به گزارش اصفهان زیبا؛ چهلستون قرنها جنگ، آشوب، تغییر سلسلهها و فراز و فرود تاریخ را پشت سر گذاشته بود. بنایی که آینههایش روایتگر شکوه صفویان و دیوارهایش حافظ بخشی از حافظه تاریخی ایران بودند.
اما اینبار موج انفجار، پیش از آنکه سکوت باغ را بشکند، بر تن این میراث جهانی زخم نشاند؛ زخمی که مرمتگران میگویند شاید ترمیم شود، اما هرگز از حافظه بنا پاک نخواهد شد.
برای بررسی ابعاد خسارتهای وارد شده به کاخ جهانی چهلستون، راهی این مجموعه تاریخی شدیم تا از نزدیک وضعیت بنا را مشاهده کنیم؛ بنایی که بخشی از تزئینات، آینهکاریها، نقاشیها و عناصر معماری آن بر اثر موج انفجار آسیب دیده است.
در جریان این بازدید، ابتدا با مصطفی هادیپور، مدیر پایگاه میراث جهانی چهلستون اصفهان، درباره میزان خسارتها، اقدامات انجام شده و روند مرمت گفتوگو کردیم و سپس پای صحبت امین عدیلی، کارشناس و پیمانکار مرمت آثار تاریخی نشستیم تا ارزیابی فنی او را از آسیبهای وارد شده و چشمانداز احیای این اثر جهانی جویا شویم.
هنوز چند قدم از ورودی باغ چهلستون فاصله نگرفتهایم که نشانههای حادثه خود را آشکار میکنند. درختان کهنسال باغ همچنان سایه خود را بر مسیرهای سنگفرش انداختهاند و انعکاس ستونهای کاخ در حوض مقابل، همان تصویر آشنای سالهای دور را ساخته است؛ اما با نزدیک شدن به عمارت، رد زخمهایی دیده میشود که بر پیکر یکی از مهمترین میراثهای تاریخی ایران نشستهاند.چهلستون همچنان استوار ایستاده، اما دیگر همان چهلستون پیش از جنگ نیست.
در جریان حملات آمریکایی ـ صهیونیستی به مجموعه استانداری اصفهان، موج انفجار به این مجموعه جهانی نیز رسید و بخشهایی از کالبد و تزئینات کاخ را دچار آسیب کرد. اکنون با گذشت حدود سه ماه از حادثه همچنان آثار آن در گوشه و کنار بنا قابل مشاهده است.
مصطفی هادیپور، مدیر پایگاه میراث جهانی چهلستون، در حالی که ما را از میان بخشهای مرمتشده عبور میدهد، به پنجرههایی اشاره میکند که روز حادثه در هم شکستند.«در ساعات اولیه تقریبا تمام درها و پنجرههای بنا آسیب دیدند. مقرنسهای ورودی، بخشی از دیوارهای تاریخی دوره شاهعباس دوم و تزئینات مختلف کاخ نیز خسارت دیدند.»
او توضیح میدهد:« با وجود آنکه چهلستون از سالها پیش جزو آثار ثبت شده در یونسکو به شمار میرفت و نشان بینالمللی «سپر آبی» بر آن نصب شده بود، موج انفجار راه خود را تا قلب این میراث جهانی باز کرد و بر پیکره چندصد ساله آن زخم نشاند.»
چند متر آنسوتر، ویترینی قرار دارد که در نگاه نخست شبیه مجموعهای از قطعات پراکنده گچ و رنگ به نظر میرسد. اما هادیپور میگوید هر یک از این قطعات بخشی از تاریخ این سرزمین هستند.«در تالارهای کاخ، حدود ۷۰ نقاشی ارزشمند به شیوه تمپرا وجود دارد؛ آثاری که بخشی از تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران را روایت میکنند. در میان آنها، نقاشی مشهور نبرد نادرشاه از ارزش ویژهای برخوردار است. موج انفجار بخشی از تزئینات و لایههای این آثار را از بدنه جدا کرد و قطعاتی از آنها بر زمین ریخت.»
او ادامه میدهد:«دانشجویان و استادان دانشگاه هنر اصفهان در روزهای پس از حادثه در کنار کارشناسان میراث فرهنگی، ساعتها به جمعآوری این قطعات پرداختند. امروز این تکهها با دقت نگهداری میشوند تا در مراحل مرمت، هر آنچه امکان دارد به جای اصلی خود بازگردد.»
هادیپور در ادامه تأکید میکند که فرآیند مرمت در چهلستون هیچگاه متوقف نشده است و کار بهصورت مستمر در بخشهای مختلف در حال انجام بوده است. به گفته او، بخشهایی از پروژه مرمتی از جمله اتاق چهارشنبهسوری و تاقنمای ورودی پیشتر تکمیل شده، اما برخی بخشها مانند اتاق شاهعباسی همچنان در حال مرمت بودهاند که وقوع حادثه اخیر روند برنامهریزیشده را بهطور جدی مختل کرده است.
او میگوید: «آنچه اتفاق افتاد، عملا برنامه مرمت ما را چهار تا پنج سال به عقب انداخت و باعث شد برای ادامه کار نیاز به اعتبارات جدید و بازتعریف طرحهای اجرایی داشته باشیم.» به گفته او، این حادثه نوعی وقفه اجباری در روند حفاظت و احیای این بنای تاریخی ایجاد کرده است؛ وقفهای که آثار آن در سالهای آینده نیز قابل مشاهده خواهد بود.
هادیپور میگوید تاکنون حدود سه میلیارد تومان برای مرمت اضطراری هزینه شده است، اما این تنها آغاز راه است.«چهلستون مانند بیماری سالخورده است؛ هرچه بررسیها جلوتر میرود، آسیبهای تازهتری آشکار میشود. مرمت اصلی بنا به اعتبارات بسیار بیشتری نیاز دارد.»
به گفته او، چندین هیأت تخصصی از یونسکو از مجموعه بازدید کردهاند و پروندهای برای جذب اعتبارات و اجرای مرمتهای جامع در دست بررسی است. با این حال، خسارتهای وارده برنامههای مرمتی مجموعه را دستکم چهار تا پنج سال عقب انداخته است.
هادیپور در بخش دیگری از گفتوگو به موضوعی اشاره میکند که به گفته او، فراتر از خسارتهای فیزیکی بناست. او میگوید به گفته فرتوسی نماینده یونسکو این موضوع مطرح شد که آمریکا و اسرائیل عضو یونسکو نیستند و خود را ملزم به تعهدات این سازمان نمیدانند. به اعتقاد او، حتی اگر از مجاورت استانداری با مجموعه جهانی چهلستون نیز اطلاع کامل داشتند، بعید بود این موضوع مانعی برای وقوع چنین اتفاقی باشد.
او با اشاره به آسیب دیدن مناطق مسکونی در جریان جنگ میگوید: «وقتی خانههای مردم هدف قرار میگیرد، طبیعی است که قرار گرفتن یک اثر تاریخی در حریم یک مجموعه اداری نیز مانع وقوع خسارت نشود.»
مدیر پایگاه جهانی چهلستون اما تلخترین بخش ماجرا را در جای دیگری میبیند؛ در زخمی که بر حافظه تاریخی یک ملت نشسته است.«تا جایی که اسناد تاریخی نشان میدهد، از زمان یورش مغولان تاکنون هیچ مهاجم خارجی آسیبی با این ابعاد به آثار تاریخی ایران وارد نکرده بود. چهلستون تنها یک ساختمان نیست؛ بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی مردمی است که قدمت تمدنشان از عمر بسیاری از کشورهای امروزی بیشتر است.»
به گفته هادیپور، با بازگشت آرامش و تداوم روند مرمت و حفاظت، میتوان به رونق دوباره گردشگری امیدوار بود. او از برنامهریزی برای توسعه فعالیتهای رسانهای، همکاری با دانشگاهها، جذب گردشگران پژوهشی و معرفی فرصتهای سرمایهگذاری خبر میدهد و معتقد است ایجاد جاذبههای جدید در موزه و بهروزرسانی بخشهای مختلف مجموعه میتواند زمینهساز افزایش شمار بازدیدکنندگان در سالهای آینده باشد.
هادیپور در پایان با اشاره به آمار بازدیدهای سال ۱۴۰۴ میگوید:« این مجموعه در سال گذشته میزبان ۴۱۳ هزار بازدیدکننده بوده که حدود ۵۶ هزار و ۷۰۰ نفر از آنها را گردشگران خارجی تشکیل میدادند. »به گفته او، اگرچه تحولات اخیر و فضای ناشی از تنشهای امنیتی بر روند گردشگری تأثیر گذاشت، اما جریان بازدید از این مجموعه هیچگاه متوقف نشد.
او توضیح میدهد :« در روزهایی که بسیاری از مراکز گردشگری کشور با محدودیت یا تعطیلی روبهرو بودند، درهای این مجموعه همچنان به روی گردشگران باز ماند. تنها در ۱۲ روز اوج سفر، بیش از ۱۶ هزار و ۷۰۰ نفر از آن بازدید کردند؛ بازدیدکنندگانی که بخشی از آنها نه فقط برای گردش، بلکه از سر دغدغهمندی نسبت به میراث فرهنگی و کنجکاوی درباره وضعیت مجموعه راهی این مکان شده بودند.»
او لحظهای سکوت میکند و نگاهش را به تالارهای کاخ میدوزد؛ تالارهایی که قرنها فراز و فرود تاریخ را به چشم دیدهاند و امروز نشانههای یک زخم تازه را بر خود دارند. زخمی که شاید مرمت شود، اما فراموش نخواهد شد.
در ادامه بازدید با امین عدیلی، کارشناس مرمت آثار تاریخی، همصحبت میشویم؛ کسی که نزدیک به دو دهه از عمر خود را صرف مرمت بناهای تاریخی کرده است.
عدیلی هنوز هم وقتی از روزهای نخست حادثه سخن میگوید، اندوه در صدایش موج میزند.«وقتی خودمان را به چهلستون رساندیم، صحنهای دیدیم که شبیه فیلمهای آخرالزمانی بود. شیشههای شکسته همه جا پراکنده بود، گچبریها فرو ریخته بودند و قطعات آینهکاری روی زمین دیده میشد. باور این صحنه برای ما که سالها با این بنا زندگی کردهایم، بسیار سخت بود.»
او معتقد است بخش مهمی از خسارتها در ظاهر بنا دیده میشود، اما نگرانی اصلی مربوط به آسیبهای سازهای است؛ آسیبهایی که شاید در نگاه اول قابل مشاهده نباشند.«برخی ستونها نیازمند بررسی دقیقتر هستند و احتمال انتقال تنش به سایر بخشهای سازه وجود دارد. اگر اعتبارات لازم تأمین شود، حداقل پنج سال زمان نیاز است تا مجموعه به شرایطی نزدیک به وضعیت پیش از حادثه برسد.»
عدیلی از یک ویژگی معماری و زاویه قرارگیری چهلستون نسبت به استانداری به عنوان عامل نجاتبخش بنا یاد میکند. به گفته او، قرارگیری شرقی ـ غربی ساختمان و وجود پنجرههای متعدد در دو سمت بنا باعث شد موج انفجار پس از ورود، مسیر خروج پیدا کند و در داخل ساختمان حبس نشود.«اگر این ویژگی معماری وجود نداشت، شاید امروز با تخریب ۸۰ تا ۹۰ درصدی چهلستون مواجه بودیم.»
در بخشهای مختلف کاخ، مرمتگران مشغول کار هستند. صدای ابزارهای ظریف مرمت در سکوت تالارها میپیچد. یکی از آنها که سالها در این مجموعه فعالیت کرده، لحظهای دست از کار میکشد و به سقف تزئینشده تالار نگاه میکند.«هر روز صبح که به اینجا میآمدیم، حس زندگی در بنا جریان داشت. بعد از آن حادثه، دیدن این حجم از تخریب واقعا دردناک بود.»
چهلستون امروز همچنان میزبان گردشگران است. مردم در باغ قدم میزنند، عکس میگیرند و از تالارها بازدید میکنند. اما پشت این حضور روزمره، نبرد دیگری جریان دارد؛ نبردی برای حفظ حافظه تاریخی یک ملت.بنایی که قرنها از دل حوادث، جنگها و دگرگونیهای تاریخ عبور کرده، این بار نیز پابرجا مانده است. اما همانطور که کارشناسان میگویند، برخی زخمها هرگز به طور کامل محو نمیشوند؛ زخمهایی که نه فقط بر دیوارها و آینهها، بلکه بر حافظه تاریخی یک شهر نقش میبندند.