به گزارش اصفهان زیبا؛ در ماههای اخیر، آسمان اصفهان شاهد بارشهای مطلوبی بود؛ بارشهایی که همچنان ادامه دارند و بنا به پیشبینیهای هواشناسی قرار است تا پایان اردیبهشت سال جاری نیز آسمان شهر همچنان سخاوتمند باشد و بارشهای خوبی در اصفهان رخ دهند.
گزارشها حاکی از این است که میزان بارشهای سال آبی جاری در این استان نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۸.۷درصد افزایشیافته است. بارندگیها و خبرهایی دررابطهبا بازگشایی زایندهرود در نیمه بهار، حالا اما امید به رهاسازی و پرداخت حقابه گاوخونی را افزایش داده است؛ تالابی که سالهاست به کانون گردوغبار تبدیل شده و لبهای خشکش تر نشده است.
داریوش گلعلیزاده، سرپرست اداره کل حفاظت محیطزیست استان اصفهان در گفتوگو با «اصفهان زیبا» میگوید پرداخت حقابه تالاب گاوخونی پس از تأمین آب شرب باید در اولویت قرار گیرد؛چرا که در غیر این صورت نهتنها باید منتظر پیامدهای محیطزیستی باشیم که سلامت شهروندان نیز ممکن است به خطر بیفتد.
باتوجهبه بارشهای مطلوب در ماههای اخیر، آیا امسال میتوان منتظر پرداخت حقابه تالاب گاوخونی و رهاسازی آب به سمت آن بود؟
میزان بارش برفوبارانی که امسال داشتیم، از تشدیدشدن وضعیت زاینده رود جلوگیری کرده است؛ هرچند این بارشها زخمها و کمبودهای سالهای گذشته را جبران نمیکند! محیط زیست با آب منطقهای مکاتبه کرده و پیگیر است تا حقابه گاوخونی امسال رهاسازی شود؛ حتی نامه زدهایم که زمان آن را نیز بررسی کنند تا تداخلی با رهاسازی آب برای کشاورزان نداشته باشد.
البته اگر رهاسازی آب به سمت تالاب گاوخونی یک یا دو ماه ادامه داشته باشد، اثرات خود را نشان میدهد، اما اگر تنها برای یک یا دو روز آب رها شود، عملا آبی به پاییندست نمیرسد.
اکنون بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب پشت سد زاینده رود وجود دارد و به همین دلیل نیز پیگیر دریافت حقابه و امکان رهاسازی آن هستیم؛ البته کشاورزان نیز چشم به راه بازگشایی زاینده رود هستند؛ اما آنها به این موضوع توجه دارند که تالاب آسیب نبیند؛ زیرا اگر تالاب از بین برود،کشاورزی نیز آسیب خواهد دید و گردوغباری که ایجاد میشود بر کشاورزی و تولید غذا تأثیر مستقیم میگذارد.
آخرین بار چه زمانی حقابه گاوخونی پرداخت و لبهای خشک این تالاب تر شد؟
حدود سه سال پیش، بر اساس پیگیریهای قضایی که انجام دادیم، مقدار کمی آب رهاسازی شد؛ اما عمق این زخم چنان زیاد است که این اقدامات تنها از تشدید وضعیت جلوگیری میکند.
امسال نیز پیگیریها انجام و مراجع قضایی نیز به دنبال دریافت حقابه هستند؛چرا که حق تالاب باید پرداخت شود و اگر پرداخت نشود، وضعیت محیطزیستی تالاب بدتر میشود و پس از آن هرچقدر هم که برای حل این مشکل هزینه کنیم، دیگر فایدهای نخواهد داشت. اکنون که میتوانیم باتدبیر از بدتر شدن وضعیت و تبدیل تالاب به کانون گردوغبار جلوگیری کنیم، عقل حکم میکند این کار را هر طور شده است، انجام دهیم؛ حتی اگر به قیمت این باشد که بخشی از صنعت را هم از دست بدهیم.
گفته میشود 99 درصد از تالاب خشک شده است؛ در این شرایط آیا میتوان به احیای گاوخونی امید داشت؟
عملا هیچ چیزی از تالاب باقی نمانده است. تالاب گاوخونی حدود ۱۷۶ میلیون مترمکعب نیاز آبی دارد، اما اکنون بیش از ۴ میلیارد مترمکعب بدهی سالهای گذشته رویهم انباشته شده است؛ موضوعی که باعث میشود، تالاب به مرور به کانون گردوغبار تبدیل شود.
دریاچه ارومیه نیز مدتها خشک بود و میرفت که از بین برود؛ درحالیکه امسال خبرهای خوشایندی از آن به گوش رسید و بخشهایی از آن آبگیری شده است. آیا ممکن است برای گاوخونی نیز اتفاقی مشابه بیفتد؟
بارگذاریهایی که بر زایندهرود انجام میشود،غیرمتعارف است. از طرف دیگر، برداشتهایی که از این رودخانه صورت میگیرد، همراه با پمپاژهایی که در بالادست وجود دارد و استانهایی که بهصورت غیرقانونی آب برداشت میکنند، مشکلات جدی ایجاد کردهاند.
اکنون چند استان در بالادست برداشت دارند و هماهنگی لازم وجود ندارد. گاهی آب برای احداث باغهای میوه صرف میشود؛ درحالیکه ضرورتی برای چنین توسعهای وجود ندارد. متأسفانه مدیریت یکپارچهای وجود ندارد و تهدید جدی این است که حتی اگر آب رهاسازی شود، به دلیل برداشتها در طول مسیر، اصلا آبی به تالاب نمیرسد.
چندی پیش شما در گفتوگو با رسانهها از طرحهای بینالمللی سخن گفتید که میتوانند منجر به احیای تالاب گاوخونی شوند. این طرحها چگونه قرار است به نجات گاوخونی منجر شوند؟
یکی از طرحها مربوط به زایندهرود و تالاب گاوخونی است که هدف آن استفاده از تجربههای بینالمللی و دریافت کمک برای مطالعات و بررسی راهکارهاست. موضوع دوم نیز تغییر اقلیم است که به طور مستقیم بر خشکسالی و در مقابل آن، بر افزایش تابآوری تأثیر میگذارد. باید تابآوری را به حدی افزایش دهیم تا خسارتهای ناشی از پیامدهای تغییر اقلیم که متوجه سرزمین ماست، به حداقل برسد. یکی از این راهها مدیریت آب است. این مسئله باعث میشود بارندگیهایی که داریم بهگونهای مدیریت شود که هم برای تغذیه آبخوانها و هم برای دیگر نیازها از آبهای سطحی استفاده و تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم.
ازسویدیگر، بارندگیهای شدید نیز در دوره خشکسالی به ما آسیب میزند. بارندگیهای سیلآسا بسیاری از شهرهای ما را تحتتأثیر قرار میدهد و خسارت مستقیم به خانه مردم و تأسیسات شهری وارد میکند و منجر به فرسایش خاک میشود؛ بنابراین باید راهکارهای مناسبی اتخاذ شود تا هم از آسیبزا بودن این بارانها جلوگیری شود و هم بتوان از آنها بهدرستی بهرهبرداری کرد.
آیا این طرحها امکان اجرا دارند؛ سالهاست که مسئولان اصفهانی از تدوین طرحهایی سخن میگویند که قرار است به احیای تالاب گاوخونی منجر شوند؛ درحالیکه برخی از آنها صرفا روی کاغذ مانده و بعضی دیگر نیز بهصورت نصف و نیمه اجرا شده و در میان راه، رها شدهاند. پس کی قرار است طرح درست و درمانی اجرا شود و نتیجه مثبتی به همراه داشته باشد؟
تمام این طرحها روی کاغذ است و اجرای آنها منوط به این است که محیطزیست و احیای تالاب گاوخونی در اولویت قرار گیرد. مسئولان استان باید بدانند که پس از تأمین آب شرب، تأمین حقابه محیطزیست اولویت اصلی است.
باید توجه داشت زایندهرود دیگر توان بارگذاریهای جدید را ندارد و در این شرایط زندهمانی تالاب اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر بهترین تولیدات صنعتی در استان رقم بخورد، اما ظرفیت محیطزیستی به حد اشباع برسد و کیفیت از بین برود، دیگرکسی در این استان زندگی نخواهد کرد. همین حالا نیز شاهد مهاجرت انسانها و سرمایههای زیادی از استان هستیم؛ درحالیکه این موضوع جدی گرفته نشده است! در نقطه مقابل، اگر زایندهرود دائمی باشد، تغذیه آبخوانها انجام میشود؛در غیر این صورت، خطر بزرگی محیطزیست استان را تهدید میکند که بسیار بیشتر از آلودگی هواست. اگر به نقطه غیرقابلبازگشت برسیم،دیگر کاری از دستمان برنمیآید.