به گزارش اصفهان زیبا؛ «بازگرداندن دوباره ابرها به ایران با انهدام سامانه راداری برد بلند آمریکا در منطقه»؛این گزارهای است که در روزهای گذشته بارها در فضای مجازی منتشر و توسط کاربران دستبهدست میشود. منتشرکنندگان این خبر مدعی هستند که آمریکا با استفاده از امواج راداری در منطقه و انتشار مواد شیمیایی از طریق پرواز هواپیماهای امارات بر فراز ایران موجب تخلیه ابرها میشد و حالا پس از انهدام رادارهای دشمن و توقف پروازهای امارات از ایران، شاهد بازگشت ابرها و بارشهای گسترده در ایران هستیم!
اما آیا تخریب رادارهای نظامی بر میزان بارشهای کشور واقعا تأثیر گذاشته است؟ آیا امکان دستکاری سامانههای جوی امکانپذیر است؟ آیا بارشهای اخیر در کشور نتیجه تخریب این رادارهاست و ادامه دار خواهد بود؟ احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی در گفتوگو با «اصفهان زیبا» به این سؤالات پاسخ میدهد.
اخیرا در فضای مجازی خبری منتشر میشود که منتشرکنندگان آن مدعی هستند پس از انهدام رادارهای دشمن و توقف پروازهای امارات از ایران شاهد بازگشت ابرها و بارشهای گسترده در ایران هستیم. از نظر شما این ادعا مبنای علمی دارد؟
این خبر فاقد بنیان علمی و اتفاقا سرشار از اشتباهات مفهومی در حوزه مهندسی رادار و فیزیک جو است. در اینگونه ادعاها به موضوعاتی مانند مقیاسهای انرژی، جرم ابرها و سایر مفاهیم بنیادی هواشناسی توجهی نشده است و همین امر نشان میدهد که با خطاهای فیزیکی جدی روبهرو هستیم؛ بنابراین به نظر میرسد بسیاری از مطالبی که در این زمینه مطرح شدهاند، بیشتر بر پایه شواهد شنیداری و همبستگیهای تصادفی استوارند. برای مثال، همزمانی وقوع جنگ با بارندگیهای اواخر اسفند و اوایل بهار باعث شده
است برخی چنین برداشتهایی مطرح کنند؛درحالیکه اصول علمی مستحکم و قابل استنادی برای چنین ادعاهایی وجود ندارد.
آیا اصلا امکان تغییر و دستکاری سامانههای جوی وجود دارد؟
در مورد این پرسش که آیا اساسا امکان دستکاری و تغییرات جوی وجود دارد، باید گفت مفهوم «دستکاری جو» را میتوان به دو شکل تصور کرد؛نخست، بحثهایی که در چارچوب نظریههای مرتبط با گرمایش زمین مطرح میشود. این ایدهها هنوز در حد نظری باقیماندهاند و عملا اجرا نشدهاند. در این دیدگاه گفته میشود باتوجهبه روند گرمشدن زمین، شاید بتوان اقداماتی انجام داد تا میزان انرژی خورشیدی که به سطح زمین میرسد کاهش یابد و در نتیجه از افزایش بیش از حد دما جلوگیری شود. در این چارچوب، از طرحهایی مانند پاشش ذرات معلق(برای مثال ترکیبات گوگرد) در لایههای فوقانی جو سخن گفته میشود تا این ذرات بتوانند بخشی از نور خورشید را بازتاب دهند و مانع رسیدن آن به سطح زمین شوند. در نتیجه انرژی ورودی به زمین کاهشیافته و شاید بتوان تا حدی روند گرمایش ناشی از گازهای گلخانهای و آلایندههای حاصل از سوختهای فسیلی را تعدیل کرد. بااینحال، این موضوع همچنان در حد نظریه و در عمل اجرا نشده است؛ زیرا سیستم اقلیم بسیار پیچیدهتر از آن است و علاوه بر این، چنین مداخلاتی میتواند پیامدهای گسترده و پیشبینیناپذیری داشته باشد.
موضوع دوم،اما«تغییر آبوهوا از طریق باروری ابرها» است. این روش سالهاست که در برخی از کشورها مورد آزمایش و مطالعه قرار گرفته است. در این فرایند، با استفاده از هواپیما در مقابل سامانههای ابری که قابلیت بارش دارند،موادی مانند یدید نقره در ابرها پخش میشود یا از فلرهایی استفاده میشود که مانند موشک پرتاب شده و در داخل سامانه ابری منفجر میشوند تا ذرات ریز درون ابر پراکنده شود. هدف از این کارافزایش تعداد هستههای میعان است؛ یعنی ذراتی که قطرات باران میتوانند بر روی آنها شکل بگیرند. بهاینترتیب تلاش میشود فرایند تشکیل باران سریعتر آغاز شود یا مدت آن افزایش یابد تا میزان بارش بیشتر شود. این روش در کشورهای مختلفی آزمایش شده است، اما هنوز به طور قطعی ثابت نشده است که بتواند به طور قابلتوجهی موجب افزایش بارندگی شود. پروژههای متعددی در ایالات متحده و برخی کشورهای خاورمیانه انجام شده است. برخی از آنها شکستخوردهاند و در برخی دیگر نیز افزایش محدودی در بارندگی گزارش شده است، اما در ارزیابیهای علمی و آکادمیک نتایج چندان قابلاتکا نبوده است. تغییرات گزارششده معمولا در حدود ۵ تا ۱۰ درصد بوده و اثرگذاری چشمگیری نداشته است؛ بنابراین این تصور که بشر بتواند سامانههای جوی را بهطورجدی درستکاری کند، اساسا نادرست است. حتی این ادعا که بتوان از ورود یک سامانه ابری جلوگیری کرد، مسیر حرکت ابرها را تغییر داد یا آنها را منحرف کرد، بیشتر به سخنان تخیلی شباهت دارد. افرادی که چنین ادعاهایی مطرح میکنند، با دانش هواشناسی و مبانی این علم آشنایی کافی ندارند. برای درک بهتر موضوع باید توجه داشت که یک ابر معمولی مثل «کومولونیمبوس» که عامل رعدوبرق و بارشهای شدید است، میزان انرژی بسیار عظیمی در خود دارد؛ به طوری که انرژی آن چندین برابر انرژی یک بمب هستهای برآورد میشود. در چنین شرایطی، تصور کنید امواج راداری با توان بسیار محدود به چنین سامانهای تابانده شود؛ آیا این امواج میتوانند در آن سامانه عظیم تأثیری ایجاد کنند؟ پاسخ قطعا منفی است!
افزون بر این، رادارهای هواشناسی اساسا برای مشاهده و پایش پدیدههای جوی ساخته شدهاند، نه برای تأثیرگذاری بر آنها. این رادارها صرفا برای مشاهده قطرات باران و ساختار ابرها استفاده میشوند و انرژیای که از آنها ساطع میشود در مقایسه باانرژی خود سامانههای ابری بسیار ناچیز است.
آیا امسال میزان بارندگیها در کشور نسبت به سالهای گذشته چشمگیر بوده است؛ بهطوری که باعث مطرحشدن فرضیههایی مثل دستکاری رادارها مطرح شود؟
شدت بارندگی در اسفند و فروردین پیشبینی شده بود؛ اما همزمانی آن با جنگ باعث چنین برداشتهایی در فضای عمومی شده است. واقعیت این است که در برخی مناطق کشور میزان بارندگی در حد نرمال بوده و در برخی دیگر شرایط چندان مطلوب نیست. برای نمونه، در تهران وضعیت بارندگی تقریبا مشابه سال گذشته است و تفاوت قابلتوجهی مشاهده نمیشود. در استانهایی مانند قم، سمنان و مرکزی نیز میزان بارشها حدود ۲۵ تا ۳۵ درصد کمتر از شرایط نرمال بوده و این مناطق همچنان با خشکسالی مواجهاند. ازآنجاکه این مناطق ششمین سال پیاپی خشکسالی را تجربه میکنند، شرایط نسبت به سالهای گذشته در آنها دشوارتر شده است. در مقابل، در برخی استانها مانند خوزستان، ایلام، کرمانشاه، فارس، بوشهر، هرمزگان و خراسان جنوبی میزان بارندگی در حد نرمال یا حتی فراتر از نرمال بوده و وضعیت آنها نسبت به سال گذشته بهتر گزارش شده است.
وضعیت اصفهان نسبت به سال گذشته چگونه است؟
وضعیت بارندگی در اصفهان نسبت به سال گذشته بهتر است، اما باوجود بارشهای نسبتا مناسب، این استان همچنان با چالش تأمین آب روبهرو و هنوز امکان بازگشایی کامل زایندهرود فراهم نشده است. در بسیاری از مناطق کشور از جمله اصفهان و تهران در برنامهریزیهای توسعهای به محدودیتهای اقلیمی توجه کافی نشده است. بهعنوانمثال، در اصفهان سطح اراضی کشاورزی که با استفاده از آب چاه یا زایندهرود آبیاری میشوند، بسیار بیشتر از ظرفیت طبیعی و اقلیمی منطقه است. همین موضوع موجب بروز کمآبی در بخشهای بالادست و پاییندست حوضه زایندهرود شده
است. در تهران نیز جمعیت بسیار زیادی مستقر شده است، درحالیکه منابع آبی موجود پاسخگوی چنین جمعیتی نیست. درست است که اقلیم تا زمانی میتواند پاسخگو باشد، اما وقتی ظرفیت آن در نظر گرفته نمیشود، تاب آوری خود را از دست میدهد و پیامدهایی مانند فرونشست زمین و… به وجود میآیند.