به گزارش اصفهان زیبا؛ تنگه هرمز یکی از حیاتیترین نقاط ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک در جهان امروز است که امنیت ارتباطات تجاری، امنیت انرژی، امنیت منابع خام و پیشنیازهای کلیدی در زنجیره تأمین جهانی و امنیت غذایی دنیا را تحت تأثیر قرار میدهد. این تنگه که از دیرباز به عنوان یک مسیر اصلی ارتباطات تجاری و ترابری دریایی شناخته میشد، در دنیای معاصر به دلیل موقعیت راهبردی خود جلوه امنیتی ویژهای یافته است.
در این میان، ایران بهعنوان کشوری که بیش از ۸۰ درصد از سواحل تنگه هرمز را در اختیار دارد، نهتنها مسئولیت حفظ امنیت و ایمنی این آبراه را بر عهده دارد، بلکه در صورت بروز هرگونه بحران یا تهدید، همانند تجاوز أخیر رژیمهای متخاصم آمریکایی-صهیونی، قدرت و اراده راسخ خود در کنترل و تأمین امنیت و ایمنی این گذرگاه مهم را نشان داده است. با فروپاشی امپراتوریهای اسپانیا و پرتغال که در قرن پانزدهم خود را مالک دریاها تصور میکردند، در قرن شانزدهم بحث آزادی دریاها رایج و بعد با توسعه حقوق بینالملل قاعدهای برای عبور شناورها از تنگههای مورد استفاده کشتیرانی بینالمللی تحت عنوان “حق عبور بی ضرر” مطرح شد. در سویی دیگر از تاریخ، در سال ۱۹۸۲ کنوانسیون ملل متحد در خصوص حقوق دریاها (UNCLOS) به تصویب رسید.
بر اساس معاهده مذکور کشورهایی که دارای ساحل در تنگههای مورد استفاده کشتیرانی بینالمللی هستند حقوق و مسئولیتهای خاصی در کنترل و تامین امنیت و ایمنی عبور و مرور از تنگهها دارند. کشورهای ساحلی حق دارند بر عبور و مرور کشتیها نظارت کنند، اما این نظارت نباید مانع عبور آزاد و “بی ضرر” کشتیها شود. در این راستا، با توجه به اصرار قدرتهای دریایی در مذاکرات منتج به تصویب کنوانسیون 1982 حقوق دریاها، مفهوم جدیدی تحت عنوان “حق عبور ترانزیت” ابداع گردید که هنوز مورد مناقشه است. قابل توجه اینکه آمریکا و ایران هنوز عضو این کنوانسیون نیستند و در خصوص مفهوم “حق عبور ترانزیت” اختلاف نظر دارند.
یکی از اصول کلیدی در قوانین ایران در این زمینه، تأکید بر صیانت از حق حاکمیت ملی و امنیت ملی در آبهای سرزمینی است. جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که اگر امنیت و منافع ملی این کشور تهدید شود، آماده است تا از هر ابزاری برای حفاظت از امنیت تنگه هرمز استفاده کند. بدیهی است، در شرایط جاری که منطقه با تهاجم و لشگرکشی گسترده عوامل بیگانه مواجه است، ایران میتواند بر اساس مفاد منشور ملل متحد و اصول شناخته شده حقوق بینالملل، کنترل و نظارت بر تردد شناورهای بیگانه از این گذرگاه مهم و کلیدی را در دست گیرد.
تقویت توان نظامی ایران در تنگه هرمز و تغییر موازنه ژئوپلیتیک منطقه
در پی تهاجم أخیر آمریکایی-صهیونی و تصمیم قاطع ایران در خصوص اتخاذ تدابیر مقتضی برای تأمین امنیت دریانوردی در تنگه هرمز و جلوگیری از حضور شناورهای متخاصم در آبهای سرزمینی ایران و در حوزه خلیج فارس، وقتی اسم تنگه هرمز برده میشود بیشتر رسانهها و اندیشکدهها بر بحث “امنیت انرژی” و پیامدهای آن برای صنایع بزرگ و حساس در منطقه و تاثیر آن بر ساختار زنجیرههای تامین در سطح جهانی متمرکز میشوند. یکی از دلایلی که تنگه هرمز چنین نقشی در ژئوپلیتیک انرژی ایفا میکند این است که بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت، مانند کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) برای ارسال محمولههای نفت و گاز و پتروشیمی خود به بازارهای جهانی، به این تنگه وابستهاند.
در نتیجه، هرگونه تلاش یا مداخله برای نظارت و مدیریت تردد دریایی بی ضرر در این مسیر میتواند با فضا سازی رسانهای امپریالیستی به بحرانهایی همانند افزایش قیمت نفت و بیثباتی در بازارهای جهانی منجر شود. این وضعیت موجب شده که نقش بسیار مهمتر این آبراه در تأمین “ثبات ژئوپلیتیک منطقه” و امنیت عمومی کشورهای حوزه خلیج فارس کمتر مورد توجه قرار گیرد. آماد و پشتیبانی و توسعه پایگاههای نظامی متعدد بازیگران فرامنطقهای (به ویژه آمریکا) در کشورهای پیرامون خلیج فارس که این روزها منشأ تهاجم وحشیانه به زیرساختهای علمی، فرهنگی، آموزشی، درمانی، صنعتی، تجاری و مدنی ایران و کشورهای عضو محور مقاومت شده است، عمدتاً از طریق تنگه هرمز انجام شده است.
در پاسخ به این تهاجمات که مصداق بارز “جنایات جنگی” و نقض صریح منشور ملل متحد و در تعارض آشکار با مقتضیات روابط همسایگی و “حسن همجواری” است، جمهوری اسلامی ایران پس از هشدارهای مکرر قبلی به حاکمان این کشورها، در انطباق با مفاد منشور ملل متحد و حق دفاع مشروع مجبور به پاسخ کوبنده به جنایتکاران مستقر در پایگاههای مذکور شد. بنابراین، این تجربه به خوبی و آشکارا نشان داد که اجازه دادن به استمرار این روند و بی توجهی به تردد روزافزون شناورهای دولتهای متخاصم در خلیج فارس کمک مستقیم به تداوم و تعمیق ناامنی و بیثباتی ژئوپلیتیک در کل منطقه خواهد بود.
در این راستا، جمهوری اسلامی ایران با تقویت توان نظامی خود در سواحل جنوبی کشور و در نزدیکی تنگه هرمز، بهویژه در دوران افزایش تنشها با جبهه متحد آمریکایی-صهیونی، تصمیم گرفته است به عنوان یک قدرت بازدارنده و ثبات آفرین در “هندسه ژئوپلیتیک امنیت” این منطقه ظاهر شود. بدیهی است این ابتکار دارای پیامدهای گسترده جهانی و تغییرات کلیدی در تنظیم موازنه ژئوپلیتیک بینالمللی خواهد بود.
حضور نیروی دریایی مقتدر ایران در تنگه هرمز در شرایط تنشهای منطقهای و بینالمللی، نشاندهنده اراده استوار این کشور برای دفاع از مرزهای آبی خود و حفظ امنیت تنگه هرمز و خلیج فارس است. جمهوری اسلامی ایران به وضوح نشان داده است که با کسب عبرت از تجربه اخیر که نشان داد متأسفانه برخی کشورهای همسایه قادر یا مایل نبودند مانع استفاده مهاجمین آمریکایی-صهیونی از سرزمین و فضا و بنادر آنها بر علیه ایران شوند، امنیت تنگه هرمز را به عنوان مدخل خلیج فارس یک “خط قرمز” در نظر میگیرد و هرگونه حضور و تردد شناورهای متعلق به دولتهای متخاصم در این آبراه را بهعنوان تهدیدی علیه امنیت ملی خود و امنیت و ثبات منطقه تلقی میکند.
ایران با بهرهبرداری از تجهیزات نظامی روزآمد، نظیر موشکها، اژدرها، پهپادها و شهپادهای پیشرفته و بهرهمندی از نیروهای انسانی شجاع، آموزش دیده و جان فدا برای امنیت و استقلال کشور، با استناد به اصل پذیرفته شده جهانی “عبور بی ضرر” توانایی به چالش کشیدن حقوقی و میدانی هرگونه تهدید از سوی قدرتهای خارجی در این آبراه را دارد.
جمهوری اسلامی ایران در راستای منافع ملی مشروع خود و در جهت تأمین امنیت منطقه و ثبات جهانی، میتواند به عنوان یک بازیگر مهم مسئولیتپذیر و تأثیرگذار در تنگه هرمز عمل کند. در این راستا، استناد به اصول اساسی و قواعد آمره حقوق بینالملل و تأکید بر حق حاکمیت ایران بر آبهای سرزمینی خود یک ضرورت است. طبعاً توجیه دولتهای همسایه، به ویژه عمان که در تنگه هرمز مرز مشترک دارد، میتواند به مشارکت در حفظ صلح و امنیت در منطقه کمک نماید.
در شرایط کنونی، توجه و تمرکز رسانهای غرب بر اهمیت و جایگاه جهانی تنگه هرمز در “ژئوپلیتیک انرژی”، نباید مانع توجه کشورهای منطقه به اهمیت راهبردی مسائل حقوقی، زیست محیطی و “ژئوپلیتیک امنیت” تنگه مذکور و حوزه خلیج فارس شود. در غیر این صورت، این منطقه همچنان به عنوان یکی از کانونهای بحران و بی ثباتی در روابط بینالمللی باقی خواهد ماند.