از هفت آسمان تا تاج بندگی

داستان شکل‌گیری گروه فرهنگی «نورالهدی» به ۱۳۹۴ بازمی‌گردد؛ روزهایی که من دانشجوی دانشگاه معارف در رشته علوم‌تربیتی بودم. در آن دوران، با نگاهی به فضای فرهنگی شهر اصفهان، یک خلأ بزرگ و محسوس توجه‌ام را جلب کرد. احساس کردم جای فضایی اختصاصی، شاد و درعین‌حال پرمغز برای جشن‌تکلیف دختران در فعالیت‌های فرهنگی سطح شهر به‌شدت خالی است.

به گزارش اصفهان زیبا؛ داستان شکل‌گیری گروه فرهنگی «نورالهدی» به ۱۳۹۴ بازمی‌گردد؛ روزهایی که من دانشجوی دانشگاه معارف در رشته علوم‌تربیتی بودم. در آن دوران، با نگاهی به فضای فرهنگی شهر اصفهان، یک خلأ بزرگ و محسوس توجه‌ام را جلب کرد. احساس کردم جای فضایی اختصاصی، شاد و درعین‌حال پرمغز برای جشن‌تکلیف دختران در فعالیت‌های فرهنگی سطح شهر به‌شدت خالی است.

تقریبا الگوی مشخص و مدونی که بتواند این روز مهم را برای یک دختر ۹ساله خاطره‌انگیز کند و هم‌زمان بار تربیتی داشته باشد، وجود نداشت.

همین دغدغه باعث شد دست‌به‌کار شوم. با استادانم در دانشگاه مشورت کردم؛ طرح و برنامه‌ای ریختم و ابتدا به‌صورت آزمایشی برای دختران ۹ساله اقوام و دوستان اجرا کردم. بازخوردها مثبت بود و همین انگیزه‌ای شد تا نواقص را برطرف کنیم و کار را جدی‌تر ادامه دهیم. امروز که با شما صحبت می‌کنم، گروه ما کاملا «آتش‌به‌اختیار» است که در پاسخ به دغدغه‌های فرهنگی، بدون وابستگی سازمانی، فعالیت خود را گسترش داده است.

برنامه محوری و اولیه ما «هفت آسمان» نام داشت. در طراحی این برنامه، تمرکز ما بر این بود که کارهایی را که یک دختر ۹ساله در آستانه تکلیف باید درباره آن‌ها آگاهی داشته باشد، نه با زبان خشک و نصیحت‌گونه، بلکه در قالب بازی، مسابقه، شعر و قصه به او آموزش دهیم. یکی از نکته‌های کلیدی در این طراحی، «خاطره‌انگیزکردن حجاب» بود. ما نمی‌خواستیم حجاب صرفا یک پوشش اجباری به نظر برسد؛ بنابراین سناریو را طوری چیدیم که در فواصل مختلف برنامه و بین قسمت‌های شاد، تکه‌تکه حجاب دخترخانم کامل شود: یک بار روسری؛ بار دیگر ساق دست و درنهایت چادر.

با گذشت زمان و کسب تجربه، متوجه چالش‌های جدیدی شدیم. معمولا در جشن‌های تکلیف، علاوه‌بر کودکان، خانواده‌ها شامل مادران، مادربزرگ‌ها و گاهی معلمان مدرسه نیز حضور دارند؛ پس فضای جشن باید به‌گونه‌ای مدیریت می‌شد که هم برای بچه‌ها جذابیت داشته باشد و هم بتواند خانواده‌ها را همراه کند؛ چراکه همراهی و حس خوب مادر، مستقیما بر کیفیت حس دختر اثر می‌گذارد.

برای حل این مسئله، شوخی‌ها، خنده‌ها و هم‌خوانی‌هایی را به برنامه اضافه کردیم. سرودهایی تولید کردیم که در فضای مجازی منتشر می‌شد؛ بچه‌ها با علاقه آن‌ها را حفظ می‌کردند و در طول جشن با ما هم‌خوانی داشتند. این تعامل دوطرفه، فضای خشک مجلس را می‌شکند.محتوای برنامه ما نیز به‌مرور پخته‌تر شد. ما روی مسائلی دست گذاشتیم که شاید در آموزش‌های رسمی مدارس کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شود یا برای کودک گنگ است؛ برای مثال، مسئله «تقلید». خیلی از دخترها اصلا نمی‌دانستند تقلید چیست و چرا باید از ۹سالگی مرجع تقلید داشته باشند. ما سعی کردیم با بازی و گفت‌وگو این مفهوم را برایشان جا بیندازیم.

درباره اصول دین، فروع دین و بایدهای دینی صحبت کردیم. مسائلی مثل نماز، حجاب و احترام به والدین را که بچه‌ها کلیاتش را می‌دانند، با نگاهی عمیق‌تر و جزئی‌تر بررسی کردیم؛
مثلا، به‌جای اینکه فقط بگوییم نماز بخوان، درباره اهمیت نماز اول وقت و انس با خدا حرف زدیم. همه این‌ها در قالب سناریوهای مختلف اجرا می‌شود. قبلا برنامه «هفت آسمان» حدود یک‌ساعت‌ونیم زمان می‌برد؛ اما الان سناریوهای متنوعی داریم که به‌طور متوسط بین یک ساعت تا یک‌ساعت‌وده‌دقیقه طول می‌کشد.

به مرور زمان، فعالیت گروه ما از جشن تکلیف فراتر رفت و مناسبت‌های مذهبی و ملی دیگر مثل جشن روز دختر، روز مادر و عید غدیر را هم پوشش دادیم؛ اما در مسیر برگزاری جشن‌های تکلیف، با آسیب فرهنگی جدی مواجه شدیم: «تجمل‌گرایی». متأسفانه مشاهده می‌کردیم که خانواده‌ها هزینه‌های هنگفتی بابت کرایه وسایل جشن، دکور، استند و بادکنک‌آرایی می‌پردازند.

فضا داشت به‌سمت سفره‌های عقد و جشن‌های اشرافی می‌رفت که با روح معنوی جشن‌تکلیف منافات داشت؛ تصمیم گرفتیم این بخش را هم به خدمات گروهمان اضافه کنیم؛ اما با دو هدف مشخص: اول اینکه، خانواده‌ها بتوانند با هزینه بسیار کمتر این وسایل را تهیه کنند و دوم اینکه، طراحی دکورها را به سمت فضایی معنوی و دخترانه ببریم و از آن سبک‌های نامتعارف فاصله بگیریم.

ما می‌خواستیم «سبک‌سازی» کنیم و نشان دهیم زیبایی در سادگی و تناسب با مفهوم جشن است؛ در همین راستا، یک شبکه حمایتی غیررسمی هم شکل دادیم. با تعدادی از بانوان کارآفرین که در حوزه کسب‌وکارهای خانگی فعالیت می‌کردند و دغدغه‌مند بودند، مرتبط شدیم، بانوانی که گل‌سر، گیفت‌های جشن تکلیف، هدایای فرهنگی، کیک و دسر درست می‌کردند.بدون هیچ چشمداشت مالی، این افراد را در کانال‌های ارتباطی خودمان به خانواده‌ها معرفی کردیم تا هم از اشتغال خانگی حمایت شود و هم خانواده‌ها بتوانند ملزومات جشن را از افراد امین و با قیمت مناسب تهیه کنند؛ البته تأکید می‌کنم که این افراد مستقل از گروه ما هستند و ما فقط نقش تسهیلگر و معرفی‌کننده را داریم.

نکته بسیار مهم دیگری که در تجربه‌های این چند سال به آن رسیدم، نقش «مشارکت» در اثرگذاری تربیتی است. همیشه به خانواده‌هایی که از من مشورت می‌خواهند، پیشنهاد می‌دهم که سعی کنید بچه‌ها را در فرایند آماده‌سازی جشن دخیل کنید. اینکه شما یک دکور آماده بچینید و یک مجری دعوت کنید بیاید و برود، اثرش خیلی کمتر از این است که خودِ دخترخانم در تزیین اتاقش مشارکت کند، ستاره‌ها را بچسباند یا مثلا اگر می‌خواهد به دوستانش گیفت بدهد، خودش بنشیند و با دیدن آموزش، آن گل‌سر یا هدیه را بسازد. هرچقدر بچه‌ها در کاری نقش داشته باشند، احساس تعلق‌خاطر بیشتری به آن پیدا می‌کنند.

تغییر مهم دیگری که در اجراهایمان دادیم، پررنگ‌کردن نقش مادر بود. اوایل، خودم در حین برنامه لباس‌های حجاب دختر را تنش می‌کردم؛ روسری‌اش را می‌بستم و چادرش را سرش می‌کردم؛ اما بعد احساس کردم فضایی که بین مادر و دختر هست، از نظر بُعد احساسی خیلی قوی‌تر از فضایی است که منِ مجری می‌توانم ایجاد کنم؛ برای همین، سناریو را تغییر دادم: حالا از مادر می‌خواهم بیاید؛ با دستان خودش روسری و ساق‌دست را بپوشاند؛ چادر را سر دخترش کند و درنهایت «تاج بندگی» را روی سرش بگذارد.

آن لحظه‌ای که مادر و دختر همدیگر را در آغوش می‌گیرند و اشک و لبخندشان قاطی می‌شود، اثرگذارترین بخش جشن است؛ حتی پای مادربزرگ‌ها را هم به میان کشیدیم تا با دعای خیرشان، نوه را راهی این مسیر معنوی کنند.امروز که با شما صحبت می‌کنم، گروه ما بدون هیچ‌گونه تبلیغات رسمی و حتی بدون داشتن صفحه اینستاگرام، تنها با تکیه بر کیفیت کار و رضایت مخاطبان، رشد کرده است. خانواده‌هایی که کارمان را دیدند، ما را به دیگران معرفی کردند.

اوایل سالی سه‌چهار اجرا داشتیم؛ اما الان حجم درخواست‌ها آن‌قدر زیاد شده که گاهی به هفت‌هشت اجرا در هفته می‌رسد.تیم ثابت اجرایی ما اکنون حدود هفت نفر است؛ اما افراد دیگری هم هستند که به‌صورت متغیر با ما همکاری می‌کنند. نگاه من به این کار، انحصاری نیست. اعلام کرده‌ام و باز هم می‌گویم که اگر کسی دغدغه فعالیت در این زمینه را دارد، اما نمی‌داند محتوا و اجرا را چطور پیش ببرد، حاضرم تمام تجربه‌ها، سناریوها، بازی‌ها و قصه‌هایی را که طراحی کرده‌ایم، به‌صورت رایگان در اختیارش بگذارم. هدف من این است که خانواده‌ها، چه در سطح اقتصادی پایین و چه بالا، بتوانند از این برنامه‌ها استفاده کنند و این شادی حلال و معنوی گسترش پیدا کند.

در بحث هزینه‌ها هم تلاشمان بر رعایت انصاف بوده است. در حال حاضر تا پایان امسال، هزینه اجرای برنامه جشن تکلیف در شهر اصفهان حدود یک‌میلیون تومان است. اگر خانواده‌ها بخواهند مواردی مثل گروه سرود، عکاس، فیلم‌بردار یا دکور خاصی اضافه کنند، هزینه‌ها جداگانه محاسبه می‌شود؛ اما درمجموع فکر می‌کنم با رقمی حدود سه‌میلیون تومان می‌توان یک جشن تکلیف کامل، آبرومند و خاطره‌انگیز برگزار کرد. تمام تلاش گروه نورالهدی این بوده است که نشان دهد می‌توان جشنی شاد، جذاب و عمیق برگزار کرد؛ بدون آنکه گرفتار تجملات شد یا محتوا را فدای ظاهر کرد.