به گزارش اصفهان زیبا؛ رقابت بر سر سلطه در آسیا از زمان پایان جنگ جهانی دوم تاکنون یکی از مهمترین خطوط گسل در سیاست بینالملل بوده است. در تمام این دههها، سه بازیگر اصلی ایالات متحده، روسیه و چین هر یک تلاش کردهاند موقعیت خود را در این قاره تثبیت کنند، زیرا کنترل ژئوپلیتیکی آسیا بهطور مستقیم بر توازن قدرت در سایر مناطق جهان نیز اثر میگذارد.
در این میان، هر زمان که دو قدرت بزرگ آسیایی یعنی روسیه و چین به یکدیگر نزدیک شدهاند، در واشینگتن زنگهای هشدار به صدا درآمده است. آنطور که از نگاه سیاستگذاران آمریکایی، همگرایی مسکو و پکن میتواند به شکلگیری بلوکی قدرتمند منجر شود که توانایی به چالش کشیدن نظم بینالمللی تحت رهبری آمریکا را دارد.
به همین دلیل، یکی از راهبردهای دیرپای ایالات متحده جلوگیری از تعمیق این اتحاد بوده است؛ راهبردی که در طول دهههای گذشته با اشکال مختلف دنبال شده و اکنون نیز در شرایط جدید جهانی همچنان ادامه دارد.
سفر اخیر ولادیمیر پوتین به چین هم در شرایطی که تنها فاصله کوتاهی از سفر دونالد ترامپ به پکن گذشته بود، رخ داد. سفری که اهمیتی فراتر از یک دیدار دوجانبه معمول دارد و نشان میدهد رقابت قدرتهای بزرگ برای اثرگذاری بر معادلات آسیا وارد مرحلهای تازه شده است. از این منظر می توان اینگونه برداشت کرد که گفتوگوهای انجامشده در جریان سفر پوتین به چین نه فقط در چارچوب روابط دوجانبه مسکو و پکن صورت گرفته است، بلکه در پیوند با تلاش واشینگتن برای مدیریت، مهار یا بازتعریف نسبت چین با روسیه است.
به عبارتی این سفر را میتوان واکنشی سریع و حسابشده به تحرکات دیپلماتیک آمریکا ارزیابی کرد؛ واکنشی که در متن تشدید تنشهای جهانی، از جنگ اوکراین و بحران غزه گرفته تا مسائل مربوط به ایران در جنگ با آمریکا، تایوان و امنیت انرژی، معطوف به حفظ هماهنگی راهبردی میان دو قدرت بزرگ اوراسیایی و تنظیم مناسبات آنها در سطحی فراتر از همکاریهای متعارف دوجانبه است؛ سطحی که مستقیماً با آینده نظم بینالملل و چالش فزاینده علیه یکجانبهگرایی آمریکا گره خورده است.
تداوم رقابت در عصر پساجنگ سرد
پس از پایان جنگ سرد، بسیاری تصور میکردند که رقابتهای ژئوپلیتیکی در سطحی گسترده فروکش خواهد کرد. اما تحولات دو دهه اخیر نشان داد که رقابت قدرتهای بزرگ پایان نیافته و حتی وارد مرحلهای تازهای هم شده است. جنگ اوکراین، تنشهای فزاینده در شرق آسیا، شکلگیری نهادهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای و همچنین بحرانهای خاورمیانه همگی نشانههایی از بازگشت رقابت ژئوپلیتیکی در مقیاسی گسترده هستند.
در همین چارچوب هم نزدیکی روزافزون چین و روسیه برای ایالات متحده بهعنوان یک تهدید راهبردی تلقی میشود. هرچند چین یکی از بزرگترین شرکای تجاری آمریکا به شمار میرود و روابط اقتصادی دو کشور همچنان عمیق است، اما رقابت ساختاری میان آنها بهویژه در حوزه فناوری، اقتصاد و نفوذ ژئوپلیتیکی بهطور فزایندهای تشدید شده است. رشد اقتصادی چین و تبدیل شدن این کشور به یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان، بهطور مستقیم موقعیت تکقطبی آمریکا را به چالش کشیده است. در نتیجه، واشینگتن تلاش میکند همزمان چند هدف را دنبال کند؛ از یکسو چین را در چارچوبی قابل مدیریت نگه دارد و از سوی دیگر مانع شکلگیری اتحاد استراتژیک عمیق میان پکن و مسکو شود. سیاستی که در قبال کشورهایی که به این دو قدرت نزدیک میشوند از جمله ایران نیز قابل مشاهده است.
سفر پوتین به چین؛ نشانهای از هماهنگی راهبردی
تحولات خاورمیانه طی سالهای اخیر نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. سفرها و ابتکارهای دیپلماتیک آمریکا در منطقه، از جمله تلاش برای انعقاد توافقهای راهبردی یا ایجاد ترتیبات امنیتی جدید، تا حدی با هدف مهار نفوذ رقبای جهانی واشینگتن صورت میگیرد.
در این میان، ایران بهعنوان کشوری که روابط راهبردی رو به گسترشی با چین و روسیه دارد، به یکی از نقاط حساس در این رقابت تبدیل شده است. تلاش آمریکا برای محدود کردن نزدیکی تهران با پکن یا مسکو، بخشی از همین راهبرد گستردهتر است. با این حال، نشانهها حاکی از آن است که این سیاستها همیشه به نتایج مورد نظر واشینگتن نرسیدهاند.
چین، اگرچه در برخی مقاطع وعدههایی دیپلماتیک درباره کاهش تنشها یا مدیریت بحرانها داده است، اما در عمل از ارائه تعهدات رسمی که بتواند روابطش با ایران یا روسیه را محدود کند خودداری کرده است. از سوی دیگر، گزارشها و ارزیابیهای غربی همچنان از نگرانی نسبت به همکاریهای مستقیم یا غیرمستقیم چین و روسیه با ایران سخن میگویند.
در چنین فضایی، سفر اخیر ولادیمیر پوتین به چین اهمیت ویژهای پیدا میکند. زمانبندی این سفر در فاصلهای کوتاه از تحولات مهم بینالمللی نشان میدهد که مسکو و پکن در تلاش هستند سطح هماهنگی راهبردی خود را افزایش دهند.
یکی از اهداف این دیدار بررسی پیامدهای تحولات اخیر در خاورمیانه و همچنین ارزیابی مذاکرات و تعاملات احتمالی میان چین و آمریکا است. از نگاه مسکو، مهم است که بداند توافقها یا تفاهمهای احتمالی میان پکن و واشینگتن تا چه اندازه با منافع مشترک چین و روسیه همخوانی دارد.
همچنین مطمئناً در جریان این دیدارها و امضای بیانیه مشارکت و همکاری استراتژیک چین روسیه موضوعات حساس دیگری نیز مورد بحث قرار گرفته است؛ از جمله بحران اوکراین، مسئله تایوان، وضعیت ایران و همچنین شکلهای مختلف همکاریهای سیاسی و اقتصادی میان سه کشور. گفتوگوهایی که میتواند به هماهنگی بیشتر در راهبردها و تاکتیکهای دو قدرت آسیایی در برابر فشارهای غرب کمک کند.
میدانهای تازه رقابت آمریکا با چین و روسیه
یکی از محورهای اصلی در روابط روسیه و چین، مخالفت با نظم تکقطبی تحت رهبری آمریکا است. از نگاه این دو کشور، ساختار کنونی نظام بینالملل بهگونهای طراحی شده که برتری آمریکا را حفظ کند و مانع از قدرتگیری بازیگران رقیب شود. به همین دلیل، آنها در سالهای اخیر تلاش کردهاند با تقویت نهادهای چندجانبه مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای، چارچوبهای جدیدی برای همکاریهای اقتصادی و امنیتی ایجاد کنند.
این روند در واقع تلاشی برای حرکت به سوی نظمی چندقطبی است؛ نظمی که در آن قدرت میان چند بازیگر بزرگ توزیع شود. در مقابل، ایالات متحده نیز تلاش میکند از طریق ائتلافهای سیاسی، فشارهای اقتصادی و حضور نظامی در مناطق مختلف جهان، موقعیت برتر خود را حفظ کند. این رقابت ساختاری اکنون در حوزههای گوناگون اقتصاد و فناوری گرفته تا امنیت انرژی و کنترل مسیرهای راهبردی جریان دارد. در عین حال یکی از حساسترین نقاط تنش در روابط چین با غرب، مسئله تایوان است.
از زمان پایان جنگ جهانی دوم، این جزیره به یکی از پیچیدهترین پروندههای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. در دهه ۱۹۷۰ و پس از بهبود روابط چین و آمریکا که با «دیپلماسی پینگپنگ» و سفر ریچارد نیکسون به پکن آغاز شد، کرسی چین در سازمان ملل از دولت تایوان به جمهوری خلق چین واگذار شد و اصل «چین واحد» مورد پذیرش بسیاری از کشورها قرار گرفت. با این حال، ایالات متحده و برخی متحدانش همچنان از تایوان بهعنوان یک اهرم فشار در برابر پکن استفاده میکنند.
اهمیت ژئوپلیتیکی و فناورانه این جزیره بهویژه در حوزه تولید ریزتراشهها و فناوریهای پیشرفته باعث شده است که کنترل آن برای چین اهمیتی حیاتی داشته باشد. در واقع برای پکن، مسئله تایوان نهتنها یک موضوع ژئوپلیتیکی بلکه مسئلهای مرتبط با تمامیت ارضی و امنیت ملی است. به همین دلیل، این کشور بارها اعلام کرده که در این موضوع حاضر به عقبنشینی نیست. در مقابل، آمریکا نیز با فروش تسلیحات و حمایت سیاسی از تایوان تلاش میکند توازن قوا را در این منطقه حفظ کند.
تحولات اخیر در خاورمیانه، از جمله درگیریهای نظامی و تنشهای منطقهای، از نگاه برخی تحلیلگران نیز فرصتی برای قدرتهای بزرگ فراهم کرده تا تواناییهای نظامی و راهبردی آمریکا را در عمل ارزیابی کنند. چین، که همواره تحولات نظامی جهان را با دقت رصد میکند، این رخدادها را از زاویه پیامدهای احتمالی آن برای بحران تایوان نیز بررسی میکند.
اگر چنین ارزیابیهایی نشان دهد که توانایی آمریکا برای مداخله مؤثر در چند جبهه بهطور همزمان محدود است، ممکن است این امر بر محاسبات راهبردی پکن در شرق آسیا تأثیر بگذارد. به همین دلیل، بسیاری از تحولات منطقهای از خاورمیانه گرفته تا شرق اروپا در نگاه قدرتهای بزرگ بهصورت قطعات یک پازل گستردهتر دیده میشود.
انرژی و امنیت اقتصادی
یکی از موضوعات مهم در گفتوگوهای اخیر میان روسیه و چین، مسئله انرژی است. پس از اعمال تحریمهای گسترده غرب علیه روسیه به دلیل جنگ اوکراین، مسکو بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز خود را به سمت بازارهای آسیایی بهویژه چین و هند هدایت کرده است.
گفته میشود که اکنون بخش عمدهای از صادرات انرژی روسیه توسط این دو کشور جذب میشود. از سوی دیگر، چین نیز برای تأمین نیازهای رو به رشد اقتصادی خود به تنوعبخشی در منابع انرژی نیاز دارد. این کشور نفت و گاز را از مناطق مختلفی از جمله روسیه، خلیج فارس و حتی تا حدی از آمریکا دریافت میکند.
اما هرگونه تهدید برای مسیرهای انتقال انرژی مانند احتمال اختلال در تنگه هرمز میتواند بر امنیت انرژی چین تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، پروژههایی مانند خط لوله «قدرت سیبری ۲» اهمیت ویژهای پیدا میکنند.
این خط لوله میتواند انتقال گاز روسیه به چین را در سطحی گستردهتر ممکن سازد و وابستگی پکن به مسیرهای پرریسک دریایی را کاهش دهد. مذاکرات دو کشور بر سر این پروژه نشاندهنده اهمیت راهبردی آن برای هر دو طرف است. در نهایت سفر اخیر پوتین به چین را میتوان در چارچوب رقابت گستردهتر قدرتهای بزرگ در نظام بینالملل تحلیل کرد. نزدیکی فزاینده مسکو و پکن، در کنار تحولات خاورمیانه، بحران اوکراین و تنشهای شرق آسیا، نشان میدهد که جهان در حال عبور از دورهای حساس در توازن قدرت جهانی است.