به گزارش اصفهان زیبا؛ رهبر شهید و فرزانه انقلاب، آیتالله سید علی خامنهای، نهتنها سیاستمداری زیرک و حکیمی فرزانه و مرجع تقلید جهان اسلام بودند، بلکه یک ادیب و زباندان هم شناخته میشدند. ایشان در کنار دغدغههایشان برای حفاظت از کیان جمهوری اسلامی، دغدغهای شریف و محترم نیز داشتند: حفاظت از زبان فارسی. آیتالله شهید خامنهای بارها در سخنرانیهای مختلف خطاب به افراد و نهادها و گروهها نگرانیشان را برای زبان فارسی ابراز کرده و پیگیریهای بسیاری در این خصوص میکردند؛ تاجاییکه در جمعی فرمودند: «من خیلی نگران زبان فارسیام؛ خیلی نگرانم.» به مناسبت چهلمین روز از شهادت باورنکردنی آن حکیم فرزانه، در این گفتوگو با مهدی صالحی، کنشگر زبان فارسی، قصد داریم گوشهای از دغدغههای شریف ایشان را درخصوص زبان فارسی کالبدشکافی کنیم؛ هرچند سخن دراینباره بسیار است و مجال اندک..
چه میشود فردی که نیمی از وجوه وجودیاش در جایگاه اعلای فقه و مذهب است و درس دین خوانده و نیمی دیگر وجودش در جایگاه اعلای سیاست است، تا این حد نگران زبان فارسی است؟
پاسخ این سؤال نیاز به یک مقدمه دارد. تربیت علمی رهبر شهید ما حوزوی است؛ آن هم در فضای مشهد و خراسان که فضایی علمی همراه با وجهه قدرتمند ادبیات دارد. سیر تربیت علمی ایشان در کنار تربیت ادبیشان شکل گرفته است. نکته مغفول در این مسیر این است که ایشان به واسطه مطالعات عمیق و طولانیمدت و تجربههایی که کسب کرده و در کنارش، از بزرگان حوزه سیاست و علم و فقاهت به دست آورده بودند، نگاه عمیقی به مقوله تاریخ و استعمار داشتند. رهبر شهید بر ماجرای تاریخ استعمار بسیار مسلط بودهاند.
ایشان همچنین در تاریخ معاصر ایران حضور داشتهاند و پدران و اجداد و دوستانشان در زمان پس از مشروطه یا حضور داشتهاند یا از آن شنیده بودند. این اشراف تاریخی، بهخصوص بر مقوله استعمار، باعث شده بود که یکی از محورهای مهم را در این حوزه فرهنگ بدانند و ایشان محور فرهنگ را زبان فارسی میدانستند. حضرت آقا در مواضع مختلفی به مقوله زبان فارسی اشاره میکردند و بر آن اهتمام داشتند. آنچه امروز همه از ایشان در قبال زبان و ادب فارسی میشناسند، دیدار سالیانهشان با شعرا و اهتمامشان به مقوله شعر است؛ درحالیکه ماجرا بسیار عمیقتر است. از سوی دیگر، اهتمامشان در لایه عمیقتر به مقوله کتابخوانی نیز نوعی ارج نهادن به زبان و ادب فارسی است. ایشان در واقع سیاستگذاری زبانی میکردند.
بنابراین، ایشان با توجه به شناخت تاریخی و سیاسی و رویکرد ضداستعماریشان، مقوله زبان فارسی را تقویت میکردند.
بله و در عین حال، به زبان عربی اشراف کامل داشتند و از زبان انگلیسی نیز بیاطلاع نبودند. اشراف ایشان به زبان عربی زبانزد است. رهبر شهید این شعر را میخواندند که «شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی، گو مشتِ خاک ما هم بر باد رفته باشد» و تأکید میکردند که در زبان عربی چنان معنیای را نمیشود بیان کرد و این از سر اشراف به زبان عربی است، نه تعصب زبانی. ایشان تأکید میکنند که زبان فقط مقوله ادبیات نیست. ادبیات جلوه هنری زبان است و ایشان بر زبان هم تأکید ویژهای میکنند.
ایشان در جمع اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی فرمودند: «من خیلی نگران زبان فارسیام؛ خیلی نگرانم. سالها پیش، ما در این زمینه کار کردیم، اقدام کردیم، جمع کردیم کسانی را دور هم بنشینند. من میبینم کار درستی در این زمینه انجام نمیگیرد و تهاجم به زبان زیاد است.» این نگرانی از کجا ناشی میشود؟
این نگرانی به همان شناخت ایشان از استعمار بازمیگردد. کسی که عمل استعمار و امپریالیسم زبانی را در طول تاریخ از رهگذر مطالعه و عمل سیاسی و تجربه شخصی دیده و شناخته باشد، میفهمد که استعمار کدام نقاط و محورها را هدف قرار داده. این در مرحله اول است. نقطه عزیمت ایشان شناختی است که بهدرستی از استعمار و امپریالیسم و حتی کمونیسم دارند. نگاه رهبر فرزانه ما در مقوله زبان و ادب فارسی بهشدت بومی و درونزا و خودبنیاد است.
رهبر شهید جایی به فرسودگی زبانی هم اشاره کردهاند. منظور ایشان از فرسودگی چه بود؟
در مراحل بعدی که ایشان در جایگاه حاکمیتی قرار میگیرند و سواد و دانش و بینش زبان و اشراف به حوزه کتاب و فرهنگ را هم دارند، این نگرانی صدچندان میشود. ایشان در جمع شاعران گفتهاند که «نگذارید زبان فارسی دچار فرسودگی و دچار ویرانی بشود؛ ما باید آن را خیلی حفظ کنیم.» درباره این موضوع میشود ساعتها بحث کرد. تأکیدی که ایشان سالها بر شعرا و مادحین میکردند که مراقب اشعار باشید و معیارهایی را تعیین میفرمودند، نشئتگرفته از همین نگرانی در خصوص فرسودگی زبان بود. فرسودگی یعنی زبان تواناییهای سابقش را ندارد و مثل گذشته معناساز و معنارسان نیست. رهبر حکیم انقلاب پیشگام بودند تا جلوی این فرسایش را بگیرند.
حضرت آقا مشخصاً از روشهای مختلف عرصه فرهنگ را رصد میکردند و در موقعیتهای بسیاری نتیجه این رصد را به گوش اهالی فرهنگ میرساندند. زبان فارسی نیز از این رصدها مستثنا نبود. دراینباره بگویید.
بله. یکی از اقدامات مهم رهبر شهید رصد همهجانبه عرصه فرهنگ بود که یکی از محورهایش همین زبان و ادب فارسی بود. ایشان به برجستگی و ویژگیهای زبانی کتابها دقت میکردند.
مشهور بود که نامهها و گزارشهایی را که از نظر زبانی ضعیف بودند، نمیخواندند یا واگذار میکردند دیگران بخوانند و گزارش دهند، یا اینکه بهزحمت میخواندند. این مسئله در حدی بود که نهادها و سازمانها نهایت تلاششان را میکردند تا گزارشها و نامههایشان از لحاظ ادبی و زبانی بدون نقص باشد. یکی از رصدهایشان نیز رصد رسانهها بود؛ همچون تلویزیون و مطبوعات و تذکر میدادند. تذکرهای ایشان به رؤسای صداوسیما از زمان مرحوم هاشمی تا رؤسای بعدی مفصل بوده.
این نگرانی فقط به رصد خلاصه میشد؟ یا نتایج دیگری هم به دنبال داشت؟
خیر. اهتمامشان فقط به رصد رسانهها خلاصه نمیشده و سیاستگذاری و پیگیری نیز میکردند و این اقدامات به نهادسازی منجر میشد؛ برای مثال، ایشان بهشدت در رصد و پیگیری و تذکر و تشکر از برنامههای صداوسیما مداومت میکردند. برای مثال از برنامه «قندپهلو» تشکر کردند یا در آخرین دیدارشان با شاعران، به برنامه «سرزمین شعر» نقد کردند. پیگیریهای ایشان در حوزه تولید رمان و داستان و شعر زبده به راهاندازی مؤسسه شهرستان ادب منتهی شد. پس ایشان رصد و سیاستگذاری و پیگیری میکردند تا نهادسازی شود.
جایی فرموده بودند هر غلطی که در حوزه زبان فارسی از رسانه ملی پخش میشود، گویا یک سیلی به گوش من زده میشود. این تعبیر را در خصوص هیچ موضوع دیگری به کار نبردهاند. همین پیگیری به راهاندازی شورای ویرایش در سازمان صداوسیما در زمان ریاست شهید لاریجانی منجر شد. این شورا جایگاه والایی یافت و در رتبه دوم بعد از ریاست قرار گرفت و 250 نیروی زبده تربیت کرد و تمام استوانههای درجهیک زبان فارسی آنجا مستقر بودند. این اهمیت در حدی بود که اولین نشست شورای ویرایش با حضور حضرت آقا برگزار شد. این شورا بعد از شهید لاریجانی جایگاهش را از دست داد و به یک اداره تبدیل و در نهایت منحل شد. از سال گذشته، استاد قزوه آنجا مستقر شدهاند و یک دفتر پاسداشت زبان و ادب فارسی در رسانه ملی راهاندازی شده که در قواره شورای ویرایش نیست.
از رصدهای جالب ایشان، مطالعه کتاب «غلط ننویسیم» و «دستور خط فارسی» بود. اگر کسی ایشان را نشناسد، با خود میگوید او یک فقیه و آخوند و در بهترین حالت شاعر است؛ چرا باید از چاپ کتاب «غلط ننویسیم» باخبر شود؟! میشود به پیگیری راهاندازی فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم اشاره کرد.
ایشان در دیدار با استادان دانشگاهها فرمودهاند: «ما از لحاظ علمی به جایی برسیم که دیگری اگر بخواهد آن دانش را و آن رتبه بالا را یاد بگیرد، مجبور باشد بیاید زبان فارسی یاد بگیرد. همچنانکه شما امروز در بخشی از علوم اگر بخواهید به تازههای علمی دست پیدا کنید، مجبورید زبان انگلیسی یا زبان فرانسه را مثلاً یاد بگیرید. حرف من این است؛ ما باید کشور را به اینجا برسانیم.» ایشان در واقع به جهانی شدن زبان فارسی تأکید دارند. چقدر تا این جهانی شدن فاصله داریم؟
هر نهادی که رهبر فرزانه در راهاندازیاش دخیل بودند، حتماً پیگیر سیاستگذاری برای زبان و ادب فارسی در آن نهاد میشدند؛ جایگاهی که هیچکس در نهادها به آن توجه نمیکند و از قضا، غربیها به این جایگاه بهخوبی واقفاند. یکی از نقطهزنیهای حضرت آقا، راهاندازی جامعةالمصطفی بود که غربیها با حساسیتی که به این موضوع داشتند، آنجا را تحریم کردند. جامعةالمصطفی بهعنوان یک مرکز علمی شیعی در جهان اسلام شروع به فعالیت کرد و از همان روز اول، ایشان فرمودند بر آموزش زبان فارسی به دانشجویان این مرکز همت کنید. این مجموعه آنقدر اهمیت داشت و هنوز هم دارد که جوزف نای، نظریهپرداز قدرت نرم، وقتی درباره قدرت نرم ایران صحبت میکند، بهصراحت میگوید ایران اگر اتمی بشود برای ما خطری ندارد؛ آنچه برای آمریکا خطر دارد، جامعةالمصطفی است؛ زیرا به چند دههزار نفر زبان فارسی را آموزش میدهد. این نشان میدهد که رهبر شهید هم رصد میکردند و هم پیگیری و درحالیکه بر قله سیاست و معنویت و فقاهت ایستاده بودند، بر این موضوع اشراف کامل داشتند و میدانستند از کدام محورها باید پاسداری کنند.
ایشان وقتی به تمدن نوین ایرانی اسلامی و به عظمت ایران فرهنگی میاندیشیدند، قطعاً در ذهنشان این بود که زبان فارسی محور این تمدن است. پیگیری رهبر شهید برای جبهه مقاومت، نکته زبانی عجیبغریبی دارد. ایشان به تمام فرماندهان جبهه مقاومت، از ایرانیها و عربها، فرموده بودند زبان یکدیگر را به هم بیاموزانند.
رهبر شهید محور را شناسایی کرده و میدانست استعمار به دنبال حذف کدام محور است؛ بنابراین از آن حمایت میکردند و برای حفظش میکوشیدند.
کمی درباره ایده «زبان فارسی، زبان علم» ایشان بگویید.
یکی دیگر از جبهههایی که رهبر شهید باز کردند و دیگران دنبالش را نگرفتند، جبهه «زبان فارسی، زبان علم» بود که حرکتی ضداستعماری بود. وقتی امپریالیسم زبانی آمد و زبان کشورها را از آنها گرفت و کشورها را از هویتشان تهی کرد و زبانش را بر کشورها سیطره داد، یک رهبر سیاسی و مذهبی جلوی اینها سد ایجاد میکند و میگوید باید کاری کنید که زبان فارسی زبان علم شود؛ چون افقهای پیشرفت علم را میبیند. ایشان در آخرین فرمایشهایشان فرمودند که ایران دژ دانش است. یک دژ دانش باید زبان خودش را داشته باشد و دانشش را با زبان خودش منتشر کند. حضرت آقا حدود سی سال پیش که بحث «زبان فارسی، زبان علم» را مطرح کردند، به دنبال استوارکردن دیوارهای این دژ دانش بودند. امیدواریم این راه به برکت خونشان مستدام شود.
ما اکنون در یک جنگ تمدنی قرار داریم و در صورت پیروزی در این نبرد، نیاز داریم زبان فارسی را جهانی کنیم. برای جهانیسازی، بدون حضور ایشان چه باید کنیم؟
قوا انفسکم و اهلیکم نارا. اول خودمان و بعد اطرافیانمان مثنی و فرادی باید قیام کنیم. یکی از جلوههای قیام لله همین است. برای تضعیف جبهه جبت و طاغوت باید زبانمان را تقویت کنیم. آنها زبان فارسی را دشمن خودشان میدانند و اعلام کردند که زبان فارسی زبان دشمن است و باید با آن مبارزه کرد. آمریکا در زمان جورج بوش بودجههای کلان اختصاص داد تا سه زبان فارسی و عربی و کرهای از میان برود. ما اما این میان کاری نکردیم و نمیدانیم زبان رقیبمان کیست و برای جهانیسازی زبان فارسی چه باید کرد. گام اول در این خصوص، خواندن کتابهای خوب و خوشزبان است. ایشان تأکید میکردند مردم باید به مطالعه معتاد شوند. گام دوم بیتردید این است که بنویسیم. ما به جامعه پرخوان و نویسا نیاز داریم و هر روز بنویسیم.
توفیق نداشتیم این مسیر را در زمان حیات رهبر انقلاب پیش ببریم. این یکی از حسرتهایی است که به دل ما ماند، این است که نزد ایشان حضور یابیم و دغدغههایمان را در این خصوص مطرح کنیم و رهنمود بگیریم و دلشان را با کارهای انجامشده شاد کنیم. این مسیر قرار نیست رها شود.
یکی از تأکیدات ایشان خودباوری ملی بوده. تأثیر و جایگاه زبان فارسی را در دستیابی به این خودباوری چطور میبینید؟
وقتی متوجه شویم که این زبان چه پیشینه و ظرفیتهایی دارد و امروز نسبتش با دنیا چیست، به خودمان میبالیم. در ایام جنگ، خیلیها میگفتند که چقدر بد است پس از حمله آمریکا باید بفهمیم بلندترین پل خاورمیانه را مهندسان ایرانی در کرج ساختهاند. این ندانستن گریبان همه ما را گرفته و رفع این ندانستن خودباوری ایجاد میکند. تمدن ایرانیاسلامی حداقل هزار سال پس از اسلام بر محور زبان فارسی کار میکند. در طول جاده ابریشم، زبان معیار و میانجی زبان فارسی بوده؛ اما کسی این را نمیداند و از ظرفیتهای این زبان در برابر دیگر زبانها خبر ندارد. سلطنتطلبان تهمت ناروایی را به رهبر شهید و به جمهوری اسلامی میزدند مبنی بر اینکه میخواهند ایران را عربی کنند؛ درحالیکه ایشان بر ظرفیتهای زبان فارسی و برتریهایش بر زبان عربی بارها تأکید کردهاند و چنین خطایی از ایشان برنمیآمد.
همین الان اگر ظرفیتهای زبان فارسی را بشناسیم، قوت و قدرت میگیریم. همین شبها در خیابانها چسب فرهنگ ما زبانهای ایرانی و فارسی است. این روزها در قلب اروپا و آمریکا به فارسی «مرگ بر اسرائیل» میگویند و زبان فارسی زبان اسرائیلستیزی شده است. پس اگر این ظرفیتها را به مردم یادآوری کنیم، قطعاً باعث خودباوری میشود. زبان فارسی زبان پیچیدهترین علوم بوده و بزرگترین حکومتها با این زبان گردانده میشده. چه شد که با ظهور استعمار، زبان فارسی در بهترین حالت زبان شعر و معنویت شد؟ گویی با زبان فارسی فقط باید شعر سرود؛ درحالیکه زبان فارسی زبان تمدن بوده است.
آیتالله خامنهای در دیدار با معلمان گفتهاند که «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود؛ اما زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست، زبان علم که فقط انگلیسی نیست. چرا زبانهای دیگر را در مدارس بهعنوان درس زبان معین نمیکنند؟ چه اصراری است؟ این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوی است.» اینجا میشود گریزی زد به آموزش زبانهایی غیر از انگلیسی، حتی گویشهای فارسی. نظرتان در این خصوص چیست؟
در حال حاضر، در کشور مراکز آموزشی برای شاخههای مختلف زبان فارسی، مثل کردی و ترکی آذری و ترکمنی وجود ندارد؛ درحالیکه هزاران آموزشگاه زبان انگلیسی مشغول به کار است. رهبر دوم انقلاب خیلی تأکید میکردند در خانه با زبان محلی صحبت کنید و این نگاهی ضداستعماری است. در دوره پهلوی اول و دوم، بهشدت با گویشها و زبانهای محلی مبارزه میشد و لهجهها تحقیر میشدند. با ظهور جمهوری اسلامی این خیانتهای فرهنگی کنار رفتند. راهاندازی شبکههای رسانهای استانها بزرگترین خدمت به زبانهای محلی بود.
وقتی قسمتی از حاکمیت گوشبهفرمان رهبر باشد و پیگیری کند، بالندگیهای بسیار به دنبال دارد. سپاه یکی از جاهایی است که سخنان آقا برایش نصبالعین بوده. در ده سال اخیر، هرکس میخواست از تنگه هرمز رد شود، باید خودش را به زبان فارسی معرفی میکرد. این ابلاغ سپاه بوده. یکی از پیشنهادهای مهم این جنگ این است که در نظام حقوقی تنگه هرمز همهچیز به زبان فارسی باشد. این بساط استعمار را به هم میزند.
رهبر ما نهتنها راهبردساز بودند، گفتمانساز هم بودند و چارچوبهای زبانی ایجاد میکردند. خلأهای گفتمانی انقلاب اسلامی را پر میکردند و گاهی آغازکننده گفتمانهای سیاسی و اجتماعی و زبانی بودند.