براساس یک داستان واقعی

نیمه‌های شب 16 فروردین، خاک جنوب اصفهان شاهد اتفاقات عجیبی بود که روزبه‌روز ابعاد شگفتی‌اش نمایان‌تر شد. آن شب آن منطقه که به دشت مهیار مشهور است، شکست دشمن آمریکایی را به چشم دید و به همه جهان نشان داد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ نیمه‌های شب 16 فروردین، خاک جنوب اصفهان شاهد اتفاقات عجیبی بود که روزبه‌روز ابعاد شگفتی‌اش نمایان‌تر شد. آن شب آن منطقه که به دشت مهیار مشهور است، شکست دشمن آمریکایی را به چشم دید و به همه جهان نشان داد.

نیروهای آمریکایی که با عده و عُده بسیار و چندصد نیرو و چندین هواگرد با پیشرفته‌ترین سیستم‌ها در آن محل فرود آمده بودند، با رشادت سربازان رشید اسلام و البته با معجزه الهی، به اهداف شومشان نرسیدند و دست از پا درازتر مجبور به ترک منطقه شدند. اما این شکست خون‌های پاکی را بر زمین ریخت. در آن ماجرا، دوازده نفر از نیروهای نظامی کشور به شهادت رسیدند که یکی از آن‌ها سرهنگ دوم شهید معین حیدری، از نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران و پدرِ یک پسر دوازده‌ساله و یک دختر پنج‌ساله بود.

پس از آن واقعه، در یکی از پیام‌رسان‌های ایرانی نوشته‌ای به قلم یکی از دست‌اندرکاران سینمایی اصفهان دیدم درباره شهید معین حیدری و حضورش در پشت صحنه یک فیلم کوتاه. کنجکاو شدم درباره این قصه بدانم. متن زیر، روایتی است از علیرضا رحیم‌زاده، تهیه‌کننده و بازیگر نقش اصلی فیلم کوتاه «جوانمردان»، که نام معین حیدری روی سینه‌اش جای گرفت. شهید معین حیدری جمعه 21 فروردین، هم‌زمان با چهلم شهید آیت‌الله خامنه‌ای، در میدان نقش‌جهان تشییع شد و شنبه در گلستان شهدای اصفهان در کنار هم‌رزمانش آرام گرفت.

بعد از جنگ دوازده‌روزه با محسن مختاری، نویسنده و کارگردان فیلم «جوانمردان»، تصمیم گرفتیم سه‌گانه‌ای درباره خانواده‌های ارتشی تولید کنیم که یکی از قسمت‌های این سه‌گانه، قصه خانواده یکی از شهدای ارتش بود شامل فضای ذهنی افراد خانواده و طریقه معاشرت شهید با خانواده‌اش. این فیلم به طور کلی، طرز فکر و سبک زندگی ارتشی‌ها را روایت می‌کرد. پس از نگارش فیلمنامه، وارد مراحل پیش‌تولید شدیم و برای انتخاب بازیگر، فراخوان دادیم. تعدادی بازیگر از بیرون به ما پیوستند و در کنارش،‌ به یکی از هنرجویان خودمان، کیارش حیدری، نقش پسر شهید را دادیم.

از قضا، پدر آن هنرجو از افسران توپخانه 44 نیروی زمینی ارتش اصفهان بود و ما پیش از انتخاب این بازیگر، از این قضیه خبر نداشتیم. وقتی وارد مرحله طراحی لباس شدیم، پدر او که همان معین حیدری بود، همراه پسرش به سر صحنه آمد و خودش را معرفی کرد. وقتی طی خوش‌وبش‌ها متوجه شدیم از نیروهای ارتش است، از او درخواست کردیم یونیفرم نظامی‌اش را برای ما بیاورد تا برای طراحی لباس از آن الگو بگیریم. از آنجا که قرار بود خودم نقش شهید داستان را بازی کنم، لباس معین حیدری را پوشیدم و اندازه‌ام بود. به همین دلیل، از او اجازه گرفتیم تا از لباسش برای فیلم استفاده کنیم؛ چون یک لباس استفاده‌شده که نو نباشد، برای فیلم نمای بهتری دارد و واقعی‌تر است. او نیز با این موضوع موافقت کرد.

بعد از اینکه لباسش را امانت گرفتیم، با کارگردان فیلم در خصوص اتیکت نام معین حیدری روی لباس فرم صحبت کردیم که آیا همین نام باقی بماند، یا از نام یک شهید واقعی برای شهید داستان استفاده کنیم؛‌ چون در این صورت، ناچار می‌شدیم داستان فیلم را براساس زندگی آن شهید پیش ببریم. بر همین اساس،‌ از معین حیدری برای استفاده از نامش هم اجازه گرفتیم. در نهایت، از همین اتیکت و نامش در فیلم استفاده کردیم. در یک صحنه نیز پسر شهید داستان قرار بود به قاب عکس پدرش نگاه کند که روی قاب عکس، نام «شهید سرگرد معین حیدری» را قرار دادیم.

پدر فیلم «جوانمردان» با بچه‌هایش درباره زندگی صحبت می‌کند و اینکه چه می‌شود یک جنگ به وجود می‌آید. او به فرزندانش می‌گوید ما جنگ را دوست نداریم و خواهانش نیستیم و کسانی که در جنگ دفاع می‌کنند، ابرقهرمان هستند. فضای این فیلم یک فضای کلی است که می‌شود آن را به زندگی کل شهدا تعمیم داد. داستان فیلم یک برداشت آزاد از زندگی یک شهید است و ارتباطی با زندگی شهید معین حیدری ندارد و شباهتش، داشتن دو فرزند دختر و پسر بین هر دو شهید و نیز شخصیت ارتشی شهیدان است.

شعار ارتش این است: ارتش فدای ملت. این یک شعار واقعی است و در قصه نیز همین موضوع موج می‌زند. ارتشی‌ها و نیروهای نظامی همیشه یک گوشه ذهنشان این است که شاید روزی این اتفاق برایشان بیفتد؛ چون نیروهای نظامی جانشان کف دستشان است؛ ولی آن روزها در ذهنمان هم نمی‌گنجید که روزی معین حیدری به شهادت برسد و عنوان «شهید معین حیدری» محقق شود؛ تاجایی‌که به کارگردان فیلم گفتم چه شد که ما از اتیکت خود شهید استفاده کردیم و از یک نام دیگر، چه یک نام جعلی و چه نام یک شهید واقعی، استفاده نکردیم؟

فیلم را پس از تولید، به بخش جنبی جشنواره فجر سال گذشته ارسال کردیم و در دو بخش فرهنگ خانواده و بخش جنبی جشنواره فجر اصفهان دارای مقام شد. خود شهید و خانواده‌اش نیز به تماشای فیلم نشستند و بسیار پسندیدند. حتی به شوخی زدم به شانه شهید حیدری و گفتم فیلم شهادتت را هم دیدی. خندید. در تلاشیم اگر بشود در شهرکرد که زادگاه شهید است، فیلم را اکران کنیم و در اصفهان نیز به مناسبت شهادت ایشان اکران خواهیم کرد.