به گزارش اصفهان زیبا؛ اصفهان پساجنگ به دنبال شهر و تجربه شهری است که روایتی از بقا، حکمروایی، پایداری انطباقپذیری و انعطافپذیری را داشته باشد. در نتیجه این شهر در پی ارائه الگویی در طرحریزی شهری است که به نحوی از آسیبپذیری کمتر و انعطافپذیری بیشتری برخوردار باشد.
در مواجه با شهر اصفهان که در طول تاریخ و ادوار مختلف همیشه در خط مقدم جنگ بوده است، چه زمانی که مورد هجوم دشمنان قرار گرفته و چه زمانی که بار سنگین توسعه و اهداف و سیاستهای کشور را بر دوش داشته است، این کار پیچیدگی بسیاری دارد.
شاید در این دوره و در جایگاه یک شهرساز معاصر، در مواجه با آسیبهای پس از جنگ دو ایده به ذهن متبادر شود:
۱_بازسازی پس از فاجعه
۲_ کنار آمدن با تغییرات و مدیریت آنها
در راهکار بازسازی پس از فاجعه، آیا بازگشت به وضعیت قبلی و بازسازی به معنای احیای مجدد کالبد و عملکرد پیشین مدنظر است و یا باید به دنبال پیگیری یک وضعیت ارجح باشیم که هدف آن ارتقا، انعطافپذیری و کاهش آسیبپذیری است. (الزامی بر احیای کالبد و عملکرد گذشته وجود ندارد)
این مباحث میتواند در مفهوم نوین تابآوری شهری مطرح شود. این مفهوم در سالهای گذشته و با بیان «اصفهان تابآور» معطوف به مباحث اکولوژیکی و ملاحظات زیست محیطی شهر بود، در حالی که اکنون در کنار خطر فجایع و بلایای طبیعی لازم است در کنار خطرات منابع و بالای طبیعی مثل خشکسالی، به خطرات انسانساز و افزایش ایمنی و انطابقپذیری شهر هم بیندیشیم.
سه نکته بسیار مهم در شکلگیری و توسعه برنامههای طراحی شهری در اصفهان وجود دارد:
۱_ شناسایی نقاط ضعف و تهدیدات بالقوه شهر یکی از مهمترین مسائل است و در این راستا سوالاتی وجود دارد که باید توسط شهرسازان و مدیران شهری به آنها پاسخ داده شود:
آیا تمرکز واحدهای صنعتی در پهنه مرکزی ایران بهویژه اصفهان، انتخاب درستی بوده است و باید به دنبال بازگشت به وضعیت قبلی بود و یا حوادث را تلنگری برای تغییرات دانست؟
۲_ تبدیل این ضعفها و تهدیدات بالقوه شهر به داشتهها و داراییهای بالفعل شهر اصفهان، مجددا موجب طرح این سوال میشود که آیا توسعه واحدهای خدماتی از جمله فضاهای انبارش کالا و لجستیک در کنار واحدهای صنعتی موجود شهر، تهدیدها را تشدید میکند و یا نوع داراییهای شهر اصفهان از تکیه صرف به صنعت به سمت خدمات هم خواهد رفت؟ آیا پراکندگی مراکز حیاتی، حساس و مهم در میان بافت مسکونی هماهنگ با اصول پدافند غیرعامل است؟
۳_ تغییر پیششرطهای موجود لزوما مستلزم زمان و تلاش کلیه متخصصان و مدیران است. آنچه در این حین مطرح میشود مشارکت و همراهی مردم و سرمایهگذاران است که در کنار حکومت که بازسازی زیرساختها مثل معابر و پلها و غیره را انجام میدهد، اقدامات کوتاهمدتتر نیز توسط عامه مردم انجام شود.
در هر صورت، ضرورت در نظر گرفتن هدف تابآوری در رأس چشمانداز و اهداف شهر اصفهان در اسناد توسعه شهری واضح است و اینبار نه صرفا تابآوری زیستمحیطی، بلکه تابآوری اقتصادی، کالبدی، زیرساختی و … هم مطرح است و با در نظر داشتن این الزامات میتوان چند توصیه برای آینده شهر اصفهان مطرح کرد:
الف) تمرکز به در نظر گرفتن اصول پدافند غیرعامل، اصول امنیتی و پناهگاهی در الگوهای پیشنهادی جهت ساخت بناها و فضاهای عمومی و باز شهری مجددا با قوت پیگیری شود.
ب) پیشبینی عملکردها در شهر اصفهان و توجه به این موضوع که الگوی مناسب ساخت مراکز در حالت تابآور چگونه است. به عبارت دیگر آیا تجمع مراکز اداری در یک … یا تجمع مراکز صنعتی در یک شهرک یا تجمع فضاهای لجستیکی در یک دهکده اقدام درستی است؟ و یا الگوهای چندهستهای و پراکنده راهکار مناسبتری به نظر میرسد و همجواری مراکز مهم نظامیامنیتی و صنایع با مراکز مسکونی چه تبعاتی در برخواهد داشت؟
ج)کالبدها و فرمها، گونههای معین ساختمانی تعریف شوند که دارای فضاهای پناهگاهی، فضاهای آزاد و منعطف و حرائم باز باشند تا از آثار مخرب جنگها و انفجارها تاحدی جلوگیری کنند.
بنابر مباحثی که بیان شد، باید گفت اصفهان تابآور به جای «ثبات» به دنبال «استقامت و انعطافپذیری» در طول زمان است و بر همین اساس کار شهرسازان و مدیران در این مرحله حساس خواهد بود؛ چراکه در نظر گرفتن فرم و عملکرد در شهر اصفهان با قدمت و تاریخ تحولات و تابآوری صدساله، نیازمند ارائه الگوهای تعادلی (الگوهایی مبتنی بر تعدیل و کاهش ریسک و بازیابی پس از فاجعه) و غیرتعادلی (بازگشت به وضعیتی بهتر از شرایط و ظرفیتهای قبل) هوشمندانهای است.
در پایان باید به این نکته هم اشاره شود که لازم است به دنبال استفاده و بهرهبرداری از فرصتهای موجود در بلندمدت، انعطافپذیری و انطباقپذیری در میانمدت و تروج و ترغیب خودانگیختگی و خودجوشی در شهر در کوتاهمدت باشیم.