چله

اکنون که ایام اربعین امام شهیدمان را سپری کردیم و 40 روز مبعوث‌شدن ملت عزیز ایران را به چشم دیدیم، به نظر می‌رسد بهتر است درباره‌ عدد 40 کمی واکاوی کنیم. در تمام ادیان ابراهیمی عدد 40 مفهومی فرایندی دارد؛ چه از نظر زمانی و چه از نظر معنوی.

به گزارش اصفهان زیبا؛ اکنون که ایام اربعین امام شهیدمان را سپری کردیم و 40 روز مبعوث‌شدن ملت عزیز ایران را به چشم دیدیم، به نظر می‌رسد بهتر است درباره‌ عدد 40 کمی واکاوی کنیم. در تمام ادیان ابراهیمی عدد 40 مفهومی فرایندی دارد؛ چه از نظر زمانی و چه از نظر معنوی.

اگر بخواهیم به ادیان نگاه مختصری داشته باشیم، درمی‌یابیم که مثلا در دین یهودیت، 40، نماد تطهیر، تغییر و دوره گذار است؛از بارانِ طوفان نوح که 40 روز بود گرفته تا موسی که 40 روز در کوه سینا برای دریافت الواح تورات بیتوته کرد و امثال این‌ها؛ همچنین در دین مسیحیت، در انجیل متی، مرقُس و لوقا آمده است که عیسی پس از تعمید به بیابان رفت و 40 روز روزه گرفت و برای رسالت خود آماده شد؛حتی عارفان مسیحی، یک دوره روزه 40روزه دارند که وام‌گرفته از سلوک 40روزه حضرت عیسی‌مسیح(ع)است.

اما در دین مبین اسلام، پیامبر اسلام در 40سالگی به نبوت رسیدند و در سنت‌های عرفانی و اخلاقی اسلامی هم 40 ،نشانه پختگی و توجه کامل است. درواقع بسیاری از بزرگان، هم سن 40 را سن بلوغ استعدادِ دریافت معارف و معنویات می‌دانند و هم ریاضت 40روزه در طریقت‌های مختلف عرفانی وجود دارد تا انسان را از عالم ماده و علم حصولی به عالم متافیزیک و علم حضوری بکشاند و هدف از آن، عبور از نفس به قلب ،از قلب به روح و از روح به سرّ است.

در نگاه ابن‌عربی که بزرگ‌ترین عارف جهان اسلام است، «40» عدد تبدیل است. او این‌طور بیان می‌کند : «40 حدِ انتقال از مرتبه طبیعتِ کثرت به مرتبه وحدتِ ادراک است.» اکنون و بعد از 40 روز استقامتِ مردم پای این نظام و انقلاب و میدان‌داری‌های آن‌ها و حضور مستمر و درصحنه‌بودن ملت، چه در کف خیابان‌ها و چه در میدان قلم‌، رسانه و جهاد تبیین؛ به این جمله ابن‌عربی نزدیک می‌شویم؛ زنان و مردانی که گویی از مرتبۀ طبیعت کثرت به مرتبۀ وحدت ادراک رسیده‌اند. اکنون ادراک ملت ما در باطل‌شناسی رشد یافته و ادراک مردم به کنشگری بی‌وقفه آن‌ها در همه ابعاد رسیده است. امروز ملت ما که به تعبیر رهبر شهیدمان در این 40 روز مبعوث شدند، قدم‌به‌قدم مانند یک انسانِ سالک در میدان و در پای مقاومت ایستادند، رشد کردند و بالنده شدند.

وقتی جلسه درس عالم ربانی آیت‌الله جوادی‌آملی برای میدان‌داری و شرکت در تجمع‌های شبانه تعطیل می‌شود، نشان می‌دهد که در این مرحله ،معرفتِ انسان باید تبدیل به عمل صالح، خدمت، تدبیر و اثرگذاری اخلاقی و اجتماعی شود واگر انسان حضور اصیل خود را در صحنه ادراک کند، عارفِ جامعه‌ساز می‌شود. از نگاه ملاصدرا در اسفار اربعه ، این نهایتِ طی‌طریق یک انسان سالک و سفر بالحق فی الخلق است. اما این با بعثتی که رهبر امت فرمودند، مرتبط است. ملت ایران هم یک سلوک و بعثت جمعی را تجربه می‌کند و هم، برای فرد فردِ مردم ایران و همه مردم آزاده جهان، سلوک فردی و بعثت فردی در پی دارد.

ما در این 40 روز برانگیخته‌شدن مردم را هم از لحاظ روحی و هم از نظر اجتماعی و با وحدت و همدلی‌ای که از خود نشان دادند و ایستادگی کردند، می‌بینیم؛ به‌عنوان‌مثال، مادر شهیدی با تعابیر خود، نگاه به مرگ را نه فناشدن، که جاودانه‌بودن در محضر خداوند می‌داند؛ برخلاف دنیای غرب که چنان دچار بی‌آیندگی‌ست که برای رسیدن به اکسیر جاودانگی ، نهایت انحطاط انسان را در موضوع اپستین به نمایش گذاشته. امروز حقیقت دین بیش از همیشه از حالت فردی به سلوک جمعی، آن‌هم در خیابان و در دل ملت ایران درآمده و شاید این نقطه‌عطف آخرالزمانی‌شدن
است.