به گزارش اصفهان زیبا؛ از آغاز جنگ تحمیلی تا روزی که آتشبس اعلام شد، صنایع و مراکز نظامی و کارخانههای بسیاری مورد تهاجم و حمله قرار گرفتند و بمباران آنها علاوه بر پیامدهای جانی و مالی، تبعات زیستمحیطی نیز بر جای گذاشت.
آسیب به حیاتوحش و منابع آب زیرزمینی و انتشار گازهای گلخانهای و دیگر آلایندهها و باقیماندن پسماندهای سمی و خطرناک، تنها شمهای از لطمههایی است که در خلال جنگ چهلروزه بر پیکر محیطزیست وارد شد؛ آسیبهایی که البته کوتاهمدت نیستند و رد نتایج منفی آنها در آینده نیز ادامه خواهد داشت. به گفته کارشناسان محیطزیست، سالها طول خواهد کشید تا این تبعات جبران شوند. در این میان و علیرغم خسارتهای بسیار، برخی از حامیان محیطزیست در این روزها سکوت پیشه کردند و ترجیح دادند در این باره موضع مشخصی از خود نشان ندهند. «اصفهان زیبا» در گفتوگو با تورج فتحی، کارشناس محیطزیست و منابع آب و حمیدرضا خواجه، کارشناس محیطزیست به چرایی این موضوع پرداخته است.
تورج فتحی، کارشناس محیطزیست: محیطزیست، موضوعی سیاسی نیست!
فتحی با بیان اینکه محیطزیست، موضوعی سیاسی نیست و چنانچه جایی نظر کارشناسی یا بحث زیستمحیطی مطرح شود، کسی انتظار ندارد این نظرات جنبه سیاسی پیدا کند، میگوید: «اما در شرایط فعلی این احتمال وجود دارد که چنین برداشتی صورت بگیرد. یک مثال عینی و مصداقی میزنم؛ در دهه ۶۰، زمانی که درگیر جنگ تحمیلی بودیم، وزارت دفاع از سازمان حفاظت محیطزیست درخواست ۲۰ هزار هکتار زمین از اراضی شرق تهران را کرد. درحالیکه پارکهای ملی تابع قوانین خاص هستند و قابلیت واگذاری و تغییر کاربری ندارند؛ ضمن اینکه در آنها امکان اجرای طرحهای عمرانی وجود ندارد. درواقع این پارکها دارای ممنوعیتها و محدودیتهایی هستند.»
او ادامه میدهد: «اما زمانی که درخواست مطرح شد، بهصورت موقت، این میزان زمین در اختیار نهادهای نظامی قرار گرفت و سازمان محیطزیست با واگذاری موقت موافقت کرد. پس از یکی دو دهه، این ۲۰ هزار هکتار تبدیل به ۱۴ هزار هکتار شد و فعالیت نظامی در آن اتفاق افتاد؛ ساختمان ساخته و جاده و آسفالت و راهکشی در آن انجام شد و تخریب چشمانداز و توپوگرافی رخ داد. این ۱۴ هزار هکتار مصوبه شورایعالی محیطزیست را ندارد و روال قانونی برای اینکه این اراضی به وزارت دفاع تحویل یا از پارک ملی خارج و منتقل شود، طی نشده است. اصلا چنین مصوبهای وجود ندارد و این اقدام، غیرقانونی انجام شده است.»
از نظر او، حال اگر در وضعیت امروز، جایی که این اراضی تحتتأثیر بمباران قرار گرفته است، یک کارشناس اظهارنظر کند که بهتر است این اراضی دوباره اعاده شود و به محیطزیست برگردد، آیا این اظهارنظر رنگوبوی سیاسی پیدا نمیکند؟ درحالیکه اراضی پارک ملی بدون روال قانونی تملک شده و پروژههایی در آن اجرا شده است؛حالا چگونه میتوان درباره آن بحث کرد؟ اگر قرار باشد مطابق قانون عمل شود، این ۱۴ هزار هکتار باید اعاده و به سازمان محیطزیست بازگردانده شود؛ضمن اینکه این فرایند سالیان سال طول خواهد کشید.البته حتی بعد از ۲۰ سال هم این زمینها دیگر به شرایط اولیه بازنمیگردند، بلکه ممکن است با صرف هزینههای گزاف به شرایطی مشابه پیشین خود نزدیک شوند.
این کارشناس محیطزیست معتقد است: «بنابراین تا زمانی که جنگ در حال وقوع است، نمیتوان درباره شرایط محیطزیستی سخن گفت. باید صبر کرد تا در صلح و آرامش قرار بگیریم و سپس درباره آلودگیها و تخریبهای محیطزیستی صحبت کنیم. اظهارنظر در شرایط صلح میتواند دقیق و مستند باشد.
اصلا یکی از وظایف سازمان محیطزیست این است عرصههایی که تحتتأثیر جنگ قرار گرفته را بررسی کند. به گفته فتحی در دوره جنگ تحمیلی، چند بار هواپیماهای عراقی پالایشگاه تهران را مورد اصابت قرار دادند و متأسفانه آبهای زیرزمینی اطراف این مرکز بهشدت آلوده شد. در این حادثه یک میلیون و چهارصد هزار مترمکعب مواد نفتی نشت کرد و وارد آبهای زیرزمینی و آنها را آلوده کرد و خاک نیز دچار آلودگی شد. این آلودگی پس از سالها همچنان باقیمانده است.
او در ادامه سخنانش میگوید:«بنابراین، حملات میتواند آبهای زیرزمینی را بهشدت آلوده کند. آمریکا در جنگ با صربستان، از بمبهایی استفاده کرد که مواد سازنده آنها میلههای سوخت رآکتورهای اتمی بودند. این میلهها یک یا دو بار قابلیت غنیسازی دارند و پس از آن به پسماند اتمی تبدیل میشوند. دولت آمریکا برای مدیریت این پسماندها، در ساخت بمبهای جدید از آنها استفاده کرد. هر جا در عراق و صربستان از این بمبها استفاده شده است، علاوه بر آلودگیهایی که از طریق بمباران وارد محیطزیست شده، این نوع آلودگی نیز به آن اضافه شده است. اینگونه که این کارشناس اعتقاد دارد: «تا جنگ پایان نیابد، نمیتوان بهصورت دقیق نسبت به ارزیابی تخریبهایی که در محیطزیست رخداده پرداخت.
باید پس از جنگ گزارش کاملی داد که چه اتفاقاتی رخداده و چگونه باید آلودگیها رفع شوند و چه هزینههایی لازم است. اگر خاکی در اثر بمباران به آلودگی عناصر سنگین و مواد رادیواکتیو آلوده شده باشد، برای هر مترمربع آن باید صدها هزار دلار هزینه شود تا آن خاک نه به شرایط اولیه بلکه به شرایطی مشابه نزدیک شود. متأسفانه خسارات محیطزیستی حاصل از جنگ ممکن است دهها سال باقی و اگر مواد رادیواکتیو استفاده شده باشد، ممکن است تا هزار سال پایدار بماند.»
حمیدرضا خواجه، کارشناس محیطزیست: قطعی اینترنت مانع از اظهارنظر فعالان محیطزیست شد!
خواجه در این باره میگوید: «در روزهای اخیر، یکی از دلایل اصلی کاهش اطلاعرسانی در حوزه محیطزیست، قطعی اینترنت بود؛ ابزاری که فعالان محیطزیست از آن برای انتشار بیانیهها، سازماندهی کمپینها و ارتباط با جامعه استفاده میکنند. در سراسر جهان نیز فضای مجازی و رسانهها مهمترین بستر انتقال مباحث محیطزیستی هستند، اما در این دوره، این امکان وجود نداشت. ازسویدیگر، در این مدت تمرکز رسانهها به طور کامل بر مسائل جنگ بود و کمتر به موضوعات محیطزیستی پرداخته میشد.»
به گفته او، عامل مهم دیگر، درگیری عموم جامعه با شرایط جنگ بود. بسیاری از افراد، حتی اعضا و مدیران انجمنهای محیطزیستی، خود درگیر مسائل جنگ بودند و فشارهای روحی، روانی، مادی و معنوی شدیدی را تحمل میکردند. طبیعی است که در چنین فضایی، توجه به مسائل محیطزیست کاهش پیدا میکند.
این کارشناس محیطزیست ادامه میدهد: «البته از زاویهای دیگر اگر به موضوع نگاه کنیم، باید بگوییم، در این دوران برخی آسیبهای محیطزیستی کاهش یافت؛ همانطور که در دوران کرونا کمشدن استفاده از خودرو و کاهش فعالیت صنایع آلاینده و تولید و انتشار گازهای گلخانهای، باعث ایجاد فرصتی کوتاه برای بازیابی طبیعت شد؛ البته در بلندمدت، پیامدهای جنگ بسیار مخربتر است، اما در کوتاهمدت ممکن است برخی آثار آن مثبت به نظر برسد، هرچند این کاهش فعالیتها از منظر اقتصادی و اجتماعی آسیبزا است و در ادامه میتواند به محیطزیست نیز لطمه بزند. واقعیت این است که پیش از جنگ نیز بسیاری از مشکلات محیطزیستی در کشور وجود داشت. در برخی مناطق، مانند صنایع فولاد، سالها انتشار آلایندهها ادامه داشت. اکنون ممکن است موقتا این آلایندهها کاهشیافته باشد، اما این توقف فعالیتها در بلندمدت قابلدفاع یا مطلوب نیست.»
به گفته خواجه، بااینحال، عواملی مانند تردد نفتکشها، کشتیهای نظامی، نشت مواد نفتی، آلودگیهای ناشی از حملات به پتروشیمیها، پسابها و بخارات شیمیایی همچنان از جمله تهدیدهای جدی محیطزیست، بهویژه در خلیجفارس هستند. در مناطق صنعتی مانند اصفهان نیز آلودگی هوا همواره ناشی از فعالیت کارخانهها بوده است؛ البته شاید بخشی از این مشکلات به دلیل تکراری بودن برای فعالان محیطزیست، کمتر موردتوجه قرار گیرد.
این کارشناس میگوید: «متأسفانه معمولا در دوران جنگ، محیطزیست در اولویت قرار نمیگیرد و به یک موضوع «غیرضروری» یا «لوکس» تبدیل میشود. وقتی حقوق بشر، امنیت و زندگی مردم تحت تهدید قرار میگیرد، توجه به محیطزیست هم از سوی مسئولان و هم از سوی مردم کاهش مییابد و این موضوع شامل فعالان محیطزیست نیز میشود.»