به گزارش اصفهان زیبا؛ دیوارهای ویران، پنجرههای شکسته و تکههای آجر توی کوچههای برخی از محلههای اصفهان، نشانی است از جنگ. ویرانی بهجامانده از جنگ و خانههایی که اهالی آن حالا گوشهای دیگر از شهر روزگار میگذرانند، روح محلهها را کدر کرده است. محلههای مورد آسیب، هنوز نشاط قبل را ندارند. باآنکه ویرانیها و خرابههای بهجامانده از جنگ، با تلاش شهرداری و نیروهای جهادی با سرعت از محله دور میشود تا مردم امیدی به جریان زندگی پیدا کنند، خانههایی هستند که هنوز قابلیت اسکان ندارند و برای حضور مردم باید احتمالا تا پایان جنگ صبر کرد.
این سند جنایتهای آمریکا و اسرائیل است
برای صحبت با مردمی که در این محلهها آسیبدیدهاند، راهی محله باهنر شدیم. ساختمان نیمهویران کنار خیابان باهنر با شعاری که روی آن نوشتهشده بود «این سند جنایتهای آمریکا و اسرائیل است» تصویر جنگ را بهخوبی ترسیم میکرد.
خانههای اطراف محل اصابت، همگی آثاری از تخریب داشتند. چند خانه آنطرفتر از محل اصابت، زن و مردی کنار پنجره خانهشان که حالا دیگر نه چهارچوبی داشت و نه شیشه، ایستاده بودند و خانهای را که باید برای بازسازیاش تلاش میکردند، ورانداز میکردند.
با اجازه ساکنان وارد خانه مورد اصابت شدیم. راهپلهها هنوز آثار تخریب را داشت. با دعوت خانم خانه، راهی طبقه اول شدیم. در باز بود و مرد بنایی داشت دیوار تخریبشده داخل خانه را ترمیم میکرد. اثاث منزل با لایه سنگینی از خاک، توی سالن چیده شده بود. دوچرخه و لوازم بازی پسر خانواده هم بینصیب از موج انفجار نمانده و گوشهای کز کرده بود.
مرد وقتی خواست شب اصابت را به یاد بیاورد، کمی مکث کرد. خواب بوده که با ریختن قسمتی از سقف سالن از خواب میپرد و صدای مهیب و انفجار باعث دلهرهاش میشود. شیشههای کل ساختمان و پنجرهها تخریب میشود و توی تاریکی مطلق، زن و بچهاش را از پلهها میبرد بیرون. ترس، دلهره و تاریکی هدیه آن شب است که توی ذهن مرد مانده.
میخواهیم زندگی کنیم خودمان دستبهکار شدیم
او میگوید که از شهرداری برای ارزیابی مناطق مسکونی و برآورد خسارت آمدهاند؛ اما خودشان برای آنکه بتوانند به زندگی برگردند و برای سکونت آماده شوند، دستبهکار شدهاند. «ما الان سرگردانیم. میخواهیم زندگی کنیم. گفتیم خودمان سریع دستبهکار شویم. خانه هنوز خیلی کار دارد. درِ واحدمان کندهشده که باید دوبارهکار کنیم. همسایهها در حال تعمیر خانهها هستند. خودروهایمان هم که توی پارکینگ بوده، آسیب دیده است. ما فقط همان روز اول مدارکمان را برای سامانه 137 ارسال کردیم؛ اما زمانی برای پرداخت هزینه به ما نگفتهاند؛ فقط منتظریم.»
وقتی وارد کوچه میشویم، چند نفر از ساکنان یکی دیگراز ساختمانهای آسیبدیده کنار هم ایستادهاند و نگاهشان به محل زندگیشان است. پسر خانواده از حضور نیروهای جهادی برای سامان دادن به خانهها میگوید. نیروهای جهادی در محله برای نصب شیشه و تعمیر پنجرههای آلومینیومی حضور داشتند. «ما خانوادگی در این ساختمان زندگی میکنیم. نیروهای جهادی و مردمی آمدهاند؛ البته نیروهای جهادی هم امکاناتشان کم است؛ باید نیرو و تجهیزات داشته باشند تا سریع یک واحد را برای زندگی سامان بدهند.»
توی تاریکی و روی خردهشیشهها دویدیم به سمت پارکینگ
پدر خانواده ادامه میدهد: «تمام در و پنجرهها آسیبدیده و شیشهها شکسته شده است. آن شب خواب بودیم، با صدای انفجار از خواب پریدیم و بعد نور و آتش وارد ساختمان شد. ما فقط توی تاریکی و روی خردهشیشهها دویدیم بهسمت پارکینگ.»
وارد حیاط خانه میشویم. دیوار همسایه کناری از موج انفجار توی حیاط خانه هوار شده و باغچه خانه را نابود کرده است. ماشینهای پارک شده هم بهشدت آسیب دیدهاند.
پسر خانواده میگوید: «ماشینم نزدیک 300 میلیون خسارتدیده است. برای برآورد خسارت آمدهاند؛ اما هنوز مشخص نیست که چه موقع و چقدر میتوانند به ما خسارت بدهند.»
مادر خانواده وقتی ما را میبیند، میآید جلو و از آن شب هولناک میگوید و از اضطراب سالم بودن بچههایش. «من از زمان جنگ بیدارم و شبها خوابم نمیبرد. آن شب حس کردم جنگنده بالای سرمان است؛ صدای مهیبی داشت. آن شب خیلی سخت بود و ترسناک. وقتی موشک زدند، آتش سنگینی توی ساختمان روبهرو دیدم. دود غلیظی وارد ساختمان شد و برق هم رفت. خیلی شرایط سختی بود. کاش کسی این شرایط را تجربه نکند! دخترم تازهعروس است و زندگیاش کلی خسارت دیده. دو تا نوه دارم که از آن شب ناآرام هستند. ما 10 روز است، آوارهایم. حالا توی یک مهمانپذیر ساکن هستیم که شرایط خوبی هم ندارد. هرکدام از بچههایم یکطرف شهر هستند.»
خانههای زیادی در محله باهنر از موج انفجار آسیب دیده است. وقتی توی کوچههای محله قدم میزنیم، برخی خانهها هنوز بلاتکلیفاند و پردهها با باد توی هوا تکان میخورند. برخی خانهها با نصب پلاستیک، سامان داده شدهاند و برخی هم در حال نصب شیشه هستند. حضور نیروهای جهادی و کمککردن مردم، اولین چیزی است که مردم در حرفهایشان به آن اشاره داشتند.
شهرداری برای ارزیابی آمد؛ اما خودم دستبهکار شدم
راهمان را بهسمت یکی از نقاط جنوب غربی شهر، کج میکنیم؛ محلهای که به دلیل حمله به مناطق نظامی فراجا، موردحمله شدید قرار گرفت. محله قائمیه ساختار شهری عجیبی دارد؛ خانههایی که روی ارتفاعات ساخته شدهاند و متراژ خیلی بزرگی ندارند. موج انفجار به مناطق مسکونی و آموزشی آسیب زیادی زده است. شیشهها شکستهشده و پردههای نیمه آویزان و درهای تورفته، همگی حکایت از جنایت دارند.
درِ یکخانه باز بود و مردی بلندقد که داشت پنجره خانهاش را تعمیر میکرد، با گرمی سلاممان را جواب داد. آن شب خانه نبوده و وقتی از سفر برمیگردد، با خانهای که آسیب شدیدی دیده روبهرو میشود. مرد دعوتمان میکند داخل خانه تا از نزدیک میزان خسارت را ببینیم. اثاث خانه را یکگوشه جمع کرده است و درهای فلزی و قدی پذیرایی حالا دیگر شیشهای ندارد. باد پردهها را تکان میدهد و چهارچوبها از جا درآمده و ترک برداشتهاند. کف خانه پر است از گردوخاک. مرد همانطور که با دست میزان تخریب را نشان میدهد، میگوید: «زن و بچه را فرستادم دیارمان. خانه خیلی آسیبدیده و حالا نمیشود توی آن زندگی کرد. شهرداری برای ارزیابی آمده؛ اما خودم دستبهکار شدم تا ببینم چه میشود؛ چون دیدم طول میکشد برای بازسازی بیایند. نیروهای جهادی هم به محله آمدهاند و کمک کردهاند. خانه همسایهها نیز خیلی آسیبدیدهاند.» میبردمان روی پشتبام. تانک فلزی روی پشتبام، ترکشخورده و آب میدهد. یک تکه فلزی بزرگ از ساختمان کنار خانهاش پرتابشده و لای شاخههای کاج کنار خانه گیر کرده است؛ روی پشتبام هم پر از سنگ و خاک شده. از بالای پشتبام سایر خانههای محله مشخص است و تمام در و پنجره خانههای مشرفبه منطقه نظامی، آسیبدیده. این صحنه، یک جنگ تمامعیار را جلوی چشم آدم نمایش میدهد که مفهومی به اسم منطقه مسکونی و مردم بیدفاع را برای دشمن متصور نیست. خانهها برای عید خانهتکانی شده بودند و حالا با یک حمله، خالی از سکنه شدهاند و محله تقریبا سوتوکوراست.بعد از خانه مرد، بهسمت پایین کوچه حرکت میکنیم و به چند واحد آموزشی و مدرسه میرسیم که روزی با صدای دختران و پسران دانشآموز نشاطی به کوچه میدادند؛ اما حالا بهشدت آسیبدیدهاند. پنجرهها همگی شکستهاند و مدرسه برای دیدن دوباره دانشآموزان نیاز به بازسازی اساسی دارد.
شهرکی که جنگ مشکلاتش را دوچندان کرد
جنگ رمضان وقتی پایش به سطح شهر و غیرنظامیان باز شد، دیگر نقطه امنی برای کسی نماند. مناطق مختلف شهری آسیب دیدند و مردم در بهتی از تخریب و آوارهشدن قرار گرفتند. در ادامه، به سراغ شهرک قدس در خیابان امام خمینی و سمت دیگر شهر اصفهان رفتیم. آپارتمانهای فرسوده شهرک که قدمت زیادی دارند و بسیار در مقابل حملات آسیبپذیر هم هستند، از جنگ بینصیب نماندهاند. هدفقرارگرفتن یک مرکز نظامی خدماتی در شهرک، موجی ایجاد کرده و توانسته است باعث تخریب برخی دیوارها و شکستهشدن شیشهها شود. تعدادی از آپارتمانها خالی از سکنه است و برخی هم بهصورت موقت برای زندگی آمادهشدهاند.
یکی از ساکنان در حال تماشای خاکبرداری از محل اصابت است. وقتی از زمان اصابت میپرسم، میگوید: «صبح بود که حمله کردند. موج انفجار شدیدی ایجاد و وضعیت بدی توی محله درست شد. اینجا تلفات جانی هم داشتیم.»
خانه خودش هم آسیبدیده و برای رسیدگی به خسارتهای واردشده با سامانه 137 تماس گرفته است. او میگوید که شهردار آمده و گفته که برای نصب شیشهها میآیند و برای بازسازی به مردم اطمینان خاطر داده است. ارزیابی از مناطق مسکونی آسیبدیده این روزها با سرعت بیشتری رقم میخورد و ارزیابها در کل منطقه در حال ثبت اطلاعات مردم شهرک هستند و میزان خسارت به منازل مسکونی را ثبت میکنند.
نصب بنر راهنمایی مردم برای نحوه ثبتنام در سامانه 137 یکی از اقدامهای خوبی است که شهرداریها انجام دادهاند. هدایت مردم در شرایط دشوار جنگ برای نحوه دریافت درست خدمات، از اقدامهایی است که مدیریت شهری باید بهخوبی آن را انجام دهد. شهر در حال زندگی است؛ حتی با سایه سنگین جنگ. همدلی و حضور مردم درصحنه و تلاش برای برگرداندن روح زندگی به محلههای آسیبدیده از زیباییهای این روزهای محلههای شهر اصفهان است.
هماهنگی بین دستگاهها و پیدا کردن مسیر درست و مشخص، برای خدمترسانی و ادامهدادن کمکها و خدمات راهی است که باید در مسیر آبادی شهر و محلههای آسیبدیده ترسیم شود. سخنگوی شهرداری اصفهان گفته که از ابتدای جنگ تحمیلی سوم، تاکنون حدود ششهزار و ۱۱۴ واحد در شهر اصفهان بر اثر صدمات جنگ آسیبدیدهاند که این خسارات در سه دسته جزئی (شکستگی در، پنجره، شیشه و کناف)، کلی (نیازمند بازسازی) و موارد نیازمند تخریب و اصلاح مجدد قرار میگیرند. برای ترمیم خسارات جزئی، گروههای جهادی در کنار ما هستند و خیران نیز در تأمین شیشه و اقلام موردنیاز کمک میکنند. در خیابانهای باهنر و کاوه، محدوده قائمیه، شهرک قدس و خانه اصفهان تیمهایی مشغول اندازهگیری و نصب شیشه و تعمیرات هستند.