به گزارش اصفهان زیبا؛ اوایل دوران کرونا بود. استوریهای مترجم زبان اشاره منتشر شد؛ همچنین برنامههای فرهنگی نیز با حضور مترجم برگزار میشد. همان روزها بود که تصمیم گرفتم با جمعی از دوستان ناشنوایم ماسک بزنیم و به میدان برویم. به میدان نقش جهان رفتیم؛ روبهروی عمارت با شکوه عالی قاپو ایستادیم.
مترجم برای اینکه لبخوانی راحتتر باشد، ماسکش را کمی کنار زد و با زبان اشاره زیبا و رسا، برایمان از تاریخ و هنر گفت. با چشمهایمان شنیدیم و با دلمان فهمیدیم. چند ماه بعد به خانه تاریخی ملاباشی رفتیم. پنجرههای رنگی، نور را مثل رنگینکمان روی دیوارها میپاشیدند.
هر گوشه خانه قصهای داشت و مترجم با زبان اشاره، جانِ تازهای به آن قصهها میداد. سال بعد، برنامهای در موزه عصارهخانه شاهی برگزار شد؛ درست همان روز اینترنت قطع شد! به همدیگر پیام دادیم که «بیایید موزه!» با همه سختیها رفتیم. آنجا فهمیدیم چگونه از دانههای روغنی، با ساییدن و فشردن، روغن به دست میآید.
دانش را دیدیم، لمس کردیم و یاد گرفتیم. اردیبهشت سال بعد، هوای بهاری و بارانی بود. دوباره همراه جمعی از ناشنوایان و مترجم زبان اشاره راهی شدیم.
در حیاط یک خانه تاریخی مشیرالملک، از مترجم پرسیدم این درخت چند ساله است؟راهنما پاسخ داد و مترجم برایمان اشاره کرد که این درخت بیش از ۵۰۰ سال قدمت دارد! شگفتزده شدیم. روی پشتبام همان خانه، عکسهای یادگاری گرفتیم؛ عکسهایی که هنوز بوی دوستی میدهد. بعدتر به خانه تاریخی امینالتجار رفتیم.
اتاقها، آسیاب قدیمی، کافه و رستوران سنتی، حوض آب کنار سماور. همه چیز با حوصله و عشق برایمان ترجمه میشد. امسال در هفته جهانی ناشنوایان ، وارد کاخ چهلستون شدیم. پرده قرمز کنار رفت. آیین رونمایی از بارکدگذاری ویژه ناشنوایان آغاز شد. غافلگیر شدیم. با ذوق گوشیها را درآوردیم، بارکد را اسکن کردیم و ویدئو با زبان اشاره و زیرنویس را دیدیم.
این بار، تاریخ مستقیم با ما حرف میزد. اینها فقط بازدید نبود؛ پلهایی بود میان سکوت ما و صدای تاریخ. از مترجم زبان اشاره تا بارکدهای امروز، خاطرههایی شد که هرگز فراموش نمیشود. این برنامه به همت انجمن خانواده ناشنوایان استان اصفهان انجام شده است.