به گزارش اصفهان زیبا؛ این روزها، اولویت همه مردم و مسئولان، اداره جنگ و پیروزی در آن است و تمام قلبمان در داغ امام و رهبرمان سوخته، لیکن دو سال است به آخر اردیبهشت که نزدیک میشویم، گوشهای از روحمان زخمش تازه میشود، گُل میاندازد و آه حسرت از نهادمان برمیآید،حسرت ازدستدادن کسی که همه چیزش را برای خدمت به مردم و در راه اعتلای کشور و انقلاب فدا کرد.
نهتنها جانش که از آبرویش هم نترسید، در برابر توهینها لب نگشود و دشمنان قسمخورده و بیادبش را که انتظار پاسخ داشتند، تا ابد حسرتبهدل گذاشت و رفت!
دارم از سیدالشهدای خدمت، آیتالله دکتر سید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور موقر، خدوم، پرکار، سادهزیست و ولایی ایران دم میزنم که افتخار عمرم این بوده که چند سالی در بدنه دولت انقلابی ایشان نفس زدم.
چرا میگویم افتخار؟
شاید شما که اکنون در حال مطالعه این سطور هستید، باورتان نشود که چقدر این مرد خدا روی نفسش کار کرده بود. اصلا الان که این متن را مینویسم، حسِ به تکلف انداختن قلم را هم ندارم؛ دلم میخواهد برای رئیسی عزیز، راحت و بیآلایش بگویم که چه انقلابی در سازندگی کشور راه انداخت و دم برنیاورد، چه قلههایی در حوزههای عمرانی، بهداشتی، خدماتی، راه و جاده و مسکن، محرومیتزدایی و… فتح شد و گزارشی داده نشد.
شهید رئیسی طوری کشور را اداره میکرد که هم تمام زیروبم مسائل را میشناخت و هم آلوده قواعد پوچ و رسمورسوم بینتیجه نبود؛ نگاهش بر مبنای «دودوتا چهارتای» مرسوم بنا نشده بود.
یک مورد را نقل کنم؛ شاید مصداق بیانم عیان شود:
قبل از انتخابات مجلس ۱۴۰۲ بود و بدنه وزارت کشور و خصوصا فرمانداران، در حال مهیاکردن اجرای انتخابات بودند که معاون سیاسی وزیر کشور طی مکاتبهای نکتههایی را به مدیران بالادستی و فرمانداران متذکر شد. این نامه کاملا بر مبنای قانون و اخلاق انتخاباتی تنظیم شده بود و اتفاقا به نکتههایی اشاره داشت که بر برگزاری عادلانه و سالم انتخابات تأکید میورزید.
تعدادی از نمایندگان محترم مجلس وقت مخالفتهای جدی ابراز کردند و با پافشاری رئیس مجلس موضوع به صدر مسائل مدیریتی کشور تبدیل شد؛ درواقع از نظر قانونی، حق کاملا با وزارت کشور و معاون وزیر بود؛ ولی رئیس دولت تصمیم گرفت بهدلیل جلوگیری از ایجاد تنش مدیریتی در کشور ، از حق خود و حق دولت و مدیرانش بگذرد و با پافشاری مجلس، معاون وزیر کشور عزل شد و برای برگزاری انتخابات سالم و عادلانه تمهیدهای دیگری سنجیده شد.قصد واکاوی این موضوعِ مصداقی را ندارم؛ نیت این بود که با روحیه ازخودگذشتگی ایشان آشنایی حاصل شود.
شهید رئیسی و دولت سیزدهم سرمشقهایی برای مدیران معین کرد؛ سادهزیستی، بیآلایشی مدیریتی، پرکاری و خستگیناپذیری، پرهیز از حاشیه، کنترل عجیب در سخن، نداشتن خط قرمز برای برخورد با متخلفان، نظارت مستمر بر عملکرد مدیران استانی و شهرستانی، کاهش فاصله مردم با رئیس دولت و مدیران، دمیدن روح انقلابی در فعالیتها تا سطوح پایین شهرستانی و شهری و روستایی، شجاعت و رشادت در برابر دشمنان خارجی و خصوصا صبوری در برابر اتهامها و اکاذیب دشمنان داخلی و غیره که شمردن سجایای این شهید عزیز حتی در حد عنوان هم از حوصله این متن خارج بوده و برای تکتک این سجایا مصادیق بسیار است و این را مردم بهتر میدانند، مردمی که حلاوت خدمت صادقانه را چشیدند.
القصه اینکه در ظاهر ماجرا، ما کسی را از دست دادیم که امام شهیدمان دلش برایش سوخت، دل مدیرانش سوخت و دل مردم ایران هم برایش سوخت که پرکار بود و شجاع و مظلوم! شهید رئیسی رفت و ما ماندیم و قطعا ادامه راه او، انشاءالله.