به گزارش اصفهان زیبا؛ یکی از اصلیترین شاخصها در موضوع پیشبرد اهداف جامعه و توسعه، نه فقط در ایران بلکه در تمام دنیا، موضوع «جوانی جمعیت» است تا جایی که حتی قدرت ملی و کلان کشورها در مطالعات بینالمللی با متغیر جمعیت محاسبه میشود.
در این زمینه مطالعهای انجام شده است که سه شاخص اصلیِ قدرت نظامی، اقتصادی و ژئوپولیتیک را برای کشورها در نظر گرفته و در هر یک از این قدرتها، اولین فاکتور و متغیر تاثیرگذار، داشتن جمعیتی جوان و سرشار است.
نکته دیگر این است که مجمع جهانی اقتصاد گزارشی را منتشر کرده که در آن کشورها به دو دسته «G۷» (کشورهای صنعتی) و «E7» (قدرتهای نوظهور اقتصادی) تقسیمبندی شدهاند.
پیام اصلی و خلاصه مدیریتی این گزارش آن است که قدرت اقتصادی در حال انتقال از کشورهای G۷ به سمت کشورهایE۷ است.
علت اصلی این جابهجایی نیز آن است که کشورهای گروه E۷ دارای جمعیت فراوان، نیروی کار جوان و شاخصهای جمعیتی مثبتی هستند.
این یک عامل تعیینکننده است که نشان میدهد آینده اقتصاد و قدرت جهان در اختیار کشورهایی است که جمعیت جوان دارند.
در این میان، برخی می گویند سیاست های جمعیتی در کشور موفق عمل نکرده اند؛ این درحالی است که نمیتوان گفت که سیاستهای جمعیتی در ایران موفق نبوده است؛ چرا که سیاستهایی که اجرایی نشدهاند، اساسا قابل قضاوت نیستند و زمانی میتوانیم در مورد آنها قضاوت کنیم که به مرحله اجرا درآمده باشند.
این سیاستها در سال ۱۳۹۳ ابلاغ شدند، اما تا سال ۱۴۰۰ و در دولت تدبیر و امید کاملا زمینگیر شده و هیچ توجهی به آنها نشد؛ بنابراین این فرصت هفتساله از دست رفت.
در سال ۱۴۰۰ قانون مربوطه تصویب شد و تا سال ۱۴۰۳ در دولت سیزدهم حدود ۲۵ درصد از آن اجرا شد، اما پس از آن با آمدن دولت بعدی، اجرای همان ۲۵ درصد نیز تنزل پیدا کرد و به حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد رسید.
بنابراین، وقتی سیاستی اجرا نشده است، چطور میتوانیم قضاوت کنیم که موفق بوده یا نبوده است؟ نکته دیگر این است که از سال ۱۴۰۱ تاکنون، بهویژه در بازه سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳، ما آمارهای نویدبخشی را مشاهده کردیم؛ از جمله اینکه فاصله ازدواج تا تولد فرزند اول حدود ۵ سال کاهش یافت و میزان تولد فرزندان سوم، چهارم و پنجم با افزایش روبرو شد.
همچنین میزان سقط جنین در کل کشور روند کاهشی داشت و از ۴۰۰ هزار مورد به زیر ۳۰۰ هزار رسید که این اعداد را آمارهایی امیدوارکننده میدانیم.
لذا بنده علت اصلی عدم توفیق در اجرای سیاستهای جمعیتی را اجرا نشدن قانون و فقدان اراده ملی و عزم مدیریتی برای پیادهسازی این سیاستها میدانم.
علاوه بر این، بسیاری از مدیران و نخبگان ما هنوز نسبت به مسائل جمعیتی توجیه نیستند و درکی در این باره ندارند؛ البته دلیل مهم دیگری که باید به علت های قبلی اضافه کنم، وجود برخی گزارههای منفیِ مشهور به ظاهر علمی در جامعه است که من نام آنها را «مشهورات غلط» میگذارم. این مشهورات غلط به شدت از نظر نگرشی و تفکری، مانع تصمیم خانوادهها برای فرزندآوری شده و متأسفانه در ذهن مدیران و نخبگان نیز کاملا رسوب کرده است.
اما در مورد پیامدهای عدم توجه به سیاستهای جمعیتی باید بگویم که ، اصلیترین تبعات در حوزه اقتصادی خواهد بود که کشور را به شدت دچار چالش میکند؛ در مرتبه بعد، حوزههای اجتماعی و نهاد خانواده و سپس پیامدهای سیاسی و امنیتی جدی در مدیریت کشور ایجاد خواهد شد.
نکتهای که وجود دارد این است که حقیقتا ساختارهای جمعیتی جزو معدود موضوعاتی است که یک «کلانمسئله» محسوب میشود و تمام مسائل و ساختارهای کشور را دچار آسیب خواهد کرد. در این میان، اما اظهارنظرهایی که برخی نظریهپردازان آمریکایی یا کشورهای دیگر در مورد جمعیت ایران مطرح میکنند، نشان میدهد که آنها نیز میدانند کاهش شاخصهای جمعیتی و روند بسیار سریع سالخوردگی جمعیت ایران، یکی از امیدواریهای دشمنان ماست.
از این بابت میتوان گفت که آنها حتما به این موضوع امید بستهاند؛ زیرا میدانند وقتی قدرت درونی و قدرت ساختارهای کشور کاهش یابد، آنگاه راحتتر میتوانند با پدیده نوظهور انقلاب اسلامی مقابله کنند.
لذا کاهش شاخصهای جمعیتی حتما تأثیری جدی بر قدرت ملی، افزایش دشمنی دشمنان و امیدوار شدن آنها و فائق آمدن بر ما خواهد داشت.
این درحالی است که این روزها میبینیم که حضور اقشار جوان و پویا در تجمعات، خیابانها و میدانها، خود نوعی ضریب امنیت و قدرت برای کشور ایران ایجاد کرده است.