به گزارش اصفهان زیبا؛ حالا بیش از یک ماه از آغاز جنگ میگذرد و شهروندان بسیاری در این مدت، روزهای سختی را پشت سر گذاشتهاند؛ لحظههایی که شاید تحمل آنها برای افراد دارای معلولیت بسیار سختتر و طاقتفرساتر از باقی مردم بوده است؛ چرا که آنها به دلیل شرایط جسمی خود، محدودیتهای بسیاری را در این ایام تحمل کردهاند و حتی امکان جابهجایی به محل امن را هم نداشتهاند.
سایه ناامنی روانی بر سر افراد دارای معلولیت
جنگ پیامدهای مختلفی را برای شهروندان به همراه داشته است؛ از گرفتن جانهای متعدد تا آسیب به خانه و کاشانه افراد. در این میان اما افراد دارای معلولیت مشکلات بسیاری را تحمل میکنند. سهیل معینی، مدیر انجمن باور در این باره به «اصفهان زیبا» میگوید: «آسیبهایی که در این شرایط وارد میشود، از تخریب مستقیم محل زندگی افراد تا ناامنی روانی گستردهای که بسیاری از مردم با آن مواجه هستند. ممکن است خانههای برخی افراد آسیب ندیده باشد، اما وقتی فرد در شهری زندگی میکند که در آن جنگ جریان دارد، عملا نوعی ناامنی روانی فراگیر بر زندگی همه افراد سایه میاندازد؛ بهویژه اگر این وضعیت طولانی شود. در چنین شرایطی بسیاری از افراد دچار مشکلات روانی میشوند؛ از جمله اختلال در خواب، کابوسهای شبانه و برهم خوردن تعادل سیستم عصبی که پیامدهای مختلفی برای آنها به همراه دارد. این مسائل بهطور طبیعی شامل افراد دارای معلولیت نیز میشود.»
به گفته او، آنچه گفته شد از جنبه چالشهای عمومی است، اما بحث اصلی بیشتر به چالشهای خاص مربوط میشود؛ بهویژه چالشهایی که افراد دارای معلولیت و خانوادههای آنان با آن روبهرو هستند و اهمیت قابل توجهی دارد؛ برای نمونه، افراد دارای مشکلات حرکتی با مسائل ویژهای مواجهاند و در چنین شرایطی این مشکلات چند برابر میشود؛ بهعنوان مثال، اگر خانهای آسیب ببیند، این افراد عملا امکان جابهجایی ندارند و با محدودیتهای شدید روبهرو میشوند که ناامنی روانی آنها را نیز تشدید میکند.
یک فرد عادی در شرایط خاص میتواند از محل خارج شود یا فرار کند، اما این امکان برای فردی با معلولیت حرکتی بسیار محدود است. این روزهای پرتنش، بسیاری از معلولان در آسایشگاه ها و مراکز شبانه روزی زندگی میکنند.
اینگونه که معینی میگوید: « آسایشگاهها باید اصول و استانداردهایی را رعایت کنند. در شرایط فعلی، اقداماتی برای مقاومسازی اولیه و در حد امکانات انجام شده است؛ برای مثال، چسبزدن شیشهها یا دور کردن تختها از پنجرهها. با این حال، برخی آسایشگاهها بهطور جدی آسیب دیدهاند و ساکنان آنها جابهجا شدهاند. در این زمینه هم سازمان بهزیستی و هم برخی نهادهای دیگر کمک کردهاند و حتی در مواردی برخی از کودکان به خیرین سپرده شدهاند. با این حال، واقعیت این است که شرایط جنگی است و محدودیتهای خاص خود را دارد.»
این فعال حوزه افراد دارای معلولیت بیان میکند: « یکی از مسائل مهمی که مطرح بوده، موضوع جابهجایی این افراد است. جابهجایی خود نیازمند امکانات و توان اقتصادی است؛ فرد باید جایی برای انتقال داشته باشد یا مکانی در اختیارش قرار گیرد، اما همه چنین امکانی ندارند و به همین دلیل بسیاری از افراد عملا قادر به جابهجایی نیستند. در مورد افراد دارای معلولیت، حتی اگر خانوادهای بتواند مکانی را اجاره کند، این پرسش مطرح میشود که آیا آن ملک برای فرد دارای معلولیت قابل دسترس است یا نه.
بسیاری از این املاک شرایط مناسب برای تردد و زندگی افراد دارای معلولیت را ندارند و همین موضوع باعث شده است که بسیاری از آنها، با وجود فشارهای شدید روانی، ناچار شوند در خانههای خود بمانند. موضوع دیگری که مطرح است، دسترسی به خدمات بهداشتی و تجهیزات مورد نیاز است؛ برای مثال، افرادی که بسترگرا هستند یا ضایعه نخاعی دارند، در شرایط جنگی با مشکلات جدی در دسترسی به تجهیزات و خدمات مواجه میشوند. این تجهیزات معمولا هزینه بالایی دارند؛ هرچند تلاشهایی صورت گرفته تا این شرایط تا حدودی مدیریت شود، اما همچنان محدودیتهای جدی وجود دارد.» به اعتقاد او، یکی از مشکلات دیگر، تعطیلی مراکز توانبخشی روزانه است. افرادی که نیاز به خدماتی مانند فیزیوتراپی، کاردرمانی یا آبدرمانی دارند، از این خدمات محروم شدهاند. البته میشود بخشی از این خدمات را در قالب ارائه در منزل ساماندهی کرد، اما این موضوع نیز هزینهبر است و ساماندهی آن با دشواری همراه است.
مدیر انجمن باور ادامه میدهد: «موضوع دیگر، دسترسی به خدمات درمانی است. برخی از این افراد به دلیل مشکلات حملونقل با دشواریهای جدی روبهرو هستند. از سوی دیگر، قطع یا اختلال در سرویسهای اینترنتی نیز مشکلاتی را ایجاد میکند و مجموعه این عوامل شرایط را پیچیدهتر میسازد. در چنین وضعیتی، اولویت این است که بخشی از خدمات درمانی ضروری برای این افراد در منزل ارائه شود.» به گفته او این روزها مدارس به صورت مجازی برگزار میشود، اما بسیاری از خدماتی که به دانشآموزان دارای معلولیت ارائه میشد، در بستر شاد قابل ارائه نیست. برای مثال، دانشآموزان مبتلا به اوتیسم یا کمتوانی ذهنی به خدمات آموزشی و حمایتی خاصی نیاز دارند که در آموزش مجازی بهخوبی فراهم نمیشود. همچنین برای دانشآموزان نابینا نیز دسترسی کامل به سامانه شاد فراهم نیست و در نتیجه بسیاری از این دانشآموزان در این مدت نتوانستهاند بهطور کامل از این بستر آموزشی استفاده کنند.
هزینههای بالا و عدم دسترسی به اماکن امن
شهرام مبصر، مدیرعامل موسسه پیام آوران ساحل نیز در این باره به «اصفهان زیبا» میگوید: «افراد دارای معلولیت در این روزها با سختیهای بیشتری نسبت به سایر اقشار جامعه دچار میشوند؛ چراکه هزینهها بهشدت افزایش یافته و سرسامآور شده و از سوی دیگر شرایط جنگی، وضعیتی اضطراری ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، اگر فردی معلولیت نداشته باشد، تا حدی میتواند خود را ایمن کند یا به مکانی پناه ببرد؛ اما افراد دارای معلولیت حتی از این امکان نیز برخوردار نیستند، زیرا به دلیل شرایط فیزیکی خود نمیتوانند به هر مکانی پناه ببرند یا بهراحتی از جایی به جای دیگر منتقل شوند.»
به گفته او، پس از جنگ ۱۲ روزه این موضوعات را با وزارت رفاه و وزارت بهداشت در میان گذاشتیم و حتی در قالب جلسات هماندیشی نیز پیشنهاداتی مطرح شد، اما عملا توجه جدی به آن نشده است. در حال حاضر نیز بسیاری از افراد دارای معلولیت در شرایط سختی زندگی میکنند. هزینههای جانبی زندگی افزایش یافته و از همه نظر گرانتر شده است. تصور کنید هزینههای درمانی مانند درمان زخم بستر، تهیه وسایل بهداشتی و تجهیزات مورد نیاز تا چه اندازه افزایش پیدا کرده است. در حالی که یک فرد غیرمعلول میتواند تا حدی زندگی عادی خود را مدیریت کند، فردی که از سوند استفاده میکند یا به پوشینه نیاز دارد، با قیمتهایی روبهرو است که بسیار بالا رفته است. در چنین شرایطی، فشار اصلی این هزینهها بر دوش خود فرد دارای معلولیت و خانواده او قرار میگیرد.
مبصر بیان میکند: «از سوی دیگر، نهادهای متولی نیز پیگیری مؤثری در این زمینه نداشتهاند. این نهادها عملا مانند جزایر منفصل از یکدیگر عمل میکنند و هر کدام مسیر خود را میروند و هماهنگی مشخصی میان آنها وجود ندارد؛ در حالی که تاکنون هیچ بسته حمایتی مشخصی برای حمایت از افراد دارای معلولیت در این شرایط تعریف و در اختیار آنها قرار داده نشده است.»
او ادامه میدهد: «موضوع دیگری که مطرح است به سازمان بهزیستی مربوط میشود. این سازمان در شهرهای مختلف، بهویژه در شهرهای شمالی، اردوگاههایی را تحت اختیار خود دارد که پیش از این بهعنوان مراکز تفریحی مورد استفاده قرار میگرفتند و برای برگزاری اردوهای انجمنها از آنها استفاده میشد. ما بارها این موضوع را مطرح کردهایم که این اردوگاهها میتوانند برای اسکان افراد دارای معلولیت مورد استفاده قرار گیرند، اما متأسفانه درهای این مراکز باز نمیشود. این در حالی است که این اردوگاهها دسترسپذیر و مناسبسازی شدهاند. حتی بسیاری از افراد دارای معلولیت اعلام کردهاند که حاضرند با هزینه شخصی خود در این مراکز مستقر شوند، اما با وجود این، چنین امکانی از سوی سازمان بهزیستی فراهم نشده است.»
به گفته مبصر، در حال حاضر اعلام شده است که مردم میتوانند برای اسکان به مدارس مراجعه کنند، اما ممکن است بسیاری از این مدارس مناسبسازی نشده باشند و یک فرد دارای معلولیت نتواند از آنها استفاده کند. در حالی که اردوگاههای تحت نظر سازمان بهزیستی کاملا دسترسپذیر هستند و میتوانند بهطور مشخص به افراد دارای معلولیت خدمات ارائه دهند. این موضوع همچنان یکی از مطالبات جدی در این زمینه است.