استراتژی واحد بسیار محسوس است.
ج) تاکتیکها و تکنیکهای رایج: در جنگ رسانهای روشهای ویژهای برای تسخیر میدان (افکار عمومی) وجود دارد از جمله روایتسازی و چارچوبسازی برای اینکه یک اتفاق چطور دیده و تفسیر شود؛ مثلا کشته شدن غیرنظامیان از سوی یک طرف، «کشتار عمدی» نامیده میشود و از سوی دیگر «تلفات جانبی و غیرعمدی» در جنگ نرم لازم است به صورت هدفمند، سانسور و مدیریت اطلاعات اعمال شود. در این شرایط، جلوگیری از انتشار اخباری که به روحیه نیروهای خودی یا امنیت ملی لطمه میزند، بسیار ضروری است.
د) مراحل آرایش جنگی: آرایش رسانهها یک وضعیت ثابت نیست و متناسب با تحولات میدان جنگ تغییر میکند. این مراحل را میتوان به چند بخش تقسیم کرد.
۱- پیش از جنگ (فاز تنش): در این مرحله، رسانهها به تدریج وارد فاز تنشآفرینی میشوند. اخبار درباره تهدیدات دشمن، بیاخلاقیهای او و ضرورت مقابله برجسته میشود تا افکار عمومی برای جنگ
آماده شود.
۲- هنگام جنگ (فاز درگیری): خبرها سریع، دقیق و کنترلشده منتشر میشوند. در این شرایط، بر قهرمانی و رشادت نیروهای خودی و انعکاس وسیع جنایات دشمن تمرکز میشود. همچنین بیان مدیریتشده اخبار داخلی برای حفظ امید در مردم و تضعیف روحیه دشمن باید مد نظر باشد.
3- پس از جنگ (بازسازی روایت): در شرایط پس از نبرد، هر طرف تلاش میکند روایت خود را از جنگ به عنوان «روایت پیروز» یا «روایت مظلوم» در تاریخ ثبت کند. رسانهها در این مرحله به بازسازی وجهه و توجیه هزینههای جنگ میپردازند و اینجاست که رسانهها نیازمند اطلاعات دقیقتر و قابل اعتماد هستند؛ اطلاعاتی که در اختیار دستگاههای نظامی و امنیتی است و به صورت مدیریتشده (دروازهبانی اخبار) در اختیار روایتگران قرار میگیرد.
در نتیجه، آرایش جنگی رسانهها یعنی تبدیلشدن رسانه از یک ناظر و گزارشگر به یک سرباز و ابزار قدرت اتفاق میافتد. در این وضعیت، رسانه نه به دنبال حقیقت عینی، که به دنبال پیروزی در جنگ هستند. تشکیل سامانه جنگ نرم و استراتژی مربوطه به عهده مسئولان اطلاعاتی، امنیتی و تبلیغاتی است و تشخیص ضرورت این اقدام و این آرایش و نگاه نقادانه به اخبار در چنین شرایطی برای هر شهروند مرتبط با رسانه ضروری است.