به گزارش اصفهان زیبا؛ جنگ اخیر ایران و آمریکا، فراتر از ابعاد نظامی و امنیتی، بار دیگر شکافهای پنهان و آشکار میان اروپا و آمریکا را به سطح آورد؛ شکافهایی که در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ عمیقتر شده و اکنون در پروندههای مختلف از جنگ اوکراین گرفته تا بحران خاورمیانه خود را نشان میدهد.
ایران نباید نقش و اهمیت اروپا در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان نادیده بگیرد
اگرچه دولتهای اروپایی در جریان حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، از محکوم کردن صریح واشنگتن و تلآویو خودداری کردند، اما همزمان نشانههایی از نارضایتی و فاصله گرفتن تدریجی آنها از سیاستهای تهاجمی آمریکا نیز آشکار شد؛ از مخالفت برخی کشورها مانند اسپانیا و ایتالیا با در اختیار قرار دادن امکانات نظامی برای جنگ علیه ایران گرفته تا انتقادهای فزاینده نسبت به هزینههای اقتصادی و امنیتی سیاستهای واشنگتن برای اروپا.
در همین چارچوب، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اروپا امروز در وضعیتی متناقض قرار گرفته است؛ از یکسو همچنان در ساختار امنیتی و راهبردی غرب به رهبری آمریکا تعریف میشود و از سوی دیگر، سیاستهای غیرقابل پیشبینی واشنگتن، بهویژه در دوره ترامپ، تردیدهای جدی درباره آینده روابط دو سوی آتلانتیک ایجاد کرده است. موضوعاتی مانند افزایش هزینههای انرژی، اختلاف بر سر جنگ اوکراین، وابستگی امنیتی اروپا به ناتو و ناتوانی کشورهای اروپایی در ایفای نقش مستقل در بحرانهای منطقهای، باعث شده بحث تشکیل یک سازوکار امنیتی مستقل اروپایی بار دیگر در محافل سیاسی این قاره مطرح شود؛ هرچند اختلافات داخلی اروپا همچنان مانعی جدی بر سر تحقق این هدف به شمار میرود.
مرتضی مکی، کارشناس ارشد مسائل اروپا در گفت وگو با «اصفهان زیبا» با اشاره به مواضع برخی کشورهای اروپایی در آغاز جنگ ایران و آمریکا گفت: در همان روزهای ابتدایی جنگ نیز نشانههایی از اختلاف میان اروپا و واشنگتن دیده میشد؛ بهطوریکه اسپانیا اعلام کرد حاضر نیست در جنگ علیه ایران با آمریکا همکاری کند یا خاک و ظرفیتهای خود را در اختیار عملیات نظامی قرار دهد. به گفته مکی، این موضع اسپانیا نشان داد همه کشورهای اروپایی حاضر به همراهی کامل با سیاستهای تهاجمی آمریکا نیستند.
او در ادامه با اشاره به تغییر رویکرد صدراعظم آلمان در خصوص اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران گفت: مواضع فریدریش مرتس در جریان جنگ اخیر، تفاوت محسوسی با مواضع او در جنگ دوازدهروزه داشت. مرتس در جریان جنگ دوازدهروزه صراحتاً از حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت کرده بود و حتی بهنوعی این اقدامات را توجیه میکرد، اما در جنگ اخیر تلاش کرد محتاطانهتر سخن بگوید و از همراهی آشکار با حمله نظامی فاصله بگیرد. مکی افزود: هرچند مقامات آلمانی و دیگر کشورهای اروپایی بهصورت رسمی مخالفت صریحی با اقدام نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ابراز نکردند، اما عملاً تأکید داشتند که تبعات این جنگ بیش از همه متوجه اروپا شده است. آنطور که افزایش قیمت حاملهای انرژی و فشار اقتصادی ناشی از بحران منطقه، هزینههایی بوده که کشورهای اروپایی ناچار به تحمل آن شدهاند.
این کارشناس مسائل اروپا همچنین با انتقاد از سکوت اروپا در برابر اقدامات اسرائیل اظهار کرد: کشورهای اروپایی در قبال جنایاتی مانند حمله به مدرسه شجره طیبه هیچ موضع جدی اتخاذ نکردند و تقریباً هیچ دولت اروپایی این اقدام را محکوم نکرد. این مسئله هم نشان میدهد که ادعاهای حقوق بشری اروپا همچنان با استانداردهای دوگانه همراه است؛ بهگونهای که حتی اگر در برخی موارد تمایلی به همراهی کامل با آمریکا نداشته باشند، حاضر نیستند اقدامات اسرائیل را نیز محکوم کنند.
مکی ادامه داد: جنگ اخیر شکاف میان اروپا و آمریکا را عمیقتر کرده است. در هفتههای اخیر حتی بحث خروج حدود پنج هزار نیروی آمریکایی از آلمان طی شش تا دوازده ماه آینده مطرح شده است. آلمان پس از ژاپن، بیشترین تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در خارج از خاک آمریکا را در اختیار دارد و پایگاههای نظامی آمریکا در این کشور از مهمترین مراکز عملیاتی واشنگتن در اروپا و آسیا محسوب میشوند.
او افزود: نوع موضعگیری کشورهای اروپایی در برابر سیاستهای دونالد ترامپ نشان میدهد که اروپا بهتدریج در حال جدا کردن مسیر خود از آمریکاست، هرچند هنوز توان تشکیل یک پیمان امنیتی مستقل اروپایی را ندارد. اختلافات عمیق میان کشورهای اروپایی، مانع اصلی شکلگیری یک ساختار امنیتی مستقل در قاره اروپا شده و وابستگی امنیتی به ناتو همچنان پابرجاست.
این تحلیلگر مسائل بینالملل عنوان کرد: جنگ اخیر هم شکاف میان اروپا و آمریکا را آشکارتر کرد و هم ناتوانی اروپا در ایفای نقش مؤثر در تحولات خاورمیانه را نشان داد. کشورهای اروپایی طی سالهای گذشته با حمایت ضمنی از برخی اقدامات اسرائیل، همراهی با سیاستهای آمریکا علیه ایران و همچنین تلاش برای فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگرداندن تحریمها علیه جمهوری اسلامی، عملاً ابزارهای نرم خود برای ایفای نقش سیاسی در منطقه را از دست دادهاند.
به گفته مکی، اروپا اکنون با وجود برخی اختلافات با واشنگتن، فاقد ابتکار عمل مؤثر برای مدیریت بحرانهای منطقهای است. او تصریح کرد: امانوئل مکرون و مقامات آلمانی طی ماههای اخیر بارها بر ضرورت ایجاد یک ساختار امنیتی مستقل اروپایی تأکید کردهاند، اما اختلافات درون ناتو و وابستگی امنیتی کشورهای اروپایی به آمریکا مانع تحقق این هدف شده است. فرانسه طی چند دهه گذشته بیش از سایر کشورهای اروپایی بهدنبال تشکیل پیمان امنیتی مستقل در اروپا بوده، اما تاکنون موفق به تحقق این ایده نشده است.
این کارشناس در ادامه با اشاره به آینده رفتار اروپا در عرصه منطقهای و جهانی گفت: اگر کشورهای اروپایی میخواهند بهعنوان یک قطب مستقل جهانی ایفای نقش کنند، باید از سیاستهای دوگانه و استانداردهای متناقض خود فاصله بگیرند و نشان دهند واقعاً به قواعد و قوانینی که از آن سخن میگویند پایبند هستند. ادامه رفتارهای دوپهلو در مسائل حقوق بشری، اعتبار سیاسی اروپا را تضعیف میکند و امکان ایفای نقش مؤثر در معادلات جهانی را از آنها میگیرد. او همچنین با اشاره به رقابتهای اقتصادی میان آمریکا، اروپا و چین اظهار کرد: اروپا برای حفظ جایگاه خود در عرصه اقتصادی و سیاسی جهان نیازمند ابتکار عملهای مستقل و سیاستگذاریهای واقعی است؛ موضوعی که هنوز نشانههای جدی آن مشاهده نمیشود. مکی تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران باید از شکاف ایجادشده میان آمریکا و اروپا استفاده کند. این اختلافات میتواند فرصتی برای گسترش رایزنیها و همکاریهای سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای اروپایی باشد. او گفت: هرچند اروپا همچنان در بسیاری از موضوعات با آمریکا همراهی میکند، اما این مسئله نباید باعث شود ایران نقش و اهمیت اروپا را در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان نادیده بگیرد. او معتقد است افزایش رایزنیهای دیپلماتیک با اروپا میتواند در کاهش فشارهای سیاسی و جلوگیری از شکلگیری ائتلافهای جدید علیه ایران مؤثر باشد.
اختلافات اروپا و آمریکا به معنای حمایت اروپا از ایران نیست
علی امیدی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان نیز با اشاره به افزایش شکاف سیاسی میان اروپا و آمریکا در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ به «اصفهان زیبا» گفت: در دوره ترامپ فاصله و اختلاف میان اروپا و آمریکا به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده است. ترامپ در سیاست خارجی خود میان دوست و دشمن تفاوتی قائل نیست و تلاش میکند با رویکردی مبتنی بر فشار و امتیازگیری، از متحدان آمریکا نیز اخاذی سیاسی و اقتصادی کند.
این کارشناس مسائل بین الملل افزود: اروپاییها همواره نسبت به رویکردهای آمریکا انتقاد داشتهاند و معتقدند واشنگتن هزینههای امنیتی و نظامی خود را به متحدانش تحمیل میکند. کشورهای اروپایی اکنون نیز در برابر خواستههای غیرمنطقی ترامپ مقاومت میکنند؛ چراکه سیاستهای او هزینههای سنگینی بر اقتصاد اروپا تحمیل کرده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به پیامدهای جنگ اخیر علیه ایران اظهار کرد: در جریان جنگ تحمیلی اخیر، عملاً تنها اسرائیل بهصورت کامل پشت آمریکا قرار گرفت و بسیاری از کشورهای جهان، از جمله دولتهای اروپایی، دستکم از حمایت آشکار از جنگ خودداری کردند. البته کشورهایی مانند چین و روسیه این جنگ را غیرقانونی دانستند، اما بیشتر کشورهای جهان صرفاً سکوت اختیار کردند.
امیدی تصریح کرد: اروپاییها معتقدند رفتارهای احساسی، هیجانی و غیرقابل پیشبینی ترامپ، هزینه زندگی مردم اروپا را افزایش داده است. افزایش قیمت نفت، گاز، کود شیمیایی و دیگر کالاهای اساسی میلیاردها دلار هزینه اضافی به اقتصاد کشورهای اروپایی تحمیل کرده و افزایش قیمت حاملهای انرژی نیز بهطور مستقیم بر قیمت تمام کالاها اثر منفی گذاشته است.او همچنین به اختلافات اروپا و آمریکا درباره جنگ اوکراین اشاره کرد و گفت: ترامپ معتقد است برای پایان جنگ باید امتیازات ارضی به روسیه داده شود، اما اروپا با این رویکرد مخالف است و نمیخواهد امتیاز بزرگی به روسیه داده شود. تهدید آمریکا به کاهش یا توقف کمکهای نظامی به اوکراین میتواند موازنه قدرت را به نفع روسیه تغییر دهد و همین مسئله به یکی از محورهای اختلاف میان واشنگتن و اروپا تبدیل شده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در عین حال تأکید کرد: اختلافات اروپا و آمریکا به معنای حمایت اروپا از ایران نیست. اروپاییها هرگز مواضعی در حمایت از حقانیت ایران اتخاذ نکردند و صرفاً بر ضرورت آتشبس تأکید داشتند. آنطور که شاهد بودیم هیچیک از مقامات اروپایی جنگ را غیرقانونی نخواندند، آمریکا را محکوم نکردند و حتی درباره کشته شدن غیرنظامیان ایرانی نیز موضع جدی نگرفتند.او با اشاره به همکاریهای نظامی اروپا و آمریکا عنوان کرد: کشورهای اروپایی همچنان پایگاهها و زیرساختهایی در اختیار آمریکا قرار دادهاند، اما در جنگ اخیر تحول قابل توجهی رخ داد و کشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا رسماً اعلام کردند که امکانات و پایگاههای خود را برای جنگ علیه ایران در اختیار آمریکا قرار نخواهند داد. حتی اگر آمریکا در عمل برخی از این محدودیتها را نادیده گرفته باشد، همین اعلام مخالفت نشاندهنده تحول مهمی در روابط آتلانتیک و مناسبات میان دو سوی اقیانوس اطلس است.
امیدی در ادامه خاطرنشان کرد: با وجود این اختلافات، روابط اروپا و آمریکا همچنان دارای زیرساختها و منافع مشترک قدرتمندی است و نمیتوان انتظار یک گسست اساسی میان دو طرف را داشت.
او گفت: بخش زیادی از این تنشها به دوره ترامپ مربوط میشود و در صورت روی کار آمدن یک رئیسجمهور دموکرات در آمریکا، بخشی از این اختلافات کاهش خواهد یافت.
امیدی با اشاره به اینکه سیاستهای ترامپ هشداری جدی برای اروپا بوده است، عنوان کرد: اروپاییها به این نتیجه رسیدهاند که نمیتوانند برای همیشه امنیت خود را به آمریکا گره بزنند. این مسئله باعث شده کشورهای اروپایی بیش از گذشته به فکر ایجاد سازوکارهای مستقل امنیتی و دفاعی باشند.
این استاد دانشگاه اصفهان در ادامه از مواضع سیاست خارجی امانوئل مکرون گفت و عنوان کرد: فرانسه از گذشته بهدنبال شکلگیری یک سازوکار دفاعی و امنیتی مستقل اروپایی بوده و این موضوع به سیاستی چند دههای در پاریس تبدیل شده است. اظهارات اخیر مکرون درباره ضرورت استقلال امنیتی اروپا موضوع جدیدی نیست، بلکه ادامه همان رویکرد سنتی فرانسه در قبال استقلال دفاعی اروپاست.
او افزود: سیاستهای ترامپ باعث شده سایر کشورهای اروپایی نیز بیش از گذشته به این نتیجه برسند که باید برای امنیت خود، مستقل از آمریکا تدابیری بیندیشند و صرفاً به ناتو متکی نباشند.
امیدی در پایان درباره آینده رفتار اروپا در قبال جنگ و تحولات منطقه، از جمله احتمال تنش در تنگه هرمز، گفت: با وجود همه اختلافات میان اروپا و آمریکا، در موضوع امنیت خلیج فارس و باز بودن تنگه هرمز میان دو طرف اختلاف جدی وجود ندارد؛ زیرا بخش مهمی از انرژی جهان از این منطقه تأمین میشود و هرگونه بحران در تنگه هرمز میتواند اقتصاد جهانی و بهویژه کشورهای اروپایی را با بحران جدی مواجه کند.