به گزارش اصفهان زیبا؛ در دوران جنگ و پساجنگ، جوامع با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و معیشتی روبهرو میشوند.
از یک سو بیکاری بخشی از جامعه و کاهش فرصتهای شغلی، ضرورت ایجاد اشتغال و افزایش درآمد خانوادهها را دوچندان میکند و از سوی دیگر نیاز به افزایش تولید کالاهای اساسی غذایی، کشاورزی، دامی، صنعتی و همچنین مدیریت مصرف منابع حیاتی کشور بیش از گذشته احساس میشود.
در چنین شرایطی، روحیه فداکاری و انگیزه مردم برای مشارکت در حل مشکلات کشور، فرصتی ارزشمند برای شکلگیری تحولات مردمپایه فراهم میکند. از همین منظر، بازآفرینی الگوی «خانواده مولد» در شرایطی که کشورمان درگیر یک جنگ ترکیبی است، میتواند به عنوان یکی از مهمترین راهکارهای اقتصاد مقاومتی برای عبور از بحرانهای اقتصادی و افزایش تابآوری اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
ایده خانواده مولد در سالهای گذشته مورد بررسی اندیشکده پیشرفت دانشگاه صنعتی اصفهان قرار گرفته و یادداشت پیشرو محصول همفکری و تلاش جمعی و بینرشتهای اساتید اندیشکده است.
فرهنگ مولدِ خانواده ایرانی
خانواده ایرانی در گذشته تنها یک واحد مصرفکننده نبوده، بلکه بخش مهمی از چرخه تولید را نیز بر عهده داشته است.
در بسیاری از مناطق روستایی، بانوان در کنار مدیریت خانواده، در فعالیتهای کشاورزی، نگهداری دام سبک و تولید محصولات غذایی نیز نقشآفرینی میکردهاند. تولید سبزیجات، لبنیات، شیر، تخممرغ و سایر محصولات مورد نیاز خانواده بخشی از زندگی روزمره بوده است.
در مناطق شهری نیز خانوادهها در تولید صنایع دستی، قالیبافی، دوخت لباس، فرآوردههای غذایی و انواع صنایع خرد و کوچک مشارکت میکردند.
حتی بخشی از نیازهای روزمره مانند نان در خانهها تهیه میشد. نوجوانان و جوانان نیز در ایام فراغت و تعطیلی مدارس، علاوه بر کمک به اقتصاد خانواده، با حضور در مشاغل مختلف مهارتآموزی میکردند و تجربه عملی به دست میآوردند.
اما به مرور زمان و با توسعه فناوری، گسترش تولید صنعتی و تغییر سبک زندگی، نقش تولید در محیط خانواده کاهش یافت. از سوی دیگر، رشد فرهنگ مصرفگرایی نیز این روند را تشدید کرد. در زندگی مدرن، تولید از خانه جدا شد و افراد شاغل عمدتا در محیطهای صنعتی، خدماتی، تجاری، آموزشی، کشاورزی و دامپروری خارج از خانه مشغول فعالیت شدند.
در نتیجه، خانه بیش از آنکه محل تولید باشد، به محل مصرف کالاها و خدمات تبدیل شد. بخش قابل توجهی از اوقات فراغت نیز به جای تولید و خلق ارزش، صرف استراحت، سرگرمی و استفاده از رسانههای جمعی میشود.
این در حالی است که بررسی تجربه تاریخی خانواده ایرانی و همچنین برخی الگوهای موفق جهانی نشان میدهد که میتوان با استفاده از ظرفیتهای جدید، فرهنگ خانواده مولد را دوباره احیا کرد.
الگوی خانواده مولد تنها یک راهکار اقتصادی نیست، بلکه میتواند آثار گستردهای در ابعاد مختلف توسعه پایدار داشته باشد. از منظر اقتصادی، مشارکت خانوادهها در تولید میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها، افزایش تولید کالاها و خدمات، تأمین بخشی از نیازهای اساسی کشور و حمایت از اقشار ضعیف کمک کند.
همچنین تولید محلی و خانگی میتواند بخشی از نیازهای اولیه خانوادهها را تأمین کرده و امکان عرضه و فروش محصولات در بازارهای محلی را فراهم آورد.در بعد محیط زیستی نیز خانواده مولد ظرفیتهای قابل توجهی دارد. کاهش نیاز به جابهجاییهای طولانی، کاهش مصرف سوخت، تولید و مصرف بهینه انرژی، استفاده از انرژیهای محلی و پاک، صرفهجویی در مصرف آب و بهرهگیری از روشهای بازیافت، از جمله مزایای این الگو به شمار میرود.
همچنین کاهش تولید زباله و استفاده مجدد از برخی پسماندها در فعالیتهای تولیدی میتواند به بهبود وضعیت محیط زیست کمک کند.
از منظر فرهنگی و اجتماعی نیز این الگو دارای آثار مهمی است. مشارکت اعضای خانواده در فعالیتهای تولیدی، علاوه بر تقویت روحیه همکاری و مسئولیتپذیری، میتواند به افزایش سلامت جسمی و روحی، ایجاد محیطی پرنشاط برای رشد فرزندان، تقویت هویت محلی و گسترش همدلی اجتماعی منجر شود.
در چنین الگویی، ارتباط میان شهروندان و نهادهای محلی نیز تقویت میشود و مسجد محله میتواند به عنوان یکی از محورهای اصلی فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی ایفای نقش کند. در نهایت، این روند به افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت عدالت اجتماعی کمک خواهد کرد.
علاوه بر این، خانواده مولد دارای ابعاد امنیتی و پدافندی نیز هست. هرچه تولید در جامعه غیرمتمرکزتر و مردمیتر باشد، تابآوری اجتماعی در برابر بحرانها افزایش مییابد. همچنین میتوان با محوریت نهادهای محلی از جمله مسجد، آموزشهای لازم را برای مقاومسازی محلات و آمادگی در برابر تهدیدهای مختلف ارائه کرد و زمینه شکلگیری محلههای مقاوم و امن را
فراهم ساخت.
نگاهی به تجربه کشورهای مختلف نیز نشان میدهد که تکیه بر تولید خرد و خانوادگی، راهکاری آزمودهشده و موفق است. در دوران جنگ جهانی دوم، کشورهای اروپایی و آمریکا با ایجاد «باغهای پیروزی» بخشی از نیازهای غذایی خود را از طریق مشارکت مستقیم خانوادهها تأمین کردند. در برخی کشورهای اروپایی مانند آلمان و هلند نیز قطعاتی از زمین برای فعالیتهای کشاورزی در اختیار مردم قرار گرفته است.
در روسیه، الگوی «داچا» یا باغشهرهای کوچک امکان کشاورزی در مجاورت محل سکونت را برای خانوادهها فراهم کرده است. در چین نیز نمونههایی از دهکدههای خودکفای مدرن شکل گرفته که در آنها تولید کشاورزی در مقیاس خانوادگی و محلی مورد توجه قرار دارد.zدر بسیاری از شهرهای اروپا و آمریکا نیز خانههای ویلایی حومه شهرها امکان فعالیتهای محدود تولیدی و کشاورزی را برای خانوادهها فراهم میکنند.
همچنین بازارچههای محلی و سامانههای نرمافزاری فروش محصولات خانگی، بستری برای عرضه تولیدات خرد خانوادگی ایجاد کردهاند. در برخی کشورها نیز صنایع کوچک خانگی نقش مهمی در اقتصاد محلی دارند؛ از جمله تولید توپ فوتبال و والیبال در پاکستان یا صنایع چرم در ایتالیا و بنگلادش.
در ایران نیز نمونههای موفقی از تولید محلی وجود دارد که از جمله آنها میتوان به تولید نان در کمشچه، تولید کفش در هیدج و تولید نخودچی در ممقان اشاره کرد؛ نمونههایی که نشان میدهند تولید محلی همچنان میتواند موتور محرک توسعه اقتصادی مناطق مختلف باشد.
تحقق الگوی خانواده مولد در شرایط امروز نیازمند همکاری دولت، شهرداریها، دهیاریها و مشارکت فعال مردم است. در این مسیر، میتوان از ظرفیتهایی همچون واگذاری قطعات زمین برای فعالیتهای کشاورزی یا ایجاد کارگاههای کوچک، تعیین اولویت کالاها و خدمات قابل تولید در سطح محلی، استفاده از آب خاکستری برای کشاورزی و فضای سبز، بهرهگیری از فناوریهای نوین در مدیریت پسماندها و تبدیل آنها به خوراک دام یا کود، و همچنین تسهیل صدور مجوزهای تولید محلی بهره برد.
همچنین احیای تولید روستایی، توسعه صنایع خانگی و کارگاههای کوچک دانشبنیان، ایجاد بازارچههای محلی، راهاندازی پلتفرمهای فروش محصولات خانگی، توسعه انرژیهای پاک محلی، جذب سرمایههای خرد مردمی و ایجاد تعاونیهای محلی میتواند زمینه مشارکت گستردهتر خانوادهها در تولید را فراهم کند. در کنار این موارد، ارائه خدمات فرهنگی و آموزشی محلهمحور و تقویت نقش مسجد در سازماندهی ظرفیتهای مردمی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است.
بازآفرینی خانواده مولد به معنای بازگشت صرف به گذشته نیست؛ بلکه تلاشی برای پیوند تجربه تاریخی خانواده ایرانی با امکانات و فناوریهای روز است. در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به افزایش تابآوری اقتصادی و اجتماعی نیاز دارد، خانواده مولد میتواند به عنوان حلقه اتصال میان مشارکت مردمی، تولید، عدالت اجتماعی، امنیت پایدار و توسعه متوازن مورد توجه قرار گیرد و زمینه عبور موفقتر از بحرانهای پیش رو را فراهم سازد.