شعرهایم را نذر ثامن‌الحجج(ع) می‌کنم

شاعر است. عراقی و از پدر و مادری ایرانی، متولد نجف اشرف. سؤالات مصاحبه را به زبان فارسی نبستاً روان، اما با لهجه غلیظ عراقی پاسخ می‌دهد. سمیر مقبل، شاعر عراقی ساکن اصفهان، متولد 1333 است.

به گزارش اصفهان زیبا؛ شاعر است. عراقی و از پدر و مادری ایرانی، متولد نجف اشرف. سؤالات مصاحبه را به زبان فارسی نبستاً روان، اما با لهجه غلیظ عراقی پاسخ می‌دهد. سمیر مقبل، شاعر عراقی ساکن اصفهان، متولد 1333 است.

او دوران ابتدایی و دبیرستانش را در نجف گذراند و دانشجوی دانشگاه بغداد در رشته حسابرسی شد؛ اما 18 فروردین 1359، به‌علت ایرانی بودن از عراق اخراج شد و مستقیماً قصد اصفهان کرد تا نزد اقوام مادری زندگی کند.

در ایران به تجارت و حسابداری مشغول شد تا اینکه ده سال پیش، همه فعالیت‌های تجاری را کنار گذاشت و به انس با قرآن و شعر روی آورد. غالب اشعار او در زمینه مقاومت و با مضمون سیاسی است و البته از مدیحه‌سرایی برای اهل‌بیت(ع) نیز غافل نشده است. با سمیر مقبل درباره دنیای شعر و شاعری‌اش گفت‌وگو کرده‌ایم.

فرمودید متولد نجف هستید. پدر و مادرتان از چه بابت ساکن عراق بوده‌اند؟

ایران در دهه بیست و هم‌زمان با جنگ جهانی اول، دچار قحطی بزرگی شد و نه‌میلیون نفر از گرسنگی جان باختند. به همین دلیل، ‌بسیاری از ایرانیان از استان‌های مختلف به کشورهای اطراف و اروپا مهاجرت کردند و از این میان، متدینان، عراق را برای مهاجرت انتخاب کردند.

پدربزرگ پدری بنده پیش از ماجرای قحطی به عراق رفته بود و پدر و مادرم که کارمند آموزش و پرورش بودند، به‌دلیل قحطی در سال 1332 به عراق رفتند و آنجا ماندگار شدند‌. آن زمان، در شناسنامه افرادی همچون بنده می‌نوشتند پدر و مادرش ایرانی است که این قانون بعد از سقوط صدام لغو شد.

اشعارتان در قالب کتاب هم منتشر شده؟

با توجه به اینکه در شعر کلاسیک عرب تخصص دارم، دو دیوان شعر مختوم سروده‌ام. شعر کلاسیک عرب پانزده قرن سابقه دارد و شعر سختی است و من منتظرم یک متخصص ادبیات عرب در رده‌های بالا دیوان‌هایم را ویرایش ادبی کند تا بتوانم آن‌ها را منتشر کنم. مضامین این دو دیوان شعر بیشتر با موضوع اهل‌بیت(ع) و غدیر است.

همچنین هفت تا هشت قصیده کلاسیک برای امام رضا (ع) سروده‌ام و به ایشان عنایت خاصی دارم. می‌گویند هرکس برای ثامن‌الحجج شعر بسراید، ایشان هنگام مرگ به زیارتش می‌رود. وقتی مسائل معیشتی و مشکلات خانوادگی برایم پیش می‌آید، شعری نذر امام رضا(ع) می‌کنم و ایشان معجزه می‌کند.

گاهی دو بیت نزد ایشان بیعانه می‌گذارم و به ایشان می‌گویم دو بیت شعر نذرت می‌کنم. آنچه می‌خواهم، برایم انجام می‌دهد. گاهی نزد ضریح ایشان می‌ایستم و با صدای بلند برایشان شعر می‌خوانم. بعضی از این اشعار به فارسی ترجمه شده است.

یعنی اشعارتان هرگز به فارسی ترجمه نشده؟

چرا. دخترم دانشجوی زبان و ادبیات عرب است و به‌سرعت اشعارم را ترجمه می‌کند. تا این لحظه اما کسی که اشعار بنده را به شعر فارسی ترجمه کند، چه اشعار کلاسیک و چه به صورت نیمایی و سپید، در اصفهان پیدا نکرده‌ام. سال‌ها پیش هم یکی از دانشجویان رشته زبان و ادبیات عرب درباره بنده تحقیقاتی انجام داد و برخی اشعار من را نقد و آن‌ها را منتشر کرد.

به جز اهل‌بیت(ع)، در چه موضوعات دیگری شعر می‌گویید؟

بنده اضافه بر اشعاری با محوریت اهل‌بیت(ع) و غدیر و پیامبر(ص)، در رشته مقاومت و برای لبنان و فلسطین نیز شعر می‌سرایم. خودم از سیزده‌سالگی روحیه مقاومت داشتم؛ زیرا جنگ پنج‌روزه اعراب و اسرائیل و شکست بزرگ اعراب را در سال 46 دیدم و از آن زمان، مقاوم و ضدصهیونیست و ضدامپرالیسم شدم.

برای رهبر شهیدمان و سید حسن نصرالله و شهید رئیسی هم مرثیه‌سرایی کرده‌ام. رهبر شهید برای من نماد مقاومت بودند و مقاومت را جزو دین و آیین خودم می‌دانم. مسائل کربلا و امام حسین(ع) را نیز مرتبط با مقاومت می‌دانم. قرآن را زیاد می‌خوانم و می‌دانم در آن دستور به مقاومت و ایستادگی وجود دارد.

در بیشتر مضامین شعرم از آیات قرآن استفاده می‌کنم تا دلیل مقاومت را نشان دهم. هر سه ماه یک بار، قرآن ختم می‌کنم و بر آیات مقاومت و جنگ و دفاع مسلطم.

با اینکه سن‌وسالم بالاست، در پویش جان‌فدا ثبت‌نام کرده‌ام؛ درحالی‌که مجاهدتم را به وسیله شعر کرده‌ام و بیشترین اشعارم در راه مجاهده است. آخرین شعری که سرودم، برای رهبر شهید است. اخوانیات نیز می‌سرایم و در دیوانم وجود دارد. اخوانیات همان اشعاری است که برای مثال، دوستت مریض می‌شود و برایش شعر می‌گویی، یا آشنایی از مکه می‌آید و برایش شعری می‌سرایی، یا برای دخترت که می‌خواهد ازدواج کند.

اشعار فارسی و کلاسیک و معاصر را پیگیری می‌کنید؟

نه، زیاد پیگیری نمی‌کنم؛ اما به کنگره‌های شعر فارسی و کنگره‌های بین‌المللی در تمام کشور به‌عنوان شاعر عرب بارها دعوت شده‌ام. یک بار نیز در خدمت رهبر شهید سه ساعت حضور داشتم. هنگامی که شعر می‌خوانم، ترجمه اشعارم پشت سرم روی پرده نشان داده می‌شود یا خودم اشعارم را ترجمه می‌کنم.

شعر متنی لطیف و روح‌دار است؛ اما بخشی از اشعار شما با مضمون سیاست است. چطور می‌شود بین مضامین خشک سیاسی و شعری که لطیف است، پیوند برقرار کرد؟

من اسم اشعارم را سیاسی نمی‌گذارم. مضامین اشعار من را می‌شود پیروی از آیات قرآن دانست. امام حسین(ع) وقتی خواست مقاومت کند، مسئله را سیاسی کردند و گفتند می‌خواهد به خلافت دست یابد و دولت تشکیل دهد؛ اما مضمون اصلی حرکت او مقاومت و از دست دادن اولاد و ایستادگی تا شهادت بوده. این‌ها رمانتیک است، نه سیاسی. صحنه در واقع سیاسی بوده؛ اما از سمت دیگر رمانتیک بوده. وقتی در اشعارم می‌گویم ما به پیروزی و وعده خداوند ایمان داریم و از سلاح و عده و عُده نمی‌ترسیم، این‌ها از اعتقادات و باورها سرچشمه می‌گیرد؛ عقیده و ایمان به وعده‌های خدا. به‌خصوص تشیع، ادامه‌دهنده این عقیده بوده است.

چرا اشعار عاشقانه ندارید؟

غزل‌ها و اشعار عاشقانه چهار پنج شعر بیشتر ندارم؛ چون چشمم را که باز کردم، همه‌اش جنگ و دشمنی و تجاوزات آمریکا و استکبار بود و با مقاومت خو گرفتم. عمرم را هم در دویدن دنبال زندگی گذراندم. نوزده‌ساله بودم که پدرم از دنیا رفت و مجبور بودم کارش را ادامه دهم و در کنارش تحصیل هم می‌کردم. بعد هم درگیر مشغولیات زندگی شدم و فرصتی برای فکر کردن به عشق نداشتم. زود ازدواج کردم و تنها عشقم همسرم است.

در اشعارتان ایران هم جایگاهی دارد؟

بله. بسیاری از این اشعار منتشر شده است. یک بار یکی از اساتید دانشگاه ایلام، یکی از اشعارم را ترجمه و منتشر کرده است. سال‌ها پیش، با دکتر موسوی گرمارودی در برنامه‌ای ادبی در جیرفت شرکت کردم. ایشان آنجا به من لطف داشتند و فرمودند روح و طبع و فکر شاعر، شعر را به وجود می‌آورد. درباره من گفتند موقع شعرخوانی من یاد فردوسی افتادم.

اشعارتان به دست مخاطبان عرب‌زبان هم می‌رسد؟

بله. در فضای مجازی منتشر می‌شود. چند بار هم با شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی عرب‌زبان لبنان مصاحبه کردم و اشعارم با صدای خودم پخش شده است. در عراق و دانشگاه کوفه هم بارها دعوت شده‌ام.

تا پیش از جنگ دوازده‌روزه، دیدگاه بسیاری از مردم کشورهای عرب‌زبان به ایران منفی بوده است. با توجه به ارتباطی که با آن‌ها دارید، در یک سال گذشته دیدگاهشان به ایران چه تغییری کرده است؟

مردم کشورهای عرب را باید به دو دسته تقسیم کرد. حاکمان کشورهای عرب از پیروزی انقلاب اسلامی با ایران دشمن بوده‌اند. یاسر عرفات وقتی به اینجا آمد، اولین حرفی که زد، این بود که زلزله‌ای در ایران رخ داد که در کل جهان و خاورمیانه اثرگذار خواهد بود و واقعیت نیز همین بود. حکام از این می‌ترسند که صندلی‌هایشان متزلزل شود و خواهد شد؛ چون ایران زیر بار استکبار نمی‌روند و آن‌ها تابع استکبارند.

اما ملت‌هایشان دیدگاه متفاوتی دارند و با ایران همراه‌اند؛ چه اهل تسنن، چه شیعیان و چه مسیحیان. بعد از جنگ دوازده‌روزه نیز اعراب و مصری‌ها و اعراب شمال آفریقا و جزیرة‌العرب عاشق ایران شده‌اند. عراق امروز یک‌صدا می‌گوید ایران.

شاید تا ده سال پیش شیعیان عراق معترض بودند که ایران در امور عراق دخالت می‌کند؛ اما امروز وضعیت فرق کرده است؛ به‌ویژه بعد از شهادت رهبر بزرگمان. خون رهبرمان همچون خون اباعبدالله(ع) مردم را درگیر خود کرده است. بسیاری از لبنانی‌ها امروز آواره شده‌اند؛ اما همراه با ایران‌اند.

اشعار و مداحی‌هایی را که این روز‌ها تولید و در تجمعات پخش می‌شود، دنبال کرده‌اید؟

در تلویزیون دیده‌ام. البته هنوز احساس می‌کنم سبک گذشته که در جنگ تحمیلی اول رواج داشت، به‌خصوص اشعار و مداحی‌های حاج صادق آهنگران، بی‌نظیر بود. سرودهای ابتدای انقلاب نیز ممتاز بود؛‌ سرودها و مداحی‌هایی همچون «با نوای کاروان»، «خلبانان» و «آمریکا ننگ به نیرنگ تو». نمی‌دانم نسل جدید چرا پیرو راه آن‌ها نیستند.

این مداحی‌های جدید را نسبت به کارهای گذشته کمتر می‌پسندم و کارهای گذشته را باارزش‌تر می‌دانم. هنرمندان ایران در آن زمان از شهدا اسطوره و افسانه ساختند و این اشعار باید به نسل‌های بعدی هم برسد.