تنهایی انسان معاصر مهم‌تر از شوخی

«شام خداحافظی» عنوان نمایشی کمدی به نویسندگی الکساندر دولاپورت و متیو دولاپورت، دو نمایشنامه‌نویس فرانسوی است که با ترجمه شهلا حائری و کارگردانی حسین عبداللهی روی صحنه رفته است.

به گزارش اصفهان زیبا؛ «شام خداحافظی» عنوان نمایشی کمدی به نویسندگی الکساندر دولاپورت و متیو دولاپورت، دو نمایشنامه‌نویس فرانسوی است که با ترجمه شهلا حائری و کارگردانی حسین عبداللهی روی صحنه رفته است.

این اثر که محصول گروه نمایش «خوابگردهای صحنه» بوده، از ۲۳ اردیبهشت تا ۱۲ خرداد، در سالن تماشاخانه ماه حوزه هنری اصفهان میزبان علاقه‌مندان به تئاتر است. محمد ترابی، رادنوش مقدم و فرزاد قاسمی نقش‌آفرینی این اثر را بر عهده دارند. نمایش «شام خداحافظی» قرار بود ابتدا در جشنواره تئاتر کمدی اصفهان، «خندستان»، اجرا شود؛ اما به دلیل لغو جشنواره و سپس وقایع دی‌ماه و جنگ رمضان، با تأخیر به صحنه آمده است.

این اثر در فضایی صمیمی و گرم در تماشاخانه ماه اجرا می‌شود و تلاش دارد تا ضمن بهره‌گیری از کمدی موقعیت و کمدی رفتار، لایه‌های عمیق‌تری از روابط انسانی، تنهایی، پنهان‌کاری و چالش‌های انسان معاصر را به تصویر بکشد. در ادامه، مشروح مصاحبه اصفهان‌زیبا را با حسین عبداللهی، کارگردان این نمایش، می‌خوانید.

انتخاب اثر از میان آثار دولاپورت چه ضرورتی برای شما داشت و چه ویژگی خاصی در «شام خداحافظی» شما را برای اجرا در سالن «ماه» ترغیب کرد؟

از این دو نمایشنامه‌نویس فرانسوی، در حال حاضر دو نمایشنامه در ایران ترجمه شده که جا دارد آثار دیگری از نویسندگان خوب که کمدی موقعیت را خیلی خوب می‌شناسند، ترجمه شود. از بین دو اثری که ترجمه شده، نمایشنامه «اسم» بارها و بارها اجرا شده، حتی به اسم «آدولف» هم ترجمه و اجرا شده است. ترجمه «اسم» را خانم شهلا حائری (مترجم همین «شام خداحافظی») انجام داده و بعد از آن، علیرضا کوشک‌جلالی آن را با عنوان «آدولف» ترجمه و اجرا کردند.

ویژگی خاص این نمایشنامه برای من و گروه اجرایی، مسئله روان‌شناختی پیرامون کاراکترها بود؛ اینکه وقتی نقاب‌ها کنار می‌رود، با چه کاراکترهایی مواجه می‌شویم و شخصیت‌ها با نقاب‌های مختلف چطور سال‌ها کنار هم زیستند و به‌یک‌آن که این نقاب‌ها کنار می‌رود، چه وضعیت بغرنجی برای خودشان و چه وضعیت کمدی‌ای برای مخاطب ایجاد می‌کند.

این نمایشنامه قرار بود پس از کار شدن در جشنواره «خندستان» اجرا برود که متأسفانه این جشنواره به دلایل عدیده‌ای نه سال گذشته و نه سال قبلش برگزار نشد. پس از اتفاقات دی‌ماه سال گذشته و سپس جنگ، اجرای ما به تعویق افتاد و الان در اردیبهشت ماه در تماشاخانه ماه روی صحنه است. جا دارد از تالار هنر و حوزه هنری بابت همراهی تشکر کنم. با این شرایط، بین سه سالنی که لطف کرده بودند، تماشاخانه ماه را به دلایلی از جمله دسترسی راحت و هم‌خوانی ظرفیت با شرایط فعلی انتخاب کردیم.

ترجمه و بومی‌سازی یک کمدی فرانسوی برای مخاطب ایرانی چه چالش‌هایی دارد؟ آیا تغییری در دیالوگ‌ها یا موقعیت‌ها برای باورپذیرتر شدن اعمال کرده‌اید؟

ترجمه آثار کمدی فرانسوی برای مخاطب ایرانی بسیار ضرورت دارد؛ زیرا بخشی از زیست جامعه معاصر فرانسه را گویا ما هم داریم تجربه می‌کنیم. این نمایش تلنگرهایی می‌زند به این که جهانی که امروز غرب با آن مواجه است و ما شاید به زودی با آن مواجه شویم، از نظر روابط انسانی چه معضلات و مشکلاتی دارد.

از همین الان تلنگر می‌زند تا برای مسئله تنهایی، پنهان‌کاری، دروغ، خیانت، تربیت فرزندان و تفاوت نسل‌ها فکری شود. باید آنچه در فرهنگ خودمان ارزشمند است، پاس داشته شود و آنچه ممکن است تشابهاتی با ناهنجاری‌ها داشته باشد، از دل این مدل اجراها کشف و رفع شود.

در خصوص بومی‌سازی، وقتی صحبت از انسان و روابط انسانی است، تشابهات زیاد است و همسان‌پنداری مخاطب بسیار بالا خواهد بود. درباره تغییرات، ما سعی کردیم وفادارانه‌ترین شکل ممکن اثر را روی صحنه ببریم؛ چون خود متن شیوه اجرایی پیشنهاد می‌دهد. از نظر دیگر، متن خطرناکی است که ممکن است شوخی‌ها و کمدی موقعیتی، شما را به ورطه‌ای ببرد که خنداندن تماشاگر برایتان اولویت بیش از اندازه داشته باشد و آنچه در دل متن و اندیشه متن است، تحت‌تأثیر قرار دهد. ما واقعاً سعی کردیم این اتفاق (لااقل در این اجرا) نیفتد و کمدی به‌اندازه و به‌جا باشد.

دوستی مثل یک درخت بنجامین که حساسیت‌های مختلفی دارد، نیاز به مراقبت، نور و آبیاری درست دارد. اینکه یک رابطه (زن و شوهر یا دوستان) با طراوت و باکیفیت بماند، نیاز به مراقبت دارد. بنابراین، ما کمترین تغییر را در دیالوگ‌ها و موقعیت‌ها ایجاد کردیم و به متن تا حد زیادی وفادار ماندیم.

کمدی‌های دولاپورت اغلب لایه‌های تلخ یا انتقادی دارند. مرز بین طنز موقعیت و نقد اجتماعی را در این اجرا چگونه تعریف کرده‌اید؟

اجرا جاهایی به کمدی گروتسک نزدیک می‌شود؛ از دهشتناکی وضعیت تماشاگر می‌خندد، یا جاهایی سوگِ خنده‌دار دارد. هرچند نمی‌شود گفت کاملاً گروتسک بوده و بیشتر کمدی موقعیت و مهم‌تر از آن، کمدی روابط و کمدی رفتار است. کمدی رفتار را در خیلی از آثار فرانسوی می‌بینیم؛ از جمله متون یاسمینا رضا و «خدای کشتار» که رفتار آدم‌هاست که در یک موقعیت کمدی ایجاد می‌کند.

طنز این نمایشنامه درباره روابط اجتماعی، روابط دوستان، روابط زن و شوهر، رابطه پدر و فرزند، مادر و فرزند، حتی رابطه جوامع توسعه‌یافته با جوامع جهانِ دست‌چندم (این لطفی که زن و شوهر به اصطلاح انسان‌دوست دارند و می‌خواهند بروند کودک سیاهی را بیاورند تا به وجدان خود التیام ببخشند) وجود دارد. از دل همین روابط و نگاه به دیگری است که کمدی و طنز شکل می‌گیرد و اساساً مسئله متن، مسئله «خود و دیگری» است.

موقعیت «شام خداحافظی» ریتم و ضرباهنگ خاصی دارد. چه تمهیداتی در میزانسن و حرکت صحنه‌ای برای انتقال ضرباهنگ کمدی به کار گرفته‌اید؟

دوستانی که نمایش را دیده‌اند، اذعان دارند که از لحاظ ریتم و ضرب‌آهنگ، تمهیدات زیادی برای طراحی حرکت و میزانسن در نظر گرفتیم. کار خیلی سختی بوده. نمایشنامه صد و اندی صفحه است؛ اگر خوش‌ریتم نباشد، ممکن است دو ساعت طول بکشد. ما آن را در یک ساعت و نیم با ضرب‌آهنگی مطلوب اجرا می‌کنیم.

برای این کار، جاهایی رفت و برگشت‌های دیالوگی به‌صورت پینگ‌پنگی انجام می‌شود، گاهی هم‌زمانی گفتن دیالوگ‌ها وجود دارد و تمپوهای درونی کاراکترها بسیار بالاست. و جاهایی (که سعی کردیم جای درستی باشد) سکوت برقرار می‌شود، به خصوص جایی که به مسئله تنهایی انسان معاصر می‌پردازیم و اینکه چقدر تنهاست.

فضای تماشاخانه ماه چه محدودیت‌ها یا فرصت‌های فنی برای طراحی صحنه و نور در یک کمدی بسته مبتنی بر گفت‌وگو ایجاد کرده است؟

قطعاً هر سالنی تهدیدها و فرصت‌هایی دارد. ما از اول قرار بود این نمایش را در یک سالن قاب ایتالیایی به اجرا ببریم و میزانسن‌ها و طراحی‌ها و حتی شیوه بازی را بر مبنای آن آماده می‌کردیم؛ ولی با توجه به اتفاقاتی که افتاد (و شاید توفیق اجباری)، رسیدیم به تماشاخانه ماه که متأسفانه در ایام جنگ دچار خسران و تخریب شده و بخشی از سقف فروریخته بود. حوزه هنری قول دادند سریع سالن را برسانند و واقعاً طبق قولشان سالن آماده شد.

بخش زیادی از دکور نمایش تغییر کرد. در بحث بازیگری هم ‌کمی تغییرات ایجاد کردیم. در کل، تماشاخانه ماه سالن بسیار صمیمی و گرمی است. من سابقه اجرای قبلی در این سالن را دارم و می‌گویم کمک کرده فضای دلنشینی بین مخاطب و نمایش ایجاد شود. البته از لحاظ طراحی صحنه محدودیت‌هایی داشت؛ به خصوص اینکه ما دوست داشتیم نمایش با فاصله حداقل ده‌دوازده متری بین تماشاگر و صحنه شکل بگیرد.

بازیگران نمایش تجربه‌هایی در ژانرهای مختلف دارند. برای رسیدن به یک «کمدی گروهی» هماهنگ، چه تمرینات یا کارگاه‌های خاصی انجام دادید؟

هر سه بازیگر از بهترین‌های تئاتر اصفهان و باتجربه‌ترین‌ها هستند. محمد ترابی و فرزاد قاسمی دو سال پیش با هم در «سرِ سُرخ» کار کرده بودند و شناخت داشتند. فرزاد و رادنوش مقدم نیز پیش از این با هم بازی بودند. نیاز بود بازی‌های واقع‌گرایشان را یکدست‌تر و همگن‌تر کنیم.

این سه عزیز در نتیجه نهایی، نقش خیلی زیادی دارند. پیشنهادهای جذابی در تمرین‌ها داشتند و تلاش زیادی کردند. حاصل این شده که هر شب بازی‌شان بهتر می‌شود. از لحاظ حرفه‌ای بسیار درخشان و باکیفیت و مهم‌تر از همه متعهد و بااخلاق هستند.

شخصیت‌های دولاپورت معمولاً اغراق‌شده اما باورپذیرند. چگونه از اغراق‌های کلیشه‌ای فاصله گرفتید و به «کمدی موقعیت ارگانیک» رسیدید؟

در واقع‌گرا بودن کار و کاراکترهای رئالیستی، باورها و رفتارهایشان یک مقدار اغراق دارد؛ مدل فکر کردنشان یا اصرار بر عقیده‌شان جاهایی آنها را بامزه می‌کند. نهایت سعیمان را کردیم که به روابط آدم‌ها به شکل واقع‌گرایانه نگاه کنیم و از اغراق بپرهیزیم.

ممکن است بازیگر گول تماشاگر را بخورد و شب بعد، دوز آن صحنه را بالا ببرد. من به عنوان کارگردان باید مراقب باشم در هیچ صحنه‌ای به خاطر خنده، ‌باج به تماشاگر ندهم. حتی شب‌هایی می‌گوییم «درست است که اینجا طنز ایجاد شد، ولی بیش از این لوده‌بازی می‌شود». خوشبختانه مخاطب، با وجود نشستن روی صندلی‌هایی که برای اجرای چهل‌وپنج دقیقه‌ای مناسب است، نه یک ساعت و نیم، با رضایت سالن را ترک می‌کند.

آیا برای روزهای پایانی اجرا تغییر یا بداهه‌پردازی در نظر گرفته‌اید تا ارتباط با مخاطب تازه نگه داشته شود؟

فعلاً تا دوازده خرداد اجرا داریم. صحبت تمدید از هفدهم تا بیست و دوم خرداد در دست بررسی است. در مورد تغییر باید گفت ایده بامزه‌ای داشتیم که از هفدهم تا بیست و دوم (اگر تمدید شد) فرم اجرا، حتی صحنه و طراحی صحنه را عوض کنیم و شکل دیگری اجرا برویم.

آن شکل را بارها تمرین کردیم و خودمان خیلی دوستش داریم، ولی نگاه تجربه‌گرایانه‌تری دارد. به دلیل زمان‌بر بودن جمع‌آوری دکور، به نظر نمی‌رسد شدنی باشد. در مورد بداهه هم نکته این است که همین الان هم شب‌هایی اتفاقات بداهه‌ای از دل اجرا می‌آید، هم از آنچه بیرون از اجرا حادث می‌شود. اجرای کمدی همیشه مواجه با دیالوگ‌های بداهه‌ای است.

عنوان «شام خداحافظی» تداعی‌کننده فضایی جمعی و در عین حال حسرت‌آمیز است. آیا به دنبال القای حس «پایان یک دوره» بوده‌اید یا صرفاً بر سرگرمی تمرکز کرده‌اید؟

متن علاوه بر طنز و کمدی، حتماً فلسفه زیستن، فلسفه زندگی، فلسفه روابط انسانی، نگاه به خود و دیگری را دغدغه دارد. استعاره درخت بنجامین (که با کوچک‌ترین تکان باد، آبیاری کم یا زیاد، نور کم یا زیاد واکنش نشان می‌دهد) استعاره همین روابط است. هر رابطه‌ای نیازمند رسیدگی، نور مطلوب، آبیاری به موقع است.

دستکاری در رابطه ممکن است منجر به ریختن برگ‌های آن شود. اساساً در این اجرا بحث سرگرمی اولویت ما نبوده؛ بااین‌حال شکر خدا سرگرم می‌شود. مسئله کشف و شهود اندیشه متن برایمان در اولویت بود. حتی اجزای صحنه، بازی و کیفیت رابطه کاراکترها را طوری طراحی کردیم که فلسفه متن بهتر دیده شود.

به عنوان رهبر گروه «خوابگردهای صحنه»، چه چشم‌اندازی پس از این نمایش دارید؟ آیا «شام خداحافظی» آغازی برای کار روی آثار دیگر دولاپورت خواهد بود؟

چشم‌انداز اصلی گروه ما، پانهادن به عرصه‌های کمتر تجربه‌شده اجرایی و پرهیز از تکرار یک شیوه و مدل اجراست. اثری به نام «این یک این نیست» (ایده‌محور و کارگاهی) در دست کار است؛ حتی اگر منجر به شکست شود، تجربه و فرآیند برایمان اهمیت دارد.

نمی‌توانم بگویم آثار دیگر دولاپورت را کار خواهیم کرد یا نه، به خصوص حالا که این اجرا مورد اقبال واقع شده است. باید مراقب باشیم در ورطه تکرار نیفتیم. اگر بعدها متنی از لاپورت کار کنیم، با نگاه متفاوتی خواهد بود.

در پایان، امیدوارم مسئولان و متولیان فرهنگ و هنر در اصفهان و ایران متوجه باشند که با توجه به حوادث ناگوار سال‌های اخیر (مسئله جنگ، دی‌ماه، جنگ دوازده‌روزه، مشکلات اقتصادی و تورم)، اجرای نمایش‌هایی که می‌تواند حال مردم را خوب کند بسیار ضرورت دارد.

علاوه بر حل مسائل اقتصادی، توجه به روح و روان نیز باید حائز اهمیت باشد. نمایش‌های کمدی می‌توانند دادرس و فریادرس روح و روان مردم باشند، به تاب‌آوری کمک کنند و از مشکلات روحی و روانی جامعه بکاهند.