به گزارش اصفهان زیبا؛ جنگ میان ایران از یکسو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر بهطور مستقیم بر زندگی روزمره، ذهنیت عمومی و معادلات سیاسی کشور عراق سایه انداخته است. این جنگ حتی پیش از آنکه بهصورت رسمی و تمامعیار رخ دهد، ردپای خود را در اقتصاد، سیاست و احساسات مردم عراق برجای گذاشته و این کشور را در موقعیتی قرار داده که ناگزیر از واکنش، تطبیق و بازتعریف موقعیت خود است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که افکار عمومی عراق چه نگاهی به این تقابل دارد و این تنشها چگونه لایههای مختلف جامعه عراق را تحت تأثیر قرار داده است؟
تصویر ایران در افکار عمومی عراق
از زمان آغاز تنشهای ایران و آمریکا در یک ماه گذشته بخش بزرگی از مردم عراق بهویژه در میان گروههای شیعه موضعی مثبت نسبت به ایران داشتهاند. در این نگاه، ایران کشوری است که توانسته در برابر آمریکا و اسرائیل بایستد؛ تصویری که برای جامعه عرب، بهخصوص در مقایسه با کشورهایی مانند عربستان سعودی و دیگر دولتهای عربی منطقه که نتوانستهاند چنین موضعی اتخاذ کنند، واجد نوعی اهمیت و حتی افتخار تلقی میشود. در امتداد همین برداشت، این تصور در میان بسیاری از عراقیها شکل گرفته که ایران در سالهای اخیر توانسته جایگاهی مقتدرانه در منطقه برای خود تثبیت کند. این احساس صرفاً در سطح تحلیلهای سیاسی باقی نمانده، بلکه در بزنگاههای احساسی نیز بروز پیدا کرده است؛ بهگونهای که پس از به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب، شمار بسیاری از مردم عراق ابراز تأسف کردند، پیامهای همدردی منتشر شد و حتی در برخی شهرهای عراق مراسمهایی در این ارتباط برگزار شد. واکنشهایی که نشان میدهد تصویر ایران، برای بخش اعظم جامعه عراق، به یک مؤلفه هویتی و احساسی نیز تبدیل شده است.
از سوی دیگر بخش قابلتوجهی از جامعه عراق بهویژه در مناطق شیعه نشین نگاه به حضور آمریکا با نوعی بدبینی همراه است. بسیاری بر این باورند که حضور آمریکا در عراق به خروج منابع این کشور منجر شده و بخش مهمی از مشکلات اقتصادی کنونی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. در واقع این احساس وجود دارد که آمریکا طی سالها منابع عراق را خارج کرده و در عین حال، نتوانسته زمینههای توسعه پایدار را در این کشور فراهم کند. همین برداشت، در شکلگیری نگاه مثبتتر به ایران در میان بخشی از افکار عمومی عراق نیز بیتأثیر نبوده و ایران را بهعنوان بازیگری مقاوم در برابر آمریکا در ذهن آنان تثبیت کرده است.
فشارهای اقتصادی و اجتماعی
همزمان با افزایش تنشها، عراق با فشارهای اقتصادی قابلتوجهی مواجه شده است. محدود شدن مسیرهای حملونقل دریایی و کاهش سطح تجارت با ایران، به کمبود کالاهای اساسی و مواد غذایی در بازار عراق انجامیده و روند واردات را بهشدت کاهش داده است. کمبودهایی که در بسیاری از مناطق عراق، از جمله در اقلیم کردستان، بهطور ملموس احساس میشود. در کردستان، تعطیلی مدارس و کاهش سطح دسترسی به انرژی، به مشکلاتی جدی در زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. به این ترتیب، حتی پیش از آنکه جنگی بهطور رسمی آغاز شود، پیامدهای آن در سطوح اقتصادی و اجتماعی در زندگی مردم عراق نمود پیدا کرد و این شرایط به بخشی از تجربه روزمره آنان تبدیل شده است؛ وضعیتی که میتوان از آن بهعنوان شکلگیری یک جنگ غیررسمی اما واقعی در بستر معیشت یاد کرد.
سیاست در وضعیت انتظار
در جامعه سیاسی عراق نیز؛ همزمانی تنشهای ایران و آمریکا با موضوع نخستوزیری، وضعیت را وارد مرحلهای پیچیده کرده است. به عنوان مثال برخی جریانهای سیاسی که در ابتدا از انتخاب مالکی حمایت میکردند، با افزایش تنشها در مواضع خود تجدیدنظر کردهاند. در حال حاضر نیز بخش قابلتوجهی از سیاستمداران عراقی ترجیح میدهند در وضعیت انتظار باقی بمانند تا چشمانداز تحولات در ایران روشنتر شود و سپس بر اساس آن، جهتگیری سیاسی خود را تنظیم کنند. این وضعیت را میتوان نوعی تعلیق آگاهانه در تصمیمگیری دانست که ریشه در محاسبهگری دقیق نسبت به آینده توازن قوا دارد. در این میان، این برداشت وجود دارد که اگر ایران در مسیر تضعیف قرار گیرد، گرایش به گزینههای نزدیکتر به آمریکا افزایش خواهد یافت و در مقابل، در صورت تقویت موقعیت ایران، تمایل به انتخاب چهرههای نزدیکتر به تهران بیشتر خواهد شد. با این حال، اغلب سیاستمداران این کشور از اتخاذ مواضع صریح و آشکار خودداری میکنند و در عوض، بر ضرورت آرامسازی فضای منطقه و جلوگیری از گسترش درگیریها تأکید دارند؛ موضعی که بیش از هر چیز نشاندهنده احتیاط راهبردی در شرایط عدم قطعیت است.
بازیگری حشدالشعبی در میدان و در متن تنش
در میان بازیگران عراقی، حشدالشعبی یکی از اثرگذارترین نیروها در تحولات اخیر به شمار میرود. این نیرو در ماههای گذشته، هم علیه پایگاههای آمریکایی اقداماتی انجام داده و هم خود هدف حملات متعدد آمریکا قرار گرفته است. برخی از اعضای این نیرو، چه بهصورت علنی و چه غیررسمی، حمایتهایی از ایران ابراز کردهاند. همچنین گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد در دوره اخیر، بخشی از نیروهای انسانی و امکانات نظامی در اختیار ایران قرار گرفته و حتی اعلام شده است که در صورت نیاز به درگیری زمینی، آمادگی برای حضور در میدان وجود دارد. در مقابل، چندین حمله سنگین علیه پایگاههای حشدالشعبی در عراق انجام شده که این مسئله به تشدید تنش میان آمریکا و این نیرو انجامیده و موقعیت آن را در معادلات امنیتی عراق بیش از پیش برجسته کرده است. آنطور که حشدالشعبی نهتنها یک بازیگر داخلی، بلکه به یکی از نقاط تماس مستقیم در تقابل ایران و آمریکا تبدیل
شده است.
رویکرد متفاوت اقلیم کردستان نسبت به ایران
و اما در اقلیم کردستان عراق، چه در میان سیاستمداران و چه در سطح افکار عمومی، رویکردی متفاوت نسبت به ایران آن هم در این شرایط جنگی با آمریکا و اسرائیل مشاهده میشود. در این منطقه، غالباً نگاه نزدیکی به آمریکا وجود دارد و در مقابل، موضع مثبتی نسبت به ایران دیده نمیشود. بخشی از این رویکرد، ریشه در نوعی احساس فاصله سیاسی و فرهنگی با ایران دارد که از منظر برخی، نشانهای از پیشرفت و استقلال تلقی میشود. با این حال، در روایتهای موجود در این منطقه، به نقش ایران در مقابله با تهدید داعش نیز اشاره میشود. بر اساس این روایتها، در زمانی که کردستان با تهدید داعش مواجه بود، کمک ایران بهمراتب سریعتر و مؤثرتر از کمک آمریکا انجام شد؛ بهگونهای که پس از درخواست کمک از آمریکا، پاسخی دریافت نشد، اما در پی درخواست از ایران، کمکها در فاصله زمانی کوتاهی ارسال شد. با وجود این سابقه، حملات اخیر ایران به برخی گروههای مسلح مستقر در کردستان و بازتاب آن در رسانههای کردی، آمریکایی و اسرائیلی، باعث شده شکاف سیاسی میان اقلیم کردستان و ایران همچنان پابرجا بماند. آنطور که این رسانهها میگویند این مواضع ، مواضع دولت کردستان معرفی شده است.
عراق در میانه روایتهای متکثر
در مجموع، برداشتهای موجود در جامعه عراق نسبت به ایران و آمریکا، تصویری چندلایه و متکثر را شکل میدهد. اکثریت مردم در مناطق شیعهنشین عراق، ایران را بهعنوان بازیگری قدرتمند و مقاوم میبینند؛ سیاستمداران با احتیاط و بر اساس محاسبات در حال تنظیم مواضع خود هستند؛ حشدالشعبی بهعنوان یک نیروی میدانی نقش پررنگی ایفا میکند؛ و در مقابل، اقلیم کردستان رویکردی متمایل به غرب دارد، هرچند نقش ایران در مقابله با داعش را نیز در حافظه خود حفظ کرده است. مجموعهای از روایتها که در نهایت تصویری پیچیده از تأثیر تحولات ایران و آمریکا بر عراق امروز ارائه میدهد؛ کشوری که همزمان درگیر فشارهای اقتصادی، محاسبات سیاسی و نگرانیهای امنیتی است و تلاش میکند خود را از تبدیل شدن به میدان مستقیم این تقابل دور نگه دارد.