به گزارش اصفهان زیبا؛ محمدمهدی نیازی، دانشآموخته مدیریت کسبوکار، پژوهشگر و فعال حوزههای اجتماعی و اقتصادی است. طی سالهای گذشته در مسئولیتهایی ازجمله معاونت اجتماعی بنیاد خاتمالاوصیا و مسئول و جانشین طرح تحول اجتماعی سازمان امور اجتماعی وزارت کشور فعالیت کردهاست.
دغدغه اصلی او شناخت و حل مسائل اجتماعی و اقتصادی از مسیر مشارکت مردم بوده و طرح همسا نیز حاصل همین نگاه است؛ اینکه چگونه میتوان ظرفیتهای مردمی و سرمایه اجتماعی را به یک نیروی واقعی برای حل مسائل جامعه تبدیل کرد؟چگونه میتوان مردم را از مخاطبان برنامههای توسعه به بازیگران اصلی توسعه تبدیل کرد؟
تجربه کار میدانی به او نشان داده که در کنار همه مشکلات و چالشهایی که کشور با آن روبهروست، یک سرمایه عظیم و کمتردیدهشده وجود دارد، سرمایهای به نام مردم، مردمی که توانایی همکاری دارند، مسئولیتپذیرند، در بحرانها کنار یکدیگر میایستند و اگر بستر مناسبی فراهم شود، میتوانند بخشی از راهحل مسائل اقتصادی و اجتماعی جامعه باشند؛ به همین دلیل تمرکز اصلی فعالیتها و مطالعات او بر موضوعهایی مانند سرمایه اجتماعی، مشارکت مردمی، اقتصاد اجتماعمحور، توسعه محلهای و تابآوری اجتماعی قرار گرفته است.
بهعنوان پرسش اول، نحوه مواجهه خودتان را با مسئله محله بفرمایید.
ما در معاونت اجتماعی ستادجبهه فرهنگی با عنوان قرارگاه تحول اجتماعی حدود چهارسال روی مسئله پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در مناطق حاشیه کلانشهر اصفهان کار میکردیم و رویکرد ما محله محوری بود و اعتقاد داشتیم اگر قرار است مشکلات اجتماعی ما برطرف شود، این کار به تنهایی از دست بهزیستی و کمیته امداد و حتی خیریهها برنمیآید و خود مردم منطقه باید پای کار بیایند.
در این چهار سال کموبیش با مسئله محلهمحوری درگیر بوده و همیشه دنبال راهحل درگیرکردن مردم محله برای حل مشکلات خودشان بودیم. همسا از یک ایده فناورانه متولد نشده، بلکه از یک دغدغه اجتماعی متولد شده است.
سالهاست که افزایش هزینههای زندگی، کاهش قدرت خرید، نگرانی از آینده و کاهش تابآوری به مسئله مهمی برای ما تبدیلشده. البته صرفا مشکلات اقتصادی مطرح نیست؛ بلکه این مسائل بر روابط انسانی تأثیر میگذارد. مشکلات اقتصادی ما را به هم نیازمندتر میکند؛ اما متأسفانه روابط انسانی را بهعلت آسیبدیدن یک حلقه واسط ارتباطی به اسم محله تضعیف کرده است.
در گذشته، با بروز مشکلات، محله راهحلی بودکه انسانها را در برابر فشارهای زندگی، توانمند و مقاوم میکرد؛ الان هم در بحرانهای بزرگ، روح بزرگ انسان ایرانی گویا بهیکباره بیدار میشود و حلال مشکلات ماست.
در جنگ، سیل، زلزله، کرونا و… این مسئله را تجربه کردیم. حالا که چنین ظرفیت عظیم همدلی وجود دارد، باید به این فکر کنیم که از این ظرفیت در امتداد زندگی و بهصورت دائمی برای حل مشکلات روزمره استفاده کنیم. اینجا موضوع محله و به تبع آن، طرح همسا، برای ما مهم جلوه کرد.
در بین مسائلی که در محله با آنها مواجه هستید، طرح شما ضریب ویژهای به موضوع معیشت داده است. علت این توجه را میفرمایید؟
امروز صحبت از مسائل اجتماعی جامعه ایران بدون پرداختن به مسئله معیشت ممکن نیست. معیشت مثل زنجیری به دستوپای مردم بسته شده است و اجازه فعالیت جمعی گستردهتر را نمیدهد؛ بنابراین مسئله معیشت، نقطه اتصال مسائل اجتماعی جامعه ما شده است.
ازدواج، فرزندآوری، اطمینان به آینده شغلی و فشارهای ناشی از آن، تأثیرگذاشتن بر روابط خانوادگی، سلامت روان آحادجامعه و… همگی با معیشت گره خورده است. سرمایه اجتماعی هم به همین دلیل در نسبت با معیشت است؛ برای همین بیتوجهی به معیشت، منجر به شکست همه طرحهای اجتماعی میشود که به این مسئله محوریت ندادهاند.
مشکلات معیشت، آحاد جامعه را بهسمت فروبردن در لاک فردگرایی سوق میدهد؛ البته واقعا جامعه ایرانی در حال حاضر سرمایه اجتماعی بسیار فراوانی دارد و ندیدن این ظرفیت هم هر طرح کلانی را بهسمت شکست سوق میدهد. این سرمایه، در آمارهای اقتصادی منعکس نمیشود.
قدرت همدلی، مسئولیتپذیری، همسایگی و… باید در هر طرحی دیده شود؛ برای همین بهسمت طرحی رفتیم که این دو نکته را با هم در نظر بگیرد.مردم را باید متوجه کرد که مبتنیبر همین سرمایه اجتماعی میتوانند مشکلات معیشتی و آثار حاصل از آن را کاهش دهند؛ اما زاویهدید ما، وابستهکردن مردم و کمکرسانی نیست؛ ما سابقه فعالیت گروه جهادی را هم داریم.
گروه جهادی وقت و منابع محدودی دارد و وقتی از منطقه خارج میشود، بهمرور مشکلات برمیگردد و مردم هم که وابسته به کمکها شدهاند، این مساعدتها یک حالت مسکن پیدا میکند. در فعالیتهای گروه جهادی باید بهسمت توانمندسازی و شبکهسازی مردم با یکدیگر برویم و مردم بازیگر اصلی حل مسئله باشند.
در طرح همسا تلاش داریم سرمایه پنهان مردمی را فعال کنیم. به زبان سادهتر ما صرفا نمیخواهیم هزینههای زندگی را کاهش دهیم، میخواهیم مردم دوباره احساس کنند در ساختن زندگی و محیط پیرامون خودشان نقش دارند.
مشکلاتی را که میفرمایید بهصورت سازمانی و دولتی نمیتوان حل کرد؟
دستگاههای دولتی و هیچ نهادی فارغ از مردم، قدرت حل مشکلات را ندارد. جالب است که رهبر شهید از دوران ریاستجمهوری تذکر میدادند که مردم باید پای کار حل مسائل کشور بیایند. این سالهای اخیر به این تذکر دائم ایشان خیلی بیتوجهی شد و ارگانهای مختلف برای حل معضلهای اجتماعی صرفا پول خرج کردند.
بیم این میرود که این رویه، زیرساختهای انسانی ایران کهن را تهدید کند. مردمپایهبودن در همه جای دنیا جدی گرفته شده است. مردم بخشی از مسئله نیستند؛ بخشی از راهحل هستند.در جنگ اخیر، مردم چالشهایی را حل کردند که از سوی هیچ نهاد امنیتی یا نظامی یا دیپلماتیک قابلحل نبود.
سنتهای دینی ما مثل وقف و قرضالحسنه، امربهمعروف و… نشان میدهد چقدر الگوی اصیل مردمپایه برای حل مشکلات داشته و داریم. در روزگار مدرن، مردم را از مشارکت حقیقی بازداشتهایم و الان مردم دقیقا نمیدانند در چه بستری میتوانند مشارکت خودشان را ایفا کنند.
متأسفانه فرهنگ همسایگی و هممحلگی هم آسیب دیده است. الان اگر فردی در یک مجتمع مسکونی به ابزار یا حرفهای احتیاج داشته که در دوقدمی او موجود باشد، از آن باخبر نیست و احساس نداری میکند. ما در همسا سعی کردهایم مردم را به این توانمندیها آگاه کنیم؛ درواقع از زاویه تمدنی هم به مسئله مشارکت مردم نگاه میکنیم.
این نحوه رجوع به مردم و از این راه، قدرتمندشدن، خصیصه تمدنی ما در مقابل رقباست. شما به قدرت بیبدیلی که در این شبها آشکار شده است، نگاه کنید. ما سالها از این قدرت غافل بودهایم. مردم، منشأ قدرت هستند. اصلا یکی از مهمترین معضلهای اجتماعی، احساس بیاثری است. مردم احساس میکنند در امور، تصمیمگیر نیستند و سهم آنها صرفا تحمل پیامدهاست. این موضوع، جامعه را منفعل میکند. مفهوم بعثت مردم در همینجا معنا پیدا میکند.
رهبر عزیز انقلاب، حتی در مسئله مذاکرات، به مردم بهمثابه راهحل نگاه میکند و برای فریاد آنان سهم قائل میشود. بحران تنهایی که پیامد دنیای مدرن است، اساسا در فرهنگ ما جایی ندارد؛ بنابراین نیازمند یک بازآفرینی صحنه به نفع حضور مردم هستیم.
همسا تلاش دارد به این بازآفرینی کمک کند. اگر جامعه بتواند «ما» را جایگزین «من» کند، گرههایش باز میشود. ما تلاش داریم این ارزش اصیل و تاریخی را بازآفرینی کنیم. اگر در قرن گذشته مشغول ساختن زیرساختها بودهایم، اکنون باید مشغول بازسازی سرمایه اجتماعی شویم.
طرح همسا اینک در چه مرحلهای قرار دارد؟
الان از ایده خام عبور کردهایم. شناخت دقیق مسئله، مطالعه وضعیت اقتصادی و نمونههای خارجی اتفاق افتاده است و باید نمونه آزمایشی را اجرا کنیم. چشمانداز ما صرفا راهاندازی یک پلتفرم نیست؛ ما به فکر شبکه ملی محله توانمند و افراد توانمند هستیم.
تابآوری به معنای توان بازسازی است؛ نه صرفا تحملکردن. همسا به این معنا بهدنبال ارتقای تابآوری جامعه ایرانی بوده و تلاشی است برای تبدیل سرمایه اجتماعی پنهان مردم به قدرت حل مسئله.
در خصوص ایدههای مشابه جهانی هم توضیح میدهید؟
در برخی کشورها مدل بانک زمان شکل گرفته است که به جای پول، زمان و مهارت مبادله میشود و با زمان و مهارت، خلق ارزش صورت میگیرد. در برخی کشورها شبکههای همسایگی،خریدهای گروهی، تعاونیهای محلی، اقتصاداشتراکی و… شکل گرفته است.
ما ضمن تجمیع این تجربهها به فکر خلق زیستبومی متناسب با مشارکت مردمی هستیم. ما این اتفاق را یک راهحل تمدنی و سیاسی میدانیم که بازطراحی بومی شده است. همسا نه یک کپی از تجربههای غربی است و نه یک بازگشت به گذشته. از تجربههای جهانی یاد میگیریم و متناسب با مسائل خودمان بومی میکنیم.