بهره‌مندی از ظرفیت‌های پویش برای افزایش فروش

محمد گوهریان، دبیر کانون انجمن‌های کارفرمایی استان اصفهان: تاریخ بازار از قصه‌های فراوان مروت، انصاف و شرافت لبریز است

بهره‌مندی از ظرفیت‌های پویش برای افزایش فروش
محمد گوهریان، دبیر کانون انجمن‌های کارفرمایی استان اصفهان: تاریخ بازار از قصه‌های فراوان مروت، انصاف و شرافت لبریز است

 

کسب و کارها یکی از عناصری هستند که در زمان جنگ بسیار آسیب می‌بینند و چه بسیار تولیدکنندگانی که در این عرصه ناگزیر می‌شوند کارگاه‌های خود را تعطیل و تعدیل نیرو کنند که ناخودآگاه این مسئله به چرخه تولید در کشور ضربه خواهد زد. برای برون رفت از این چالش پویشی در استان اصفهان با نام «هوای کسب و کار هم را داریم» راه اندازی شده است که به واسطه آن تولیدکنندگان می‌توانند شرایط کاری خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. در این خصوص و برای حمایت از کارگر و کارفرما محمد گوهریان، دبیر کانون انجمن‌های کارفرمایی استان اصفهان و رئیس مرکز علمی کاربردی عتیق دانشگاه جامع، طی گفت وگویی با اصفهان زیبا راهکارهایی ارائه داده است که در ادامه می‌خوانید.
** جنابعالی به عنوان یکی از سکان‌داران اقتصاد استان، در شرایط فعلی که سایه تقابلات جنگی و شوک‌های اقتصادی روی بازار سنگینی می‌کند، چرا معتقدید که دوره «رفتار جزیره‌ای» و رقابت‌های سنتی گذشته است؟ تعریف شما از «همدلی اقتصادی» برای عبور از این مقطع حساس چیست؟

بنده ذره‌ای از اقتصاد استان نیستم چه برسد سکاندار. از حسن نظر و ذره پروری جنابعالی متشکرم. در مورد این مطلب ضمن درک نظر شما با آن موافق نیستم. بازار مفهومی عمیق و تکامل یافته در اعصار تاریخی است که در صد سال گذشته با تمرکزگرایی و دولت گرایی افراطی و فزاینده از آن جز نامی و یادی نمانده است. نگاه رایج بویژه در کشورهایی که اشتیاق به توسعه سریع داشته‌اند مداخله دولت محور در بازار بوده است و طی این مداخلات سازوکار طبیعی و ریشه‌ای بازار از کار افتاده است. بازار بر منفعت شخصی طرفین آن کار می‌کند. آنچه این منفعت را کنترل و در جهت تحقق مقادیر بهینه قرار می‌دهد رقابت شفاف، عدم تبانی، عدم انحصار و جریان سیال اطلاعات است. هر اقتصاد متناسب با توجه به این مکانیسم توسعه پایدار را تجربه می‌کند. بد نیست بدانید در دوره کوتاه حکومت پیامبر اسلام(ص) در مدینه النبی، حاکمیت حتی در شرایط جنگی یا شرایط اضطرار تهدید قحطی متاثر از خشکسالی در مکانیسم‌های بازار وارد نمی‌شد و فقط در عدم احتکار، قش در معامله و دریافت حقوق شرعی تمرکز داشته است. پیامبر اکرم(ص) به جهت تجارب زیسته خود مفهوم بازار و اهمیت آن را درک می‌کرده اند و به اصول بازار همانند سنن الهی می‌نگریستند. در مواردی که به ایشان برای مداخله در بازار اصرار می‌شده بصراحت می‌فرمودند این بدعت است و من نمی‌خواهم در ملاقات اخروی خداوند از بدعت گذاران باشم.

**با توجه به اختلالات احتمالی در زنجیره تامین و لجستیک، کسب‌وکارها (به ویژه کارخانجات) چگونه می‌توانند به صورت عملی به هم کمک کنند؟ آیا به اشتراک گذاشتن ظرفیت‌های خالی مثل انبارها، ناوگان حمل‌ونقل یا حتی مواد اولیه مازاد بین دو کارخانه رقیب، در این شرایط یک الزام است یا یک انتخاب؟

فراموش نکنیم این عواملی که به عنوان زنجیره تامین فعالیت می‌کنند پاک دست‌ترین، لایق‌ترین، مجرب‌ترین و هوشمندترین افرادی هستند که در سال‌های محاصره اقتصادی مسیر کار، تولید، خدمت و سازندگی را انتخاب کرده‌اند. به این ویژگی‌ها اضافه کنید روحیات خدمت به خلق که در ایرانیان سابقه کهن دارد. شک نکنید که این مردم در بزنگاه‌های تاریخی چنان حضور و ورودی به حل مشکلات خواهند داشت که بالای گودنشینان انگشت به دهان می‌مانند. در این حوزه الزام، نه لازم است و نه کارآمد و نتیجه آن سرد شدن احساسات و شور ملی و دینی  است.

** در فضای بازار، اعتبار، چوب‌خط و چک حرف اول را می‌زند. وقتی نوسانات جنگی باعث کاهش نقدینگی می‌شود، بازاریان چگونه می‌توانند با زنده کردن سنتت مدارا کردن در وصول مطالبات، از یک دومینوی ورشکستگی و زمین خوردن هم‌صنفان خود جلوگیری کنند؟

تاریخ بازار و اقتصاد مردمی ایران از قصه‌های فراوان مروت، انصاف و شرافت لبریز است. تحمل اقتصاد تحریمی و محاصره‌ای به این شدت که در دهسال گذشته به اوج خود رسیده بدون وجود مکانیسم شرافتمندی و عیاری در بازار و کسب و کارها امکان پذیر نبود. همین سازوکار در این جنگ نیز فعال است و باید مراقبت شود. دولت و هر سازمان حمایتی فقط با درک این سازوکارها باید به یاری بیایند و از اتلاف منابع خودداری کنند.

**معمولاً در شوک‌های اقتصادی، اولین فشار به نیروی انسانی و کارگران (با تعدیل نیرو) وارد می‌شود. مدیران و کارفرمایان چگونه می‌توانند با همفکری و حمایت از یکدیگر، سپر دفاعی بسازند تا چرخ تولید بخوابد؛ اما سفره کارگر کوچک نشود؟

ارزش نیروی کار به تولید و خدمتی است که می‌آفریند. یکی از مشکلات زیر بنایی اقتصاد ایران عقب افتادن کارآمدی و کارایی آن در رقابت با تولید خارجی است. کار منجر به تولید در اقتصاد ایران به یکساعت در ۲۴ ساعت کاهش داشته و این فاجعه ملی است. این روزها بخش‌های عرضه کننده کار باید به کارایی تمرکز کنند. کاهش ضایعات، افزایش سرعت، دقت و کیفیت می‌تواند امکان گذر از این گذر سخت را ممکن کند.

** استان اصفهان قطب صنایع مادر و هلدینگ‌های بزرگ است. در یک جنگ اقتصادی، صنایع بزرگ چه رسالتی در قبال کارگاه‌های کوچک‌تر و تامین‌کنندگان خرد دارند؟ چگونه یک کسب‌وکار بزرگ می‌تواند نقش “تکیه‌گاه” را برای اصناف آسیب‌پذیرتر بازی کند؟

مفهومی در اقتصاد جهانی با عنوان fair trade مطرح شده است که تجارت منصفانه را تعریف و ترغیب می‌کند. یکی از ده اصل آن حفظ کسب و کارهای کوچک با سودآوری کم و محلی است. اصولاً در اقتصاد آرمانی دانش اقتصاد وجود هلدینگ‌ها و تراست‌ها عامل مخل و مخرب است. هلدینگ‌ها تبانی و انحصار ایجاد می‌کنند و نمی‌گذارند رقابت، قیمت را حداقل و کیفیت را حداکثر کند. متاسفانه بسیاری از متولیان رسمی اقتصاد از خطر تبانی و انحصار غافل هستند و با شدت و حدت به ایجاد قطب‌‌های بزرگ اقتصادی دامن می‌زنند. برای اقتصاد مردمی ضروری‌ترین اقدام متوقف کردن ایجاد تمرکزهای اقتصادی است. بنگاه اقتصادی باید آنقدر کوچک باشد که نتواند بر قیمت اثرگذارد. بنگاه قیمت بازار را می‌پذیرد و برای افزایش درآمد به فروش بیشتر، کاهش هزینه‌ها، کاهش قیمت و افزایش کیفیت تمرکز می‌کند. این کیمیای اقتصاد طبیعی است که در ایران مختل است. در اقتصاد انحصار مدار ایران دولت و حاکمیت باید از وزن و اثر هلدینگ‌ها و صنایع بزرگ به نفع کسب و کارهای خرد بکاهد. این اقدام می‌تواند با دریافت مستقیم از صنایع بزرگ و پرداخت مستقیم به صنایع کوچک و متوسط انجام شود.

** یکی از آفت‌های شرایط بحرانی، تصمیمات هیجانی، احتکار یا ناامیدی مطلق است. بزرگان و ریش‌سفیدان هر صنف چطور می‌توانند به عنوان لنگرگاه آرامش عمل کنند و به جوان‌ترها و استارتاپ‌ها یادآوری کنند که بازار ما روزهای سخت‌تر از این را هم پشت سر گذاشته است؟

از بازمانده بازار و چارچوب‌های حرفه‌ای و اخلاقی برای چنین شرایطی عوامل موثری ایجاد کنند. هیچ مشکلی نیست که مجامع صنفی، انجمن‌های حرفه‌ای، هیئت‌های مذهبی و خیریه نتوانند حل کنند. اگر دولت یا هر سازمان حکومتی در این بازی پشت دست مجامع حرفه‌ای بازی کنند منابع عظیمی در اختیار رفع مشکلات قرار می‌گیرد. باید به مردم، سازمان‌های مردمی و نظم خودجوش آنان اعتماد کرد.

** در راستای همین ضرورت‌هایی که فرمودید، پویش استانیِ “هوای کسب‌وکار هم را داریم” ، پلتفرمی برای اشتراک‌گذاریِ امنِ منابع (از لجستیک تا انبار و نیروی انسانی) راه‌اندازی شده است. ارزیابی شما از این ابتکار عمل چیست و چه توصیه‌ای به مدیران و فعالان اقتصادی برای پیوستن به این شبکه حمایتی دارید؟

ضمن تشکر از متولیان این پویش به چند نکته اشاره می کنم.
** با صاحبان کسب و کار به دیده احترام و افتخار نگریسته شود. نباید لحن پویش به کسی که تولید ثروت می‌کند و به اصطلاح دستش در جیب خودش است نصیحت گونه و یا از سر ترحم باشد.

** با مردم با زبان خودشان صحبت کنیم. زبان مردمی کوچه و بازار ظرفیت‌های نهفته‌ای دارد که اثرگذاری پویش را افزایش می‌دهد.

** نگاه تبعیض گونه به کسب و کارها سم مهلک است. هر که امروز چراغ کسب و کاری را روشن نگه می‌دارد، عزیز پویش است. بگذارید مردم پویش را از آن خود بدانند، همانگونه که هست.

** هیچ همراهی و حمایتی برای کسب و کارها مثل افزایش فروش نیست. از ظرفیت‌های پویش برای افزایش فروش استفاده شود.

** اگر در این روزهای پرالتهاب بخواهید فقط یک جمله یا یک توصیه برادرانه به مدیر یا کاسبی بگویید که احساس تنهایی می‌کند و به فکر تعطیل کردن و پایین کشیدن کرکره افتاده است، آن جمله چیست؟

پیامبر ما کاسب را دوست خدا خوانده‌اند، خدا دوستش را رها نمی‌کند، بمانیم و شاهد پیروزی باشیم، بمانیم و با ماندنمان امید را زنده نگه داریم. امید به فردایی بهتر و آرامشی که شایسته آن هستیم. صبح نزدیک است.