تولد یک ملت در تصمیم «نیم‌شب»

«گریه کن، گریه کن، گریه کن»؛ چون گاهی باید گریه کرد و دیگر هیچ، انتخاب دیگری پیش‌رو نیست. گاهی زندگی، نَفَس، تسلی، در پناه گریه معنا می‌یابد، در آغوش اشک‌های شفاف و روان و پرسروصدای نوزادی که بعد از انتظاری طولانی به روی دنیا چشم باز می‌کند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ «گریه کن، گریه کن، گریه کن»؛ چون گاهی باید گریه کرد و دیگر هیچ، انتخاب دیگری پیش‌رو نیست. گاهی زندگی، نَفَس، تسلی، در پناه گریه معنا می‌یابد، در آغوش اشک‌های شفاف و روان و پرسروصدای نوزادی که بعد از انتظاری طولانی به روی دنیا چشم باز می‌کند.

اینجا گریستن به معنی سوگواری نیست، گریه یعنی نوید یک آغاز، یعنی تولد. فیلم سینمایی «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب والی‌نژاد که این روزها در سینماهای اصفهان روی پرده است، روایتی از تولد دوباره یک ملت در دل بحران جنگ است؛ تولدی که بدون اشک و درد محال است. آخرین روز خرداد ۱۴۰۴ است.

حتما هوا بس ناجوانمردانه گرم است و در گرماگرم و همهمه جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل که از ۲۳ خرداد تا سه تیر همان سال به درازا کشید. فیلم دارد کم‌کمک جلو می‌رود. همان اوایل کار، همراه با حرکت دوربین وارد خیابان بیست‌وسوم یوسف‌آباد تهران می‌شویم؛ شهری از شهرهای زیبای ایران، پایتخت صبور کشورمان که در جنگ خرابی‌های بسیاری دید، اما به کسی نمی‌دهیمش. اینجا، همین حوالی هستیم که یکی‌دو بیمارستان، آسایشگاه، منازل شخصی مسکونی، خانه‌های نیمه‌کاره ظاهرا خالی و پارکی پُرماجرا وجود دارد. و قرار است در رفت‌وآمد به آن‌ها فیلم جان بگیرد و پایان یابد.

نمی‌دانیم‌های یک موشک

قلب تپنده و پُروحشت فیلم که به تشویش شخصیت‌ها و لحظات و حال‌وهوای اثر منتهی می‌شود، از یک خطر بالقوه موشکی مایه می‌گیرد. خطر در کمین است! اما ما هم سرمان درد می‌کند برای خطر! موشک اسرائیلی با ستاره پُرآوازه‌اش در گوشه‌ای از همان خیابان یوسف‌آباد زمین‌گیر شده است.

موشک تا الان جانی نگرفته، خسارت مادی نداده، چون منفجر نشده است، چون به اقتضای برنامه‌ریزی‌اش، یعنی گرفتن زندگی مردم بی‌گناه، عمل‌نکرده‌، اما دردسری بدیع‌تر شده است. موشکِ عمل‌نکرده، دیر یا زود، بالاخره همه‌جا را به آتش می‌کشد یا نه؟ نمی‌دانیم. و این نمی‌دانیم همان چیزی است که محل نشستن موشک تا کیلومترها آن‌طرف‌ترش را به برزخ فرو برده. سوژه «نیم‌شب» عبور از این جهان برزخی است که در نیم‌شب رخ می‌دهد.

«مهدی»، شخصیت اصلی این نمایش سینمایی با بازی «احسان منصوری»، یکی از نیروهای امنیتی کشور است که مأموریت پیدا می‌کند موشک را بی‌دردسر، در کمترین زمان، بدون اینکه کسی آخ بگوید، خنثی و به محلی دیگر منتقل کند. ممکن است؟ بازهم نمی‌دانیم. و همین نمی‌دانیم‌ مدام از برابر ذهن و دیدگان مهدی و دستیارانش گذر می‌کند تا تلخ‌ترین سناریوهای ممکن و ناممکن را برای سرنوشت موشک کنار هم بگذارند و تصمیم‌هایی بگیرند که دقایق فیلم را رقم می‌زند. وقتی پای تصمیم‌گیری به میان می‌آید، دیگر مهدی تنها نیست، هرکسی باید به سهم خود در این اراده نقشی بیافریند؛ نقشی که می‌خواهد در حافظه جمعی ایرانیان و تاریخ گیتی به یادگار بماند.

تصمیم مهدی نه، تصمیم مردم

تصمیم‌گیری در فیلم «نیم‌شب» به مفهومی بنیادین بدل می‌شود و همان معنایی که مخاطب امروز و فردا (اگر فیلمی ماندگار شود که بعدتر از آن خواهم گفت) با آن همذات‌پنداری کند. واقعیت این است که یک مسئول رده‌بالا با در اختیار داشتن والاترین مغزمتفکرها و پیشرفته‌ترین امکانات، بدون مردم هیچ‌وپوچ است. در تصمیم مهدی برای خنثی‌سازی و انتقال موشک، این مردم کوی‌وبرزن‌اند که سهم اصلی را در سرانجام ماجرای «نیم‌شب» ایفا می‌کنند، نه این یا آن مقام لشکری و کشوری صرف.

بدون اراده یکان‌یکان جامعه کشور فروپاشد؛ بدون کمک پرستاری که به ویزای انگلستانش پشت می‌کند تا مادر و نوزادی را نجات دهد، بدون جوانی پُرشروشور و پارکورکاری که دلش برای کمک به پیرزنی هم‌وطن می‌تپد، بدون کمک مدیری که بی‌منت و بدون چشمداشت از ده‌ها مهمان سرزده پذیرایی می‌کند، بدون راننده‌ای که پیش از کمک به حمل محموله می‌گوید تهش مرگ است دیگر، تصمیم مهدی معنایی ندارد.

شعارهای ارادی

اراده ملی و همبستگی و عشق‌ورزی مردم به یکدیگر و به ایران‌زمین است که سرنوشت یک موشک را معلوم می‌کند. در همین برهه، یعنی نهم اسفند ۱۴۰۴ به این‌سو که برای دفاع از میهن به جنگ با آمریکا و اسرائیل برخاسته‌ایم، چه‌کسی پشتوانه و تأییدی بر کامیابی‌های نظامی و سیاسی بود؟ کسی جز مردم؟ کسی جز زن و مرد و کودک و جوان و سالمندی که جان‌برکف در میدان‌های دور و نزدیک شهر هر بار با فریادی از خشم یا نجوایی عاشقانه به میعادگاه خیابانی قدم گذاشت؟

بازتابش مفهوم اتحاد مردمی و همراهی مسئول و آحاد جامعه بُعد موفقیت‌آمیز فیلم است؛ ‌اما بیان آن به‌نحوی است که به ورطه شعارزدگی متمایل می‌شود. کارگردان «نیم‌شب» که آثاری چون «ماجرای نیمروز» هم در کارنامه دارد، طی نشست خبری این فیلم که در چهل‌وچهارمین جشنواره فجر برگزار شد، گفت: «اینکه برخی بخش‌ها شعاری‌ شده‌اند، بله، وقتی پای ایران وسط باشد، شعار هم می‌دهیم»(رکنا). بنابراین، جایی برای خُرده‌گرفتن باقی نمی‌ماند، چون سردادن شعار انتخاب خود مهدویان بوده است. اما آیا آثار شعارزاده در تاریخ سینما به فیلم‌های ماندگار و نمونه بدل خواهند شد؟ درباره «نیم‌شب» می‌توان بردباری کرد تا روزی آیندگان پاسخ دهند. «نیم‌شب» به نویسندگی مهدی یزدانی‌خرم و اعظم به‌روز، بر اساس طرحی از یاسر انتظامی، از اتفاقات واقعی جنگ ۱۲روزه الهام گرفته است تا تولد دوباره یک ملت را از پس گریه‌های بی‌امان معنا بخشد.