سیمای ژانوسی جنگ در اساطیر رومی

ژانوس خدای آغازها و پایان‌هاست؛ ایزدی با سیمایی دوچهره که هم به گذشته می‌نگرد و هم به آینده.

به گزارش اصفهان زیبا؛ ژانوس خدای آغازها و پایان‌هاست؛ ایزدی با سیمایی دوچهره که هم به گذشته می‌نگرد و هم به آینده.

یک چهره به پایان‌ها خیره است و چهره دیگر به آغازها. جنگ و صلح نیز سیمایی ژانوسی دارند.

پایان هر جنگ دو چهره دارد: چهره‌ای که به جنگی که پایان یافته و صلحی که برقرار شده می‌نگرد، و چهره‌ای دیگر که به جنگی که در پیش است و صلحی که دیر یا زود فرو خواهد پاشید. فهم این سیمای ژانوسیِ جنگ و صلح، کلید تاب‌آوردن در برابر تکرار جنگ‌ها و درک اجتناب‌ناپذیری آن‌هاست؛ همان‌گونه که فهم ناپایداری صلح‌ها و پیمان‌ها نیز ضرورتی گریزناپذیر است.

این گام نخست برای عبور از نگاه رمانتیک به سیاست بین‌الملل و رسیدن به درکی واقع‌گرایانه از آنارشی حاکم بر مناسبات جهانی است.

از دل این هرج‌ومرج، نظمی برمی‌خیزد و برای مدتی استوار می‌شود. اما همان نظم نیز دیر یا زود بذر بی‌ثباتی و تغییر را در خود می‌پرورد؛ امواج دگرگونی برمی‌خیزند و از مسیر جنگ و منازعه، نظم پیشین فرو می‌پاشد و نظمی تازه شکل می‌گیرد. هیچ جنگی به تمامی اهداف خود نمی‌رسد و هیچ صلحی ابدی نیست؛ صلح‌ها نیز سرانجام راه را برای جنگ‌های بعدی خواهند گشود.

سیمای ژانوسی جنگ، در گستره‌ای به درازای تاریخ انسان، با یک چهره به پیمان‌های صلح گسسته و جنگ‌های پایان‌یافته گذشته می‌نگرد؛ و با چهره دیگر، در انتظار فروپاشی نظم‌های موجود، آغاز دوباره جنگ‌ها و برآمدن صلح‌ها و پیمان‌های تازه است.