یک سال پس از عروج

بیش از صدشب است که حضور حماسی و پرصلابت این مردم، میدان‌های شهر را به تسخیر اراده خود درآورده است؛ این صد و چند شب میدان‌داری غیورانه‌ای که تماشای آن، حتی افسانه‌های کهن را انگشت به دهان می‌گذارد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ بیش از صدشب است که حضور حماسی و پرصلابت این مردم، میدان‌های شهر را به تسخیر اراده خود درآورده است؛ این صد و چند شب میدان‌داری غیورانه‌ای که تماشای آن، حتی افسانه‌های کهن را انگشت به دهان می‌گذارد.

و حالا، در نقطه‌ای پیوند خورده با زمان، این 100 شب پایداری، گره خورده است به سالگرد عروج پر‌افتخار شهدای اقتدار سال گذشته؛ شهید سلامی، شهید حاجی‌زاده، شهید باقری، شهید طهرانچی و یاران آسمانی‌شان.

خطابه دختر سردار؛ باران ایمان بر آهن و فولاد

یک سال پر تنش و تلاطم گذشت؛ سالی که در آن، سرهایی پاک از بزرگ‌ترین و نام‌آورترین سرداران این سرزمین سرافراز را تقدیم کردیم تا بیرق استقلال و سرافرازی این ملت برای همیشه بر فراز بماند.

شاید روزگاری که حکیم فردوسی دست به قلم می‌برد تا در سپیده‌دم تاریخ، شاهنامه را بنویسد و افسانه‌هایی چون آرش و رستم و سیاوش را روایت کند، هرگز گمان نمی‌کرد که روزی حقیقت از افسانه پیشی بگیرد.

اگر اجداد ما دلاوری و حماسه فرزندانشان را در این روزگار سخت می‌دیدند، بیش از آنکه از گذشته بگویند، چشم به افق‌های روشن فردا می‌دوختند؛ چرا‌که ایران سرافراز ما، کشور آینده‌های روشن و سربلند است.

​اکنون نیز روایتی جدید از مردم این سامان در حال نگارش است؛ روایتی که در آن، بحث از قهرمانان یکه‌تاز فردی نیست، بلکه سخن از ملتی است که مانند پیکری واحد، چنان با اتحاد و هم‌بستگی در هم تنیده‌اند که بر تن مستحکم این پیکر زخم‌خورده از کینه‌ها، هیچ تیر و خدعه‌ای اثرگذار نخواهد بود.

​آری! اکنون پس از بیش از 100 شب روایت استقامت در دیار پاکان، در پهنه گلپایگان عزیز نیز، شهری که نامش با وقار، نجابت، مجاهدت و حماسه پیوند خورده، اولین سالگرد عروج مردان بزرگ جنگ تحمیلی دوازده‌روزه برگزار شد و گلپایگان و ریشه‌گاه پاک سپهبد مجاهد، شهید حاج حسین سلامی شاهد تجدید عهدی تماشایی بود.

آنجاکه دختر سردار شهید سلامی پشت تریبون قرار گرفت و رو به جمعیت و با تجلیل از مردم صحبت های خود را آغاز کرد: «امشب در برابر عظمت حضور شما مردم مومن سر تعظیم فرود می‌آورم؛ مردمی که نشان دادند گلپایگان، شهر فریادهای حق‌طلبانه و پاسخ روشن و قاطع ملت ایران به دشمنان زبون و حقیر است. دشمنانی که هنوز در غفلت خویش اسیرند و ندانسته‌اند که اراده این ملت، شکست‌ناپذیر است.

من امشب، در اولین سالگرد عروج خونین پدرم و شهدای والامقام جنگ تحمیلی دوم؛ شهیدان باقری، رشید، محرابی، ربانی، حاجی‌زاده، محققی، کاظمی، طهرانچی، ذوالفقاری، هاشمی‌طبا، مینوچهر، عباسی و همه ستارگان درخشانمان، از قلب گلپایگان فریاد می‌زنم و به گوش جهان می‌رسانم: این پرچم به یمن این خون‌های پاک، هرگز بر زمین نخواهد افتاد! این مشت‌های گره‌کرده، این دل‌های استوار و این موج صد و پنجمین حماسه حضور شما، معادلات جهانی را تغییر داده است. آنچه امروز با آن روبرو هستیم، صرفاً یک رویارویی متعارف و محدود نیست؛ بلکه نبردی است تمدنی، گفتمان‌پایه، چندلایه و سرنوشت‌ساز بر سر موجودیت یک فرهنگ که در متن جامعه جریان دارد.»

​دختر شهید سلامی، در میان تکبیرهای کوبنده مردم، لحن خود را حماسی‌تر کرد و در تشریح مقتضیات این نبرد تمدنی ادامه داد: «چنانکه در این ایام دیدیم، حضور اقشار گوناگون، به‌ویژه آحاد ما دختران، بانوان و مادران جان‌فدا در میدان نبرد، صحنه‌هایی بی‌بدیل و الگوآفرین از حماسه را خلق کرد.

تاریخ در آینده با صدایی بلند فریاد خواهد زد که ایران تنها یک جغرافیا روی نقشه نیست؛ ایران یک پرچم برافراشته، یک هویت زنده، و نام دیگر اراده، کرامت و عزت است. دشمن خیال می‌کند با تحریم، تهدید، جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی می‌تواند اراده ما را بشکند، اما یک حقیقت بنیادی را نمی‌فهمد؛ آن‌ها نمی‌فهمند که ملت ایران با عدد و آهن و فولاد تعریف نمی‌شود؛ این ملت با ایمان، شرف، تاریخ و خون شهیدانش معنا می‌یابد.

​ما از کلاس درس پدرم، شهید سلامی، در دکترین جنگ نامتقارن آموخته‌ایم که تنگه هرمز، خلیج فارس و آسمان این منطقه، آینه قدرت ملت ایران است. دشمنان بدانند که این منطقه صاحب دارد، اراده دارد و حافظ دارد.

امروز ایران اسلامی کشوری نیست که دیگران برای او تصمیم بگیرند؛ ایران خود تصمیم‌ساز اصلی منطقه و جهان است. ما از همین‌جا به جهان می‌گوییم اگر امنیت، آرامش و صلح می‌خواهید، باید به ملت ایران احترام بگذارید و منطقه را از پایگاه‌های نظامی بیگانگان خالی کنید.»

​بازخوانی مکتب پدر؛ ملت آزموده را آزمودن خطاست

​ او با اشاره به قاب عکس شهدا، بخش پایانی سخنانش را به تبیین راز مگوی اقتدار ایران اختصاص داد و گفت: «بزرگ‌ترین سرمایه ما، فراتر از موشک‌ها، پهپادها و سامانه‌های پدافندی، همین شما مردم پیوسته در صحنه‌اید. قدرت ایران از دل این اتحاد می‌جوشد و آینده این دیار را نه در واشنگتن، نه در تل‌آویو و لندن، بلکه فرزندان غیور همین مرز و بوم با طنین رسای «الله اکبر» می‌نویسند.

همان‌گونه که پدر شهیدم همیشه صلا می‌زد و می‌فرمود: «ملت آزموده را آزمودن خطاست.» این ملت، جنگ‌دیده، تحریم‌دیده و فتنه ‌سازان را پشت سر گذاشته و هر بار چون کوهی که طوفان‌ها بر دامنه‌اش می‌شکنند، قوی‌تر از قبل ایستاده است.

حاج حسین سلامی برای ما یک شخص نبود؛ یک مکتب، یک جهان‌بینی و متفکر تمدنی انقلاب بود. او به ما آموخت قدرت حقیقی در ایمان انسان‌هاست؛ آموخت که باید دشمن را شناخت اما هرگز نباید از هیبت پوشالی او هراسید.

امروز اگر قامت پرصلابت او در میان ما نیست، اما صدایش در اراده جوانان ما، نگاهش بدرقه راه ملت و مکتبش در مشت‌های گره‌کرده شما زنده است. ما یادگاران یک نسل مستحکم و ریشه‌دار در اعماق تاریخیم که در لحظه‌های سخت، هرگز دلش نلرزید و عقب ننشست.»