به گزارش اصفهان زیبا؛ در شرایط بحرانی مانند جنگ حقایق و نکات ظریفی وجود دارد که آشکارشدن و بقای آنها بستگی به سعی و کوشش هنرمندان در عرصههای گوناگون هنر خواهد داشت؛ چیزی شبیه به روایتهای هنری ایجادشده پس از دفاع مقدس هشتساله. برای اینکه جنگ، تنها در صحنه نبرد بین ماشینها و ابزارهای جنگی خلاصه نشود و ریختهشدن خون افراد به معنای پایان آنها نباشد، باید روایتهایی عمیق از جنس هنر تولید شوند.
الان بیش از دوهفته است که از حمله رذیلانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان میگذرد. خیابانها و عابرانش، با چشمان خود شدیدترین و هولناکترین جنایات جنگی را علیه این ملت دیدهاند و گریستهاند.
رد این جنایتها بر روی این خاک خواهد ماند؛ همانطور که رد تمام جنایتهای قبلی دشمنان باقی است.این آب و خاک همواره در دامن خود هنرمندانی پرورانده است که حقیقت را حتی در ویرانههای جنگ پیش چشم جهانیان آباد میکنند؛ هنرمندانی که خشونت غیرقابلتحمل جنگها را به خشونتی مهارشده و انسانی بدل کرده، هنرمندانی که یاد انسانهای غیور را در تاریخ جاودانه میکنند و اشکهای مردم را بر روی این خاک میریزند تا با این اشکها، جوانههای امید از خاکمان بروید.
هنوز هم هستند هنرمندانی که رسالت خود را چنین میدانند و هنرشان را در خدمت ایران به کار میگیرند.
در همین راستا، به سراغ هنرمند کاریکاتوریستی میرویم که آثار تازهاش، گاه درد و رنج واقعهای مثل مدرسه میناب را در عمق جانمان مینهد و گاهی با طعنههایش به قلدران جهان، دلمان را خنک میکند.
با محمدعلی رجبی هنرمند کاریکاتوریست اصفهانی گفتوگو میکنیم تا برایمان از وظیفه هنر و هنرمندان و نگاهشان به حوادث اخیر بگویند.
به نظر شما در شرایط فعلی وظیفه هنرمندان چیست؟
هنرمندان همپای نیروهای سرافراز مسلح کشور، وظیفه دارند در جبهه جنگ شناختی و روایتی، با تولید و تامین محتوا در نقد، در آگاهیبخشی و برانگیختن احساسات مردم موثر باشند. هنرمندان باید با نمایش سیمای واقعی متجاوزان و رنج و مصیبت مردم، توحش و خوی استکباری امپریالیسم جهانی را آشکار و افشا کند. هنرمندان میتوانند با خلق آثار فاخر خود، موجب تقویت روحیه امید و مقاومت میان مردم و مدافعان میهن عزیزمان باشند.
در شرایط غم و سوگ، هنرمندان کاریکاتوریست چگونه با مردم همراه و همدم میشوند؟
ژانر طنز سیاه یا تلخ در شرایط غم و سوگ، بستر بسیار مناسبی برای انعکاس مظلومیت، معصومیت و ددمنشی دشمن متجاوز و کودککش و افشای تناقض گفتار و رفتارشان در باب حقوق بشر است. مصادیقی چون شهادت بیش از ۱۷٠ دانشآموز و معلم در حمله به دبستان دخترانه میناب، حمله به بیمارستانها، مراکز ورزشی و مسکونی، در کنار شعارهای دروغین ترامپ که خود را حامیو ناجی مردم ایران معرفی میکرد، پر از موضوعهایی است که میتوان به آن پرداخت. تولید اثر کاریکاتور علاوه بر مستندسازی زوایای پنهان جنگ، با زبانی لطیف و ساده، در همدلی با مردم داغدیده میکوشد و از طرفی بهصورت نمادین از عناصر تصویری برای بیان خشم از عاملان این تجاوز، بهره میبرد.
از دید هنری رهبر شهید انقلاب برایمان بگویید.
با یک جستجو در فضای مجازی با بیانات، مطالب و سخنرانیهای متعدد رهبر شهید بر میخورید که حاکی از اشراف کامل ایشان به مقوله هنر، در زمینههای مختلف است. دغدغهمندی زیاد و تاکید مکرر و موکد این شهید بزرگوار بر ضرورت توجه اصحاب هنر در بیان جلوههای گوناگون انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و فرهنگ والای این مرزوبوم در قالب هنر برای ثبت و انعکاس جهانی در جای جای بیانات ایشان مشهود است که در اینجا یکی از بیانات ایشان را که به اوضاع فعلی بسیار نزدیک است و مخاطب آن میتواند همه هنرمندان باشد را عینا بازگو میکنم: «یک عدهای هستند که به مسائل کشور اصلا اهمیت نمیدهند. من آدمهایی را مشاهده کردم که مدعی میهندوستی و مدعی عشق به این آب و خاک بودند، اما به مسائل این آب و خاک اهمیت نمیدادند. هشت سال در این کشور جنگ بود؛ این جنگ را جمهوری اسلامیکه راه نینداخته بود؛ بر جمهوری اسلامی تحمیل شده بود. خب، آنهایی که با جمهوری اسلامی مخالفند، در این جنگ باید چه موضعی میگرفتند؟ باید چه کار میکردند؟ دولت، دولت جمهوری اسلامیاست؛ اما ملت، ملت ایران است؛ شهر دزفول است، خرمشهر است، تهران است؛ چرا نسبت به آن بیتفاوت ماندند؟ چرا شعرای مطرح، هنرمندهای مطرح، رماننویسهای مطرح، مقالهنویسهای مطرح، روشنفکرهای مطرح، نسبت به این قضیه بیتفاوت ماندند؟ آیا این بیتفاوتی عیب نیست؟ این بزرگترین عیب است.
ایران که ایران است؛ مگر دشمن به این کشور حمله نکرده؟ هیچ وسیله دفاعی ندارند. حداکثر دفاعی که میتوانند از خودشان بکنند، این است که بگویند ما نسبت به جمهوری اسلامی بدیم؛ این تعصب نگذاشته است که ما در مورد ایران، در مورد تهران، در مورد خرمشهر، در مورد جوانهای این کشور، در شعرمان یا در نثرمان یا در رمانمان، یک کلمه حرف بزنیم. خود همین دفاع از خود که حداکثر چیزی است که میتوانند بگویند، برای آنها بزرگترین ننگ است که یک چنین تعصبی بر ذهن و روح و قلم و دل یک جمعی حاکم باشد.»
این بیانات رهبر شهید ما در دیدار با شاعران متعلق به مرداد سال نودویک است که به خوبی دیدگاه ایشان را مشخص میکند.
کاریکاتورهایی که ضدآمریکا و ضدرژیم صهیونیستی هستند چگونه در جهان دیده میشوند و چه بازتابی دارند؟
در عصر حاضر رسانه بهعنوان بخش مهمی از جبهه جنگ است. سهولت و سرعت انتشار اثر با بهرهگیری از تنوع رسانه دیداری، پایگاههای خبری و خبرگزاریهای مختلف، در کنار سکوهای پیامرسان، همگی این فرصت را در اختیار هنرمندان کارتونیست قرار میدهند تا محتوای تولیدی خود را در کمترین زمان و هزینه به مخاطبان خود، در هر نقطه از جهان برسانند و همچنین آثار قوی و جذاب بطور طبیعی، با بازنشر مکرر بیشتر دیده شده و پیام آن نیز به بیننده منتقل میشود. کاریکاتورهای ضدصهیونیستی بیش از ۷دهه و همزمان با آغاز اشغال فلسطین و درگیری با کشورهای عربی منطقه توانستهاند، سیاستها و جنایتهای رژیم صهیونیستی را هدف بگیرند. استفاده از نمادهای شناختهشده، تضادهای انسانی نظامی و روایت رنج مردم فلسطین و اشغالگری و جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا در غزه، لبنان، سوریه، یمن و امروز بهصورت مستقیم در ایران، میتواند همدلی بینالمللی ایجاد کند و افکار عمومی جهان را نسبت به واقعیتهای این رژیم آپارتاید و سفاک آگاهتر سازد.
نصب آثار هنری در سطح شهر و ایجاد فضایی بصری برای دیده شدن این آثار در خیابانها چه تاثیری خواهد داشت؟
در هیاهوی زندگی شهری و آشفتگیهای بصری، تابلوهای شهری مزین به آثار هنری، فرصت تنفس و آرامش را به چشم و روان شهروندان میدهند. فرصتی که میتواند بیننده را به تفکر در خصوص موضوعات مختلف وا دارد و او را به نوعی آگاهی از اتفاقات و موضوعات مختلف برساند.
درباره حال و هوای اثر شهدای دبستان دخترانه میناب بگویید.
انتشار خبر دردناک شهادت رهبر عزیز در کنار حمله به دبستان دخترانه شجره طیبه میناب، چنان دردناک بود که هر انسانی را در بهت فرو میبرد؛ خبری که در ابتدا بهصورت مبهم با آمارهای بالای صدنفر زخمی و شهید بیان میشد و هر چه میگذشت ابعاد وسیع و دردناک آن با مشخصشدن تعداد شهدا بیشتر میشد، کودکان معصومیکه بعضی از آنها با دهان روزه در کلاس درس حضور داشتند. انتشار تصاویر کودکان شهید و دست جدا شده یکی از آنها، زمینهساز ایده این اثر برای من شد.
در میان خرابههای مدرسه، دست خونین کودکی در کنار مداد رنگی شکستهاش روی یک برگه نقاشی را به تصویر کشیدم که نمایی از منظره زندگی عادی خانه و گل و پروانه را کشیده و پرچم باشکوه ایران اسلامی را در حال اهتزاز بر بام آن نشان داده است. در انتهای تصویر، تابلو مدرسه به همراه باقیمانده بمب رژیم صهیونی و انبوه روح کودکانی که فرشتهوار در حال عروج به آسمان هستند دیده میشود. این تصویر درکنار نشان دادن پیام کلی مظلومیت، بیگناهی و معصومیت کودکان در مکانی که طبق همه قوانین بینالمللی، مصون از تهاجم است و همزمان وجود نقاشی کودکانه در وسط تصویر، اشاره دارد به امید به آبادانی میهن و برقراری و سرفرازی پرچم جمهوری اسلامی ایران در این خاک و اینکه خونهای ریختهشده بهای مقاومت و ایستادگی برای رسیدن به این افق درخشان است.