خم ابروی یار

در آن روز که فضای شهر آکنده از حزن و اندوه بود، هرکس گوشه‌ای غرق در خلوت و حال خویش بود؛ اما حضور این فرد تفاوت عجیبی داشت. حالت چهره و نگاهش به‌گونه‌ای بود که گویی با تمثال حضرت آقا سخن می‌گوید و درددل‌هایش را واگویه می‌کند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در آن روز که فضای شهر آکنده از حزن و اندوه بود، هرکس گوشه‌ای غرق در خلوت و حال خویش بود؛ اما حضور این فرد تفاوت عجیبی داشت. حالت چهره و نگاهش به‌گونه‌ای بود که گویی با تمثال حضرت آقا سخن می‌گوید و درددل‌هایش را واگویه می‌کند.

او مدت‌زمانی طولانی، مبهوت و خیره به این تصویر مانده بود. تلاقی نگاه پُرغم او با بیت جان‌سوزی که در پایین پوستر نقش بسته بود، حسی وصف‌ناپذیر به صحنه می‌بخشید:

«در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد / حالتی رفت که محراب به فریاد آمد»

انتخاب زاویه‌دید «های‌اَنگل» (نگاه از بالا) در این عکاسی، کاملاً تعمدی و نمادین بود. قصد داشتم این حس را به بیننده القا کنم که گویی خود رهبری از بلندای آسمان‌ها نظاره‌گر دوست‌داران خویش هستند؛ گویی ایشان این بی‌قراری‌ها، گریه‌ها و درددل‌ها را می‌بینند، می‌شنوند و چه بسا با نگاهی پدرانه به آن‌ها پاسخ می‌دهند.

این زاویه، روایتگر پیوند میان زمین و آسمان در لحظات وداع است.