آموزش مجازی و آینده مبهم دانشجویان دانشگاه آزاد

درحالی‌که حداقل هشت جلسه از آغاز نیم‌سال تحصیلی گذشته و گردوغبار غیبت بر برخی کلاس‌های ضبط‌شده به دلیل پیامدهای ناگوار جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشسته است، شاهد حضور دانشجویی از ترم اول هستیم که اولین حضور خود در کلاس درس را پس از گذشت این مدت زمان طولانی تجربه می‌کند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ درحالی‌که حداقل هشت جلسه از آغاز نیم‌سال تحصیلی گذشته و گردوغبار غیبت بر برخی کلاس‌های ضبط‌شده به دلیل پیامدهای ناگوار جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشسته است، شاهد حضور دانشجویی از ترم اول هستیم که اولین حضور خود در کلاس درس را پس از گذشت این مدت زمان طولانی تجربه می‌کند.

این رخداد، در کنار ناکارآمدی مشهود و غیرقابل‌انکار دروس عملی، کارگاهی و آزمایشگاهی در بستر آموزش مجازی، تصویری ناخوشایند و بغرنج از وضعیت آموزشی را ترسیم می‌کند که نیازمند تحلیل موشکافانه و ارائه راهکارهای عملیاتی است. در بدو ورود به محیط دانشگاهی، به‌ویژه برای دانشجویانی که در ترم اول تحصیل خود قرار دارند، حضور منظم و فعال در کلاس‌های درس، نه‌تنها یک الزام آموزشی، بلکه یک ضرورت حیاتی برای درونی‌سازی فضای آکادمیک، برقراری ارتباط مؤثر با استادان و هم‌رزمان علمی و درک عمیق‌تر از مسیر علمی پیشرو محسوب می‌شود.

حال، تصور کنید دانشجویی، پس از گذشت بیش از دو ماه از آغاز رسمی نیم‌سال تحصیلی، تازه اقدام به حضور در اولین جلسه از کلاس‌های خود می‌کند! این پدیدۀ به‌ظاهر ساده، لایه‌های پیچیده‌ای از پرسش‌های بنیادین را در اذهان پدیدار می‌سازد که پاسخی قانع‌کننده را می‌طلبد؛ آیا این تأخیر طولانی در حضور، ناشی از عدم آگاهی این دانشجو از اهمیت حیاتی حضور مستمر در فرایند یاددهی ‌یادگیری است؟ آیا موانع ساختاری یا اداری در فرایند ثبت‌نام یا شروع به تحصیل برای او وجود داشته است؟

آیا فقدان انگیزه و اشتیاق کافی برای پیمودن مسیر دانشگاهی، عاملی بازدارنده بوده است یا شاید مجموعه‌ای از عوامل ناشناخته و پیچیده‌تر، در پس پردۀ این غیبتِ ممتد قرار گرفته‌اند؟ این وقفۀ زمانی طولانی در ابتدای مسیر تحصیلی، چه ضربه مهلکی بر پیکره یادگیری دانشجو وارد خواهد ساخت؟

دانشگاه به‌عنوان نهادی مسئول در قبال هدایت و راهبری دانشجویان، تا چه اندازه در قبال اطلاع‌رسانی شفاف و مؤثر، به‌ویژه به ورودی‌های جدید و نهادینه‌سازی فرهنگ حضور فعال و مسئولانه در کلاس‌ها، وظیفه خود را به انجام رسانده است؟

آیا بسته‌های جامع آموزشی و توجیهی برای دانشجویان در بدو ورود، به‌منظور تشریح اهمیت حضور و مشارکت فعال در فعالیت‌های علمی، طراحی و اجرا شده است؟ آیا این وضعیت، نشانه‌ای هشداردهنده از شکل‌گیری و گسترش یک خرده‌فرهنگ نامطلوب در میان‌بخشی از جامعه دانشجویی است که حضور در کلاس‌های درسی را صرفا یک گزینه و نه یک الزام جدی تلقی می‌کنند؟

حضور با تأخیر و عدم پیوستگی در جلسه‌های درسی، نه‌تنها زیان‌های جبران‌ناپذیری را به روند یادگیری و پیشرفت تحصیلی خود دانشجو وارد می‌آورد، بلکه می‌تواند نظم کلاس درس را مختل کند و تمرکز و اثربخشی فرایند تدریس را نیز تحت‌الشعاع قرار دهد. در برهه‌ای که کشور عزیزمان ایران، با چالش‌های کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کند، سرمایه‌گذاری روی ارتقای سطح دانش و مهارت نسل جوان و آینده‌ساز، از هر زمان دیگری حیاتی‌تر و پراهمیت‌تر است.

بی‌توجهی به چنین معضل‌های آموزشی، درواقع به منزلۀ نادیده‌گرفتن و به هدردادن ارزشمندترین سرمایۀ این مرزوبوم، یعنی نیروی انسانی خلاق و پویا، تلقی خواهد شد. دروس عملی، کارگاهی و آزمایشگاهی، به‌مثابه شریان‌های حیاتی در کالبد نظام آموزشی هر رشتۀ تخصصی، نقشی بی‌بدیل در انتقال دانش کاربردی، تعمیق مهارت‌های عملی و پرورش قابلیت‌های خلاقانه و حل مسئله در دانشجویان ایفا می‌کنند.

این دسته از دروس، بستری منحصربه‌فرد را برای پیوند ارگانیک میان مباحث تئوریک آموخته شده و کاربردهای عملی آن‌ها فراهم می‌آورند و ذهن و دست دانشجو را برای مواجهه با واقعیت‌های حرفه‌ای آماده می‌سازند؛ بااین‌حال، تجربۀ تلخ و ملموس سال‌های اخیر نشان داده است که انتقال ماهیت و ظرافت‌های این دروس از فضای فیزیکی پویا و تعاملی کلاس، آزمایشگاه و کارگاه به بستر محدود و بعضا ناکارآمد آموزش مجازی، با موانع و چالش‌های جدی و بنیادین روبه‌روست؛ آیا تمام دانشجویان، باوجود دشواری‌های اقتصادی حاکم بر جامعه، از دسترسی پایدار به اینترنت پرسرعت و تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری لازم برای شرکت مؤثر در کلاس‌های مجازی که غالبا نیازمند پهنای باند بالا و نرم‌افزارهای تخصصی هستند، برخوردارند؟ آیا دانشگاه توانسته است زیرساخت‌های فنی پیشرفته‌ای نظیر پلتفرم‌های شبیه‌سازی تعاملی یا آزمایشگاه‌های مجازی مجهز را برای جبران فقدان حضور فیزیکی، فراهم آورد؟

جوهرۀ اصلی دروس عملی، در تجربۀ دست‌اول، لمس فیزیکی ابزار و مواد، مشاهدۀ دقیق و بی‌واسطۀ فرایندها و تعامل فیزیکی و مستقیم با تجهیزات و محیط کارگاه یا آزمایشگاه نهفته است و تلاش برای شبیه‌سازی این تجربه‌های حسی و فیزیکی در فضای مجازی، هرگز نمی‌تواند جایگزین کاملی برای حس لامسه، بینایی دقیق و شهود حاصل از تجربۀ مستقیم و حضوری باشد.

فضای فیزیکی کارگاه‌های عملی و آزمایشگاه‌ها، خود به‌مثابه یک کاتالیزور عمل می‌کند و با فراهم‌آوردن بستری برای آزمون‌وخطا، ایده‌پردازی و حل خلاقانه مسائل، خلاقیت و نوآوری دانشجویان را شکوفا می‌سازد و محدودیت‌های ذاتی آموزش مجازی، به طور چشمگیری این فضا را تنگ‌تر می‌کند و ظرفیت بالقوۀ دانشجویان را درزمینه ابداع و ابتکار، محدود می‌سازد.

فرایند سنجش و ارزیابی دقیق و قابل اتکای مهارت‌های عملی دانشجویان در محیط مجازی، به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها بدل شده است. چگونه می‌توان با اطمینان کامل، مدعی شد که دانشجو، صرفا با مشاهده ویدئو یا انجام یک شبیه‌سازی، مهارت لازم و کافی را به‌صورت پایدار کسب کرده است؟ هرچند نباید نقش ابزارهای کمک‌آموزشی نظیر ویدئوهای آموزشی باکیفیت، وبینارهای تخصصی، و نرم‌افزارهای شبیه‌سازی پیشرفته را نادیده گرفت.