سه بال برای پرواز

مسیر فعالیت حرفه‌ای من، سیری معکوس اما هدفمند داشته است. کارم را از ۱۳۸۶ به‌عنوان کارشناس فرهنگی در دانشگاه اصفهان آغاز کردم؛ اما هرچه پیش‌تر رفتم، احساس کردم برای ایجاد تغییر بنیادین در تربیت، باید به سال‌های آغازین زندگی بازگردم.

به گزارش اصفهان زیبا؛ مسیر فعالیت حرفه‌ای من، سیری معکوس اما هدفمند داشته است. کارم را از ۱۳۸۶ به‌عنوان کارشناس فرهنگی در دانشگاه اصفهان آغاز کردم؛ اما هرچه پیش‌تر رفتم، احساس کردم برای ایجاد تغییر بنیادین در تربیت، باید به سال‌های آغازین زندگی بازگردم.

پس از دانشگاه، به دبیرستان آمدم و سپس آن‌قدر عقب رفتم تا به دبستان و پیش‌دبستانی رسیدم؛ جایی که دریافتم کار تربیتی، ریشه‌دارتر و قوی‌تر انجام می‌شود. اکنون به‌عنوان راهبر تربیتی در مدرسه‌ای تحول‌گرا مشغولم و همین تجربه‌ها، چشمانم را به روی خلأهای فعالیت‌های فرهنگی کودکان باز کرد.

در جشن‌ها و مناسبت‌های مرسوم، یک آسیب جدی توجه‌ام را جلب کرد: انفعال کودکان!ما عادت کرده‌ایم در جشن‌هایی مثل روز مادر یا پدر، تالارهای آن‌چنانی بگیریم، شخصی را بیاوریم و بچه‌ها صرفا تماشاگر باشند. ما لقمه‌های آماده را در دهان کودک می‌گذاریم و ناخواسته بال پرواز را از او می‌گیریم؛ به همین خاطر تصمیم گرفتیم این روند را تغییر دهیم. در مدرسه برای جشن‌ها، محوریت را به خود بچه‌ها سپردیم؛ از ایده‌پردازی و تزیینات گرفته تا پذیرایی و مسئولیت‌های اجرایی.

این نگاه انتقادی، به‌ویژه در «جشن تکلیف» یا «جشن عبادت» پررنگ‌تر شد. دیدیم که این مراسم غالبا به یک نمایش ظاهری تبدیل شده است؛ روحانی می‌آید، سخنرانی می‌کند، بچه‌ها دست می‌زنند و تمام. تمرکز اغلب هم بر حفظ حجاب و نماز است؛ درحالی‌که فلسفه جشن تکلیف، جشن گرفتن برای یک «توانمندی» جدید است. ما این سن را جشن می‌گیریم؛ چون کودک به ظرفیت و توانمندی خاصی برای ارتباط با خداوند رسیده است؛ نه صرفا برای دیکته‌کردن بایدها و نبایدها.

برای پر کردن این خلأ و تبدیل جشن‌های نمایشی به رویدادهای تربیتی عمیق، گروه «سه بال» شکل گرفت. ما همکاران سابق بر این باوریم که ارتباط مؤثر با کودک نه از طریق تشویق و تنبیه، بلکه با معجزه سه ابزار کلیدی ممکن می‌شود:

«بازی»، «قصه» و «نمایش». تمام موقعیت‌های تربیتی را با این سه ابزار می‌چینیم؛ قصه‌ای که کودک در آن شنونده فعال است و نمایشی که خود، بازیگر آن است.
فعالیت‌های گروه «سه بال» روی سه ضلع متمرکز است: کودک، والدین و مربی. از یک سال گذشته به‌صورت متمرکز روی بازتعریف مناسبت‌های مذهبی و ملی کار کردیم. برای ما مهم است که مثلا در ایام محرم، مهدکودک صرفا جایی برای سرگرم کردن و نگهداری بچه‌ها نباشد؛ بلکه با استفاده از همان سه بال (بازی، قصه و نمایش) مفاهیم عمیق به آن‌ها منتقل شود.

شیوه کار ما «اتاق فکر» محور است و از نسخه‌های کلیشه‌ای پرهیز می‌کنیم؛ چه برای یک جشن‌تکلیف خانگی و فردی و چه برای یک مراسم مدرسه‌ای، ابتدا بافت فرهنگی آن خانواده یا مجموعه، چالش‌ها و علایق کودک را بررسی می‌کنیم؛ حتی پیش از اجرا با خود کودک گفت‌وگو می‌کنیم تا مفاهیم را نه به‌صورت دیکته‌شده، بلکه با شناخت توانمندی و چالش‌های او و البته تکیه بر «خداجویی فطری» او بیدار کنیم.

در اجراهای ما خبری از رقص نور و صداهای بلند نیست؛ تمام وسایل، ساده و دم‌دستی هستند؛ اما محتوا غنی و تعاملی است. ما قصه تکلیف و تاج بندگی را متناسب با زیست کودک بازتعریف می‌کنیم. حاصل این نگاه، برگزاری ۱۰ تا ۱۵ اجرای موفق و متفاوت در یک سال گذشته بوده که هدفشان تبدیل جشن عبادت به نقطه آغازی آگاهانه برای زیست معنوی کودک بوده است.