خیابان به‌مثابه رسانه

در روزهای عادی زندگی، خیابان اغلب به‌عنوان زیرساختی برای حرکت و ارتباطات اقتصادی یا اجتماعی در نظر گرفته می‌شود؛ اما درشرایط استثنایی مانند جنگ یا بحران‌های عمیق اجتماعی، ماهیت خیابان دگرگون می‌شود؛ خیابان دیگر تنها مسیری برای عبور نیست، بلکه به «رسانه‌ای زنده» و «پلتفرم بیان» تبدیل می‌شود.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در روزهای عادی زندگی، خیابان اغلب به‌عنوان زیرساختی برای حرکت و ارتباطات اقتصادی یا اجتماعی در نظر گرفته می‌شود؛ اما درشرایط استثنایی مانند جنگ یا بحران‌های عمیق اجتماعی، ماهیت خیابان دگرگون می‌شود؛ خیابان دیگر تنها مسیری برای عبور نیست، بلکه به «رسانه‌ای زنده» و «پلتفرم بیان» تبدیل می‌شود. در این وضعیت، دیوارها، پیاده‌روها و میادین، صفحه‌هایی سفید برای نوشتن پیام‌های مردمی هستند و هویتی جدید پیدا می‌کنند. «یورگن هابرماس» مفهوم «فضای عمومی» را مطرح کرد و اندیشمندانی مانند دایان میچل و مایکل دیوت این مفهوم را در بافت شهری و سیاسی بسط دادند، مفهومی که نِمودی از آن را این شب‌ها می‌توان دید.

خیابان‌های ایران در جنگ تحمیلی سوم از 9اسفند1404 شاهد حضور گسترده و خودانگیخته شهروندانی از اقشار و طبقات اجتماعی گوناگون بوده است . این پدیده، صرف‌نظر از ارزیابی‌های سیاسی درباره آن، یک واقعیت اجتماعی با سازوکارهای تحلیل‌پذیر است که پرسش‌های مهمی را برای جامعه شناسی و مطالعات ارتباط جمعی طرح می‌کند؛ ازجمله اینکه آیا می‌توان به خیابان‌ها همچون رسانه‌ای نگریست؟

به‌طورمثال، در شب‌های گذشته برخی مردم با تهیه پلاکارد سعی در اقناع دیگر شهروندان یا بیان موافقت یا مخالفتشان در خصوص موضوع‌های جنگ داشتندیا در مثالی دیگر، برخی خیابان‌ها دوباره به دورانِ شعارنویسی‌های قدیمی برگشتند و روی دیوارها، عناوینی همچون:«بزن که خوب می‌زنی»، «تا پای جان برای ایران» و… دیده می‌شود.

از دیگر نمونه‌ها می‌توان به ساخت موشک‌های کاغذی، عروسک‌هایِ دشمن و سایر نمادهای جنگی اشاره کرد؛ حتی می‌توان این‌طور گفت که همین پرچم‌های در خیابان که گاهی از فاصله دور هم دیده می‌شوند و مردمی که آن‌ها را در دست دارند، به منزله نوعی رسانه است. مردم ایران در شب‌های گذشته، رسانه‌ها را از انحصار فضای مجازی خارج کرده‌اند و به کف خیابان‌ها آورده‌اند.

آن‌ها در این ایام کارکرد اصلی رسانه را که انتقال پیام است، به‌درستی دریافته‌اند و به شیوه‌های مختلف عقاید و خواسته‌هایشان را منتقل کرده‌اند. در این فرایند مردم شرکت‌کننده در تجمع‌ها به‌عنوان مبدأ پیام شناخته می‌شوند و در سوی دیگر، طیفی از دریافت‌کنندگان پیام وجود دارد که اتفاقا با درنظرگرفتن تفاوت‌های مقصد پیام، محتوا تولید می‌شود؛ به‌طورمثال، نوشتن پلاکارد برای حضور در چهارراه‌ها مناسب است، شعارنویسی با قابلیت ماندگاری برای تمام ایام روز، تهیه موشک‌های نمادین و عروسک‌های شخصیت دشمن برای کاروان‌های خودرویی و… . آنچه در این شب‌ها دیده می‌شود، مطابق دیدگاه گافمن، نمایشی است که مردم ایران اجرا کنندگان آن هستند و نکته مهم این است که به وسعت خیابان‌های ایران، امکان گستردگی حضور مردم از اقشار مختلف وجود دارد؛ علاوه‌براین، مطابق سه‌گانه مبدأ، مقصد و محتوا که به‌عنوان عناصر اصلی یک پیام بیان شد، وسعت خیابان‌های ایران به بستری برای انتقال پیام مردم و رسانه‌ای‌شدن، تبدیل شده است؛ رخدادی که در نوع خود، منحصر‌به‌فرد است و موجب‌شده همان‌طور که در دنیا، رسانه‌های عمدتا مجازی در حال نفوذ بیشتر به زندگی‌ مردم هستند، در ایران هم شاهد این توسعه باشیم؛ اما این بار بر مبنای الگویی بومی.