به گزارش اصفهان زیبا؛ سالها، همزمان با فرارسیدن سالروز ولادت امام حسن مجتبی(ع) در نیمه ماه مبارک رمضان، شور و شوقی دنیای شاعران را فرامیگرفت و فضای شعر و ادبیات کشور رنگوبویی دیگر پیدا میکرد. هر سال در این برهه از سال، دفتر رهبر معظم انقلاب از تعدادی از شعرای کشور دعوت میکرد تا در فضایی گرم و صمیمی و غیررسمی، در کنار یکدیگر شعر بخوانند و شعر بنوشند. شعرایی که به این مراسم دوستانه دعوت میشدند، سرافراز بودند و شعرایی که از رسانهها آن را پیگیری میکردند، دلگرم به اینکه روزی پای آنها نیز به این گعده باز خواهد شد. امسال اما این گعده بدون حضور امین انقلاب برگزار شد. رهبر عزیزمان آسمانی شد و جای خالیاش روی صندلی «محفل شعر امین» قلب لطیف شاعران را آکنده از اندوه کرد. با محمد خادم، شاعر اصفهانی، که بارها مشرف به دیدار رهبر شهید در محفل شعر امین شده است، گفتوگو کردیم تا از حالوهوای این جلسات بیشتر بدانیم.
چند بار با ایشان دیدار کردید؟
بنده چهار بار به محضر ایشان رسیدم و یک بار هم توفیق شعرخوانی داشتم که در سال 1402 انجام شد. آنجا غزلی تقدیم کردم به شهدای پیشرفت، بهخصوص شهید فخریزاده که چون موضوع خاصی بود، توجه ایشان را جلب کرد.
چه واکنشی به این غزل نشان دادند؟
پیش از خواندن شعر و بهمحض اینکه اعلام کردند این شعر تقدیم به شهدای پیشرفت و شهید فخریزاده است، جملاتی درباره این شهید بزرگوار فرمودند. ازآنجاکه فرزند شهید نیز جزو شعرا و حاضر در جلسه بود، به حضور ایشان هم اشارهای شد. من بیتی خواندم که آخرش گفته میشد که «تو با خون خودت آن رازها را برملا کردی»؛ اما ایشان فرمودند که خیر، بسیاری از رازهای ایشان برملا نشده و خیلی از اکتشافات علمی ایشان هنوز رونمایی نشده است.
خاطرهای نیز از این جلسات دارید؟
همانطور که عرض شد، شبی که بنده شعرخوانی داشتم، پسر شهید فخریزاده در جلسه حضور داشت. من قبلا نیز ایشان را دیده بودم. وقتی میخواستم شعرم را ارائه کنم، عرض کردم که آقازاده شهید فخریزاده نیز در این جلسه حضور دارند. ناپختگی کلمه «آقازاده» در آن جلسه خیلی خود را نشان داد و انتخاب ناشایستی بود؛ تاجاییکه حضرت آقا بهدلیل بار منفی کلمه آقازاده در جامعهمان، فیالنفس و در همان لحظه کلمه را اصلاح کردند و فرمودند: «چی؟ فرزندشان؟» من نیز گفتم بله و مکالمه همینجا تمام شد. من در آن جلسه متوجه نکته ایشان نشدم. بعدا هنگام مشاهده فیلم آن جلسه متوجه منظور و نکته و اصلاح ایشان شدم. بیان این نکته توسط ایشان جوری بود که نه برای من و نه برای فرزند شهید حس بدی ایجاد نکرد و کاملا حرفهای و پدرانه بود.
به نظرتان هدف ایشان از برگزاری دیدار با شعرا بهطور سالانه چه بود؟
این یکی از جلسات منظم و صمیمی چند دهه اخیر بوده و به جز سالهای کرونا، جلسات دیدار با شعرا سالانه برگزار میشده است. یکی از بزرگترین اهداف این جلسه ابلاغ اهمیت شعر به تمام مکانیزمهای نظام بود با این پیام که شعرا، بهخصوص شعرای آیینی و انقلابی و ارزشی، آنقدر برایی حضرت آقا مهماند که هر سال دیدارهای منظم برگزار میشود و هر جلسه چهارپنج ساعت طول میکشد. ایشان به دنبال نشان دادن اهمیت شعر و ادبیات و مستقلا شعر کلاسیک، آن هم در ژانرهای مختلفش بودند؛ اما متأسفانه بسیاری از زیرمجموعههای نظام این پیغام را دریافت نمیکردند.
این مسئله را چطور متوجه شدید؟
عزتی که ما شعرا در گفتار و رفتار و اتفاقات آن جلسات دریافت میکردیم، در هیچکدام از سازمانها و ارگانهایی که قرار بود بهعنوان شاعر با آنها همکاری کنیم، دریافت نمیکردیم. هیچکدام از ارگانها آنطور که باید و شاید، شأن شعرا را رعایت نمیکردند. حتی برخی از ارگانها را بهدلیل رفتارهای دور از شأنی که انجام میدادند، بهصورت صنفی کنار گذاشتیم تا متوجه رفتار اشتباهشان بشوند.
نگاه ایشان به مقوله شعر و ادبیات را چطور میبینید؟
ایشان جمله خیلی معروفی دارند که ما در اعتراض به رفتارهای ارگانها با شعرا به این جمله اشاره میکردیم. حضرت آقا میفرمودند که اگر بودجه هنگفتی داشتم و مخیر بودم در اینکه این بودجه را کجا مصرف کنم، آن را تماما صرف عرصه شعر و ادبیات میکردم. این جمله که نقل به مضمون است، اهمیت ایشان را به شعر و ادبیات نشان میدهد. رهبر شهید، روح مولد فرهنگ را شعر میدانستند. از سمت دیگر نیز بزرگان دینی و ملی ما برای شعر جایگاه ویژهای قائل بودند. پس این رفتار ایشان خارج از دوراندیشی نبود و برای شعر احترام و ارزش بسیاری قائل بودند.
ایشان تسلط عجیبی به شعر داشتند؛ به اشعار عرب و اشعار کلاسیک ایرانی و به گفته خودشان، تکبیتهای زیادی را از حفظ بودند. یک شخصیت سیاسی و فقهی و مذهبی چگونه میتوانست تا این اندازه بر شعر مسلط باشد و این تسلط از کجا ناشی میشد؟
پایه استواری شخصیت ایشان در مناظر مختلف همچون سیاسی و دینی، تسلط بر ادبیات بود. جایی در مقدمه یکی از کتابهای خاطرات ایشان آمده بود که از دوران کودکی، در جوار مادر بزرگوارشان اشعاری را حفظ میکردند. این یعنی از همان ابتدای کودکی ادبیات به زندگی ایشان اضافه شده بود. ما در جلسات دیدار با شعرا میدیدیم که گاهی برای اضافه کردن به مضمون شعر شاعر یا ذکر نمونههایی از ادبیات کهن، از حفظ ابیاتی را میخواندند که باعث شگفتی اساتید حاضر در جلسات میشد؛ ابیاتی که تا آن زمان نخوانده یا نشنیده بودند.
مکانیزم خوانده شدن شعر در بیت رهبری به این صورت است که هشت نفر از بزرگان و اساتید شعر کشور، آن شعر را تأیید و در صورت نیاز اصلاح میکنند. جایی حضرت آقا نظری درباره یکی از اشعار دادند و کلمهای جایگزین را برای آن شعر پیشنهاد کردند. تعدادی از اساتیدی که در جلسه حاضر بودند، از سر شگفتی اقرار کردند که این شعر از فیلتر ما هشت نفر رد شده و بااینحال، با نقد و پیشنهاد آقا مواجه شده و این تسلط ایشان را به مقوله شعر و ادبیات میرساند.
تأکید ایشان بیشتر بر فرم بود یا محتوا؟
سال آخری که خدمت ایشان رسیدیم، بهخاطر سلایق دوستان انتخابکننده و سیاست برگزارکنندگان، رنگوبوی جلسه بیشتر به سمت اشعار آیینی و انقلابی رفته بود. ایشان فرمودند چرا کسی شعر عاشقانه نمیخواند. میخواهم به افق دید ایشان اشاره کنم. بین فرم و محتوا، جایی که محتوا بهسمت شعر آیینی و انقلابی رفت و تصور میشد که ایشان این انتخاب را بپسندند، آقا سراغ شعر عاشقانه را گرفتند. با توجه به این خاطره، هرچند درباره محتواهای اشعار آیینی و ارزشی ایشان نظر میدادند، تصور میکنم گاهی فرم هم بیارزش نبود و فرم و محتوا بهصورت پایاپای نزد ایشان اهمیت داشت.
انتخاب شاعران چطور انجام میشد؟ درخواستی از سمت شعرا صورت میگرفت یا این انتخاب کاملا یکطرفه بود؟
تا جایی که بنده میدانم، یکی از روشها، رصد شورای سیاستگذاری بود. آنها اشعاری را که در فضای مجازی و کنگرههای شعر و شب شعرها دیده میشد و توجهها را به خود جلب میکرد، رصد کرده و شاعر آن اشعار را دعوت میکردند. شعر بنده نیز جزو اشعار رصدی بود و من آن سال شعری به بیت ارسال نکرده بودم. پیش از این، درگاه دیگر ایمیلی بود که در اختیار حوزههای هنری قرار میگرفت که اشعار را به آن ایمیل ارسال میکردیم که این شیوه بعدها کمرنگ شد. بعد هم ارسال اثر از طریق نرمافزار پرسلاین صورت گرفت.
اهمیت ایشان به مقوله شعر چه تأثیری بر جایگاه این هنر در ایران گذاشت؟
همانطور که عرض کردم، با توجه به احترامی که بیت رهبری برای شعرا قائل میشد، این توقع وجود داشت که بخشهای دیگر حاکمیت نیز برای این مقوله ارزش و احترام بیشتری قائل شوند؛ ولی این اهمیت میان مردم و بهخصوص در نسل جدید جلوه پررنگتری پیدا کرد. فکر میکنم جوانان وقتی قریحهای در خود مییافتند، بیشترین گرایش و حرکتشان به سمت شعر بود؛ چون شعر تنها هنری بود که آنقدر برای حضرت آقا عزیز بود و پذیرای آن بود. به همین دلیل، حس میکردم درصد پررنگی از ورودی استعدادهای نو و قوی و قریحههای قدرتمند شعری به این عرصه بهخاطر این جلسات بود.
در دیدار با شعرا چه اشعاری بیشتر توجه ایشان را جلب میکرد؟
ایشان آدم شعرنشنیدهای نبودند. انواع ژانرها و اشعار تمام قرنها و سبکهای مختلف را میشناختند و با شعرای مختلف همعصرش دوستی میکردند. این باعث میشد هر شعری نتواند توجه ایشان را جلب کند و تحسینشان را برانگیزد. اگر بیتی از نظر ایشان تحسینبرانگیز بود، نشان میداد که شاعرش گل کاشته است! یعنی نهتنها یک رهبر انقلابی و حکومتی، بلکه یک ادیب مشرف به ادبیات آن بیت را تحسین و تأیید کرده بود. شخصا بعد از پایان جلسات و تماشای فیلمها، منتظر میماندم تا ببینم ایشان کدام ابیات را بیشتر تحسین میکنند و برای خودم آن بیت را تحلیل میکردم که چه ویژگیای داشت که نظر ایشان را جلب کرده بود. بیتها هم از نظر محتوایی، هم از نظر راهنمایی و جهتدهی دینی و سیاسی مورد توجه ایشان قرار میگرفت و هم ابیاتی که باعث کشفهای جدید در زبان میشد. ابیاتی که صرفا شعار میدادند نزد ایشان قوی نبودند. ابیات و اشعار میباید کشف و روند و افق و اشاره میداشتند یا جایی خالی را در ادبیات ما پر میکردند.
با توجه به رصد و تحلیلتان هنگام تماشای فیلمها، کدام ژانرها یا مضامین بیشتر توجه ایشان را جلب میکردند؟ مثلا اشعار عاشقانه یا آیینی یا…؟
حتی اشعار طنز هم توجه ایشان را جلب میکرد. در جلسات، اشعار اجتماعی، انقلابی، آیینی، طنز، عاشقانه، اعتراضی و مقاومت بینالملل خوانده میشد. شعرایی که به فرمایشهای سال قبل ایشان بیشتر حساسیت نشان میدادند، برای ما شاید بیشتر مورد توجه بودند؛ شعرایی که جاهای خالی مدنظر رهبر را پیدا و پر کرده بودند و با شعرشان به هدف زده بودند. ما منتظر بودیم از ایشان دستور سال آینده را بگیریم و ببینیم باید کجای این سنگر بایستیم.
ایشان از شعرا هم مطالبهای داشتند؟
بله، هر سال. سخنرانیهای ایشان معمولا شامل بخشهایی از اتفاقاتی بود که در حیطه شعر انقلاب و کشور افتاده بود و نیز تعیین و تبیین افق آینده و انتظارات و توقعات ایشان. برای مثال، تأکید میکردند که ما شعر انقلاب عاشقانه هم داریم و از این عرصه غافل نشوید.
شعرا در طول این سالها به این مطالبهها پاسخ دادهاند؟
همه در حد خودشان کوشیدهاند. شاید صدشان را نگذاشته باشند، ولی عزت و احترام آقا نزد ایشان به حدی بود که حرکتی دستهجمعی بهسمت پاسخگویی به آن مطالبه داشته باشند. اما ای کاش شعرا اهتمام بیشتری به این مطالبه میداشتند.
از مسئولان هم درخواست و مطالبهای داشتند؟
سال گذشته، برنامهای تلویزیونی پخش میشد. ایشان رصد کرده بودند و در جلسه با شعرا فرمودند که در چنین برنامههایی شأن شاعر حفظ نمیشود و این درست نیست. اتفاقا ما شعرا نیز از آن برنامه آزردهخاطر بودیم و وقتی ایشان در این خصوص اعتراض کردند، شگفتزده شدیم که ایشان با این حجم مشغله و دغدغه تماشاکننده این برنامه بودهاند و اینطور دقیق درباره ضعف فرم برنامه صحبت میکنند که این برنامه نباید اینچنین برگزار شود و باید آنچنان برگزار بشود و با جزئیات دربارهاش حرف میزدند.
جمله نهایی ایشان این بود که شأن شاعر در این فرم حفظ نمیشود و در این خصوص پیشنهادی هم دادند.