صدای بی‌پناهی

«صدای هند رجب» (The Voice of Hind Rajab) به کارگردانی کوثر بن هنیه، فراتر از یک مستند یا اثر داستانی صرف، تجربه‌ای سینمایی است که مرزهای ژانرها را در هم می‌شکند و مخاطب را با پرسشی اخلاقی روبه‌رو می‌کند: آیا سینما می‌تواند بدون افتادن در دام تماشاگرپسندی، صدای بی‌پناهی را به تصویر بکشد؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ «صدای هند رجب» (The Voice of Hind Rajab) به کارگردانی کوثر بن هنیه، فراتر از یک مستند یا اثر داستانی صرف، تجربه‌ای سینمایی است که مرزهای ژانرها را در هم می‌شکند و مخاطب را با پرسشی اخلاقی روبه‌رو می‌کند: آیا سینما می‌تواند بدون افتادن در دام تماشاگرپسندی، صدای بی‌پناهی را به تصویر بکشد؟

در ژانویه ۲۰۲۴، دنیا شاهد واقعه‌ای تلخ بود؛ هند رجب شش‌ساله پس از حمله به خودروی خانواده‌اش در غزه، ساعت‌ها با اورژانس فلسطین تماس گرفت و درخواست کمک کرد؛ اما سرانجام جان باخت.

این تماس‌ها در فضای مجازی منتشر شد؛ اما کوثر بن هنیه، کارگردان نامزد اسکار تونسی، در فیلم خود کاری فراتر از بازگویی این واقعه انجام داده است .
او در جدیدترین اثرش که محصول سال ۲۰۲۵ است و در جشنواره ونیز با تشویق بی‌سابقه ۲۳ دقیقه‌ای روبه‌رو شد، از تکنیکی جسورانه استفاده کرده است.

فیلم در فضای بسته مرکز تماس اورژانس می‌گذرد؛ جایی که اپراتورها تلاش می‌کنند برای نجات این دختربچه راهی بیابند. آنچه «صدای هند رجب» را از آثار مشابه متمایز می‌کند، استفاده از صدای واقعی هند در مکالمات تلفنی است؛ درحالی‌که واکنش‌های اپراتورها را بازیگران بازآفرینی می‌کنند.

این رویکرد هیبریدی، مخاطب را در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد. از یک سو، صدای لرزان کودکی که می‌گوید «تاریک شده، می‌ترسم» چنان واقعی و دلخراش است که هر شنونده‌ای را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
از سوی دیگر، فیلم با بهره‌گیری از قواعد ژانر تعلیق تلاش می‌کند تا این رنج را در قالبی دراماتیک عرضه کند. نتیجه اثری است که منتقدانی چون ورایتی را با وجود تحسین، درباره «اخلاقیات و اجرای این مفهوم» دچار تردید کرده است .

لایه‌های معنایی فیلم اما فراتر از این معضل اخلاقی می‌رود. بن‌هنیه با ظرافت، بروکراسی مرگبار نجات‌رسانی را به تصویر می‌کشد. آمبولانس تنها هشت دقیقه با هند فاصله دارد؛ اما هماهنگی‌های اداری از طریق کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و وزارت دفاع اسرائیل، زمان را می‌بلعد و فرصت طلایی نجات از دست می‌رود.

این نمایش سیستماتیک ماشین مرگ، شاید تلخ‌تر از صحنه‌های انفجار و خون‌ریزی، مخاطب را با واقعیت عریان جنگ آشنا می‌کند.
بازی‌ها، به‌ویژه بازی سجا کیلانی در نقش رانا و معتز ملیس در نقش عمر، چنان باورپذیر از کار درآمده که گاهی مرز میان بازیگری و واقعیت محو می‌شود. لحظاتی که این شخصیت‌ها در مقابل مانیتورهای خود فرو می‌ریزند یا تلاش می‌کنند خشم خود را مهار کنند، شاید تأثیرگذارترین سکانس‌های فیلم باشند.

نکته قابل تأمل دیگر، حضور چهره‌های سرشناسی چون خواکین فینیکس، برد پیت و آلفونسو کوارون به عنوان تهیه‌کنندگان اجرایی است.
این حمایت‌های سطح بالا، نشان‌دهنده تغییری در رویکرد هالیوود به بازنمایی مناقشات خاورمیانه است؛ هرچند خود می‌تواند محل پرسش باشد که چرا ستارگان درجه یک جهان تا این اندازه به این پروژه خاص احساس تعهد کرده‌اند.

در نهایت، «صدای هند رجب» فیلمی است که نمی‌توان به آن بی‌تفاوت ماند.

چه منتقدانی که آن را به‌دلیل بهره‌برداری احساسی از مرگ یک کودک محکوم کنند و چه تماشاگرانی که آن را اثری ضروری برای بیداری وجدان بشری بدانند، هر دو گروه بر یک نکته اتفاق نظر دارند: این فیلم، صرف‌نظر از موضع‌گیری‌های سیاسی، پرسش‌های بنیادینی درباره اخلاق بازنمایی رنج در سینما ایجاد می‌کند. شاید ارزش اصلی فیلم نه در پاسخ‌هایی که می‌دهد، بلکه در سؤال‌هایی باشد که در ذهن مخاطب برمی‌انگیزد؛ سؤال‌هایی درباره مسئولیت ما در برابر صدای بی‌پناهی که از پشت خط تلفن فریاد می‌زند، اما کسی به دادش نمی‌رسد.