به گزارش اصفهان زیبا؛ چهرهپردازی بخش جذاب و مرموزی از تئاتر و سینما و تلویزیون است که به آن کمتر پرداخته شده و با اینکه تأثیر مستقیمی بر شخصیتپردازی و ارتباط با شخصیتها میگذارد، اهمیت و ظرافتهایش شاید برای مخاطبان تئاتر و هنر هفتم کمی پوشیده باشد.
اما در دنیای گریموری، چهرهپردازی تئاتر کودک تفاوتهای تأثیرگذاری با چهرهپردازی تئاتر بزرگسال دارد. چهرهپرداز کودک باید متوجه حساسیتها و ظرافتهای شخصیت کودک باشد و آن را در نسبت به شخصیت تئاتر در اولویت قرار دهد.
همچنین توجه به نکات روانشناسانه و بهداشتی از اهمیت بسیاری برخوردار است. افسانه کچویی، چهرهپرداز اصفهانی، دارای دیپلم گرافیک از هنرستان و لیسانس سینماست. به گفته خودش، خواندن رشته گرافیک به او در رشته گریم کمک بسیاری کرده؛ زیرا گرافیک او را با رنگ و خطوط و روانشناسی رنگ آشنا کرده است.
تحصیل در رشته سینما نیز باعث آشنایی کامل او با سینما و تئاتر شده است. کچویی با گذراندن دورههای گریم، از سال 1392 کارش را در این زمینه شروع کرده و گریموری تئاتر و پروژههای بلند و کوتاه تصویری و تلویزیونی را در کارنامه دارد. همچنین، هشت سال است که در آموزشگاهها و دانشگاه علمیکاربردی رشته چهرهپردازی را تدریس میکند.
با او زوایای فنی و روانشناسانه چهرهپردازی تئاتر کودک را بررسی کردهایم.
بهطور کلی، گریموری در تئاتر کودک چه تفاوتهایی با چهرهپردازی تئاتر بزرگسال دارد؟
به علاوه استفاده از مواد متفاوت، زمانی که برای چهرهپردازی کودک اختصاص داده میشود، باید خیلی کوتاهتر باشد؛ زیرا کودک تحمل گریمهای طولانی و پرکار را ندارد. شخصیتپردازی و ساخت شخصیت نیز کاملاً باچهرهپردازی بزرگسال متفاوت است.
چهرهپرداز کودک باید به ظرایف مسلط و بیشتر، نقاش و طراح شخصیت باشد؛ درحالیکه در گریم بزرگسال، چهرهپرداز ممکن است مجسمهساز و متخصص آناتومی صورت باشد. چهرهپرداز کودک باید صورت را یک بوم سفید و لطیف در نظر بگیرد و با نقاشی، شخصیت و طرح مدنظر را روی صورت اجرا و از گریمها و مواد سنگین پرهیز کند.
یک چهرهپرداز چطور میتواند حساسیتهای روانی کودک را در چهرهپردازی در نظر بگیرد؟
اگر بازیگر کودک باشد، بهتر است از اصل ارتباط به جای تحمیل یا اصل همدلی استفاده شود. چهرهپرداز باید دقت کند گریمی که روی صورت کودک دارد اجرا میکند، باعث شود او بتواند با نقشش ارتباط برقرار کند و کودک را از نقشش دور نکند.
چهرهپردازی باید جوری باشد که بچه را به بازیگری ترغیب کند و برایش آزاردهنده نباشد. مثلاً اگر قرار است روی صورت بچه یک هیولا طراحی شود، چهرهپرداز میتواند پیش از تست گریم، با کودک صحبت کند و نظرش را درباره ظاهر یک هیولا بپرسد و ببیند حسش به آن نقش چطور است؛ در غیر این صورت، هم برای چهرهپرداز و هم برای بازیگر کودک خیلی اذیتکننده است و باعث میشود بچهها در سنین پایین بدقلقی کنند و بازی نکنند.
اینها مسائلی است که چهرهپرداز کودک باید به آنها دقت کند. اگر بازیگر بزرگسال باشد، چهرهپرداز باید به طرز چهرهپردازی دقت کند؛ چون گریمهای شلوغ که همه صورت را میپوشاند، باعث میشود مخاطب کودک نتواند با شخصیت ارتباط برقرار کند و ممکن است او را به شکل یک عروسک متحرک ببیند.
با توجه به اینکه مخاطب این تئاتر، کودک است و حساسیتهای ذهنی و روانی ویژه سنش را دارد، در چهرهپردازی چه نکاتی را باید رعایت کرد تا کودک بتواند با نقش بازیگر و داستان ارتباط برقرار کند؟
در چهرهپردازی کودک باید دقت کنیم که مخاطبمان هم کودک است و نباید از گریمهای شلوغ استفاده شود؛ چون باعث کلافگی بچه و اضافهبار ذهنی او شده و مخاطب را دچار بیقراری میکند.
یکی از مسائل مهم دیگر این است که اطراف چشم، چهرهپردازی شلوغ کار نشده باشد تا کودک بتواند با بازیگر ارتباط چشمی برقرار کند و از او تأثیر بپذیرد؛ در غیر این صورت، شخصیتپردازی با شکست مواجه میشود. میشود از رنگدرمانی استفاده کرد؛ چراکه رنگها در ناخودآگاه بچهها بیشتر از بزرگسالان تأثیر میگذارند.
میتوانیم از کلیشههای بصری استفاده کنیم تا کودک راحتتر ارتباط برقرار کنند. برای شخصیتهای مثبت، میشود از خطوط نرم و رنگهای شاد و زنده و برای شخصیتهای منفی، از خطوط زاویهدار و شکسته و بینی بزرگ یا ابروهای هشتی استفاده کرد تا بچه بتواند راحتتر اینها را از هم تشخیص بدهد.
در تئاتر، برای بچهها مرز بین واقعیت و خیال مشخص نیست؛ به همین دلیل، چهرهپرداز باید دقت کند که به بچه استرس ندهد و در گریمش از زخمهایی که شبیه به واقعیت است و از خون استفاده نکند؛ چون ممکن است به مخاطب کودک آسیب بزند.
اگر کودک روی صحنه خون ببیند، نمیتواند خون واقعی را از خون مصنوعی تشخیص بدهد و آسیبهای جدی برای او به دنبال دارد. پس چهرهپردازی نباید بچه را بترساند. اینها مسائل پراهمیتی در چهرهپردازی تئاتر کودک و با مخاطب کودک است.
منظور از کلیشههای بصری چیست؟
در کلیشههای بصری، شخصیت معتاد در ذهن همهمان یک جور است، یا جادوگر را همیشه با بینی بزرگ و یک جارو میشناسیم. اینها در ذهن همهمان ثابت شده و نقش بسته. اگر یک پیرزن ببینیم که صورتش گلگون و شاداب است و خطوط منحنی دارد، این حس را میدهد که پیرزن مهربانی است.
در کل، خطوط منحنی و دایرهای و رنگهای شاداب به ما حس مهربانی را القا میکند و در مقابل، رنگهایی مثل سیاه یا خاکستری یا بنفش تیره حس مرموز بودن و تاریکی را میرساند.
بسیاری از رنگها و خطوط در ناخودآگاه آدمها یک شکل ثابت دارد و برای کودک استفاده از اینها باعث میشود راحتتر با شخصیت ارتباط برقرار کند و نیازی نیست بهطور عمیق به شخصیت فکر کند.
کودک باید بهراحتی متوجه منظور ما از چهرهپردازی بشود. برخلاف چهرهپردازی بزرگسال که شخصیتپردازی خیلی لایهلایه است، چهرهپردازی کودک بهروشنی و صریح باید شخصیت را نشان بدهد.
طبیعتا شخصیتپردازی در تئاتر کودک الزامات و ظرافتهای متفاوتی دارد. این تفاوتها در چهرهپردازی چگونه خودش را نشان میدهد؟
شخصیتپردازی در تئاتر کودک ترجمه مفاهیم اخلاقیرفتاری به زبان رنگ و فرم است. برخلاف تئاتر بزرگسال که مخاطب شخصیت را در لایههای درونی و دیالوگها جستوجو میکند، کودک شخصیت را در ظاهر و نماد میبیند.
پس چهرهپردازی باید بهراحتی برای کودک قابلدرک باشد. این یک تفاوت خیلی بزرگ است. افزون بر این، اگر بازیگر کودک است، چهرهپردازی برایش راحت باشد و سنگین و آزاردهنده نباشد. اگر مثلا نقش یک خرگوش را دارد، در لب و دهانش چهرهپردازی سنگین و کلافهکننده نباشد.
آیا در تئاتر ایران، هنگام چهرهپردازی روی صورت کودکان از مواد متفاوتی نسبت به چهرهپردازی بزرگسال استفاده میشود؟
برای چهرهپردازی کودک، با توجه به اینکه پوست حساس و ظریفی دارد، به هیچ وجه از مواد حساسیتزا یا سنگین مثل لاتکس استفاده نمیکنیم و از رنگهای مخصوص کودک که زندهتر و بدون حساسیتاند، استفاده میشود.
البته پیش از چهرهپردازی هم حتماً تست حساسیت انجام میشود. از مواد سنگین مثل لاتکس یا پوستیژ سنگین و ریش و سیبیل اصلاً استفاده نمیشود؛ زیرا برای بچه کلافهکننده است و ممکن است باعث آسیب به پوستش شود.
مواد چهرهپردازی باید سبک و راحت باشد؛ بهطوری که بچه فراموش کند گریم روی صورتش است. طبق تجربهای که در کار با کودک دارم، وقتی موادی جز رنگهای خیلی سبک روی صورت بچهها کار میشود، گاهی اذیتشان میکند و مدام میخواهند گریم را از روی صورت پاک کنند. در بحث لباس هم این نکات باید رعایت شود. بچه ظرفیت ذهنی و تحمل کمی دارد و همهچیز باید در اوج سادگی باشد.
در نقشهای منفی یا در داستانهای وحشتناک، چهرهپرداز باید چه نکاتی را رعایت کند که منجر به ایجاد وحشت و ترس در کودک نشود؟
پرسش مهمی است؛ چون مرز باریکی بین ترسناک بودن و فانتزی وجود دارد. چهرهپرداز باید دقت کند شخصیت، خیلی وحشتناک نشود و در عین جذابیت، دوستداشتنی باشد تا کودک بتواند آن را بپذیرد. ایجاد ترس در تئاتر کودک برای شخصیتهای منفی مثل بازی با لبه تیغ است و چهرهپردازی باید درباره رفتار بد و شخصیت بد هشداردهنده باشد و کودک را نترساند.
گریم باید کارتونی باشد و واقعی نباشد تا کودک آن را به شکل یک تهدید واقعی نپندارد. میشود از قانون عدم تقارن استفاده کرد؛ به این صورت که اگر یک شخصیت منفی داریم، فقط یک سمت صورتش را چهرهپردازی کنیم و بخش دیگر صورتش شکل انسانی داشته باشد تا بچه همچنان حس انسان بودن را از او بگیرد و زیاد درگیر واقعیت نشود.
میشود بهجای استفاده از رنگهای مشکی و خاکستری که به آنها رنگهای مرگ گفته میشود، از رنگهایی مثل سبز و بنفش برای شخصیتهای بدجنس استفاده شود. اگر از بنفش استفاده شود، هم حس ترس را میرساند و هم فانتزی است.
از بافتهای چندشآور مثل زخمهای لاتکسی و پروتزها استفاده نمیشود. چهرهپردازی باید فقط با نقاشی باشد. میشود از یک نشانه حماقت یا خنده که شخصیت بد را دوستداشتنی میکند استفاده شود؛ مثل یک بینی بزرگ رنگی یا یک خال بامزه تا شخصیت را شرورِ دوستداشتنی کرده و ترس بچه را خنثی کند.
گریمورهایی که در جشنوارهها جایزه این بخش را دریافت میکنند، گریمشان چه ویژگیای دارد؟
هر گریموری که کارش دیده میشود، کار متفاوت و خلاقانهای انجام داده. مهم است که چهرهپردازی تئاتر کودک ترکیبی از هنرهای تجسمی، روانشناسی کودک و مهندسی صحنه باشد؛ یعنی از عناصر بصری و رنگها در جای درستش استفاده و ذهنیت و روحیات کودک کامل شناخته شود و هم سو با صحنه و لباس باشد.
گریمورهای برجسته کارهایشان اصولاً دارای کنتراست و سایهروشن زیاد و تفکیکشده است و از مواد و ابزار متفاوت استفاده میکنند؛ مثل تورهای ظریف یا رنگهایی که زیر نور میدرخشند یا پولکها و وسایلی که سادهاند و سنگین نیستند و در عین حال، متفاوتاند.
از لوازم سبک مثل پر میشود در چهرهپردازی استفاده کرد؛ مثلاً برای مو میشود از پارچه و پر استفاده کرد. همچنین چهرهپردازی باید حتماً با صحنه و لباس همخوانی داشته باشد و در یک پالت رنگی و در یک ژانر و فرم باشد.
اگر صحنه خیلی شاداب و رنگی است، چهرهپردازی باید به آن شباهت داشته باشد. اگر گریمها حیواناند و صحنه در جنگل است، حیوانات باید با صحنه و لباسهای حیوانی همخوان باشد. این مسائل در کار کودک و البته در کار بزرگسال مهم است.