۱۷ تابوت شهید روی شانه‌های شهر!

از حوالی ظهر، میدان فیض اصفهان آرام‌آرام شکل دیگری به خود می‌گیرد. خیابان‌های منتهی به میدان پر از مردمی است که هرکدام به سمتی می‌آیند؛ برخی شاخه‌های گل در دست دارند، برخی پرچم ایران، و برخی هم عکس‌هایی از رهبر شهید و جدید کشور را بالا گرفته‌اند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ از حوالی ظهر، میدان فیض اصفهان آرام‌آرام شکل دیگری به خود می‌گیرد. خیابان‌های منتهی به میدان پر از مردمی است که هرکدام به سمتی می‌آیند؛ برخی شاخه‌های گل در دست دارند، برخی پرچم ایران، و برخی هم عکس‌هایی از رهبر شهید و جدید کشور را بالا گرفته‌اند. جمعیت متنوع است؛ پیرمردهایی با عصا، کارگرانی با لباس کار، جوانانی با پوشش‌های مختلف و مادرانی که کودکانشان را همراه خود آورده‌اند. قرار است پیکرهای مطهر دو شهید هوانیروز ارتش، سرباز شهید سیدمحمدمهدی سجادی‌فر و سرباز شهید محمدحسین ایکدر باصری، به همراه پیکرهای ۱۵ شهید کارگر که در حمله اخیر به شهرک صنعتی جی اصفهان جان خود را از دست دادند، از میدان فیض تشییع شود و تا گلستان شهدای اصفهان بدرقه شوند.
ساعت به سه بعدازظهر نزدیک می‌شود و صدای صلوات جمعیت در میدان می‌پیچد. تابوت‌ها که با پرچم ایران پوشانده شده‌اند، یکی پس از دیگری در میان جمعیت ظاهر می‌شوند. موجی از سکوت و احترام در میان مردم شکل می‌گیرد. بسیاری از حاضران دست‌هایشان را بالا می‌برند تا برای لحظه‌ای تابوت‌ها را لمس کنند. گویی هرکدام می‌خواهند سهم کوچکی از این بدرقه جمعی را بر دوش بگیرند. در میان جمعیت، پرچم‌های ایران در هوا دیده می‌شود و برخی نیز عکس‌هایی از رهبر شهید کشور را در دست دارند. صدای شعارها و صلوات‌ها گاهی در میان جمعیت بالا می‌رود و دوباره به سکوتی سنگین تبدیل می‌شود. نگاه‌ها اغلب به سمت تابوت‌هایی است که آرام‌آرام بر شانه‌های مردم حرکت می‌کنند.
آنچه در این مراسم بیش از هر چیز به چشم می‌آید، حضور گسترده مردم با دیدگاه‌ها و سبک‌های زندگی متفاوت است. جامعه‌ای که در زندگی روزمره شاید چندان کنار هم دیده نشود، در چنین لحظاتی حول یک احساس مشترک جمع می‌شود؛ احساس همدردی با قربانیان و همراهی با خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند.
در طول مسیر، مردی که خود را کارگر یکی از کارخانه‌های اصفهان معرفی می‌کند، در حالی که به تابوت‌ها نگاه می‌کند می‌گوید: «ما کارگرها همیشه فکر می‌کنیم نهایت خطرمان حادثه‌های کارگاهی است. اما حالا می‌بینیم که همکارانمان در جایی که فقط محل کارشان بوده، جانشان را از دست داده‌اند. برای همین امروز خیلی از کارگرها آمدند تا نشان بدهند که آن‌ها را فراموش نمی‌کنیم.»
چند قدم آن‌طرف‌تر، دختر دانشجویی که همراه دوستانش آمده است، می‌گوید: «ما شاید این افراد را از نزدیک نمی‌شناختیم، اما وقتی شنیدیم کارگرانی که هیچ نقش نظامی نداشتند هدف حمله قرار گرفته‌اند، احساس کردیم باید در کنار خانواده‌هایشان باشیم.»
نام شهدا از بلندگوها اعلام می‌شود و مردم هر بار با صلوات پاسخ می‌دهند. در میان این اعلام‌ها، نکته‌ای که بارها به آن اشاره می‌شود، دشواری شناسایی برخی از پیکرهاست. گفته می‌شود تعدادی از شهدا تنها از طریق آزمایش‌های DNA شناسایی شده‌اند و حتی هنوز پیکر برخی از آن‌ها به‌طور کامل پیدا نشده است. همین موضوع باعث شده بسیاری از حاضران با چهره‌هایی متأثر به تابوت‌ها نگاه کنند.
مادری که در کنار خیابان ایستاده و چادرش را محکم گرفته، می‌گوید: «وقتی شنیدم بعضی از خانواده‌ها حتی پیکر کامل عزیزشان را تحویل نگرفته‌اند، دلم شکست. آمدم که بگویم ما در غمشان شریک هستیم.»
از منظر جامعه‌شناسی، چنین مراسم‌هایی اغلب لحظه‌ای از همبستگی اجتماعی را نشان می‌دهد؛ جایی که افراد با عقاید و ظاهرهای متفاوت، در کنار هم قرار می‌گیرند تا به یک حادثه تلخ واکنش مشترک نشان دهند. در این مراسم نیز همین تصویر دیده می‌شود؛ مردمی که شاید در شرایط عادی هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، حالا شانه‌به‌شانه در یک مسیر حرکت می‌کنند.
در عین حال، از منظر انسانی و حقوق بین‌الملل، حمله به افراد غیرنظامی همواره یکی از بحث‌های جدی در ادبیات حقوق بشردوستانه بوده است. کارگرانی که در یک شهرک صنعتی مشغول کار روزانه خود بوده‌اند، نمونه‌ای از شهروندان عادی هستند که در بسیاری از درگیری‌ها قربانی خشونت می‌شوند. به همین دلیل، در میان بسیاری از حاضران این پرسش تکرار می‌شود که چرا افرادی که هیچ نقش نظامی یا سیاسی نداشته‌اند، هدف چنین حمله‌ای قرار گرفته‌اند.
نکته‌ای که در میان صحبت‌های مردم نیز شنیده می‌شود، تازگی چنین اتفاقی در حافظه اجتماعی کشور است. یکی از مردان میانسال که خود را بازنشسته معرفی می‌کند، می‌گوید: «در سال‌های مختلف جنگ و درگیری، شهدای زیادی داشتیم، اما اینکه کارگرانی که سر کارشان هستند هدف قرار بگیرند، برای خیلی از ما تازه و تکان‌دهنده است.»
به گفته برخی از حاضران، این نخستین بار است که در سال‌های اخیر، نام «شهدای کارگر» در چنین ابعادی در یک حادثه در داخل کشور مطرح می‌شود؛ موضوعی که باعث شده بسیاری از کارگران و اقشار مختلف جامعه برای ادای احترام در مراسم حضور پیدا کنند.
حرکت جمعیت به‌تدریج از میدان فیض به سمت گلستان شهدای اصفهان ادامه پیدا می‌کند. در طول مسیر، مردم بارها تلاش می‌کنند تابوت‌ها را لمس کنند. دست‌ها یکی پس از دیگری بالا می‌رود و تابوت‌ها میان دست‌های مردم جابه‌جا می‌شود؛ گویی هرکس می‌خواهد لحظه‌ای سهمی در این بدرقه داشته باشد.
در میان این جمعیت، یاد دو شهید هوانیروز نیز بارها تکرار می‌شود؛ سرباز شهید سیدمحمدمهدی سجادی‌فر و سرباز شهید محمدحسین ایکدر باصری. جوانانی که نامشان در کنار شهدای کارگر برده می‌شود و تصویرشان در دست برخی از مردم دیده می‌شود.
هرچه جمعیت به گلستان شهدای اصفهان نزدیک‌تر می‌شود، فضای مراسم سنگین‌تر و آرام‌تر می‌شود. صدای جمعیت کمتر شده و بسیاری در سکوت قدم برمی‌دارند. وقتی تابوت‌ها به ورودی گلستان شهدا می‌رسند، صفوف مردم برای اقامه نماز بر پیکر شهدا شکل می‌گیرد.
مردم در کنار یکدیگر می‌ایستند و نماز میت بر پیکر شهدا خوانده می‌شود. سکوتی سنگین در فضا حاکم است و تنها صدای دعا و ذکر به گوش می‌رسد. پس از پایان نماز، تابوت‌ها بر دوش مردم قرار می‌گیرد. دست‌ها بار دیگر بالا می‌رود و تابوت‌ها در میان جمعیت حرکت می‌کنند تا به محل خاکسپاری برسند. برخی از مردم گل‌هایی را که همراه آورده‌اند روی تابوت‌ها می‌گذارند و برخی دیگر زیر لب دعا می‌خوانند.
پیرمردی که در گوشه‌ای ایستاده و به این صحنه نگاه می‌کند، آرام می‌گوید: «این‌ها فرزندان همین شهر بودند؛ کارگر، سرباز، جوان. امروز همه شهر آمده که بدرقه‌شان کند.»
وقتی تابوت‌ها به محل خاکسپاری می‌رسند، جمعیت هنوز ایستاده است. برخی آرام اشک می‌ریزند و برخی با نگاه‌های طولانی به تابوت‌ها بدرقه‌شان می‌کنند. لحظه‌ای که خاکسپاری انجام می‌شود، سکوتی عمیق در میان مردم شکل می‌گیرد. شاید مهم‌ترین تصویر این روز، همین حضور گسترده مردمی باشد که با تفاوت‌های بسیار در کنار یکدیگر ایستاده‌اند. مردمی که با پرچم‌های ایران، با عکس‌هایی در دست و با دست‌هایی که برای لمس تابوت‌ها بالا رفته، آمده‌اند تا بدرقه‌کننده انسان‌هایی باشند که از یک روز کاری عادی به نام «شهید» در حافظه این شهر ثبت شدند.
و حالا در غروب آرام اصفهان، گلستان شهدا بار دیگر میزبان فرزندانی شده است که شهر برای بدرقه‌شان یکصدا شد.
مراسم تشییع شهدای هوانیروز و شهدای کارگر شهرک صنعتی جی تنها یک آیین بدرقه نبود؛ صحنه‌ای بود از همدلی و ایستادگی مردمی که در یکی از مهم‌ترین نمادهای حافظه جمعی اصفهان، یعنی گلستان شهدا، گرد هم آمده بودند. در حالی که پیش از این نیز مناطق اطراف گلستان شهدا هدف اصابت قرار گرفته بود و فضای شهر همچنان تحت تأثیر حوادث اخیر قرار داشت، حضور گسترده مردم نشان داد که ترس و نگرانی نتوانسته آن‌ها را از حضور در این مراسم باز دارد.
مردم پیام روشنی را منتقل کردند؛ اینکه جامعه ایران در لحظات دشوار به جای عقب‌نشینی، بیشتر به هم نزدیک می‌شود. حضور اقشار مختلف، از کارگران و دانشجویان تا خانواده‌ها و سالمندان، نشان می‌داد که این مراسم تنها متعلق به یک گروه یا قشر خاص نیست، بلکه به بخشی از هویت و همبستگی اجتماعی مردم تبدیل شده است.
در واقع تشییع این شهدا به نمادی از مقاومت اجتماعی بدل شد؛ مردمی که با وجود حملات و تهدیدها، در کنار یکدیگر ایستاده‌اند و نشان می‌دهند که از مسیر و باورهای خود عقب‌نشینی نمی‌کنند. آن‌ها با حضورشان در این مراسم اعلام کردند که یاد شهدا و آرمان‌هایی که برای آن جان باخته‌اند، همچنان برایشان زنده است.
در این میان، حضور گسترده مردم در کنار خانواده‌های شهدا پیامی از همبستگی ملی را نیز به نمایش گذاشت؛ اینکه جامعه ایرانی در مواجهه با حوادث تلخ، بیش از پیش به هم نزدیک می‌شود و در دفاع از سرزمین و ارزش‌های خود احساس مسئولیت مشترک دارد.
گلستان شهدای اصفهان در پایان این مراسم بار دیگر میزبان فرزندانی از این سرزمین شد، اما آنچه در حافظه این روز باقی می‌ماند، تنها خاکسپاری چند شهید نیست؛ بلکه تصویری از مردمی است که نشان دادند در سخت‌ترین شرایط نیز کنار یکدیگر می‌ایستند و با هم از سرزمینشان پاسداری می‌کنند.