ولایت؛ محور حجّةالوداع

ایام حج روزهایی است که در آن‌ها مناسک حج انجام می‌شود و معمولا اشاره به روزهای هشتم تا سیزدهم ذی الحجه دارد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ ایام حج روزهایی است که در آن‌ها مناسک حج انجام می‌شود و معمولا اشاره به روزهای هشتم تا سیزدهم ذی الحجه دارد.

اعراب در زمان حضور پیامبر(ص) در مکه، در این ایام از اقصانقاط شبه‌جزیره عربستان به زیارت خانۀ خدا می‌آمدند و از اهالی مکه دربارهٔ حضرت محمد(ص) و حقانیت ایشان جویا می‌شدند؛ پیامبر اکرم(ص) نیز با شمار زیادی از مردم جزیرة‌العرب دیدار می‌کردند و زمینه‌سازی هجرت حضرت به مدینه نیز در یکی از این دیدارها با اهالی مدینه در بیعت عقبه فراهم آمد.

به بهانه ایام حج، با دکتر امیر احمد‌نژاد، عضو هیئت‌علمی دانشکده علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان، مروری خواهیم داشت بر خطبه‌های پیامبر گرامی در جای‌جای حجّةالوداع.

اهمیت و منزلت خطبه غدیر در آخرین سفر حج پیامبر گرامی اسلام سبب شد تا سخنرانی‌های دیگر پیامبر اکرم(ص) در این سفر و خصوصا خطبه مِنا کمتر مورد توجه و واکاوی قرار گیرد. بر این اساس، خطبه منا در چه شرایطی و برای چه گروهی از حجاج ایراد شد؟

در بررسی متن خطبهٔ پیامبراکرم(ص) در سرزمین «مِنا» نخست باید به نکته‌ای بسیار مهم و راهبردی توجه کنیم و آن، اهمیتِ سرنوشت‌ساز «حجّةالوداع» (حج نهایی پیامبر) است. این حج، از آن جهت دارای ویژگی استثنایی بود که شمار بسیاری از مسلمانان در آن حضور داشتند؛ برخی از مسلمانان حاضر در این حج، تا پیش از این، هرگز پیامبر را ندیده و با سیرهٔ عملی ایشان آشنا نبودند و قرآن را نیز به‌خوبی نمی‌شناختند. این گروه از مسلمانان از قبایل گوناگون بوده و عمدتا در دوسال پایانی عمر پیامبر و در بازه‌های زمانی متفاوت، به تبعیت از بزرگان و سردمداران قوم خود ایمان آورده بودند و پیامبر از ایشان خواسته بود که در این حج حضور یابند و شخصا محضر پیامبر را درک کنند.

در حجّةالوداع این دسته در کنار دو گروه دیگر حضور داشتند؛ گروهی که در سال‌های پیش از حج، در مدینه به پیامبر گرامی پیوسته و چندسالی وجود مبارک ایشان را درک کرده بودند؛ گروه سوم، کسانی که پیامبر را از دوران پیش از هجرت و در شهر مکه می‌شناختند؛ یعنی همان مهاجران. ترکیب این سه گروه که هر یک به پیامبر معرفتی متفاوت و مراتبی جداگانه داشتند، ترکیبی بسیار مهم و تأمل‌برانگیز است؛ علاوه‌براین، باید توجه کنیم که در این جمع بزرگ، بخشی از سران و بزرگان صاحب‌نفوذ و تصمیم‌گیر نیز حضور داشتند که نقشه‌هایی برای دوران پس از پیامبر طراحی کرده بودند؛ در برابر ایشان، توده‌های مردمی که تشنهٔ دیدار و شنیدن بیانات پیامبر بودند، با ارادتی استوار و عشقی تثبیت‌شده به پیامبر حاضر شده و در جست‌وجوی آن بودند که راه درست را بهتر و دقیق‌تر بازشناسند.

علت دعوت پیامبر برای حضور حداکثری مسلمانان در حجّةالوداع چه بود؟

پیامبر(ص) این حجم انبوه از مردم را برای آن ترتیب داده بودند که پیام الهی را بی‌واسطه و مستقیم، همچنان که دعوت اسلام از آغاز بر همین اصل استوار بود، به گوش بدنه مردم برسانند. شیوهٔ پیامبر(ص) برخلاف بسیاری از مصلحانی که در تاریخ معمولا هم شکست را تجربه کردند، هیچ‌گاه صرفا معطوف به دعوت و تعامل با بزرگان و خواص نبود؛ بلکه برعکس، یک‌یک انسان‌ها و عموم توده‌های مردم را مخاطب خود قرار می‌داد. به همین دلیل است که تأثیر اسلام، کوتاه‌مدت و زودگذر نیست؛ بلکه تأثیر فرهنگی عمیق و بلندمدت است؛ حقیقتی که شایسته است همواره موردتوجه و تأمل ما قرار گیرد.
سیرهٔ پیامبر و سخنانی که در حجّةالوداع ابراز داشتند بسیار مهم و این سخنان آن‌چنان حیاتی‌ بود که همه مسلمانان به دنبال شنیدن آن بودند. به‌طور طبیعی، هرچه زمان به روزهای پایانی حج نزدیک‌تر می‌شد، اهمیت این سخنرانی‌ها و خطبه‌ها نیز فزونی می‌گرفت. پیامبر در این سفر در مکان‌های گوناگون خطبه خواند که بخش‌های گسترده‌ای از این بیانات، در قالب احادیث متعدد در منابع مختلف شیعه و اهل‌سنت برجای مانده است و اهل‌بیت عصمت‌وطهارت(ع) نیز به مناسبت‌های گوناگون، پاره‌هایی از این سخنان را برای پیروان خود نقل می‌کرده‌اند.

اما نقطهٔ مشترک میان تمام سخنرانی‌های رسول‌الله در حجّةالوداع «مسئله ابلاغ» بود که در رأس دغدغه‌های پیامبر(ص) قرار داشت؛ ازاین‌رو جملهٔ «أَلا هَلْ بَلَّغْتُ» در این خطبه‌ها و احادیث، بسیار تکرار شده است. در منابع مختلف نقل شده که پیامبر در پایان هر فراز یا هر جمله‌ای که ایراد می‌فرمودند، از حاضران می‌پرسیدند: «أَلا هَلْ بَلَّغْتُ»(آیا ابلاغ کردم؟) و چون پاسخ مثبت می‌شنیدند، می‌فرمودند: «اللَّهُمَّ فاشْهَدْ»(خدایا شاهد باش). گویی پیامبر(ص) در واپسین روز‌های عمر خود، سنگینی ابلاغ موضوعی و نگرانی پذیرش آن موضوع از جانب مردم را داشتند و آرزو می‌کردند از این آزمون سخت، سربلند و روسفید به پیشگاه پروردگار بشتابند. نگرانی ایشان از این بابت بود که مبادا دین خداوند که به دست ایشان به جهانیان ابلاغ شد، درست فهمیده نشود و تحریف یا کج‌فهمی در آن راه یابد.

محورهای کلیدی خطبهٔ منا چیست؟

مهم‌ترین خطبه‌ای که در سرزمین منا خوانده شده، خطبه مناست که پیامبر آن را با صدایی بلند و رسا برای مردم ایراد کرد. محور اصلی این خطبه بسیار شگفت‌آور و درخور تأمل است؛ درحالی‌که بسیاری گمان می‌کنیم موضوع‌های دیگری که درحقیقت، فرعی و کم‌اهمیت‌ترند، محور سخنان پیامبر بوده، اما واقعیت چیز دیگری است.

محور اول این خطبه، پاسداشت وحدت مسلمانان و حرمت خون مؤمن است. در این خطبه، دغدغهٔ اصلی پیامبر این بود که «وحدت میان مسلمانان» از میان نرود. کاملا آشکار است که ایشان نگران آن بودند که مسلمانان به جان یکدیگر بیفتند، فرقه‌فرقه شوند و خون همدیگر را بر زمین بریزند. اگر بخواهیم این پیام را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم که پیامبر(ص) بارها و بارها در این خطبه و در دیگر فرازهای ایرادشده در این سفر، بر «حرمت خون مسلمان بر مسلمان» تأکید کردند و حتک این حرمت را هم‌سنگ و برابر با کفر دانستند. از نگاه پیامبر(ص) تفرقه، خون‌ریزی و جدال میان مسلمانان به منزلهٔ کفر است و ایمانی که با این وضعیت همراه باشد، حقیقت ندارد و اعتباری برای آن نخواهد بود. محور دوم این سخنرانی، پاسداشت حقوق و اجرای عدالت است. نکتهٔ دیگر که هم‌سنگ نکتهٔ پیشین قرار دارد، حفظ حقوق مردم است. پیامبر در جای‌جای این خطبه، بر احترام به حقوق همه اقشار جامعه تأکید کرد و ازجمله درباره زنان، بارها به مردان توصیه‌های مؤکد و استوار کرد. نهی از خشونت علیه آنان و نهی از ستم و تضییع حقوق زنان نمونه‌ای از این تأکید‌هاست که ایشان به شکل‌ها و عبارت‌های گوناگون تکرار کرد. در دیگر حوزه‌ها نیز، اصل «عدالت» را با صور گوناگون آن در این خطبه موردتأکید قرار دادند.