وحدت ملی در سایه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر

فریضه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، از بنیادی‌ترین آموزه‌های دین مبین اسلام، همواره به‌عنوان ضامن سلامت اخلاقی و اجتماعی جوامع دینی مطرح بوده است؛ بااین‌حال، ابهام در تعریف، محدوده، مصادیق و چگونگی اجرای این فریضه، در عصر حاضر، به‌ویژه در مواجهه با مقتضیات جدید اجتماعی، پرسش‌های متعددی را فراروی صاحب‌نظران قرار داده است.

به گزارش اصفهان زیبا؛ فریضه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، از بنیادی‌ترین آموزه‌های دین مبین اسلام، همواره به‌عنوان ضامن سلامت اخلاقی و اجتماعی جوامع دینی مطرح بوده است؛ بااین‌حال، ابهام در تعریف، محدوده، مصادیق و چگونگی اجرای این فریضه، در عصر حاضر، به‌ویژه در مواجهه با مقتضیات جدید اجتماعی، پرسش‌های متعددی را فراروی صاحب‌نظران قرار داده است.

بر این اساس و به بهانه هفته امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، «اصفهان‌زیبا» مصاحبه‌ای را با حجت‌الاسلام محسن مظاهری، دبیر ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر استان اصفهان، ترتیب داده است تا ابعاد گوناگون این فریضه از منظر قانون و شرع، نسبت آن با تغییرات زمان، نقش مردم و حاکمیت در تحقق آن و… را بررسی و واکاوی کند.

فقدان تعریف دقیق و جامع‌ومانع از معروف و منکر زمینه را برای بروز اختلاف‌نظرها در این حوزه ایجاد می‌کند؛ بر این اساس، معروف و منکر از منظر اسلام کدام است؟

برای ارائه تعریف دقیق و جامع معروف و منکر باید به ماده ۱ قانون «حمایت از امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» مصوب ۱۳۹۴ مجلس شورای اسلامی اشاره کرد. در این ماده به‌صراحت آمده است که تمامی مواردی که در قانون به‌عنوان امور ایجابی (بایدها) مقررشده، همچنین آنچه در شرع مقدس بدان امر شده و انجام آن‌ها موردتأکید قرارگرفته است، همگی مصداق «معروف» به‌شمار می‌آیند. درمقابل، تمامی مواردی که در قانون از آن‌ها نهی شده و در شرع مقدس از انجامشان نهی و به دوری از آن‌ها دعوت‌شده، مصداق «منکر» هستند. بر این اساس، همه موضوع‌هایی که در جامعه وجود دارد و تمام مصادیق بایدها و نبایدهای حاکم بر سطح جامعه، اعم از حوزه قوانین کشور و حوزه شعائر دینی، همگی در ذیل عنوان معروف و منکر جای می‌گیرند. این تعریف، کامل و جامع است؛ به‌گونه‌ای که هیچ موضوعی در عرصه زندگی بشری و زیست اجتماعی یافت نمی‌شود که مشمول معروف و منکر نباشد. فرقی نمی‌کند که مسئله مربوط به فضای عمومی جامعه باشد یا فضای زندگی شخصی افراد. هر چیزی که به خیر و نیکی دعوت کند و راهنمایی به‌سوی آن باشد، مصداق معروف است و هر چیزی که از آن نهی شده و پلیدی یا زمینه‌ساز بدی به‌شمار آید، مصداق منکر خواهد بود؛ همچنین هرکس با رعایت آداب و قواعد شرعی و عرفی، مردم را به انجام معروف فراخواند، «آمر به معروف» است و هرکس از منکرات بازدارد، «ناهی از منکر» محسوب می‌شود. به بیان روشن، هرکسی به خیر دعوت کند، در زمره آمران به معروف و هرکسی از پلیدی‌ها نهی کند، ناهی از منکر است. پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که معروف و منکر، تمام موضوع‌های مختلف را در برمی‌گیرد و هیچ مسئله‌ای در حوزه زیست فردی و اجتماعی از شمول آن خارج نیست.

آیا مصادیق معروف و منکر ثابت است یا بنا به مقتضیات زمان قابلیت تغییر دارد؟ به‌عنوان‌مثال، می‌توان به پدیده موتورسواری بانوان اشاره کرد که در حال گذار از ممنوعیت به محدوده قانونی است.

در پاسخ به این پرسش باید گفت که اصول و کلیات قوانین الهی و مباحث اجتماعی، ثابت و تغییرناپذیر است؛ اما مصادیق معروف و منکر ممکن است بنا به مقتضیات زمان و نیازهای جامعه دستخوش تغییر شوند؛ به این معنا که اگر قانونی در حوزه اجتماعی وضع شود که پیش‌تر وجود نداشته، خودِ آن قانون، مصداق معروف به‌شمار می‌آید؛ همچنین اگر موضوعی که قبلا در قانون منع نشده بود، بعدا مورد نهی قرار گیرد، آن موضوع، دیگر مصداق منکر خواهد بود؛ برای نمونه، قانون بستن کمربند ایمنی خودرو که در گذشته الزامی نداشت و بعدا در قانون دیده شد، انجامش معروف و ترک آن منکر محسوب و برای عدم رعایت آن جریمه در نظر گرفته می‌شود؛ بنابراین، مباحثی که به اقتضای نیاز جامعه به‌صورت قانون درمی‌آید، اگر جنبه ایجابی داشته باشد، معروف است و اگر جنبه نهی داشته باشد، منکر خواهد بود. دامنه این موضوع‌ها بسیار گسترده است و شامل مصادیق متعدد می‌شود.
در حوزه دین اسلام نیز کلیات ثابت است؛ اما اگر موضوعی نسبت به آن کلیات اثبات شود که پیش‌تر مصداق نداشته، ممکن است حکم آن تغییر کند؛ برای مثال، در کلیات دین داریم که استفاده از ابزار قمار حرام است و نباید از آن‌ها استفاده کرد. یکی از ابزارهای قمار در گذشته شطرنج بود که برای قمار از آن استفاده می‌شد. دین می‌گوید آنچه ابزار قمار است، نباید از آن استفاده شود و این منکر است؛ اما اگر شطرنج از کاربرد ابزار قماری خارج شود و دیگر از آن به‌عنوان وسیله قمار استفاده نشود، بلکه به‌عنوان یک حرفه و ورزش به آن نگاه شود، در این صورت ماهیت قماری خود را از دست می‌دهد. وقتی ماهیت ابزار قماری از آن زائل شد، آن حکم شرعیِ مترتب بر قمار نیز برداشته می‌شود؛ درنتیجه، شطرنج که زمانی منکر بود، می‌تواند به یک امر معروف تبدیل شود و به‌عنوان ورزشی مفید برای تقویت حافظه و توان ذهنی مورداستفاده قرار گیرد؛ پس، به‌طور خلاصه، مصادیق ممکن است بنا به اقتضاهای زمان تغییر کنند؛ اما اصول و کلیات هرگز تغییر نمی‌کنند.

آیا قلمروی معروف و منکر محدود به ظواهر شریعت است یا شامل باطنیات نیز می‌شود؟

خیر؛ معروف و منکر محدود به ظواهر و افعال ظاهری افراد نیست؛ بلکه دین مبین اسلام به نیت‌ها و باطن و شاکله درونی افراد نیز توجه دارد؛ به این معنا که اگر کسی در خصوص دیگران بدخواهی داشته یا سوءنیت داشته باشد، این خود مصداق منکر است. قرآن کریم به‌صراحت از سوءظن نهی و آن را به‌عنوان یک منکر معرفی کرده و در مقابل، به حسن‌ظن دعوت کرده که خود امری معروف و شایسته تقدیر است؛ بنابراین، قلمروی معروف و منکر، هم شامل افعال و ظواهر می‌شود و هم باطنیات را در بر می‌گیرد؛ اما نکته اساسی اینجاست که در حوزه ظواهر، وقتی شما با اطمینان می‌بینید که کاری مصداق معروف است، آن را تأیید کرده و به آن دعوت می‌کنید و اگر با اطمینان دیدید که کاری مصداق منکر است، از آن نهی می‌کنید؛ اما در موضوع‌های باطنی و امور پنهانی، اگر کسی مطمئن نباشد، نمی‌تواند به‌صورت مصداقی به امر یا نهی بپردازد. به‌صورت کلی، می‌توان به صفات خوب، دعوت کرد و از صفات بد، نهی نمود؛ اما به‌صورت مصداقی نمی‌توان به کسی گفت که تو آدم بدسیرتی هستی یا سوءظن داری؛ زیرا این موضوع برای ما مشخص نیست و اساسا شرع مقدس به ما اجازه نمی‌دهد در این موارد به تفحص و تحقیق بپردازیم که آیا کسی در خفا خطا می‌کند یا نه؟ این کار به ما ربطی ندارد و در این‌گونه مسائل، تکلیفی در خصوص افراد نداریم؛ بلکه صرفا دعوت به صفات حسنه و نهی از صفات رذیله به‌صورت کلی مطرح است؛ زیرا ما نمی‌دانیم که فرد خاصی مصداق آن صفت است یا نه؟ ازاین‌رو نمی‌توانیم کسی را به‌صورت شخصی به این موضوع‌ها امر یا نهی کنیم.

آیا انجام فریضه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بر همه واجب است؟ در این صورت افراد برای انجام این فریضه چه آگاهی‌ها و مهارت‌هایی را باید فراگیرند؟

انجام فریضه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بر همه آحاد مردم واجب است و همه افراد جامعه حق دارند یکدیگر را به خیر دعوت کنند یا از بدی بازدارند. این حق به گونه‌ای است که هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید «من می‌خواهم این خطا را بکنم، به شما چه»؛ زیرا فضای اجتماع و جامعه چنین اقتضایی دارد که همه در خصوص یکدیگر تکلیف دارند. همان مثال معروف سوار بر کشتی بودن، که کسی نمی‌تواند بگوید من می‌خواهم زیر پای خود را سوراخ کنم و ربطی به دیگران ندارد. در جامعه، هر رفتاری که انجام می‌شود، اگر منجر به نقض قانون، نقض حقوق دیگران یا نقض شرع مقدس شود، در اینجا همه آحاد مردم حق دارند درباره آن رفتار تذکر دهند و نهی کنند؛ پس این موضوع، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، هم تکلیف است و هم حق. اما این کار آداب و شرایطی دارد: اول‌ازهمه، کسی که می‌خواهد به این موضوع‌ها ورود کند، باید مصداق معروف و منکر را بشناسد؛ یعنی بداند که واقعا این فعل و رفتار، مصداق معروف است یا منکر. اگر معروف بود، باید تقدیر کرده و به استمرار آن دعوت کند و اگر منکر بود، باید با احترام از او درخواست کند که آن عمل را تکرار نکند و انجام ندهد؛ بنابراین اولین‌شرط، علم و شناخت مصادیق معروف و منکر بوده که همان مصادیق قانونی و شرعی است. دومین موضوع این است: کسی که می‌خواهد ورود کند، باید بداند حد ورود او فقط دعوت‌کردن است. «یدعون الی الخیر»؛ یعنی خیرخواهی می‌کند و می‌گوید این کار خوب را انجام دهید یا خیرخواهی می‌کند و می‌گوید این کار بد را انجام ندهید. اصل قضیه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، خیرخواهی‌کردن و دعوت خیرخواهانه است؛ درخواست و نصیحت خیرخواهانه است و به‌هیچ‌وجه برای آحاد مردم، مطالبه‌کردن و دستوردادن تکلیف نیست؛ اما برای حاکمیت، قضیه فرق می‌کند. حاکمیت می‌تواند به‌صورت تکلیفی دستور دهد که این کار را انجام دهید. آن بخش از حاکمیت که برای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر انتخاب شده‌اند، تکلیفشان امرکردن و مطالبه است؛ ولی سایر مردم و آحاد جامعه فقط وظیفه خیرخواهی‌کردن و دعوت را برعهده دارند.
موضوع دیگر این است که این کار باید با محبت و اثبات خیرخواهی همراه باشد. باید با زبان لین و قول مناسب و کلام خوب انجام شود. روش‌های غیرمستقیم نیز در این مسیر بسیار مؤثر است؛ یعنی به روش غیرمستقیم و با طرح موضوع‌ها، او را به خیر دعوت یا از منکر نهی کرد. بهتر است کسی که می‌خواهد در این مسیر ورود کند، روش‌ها و ابزارهای مختلف را بلد باشد تا نتیجه کارش مطلوب‌تر و اثرگذارتر شود.
نکته کلی این است که برخی می‌گویند شرط اثرگذاری را رعایت کنید؛ اما می‌گوییم شما باید شأن و شرایط را رعایت کنید و تکلیف خود را انجام دهید. اگر شخصی که مورد نهی قرار می‌گیرد، ناراحت شود، این ناراحتی طبیعی است؛ زیرا از کار بدی که انجام می‌داده، نهی شده است. اگر شما ادب و کلام را رعایت کرده‌اید، این ناراحتی او اتفاقا اثر نهی از منکر است و اگر چند نفر دیگر هم او را نهی کنند، این ناراحتی منجر می‌شود بالاخره آن فعل بد را ترک کند. تأثیر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر این نیست که با یک‌بار یا دو بار گفتن، شخص فعل خود را ترک کند؛ بلکه آن احساسی که در باطن او ایجاد می‌شود، ممکن است بعد از 10 بار یا حتی 100بار، نهایتا اثر کند و ترک فعل خطا برای او حاصل شود. وظیفه‌مان این است که تذکر و دعوت را انجام دهیم و بدانیم که این کار ممکن است صدها بار تأثیر کند تا آن احساس در او به‌وجود آید و تکلیف آن فریضه در وجودش حادث شود؛ پس، لازم است هر عزیزی که می‌خواهد در این موضوع‌ها ورود کند، روش‌ها و شرایط مختلف را بداند تا بتواند به نحو مطلوب‌تر و اثرگذارتر در این مسیر گام بردارد.

در جریان‌های اخیر کشور برخی اجرای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را منافی وحدت ملی قلمداد می‌کنند. آیا این گزاره‌ای درست است؟

به نظر ما، دعوت به خیر و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر هرگز موجب وحدت‌شکنی نمی‌شود و این را مطمئن باشید. وحدت، همیشه حول محور قانون است، حول محور ولایت است، حول محور شرع است. ما داریم مردم را به قانون دعوت می‌کنیم تا اختلاف پیدا نشود. دعوت به شرع می‌کنیم برای اینکه اختلاف پیدا نشود. وحدت‌شکنی زمانی شکل می‌گیرد که در خصوص یک اصل، چند رفتار متفاوت انجام شود. وقتی همه رفتار ثابتی را که قانون تعریف کرده است، انجام دهند، دلیلی برای اختلاف وجود نخواهد داشت؛ اما اگر کسی از قانون تعدی کند و از آن رفتار ثابتی که باید انجام شود، عبور کند، چند رفتار متفاوت رقم می‌خورد و این رفتار، اول ناراحتی، اختلاف و دعوا می‌شود؛ بنابراین، دعوت به خیری که بر اساس قانون و شرع باشد، خود موجب وحدت است و نه تفرقه. در موضوع عفاف و حجاب نیز باید همین رویه را دنبال کرد. عده‌ای در جامعه هستند که به‌واسطه داده‌های غلطی که به آن‌ها رسیده است، رفتار غلطی پیداکرده‌اند. بسیاری از این افراد در حوزه پوشش در جهل مرکب به‌سر می‌برند و عامدانه نمی‌خواهند خطا کنند. رهبر عزیز ما فرمودند که اگر این افراد از پشت‌پرده بی‌حجاب‌بودن و بدپوششی مطلع شوند، خودشان از این فضا فاصله می‌گیرند؛ فقط کافی است بفهمند که این رفتار، هویت و شأن خودشان را هدف گرفته و امنیت آن بزرگواران را تهدید می‌کند. کافی است این‌ها را بفهمند تا رفتارشان اصلاح شود؛ بنابراین باید مؤمنانه و دلسوزانه آن‌ها را به خیر دعوت کنیم. امرونهی مستقیم و تذکر آمرانه پوشش وظیفه مردم نیست؛ این کار متعلق به دستگاه حاکمیتی و عواملی است که حکومت برای این موضوع تعیین می‌کند. من به‌عنوان یک فرد اجتماع و یک هم‌وطن، فقط دعوت می‌کنم؛ «یدعون الی الخیر». حکیمانه، مؤمنانه و اخلاق‌مدارانه فقط دعوت به خیر می‌کنم و می‌دانم که این فرد احتمالا بر اساس جهل در خصوص کارکرد‌های متعدد پوشش و حجاب، رفتار‌هایی این‌چنین را انجام می‌دهد؛ پس با گفت‌وگو او را اقناع می‌کنم. با او ارتباط می‌گیرم، خواهش می‌کنم، دعوت می‌کنم، در کل، تعامل و گفت‌وگو می‌کنم، جواب سؤال و شبهه‌اش را می‌دهم و نهایتا او را در حوزه مدل رفتاری صحیح اقناع می‌کنم. این وظیفه درباره همه شهروندان و در تمام شرایط و فضاها جاری است؛ اما باید بدانیم که ممکن است چندین مرتبه خیرخواهی کنیم و جواب نگیریم؛ لذا نباید تند شویم و سخت بگیریم. باید همان رفتار مؤمنانه و اخلاق‌مدارانه را ادامه دهیم؛ زیرا نهایتا رفتار و منش درست در دعوت به خیر، نتیجه خواهد داد و به ثمر خواهد نشست.

اما برخی افراد در فضای عمومی جامعه با عناد برخورد می‌کنند؛ یعنی از روی دشمنی رفتار خطا انجام می‌دهند؛ نه از روی جهل. آن کسی که از روی بغض و دشمنی رفتار می‌کند، من باز خیرخواهانه می‌روم و دعوتش می‌کنم؛ اما وقتی متوجه شدم که پاسخش و برخوردش از روی جهل نبوده، بلکه از روی عناد و دشمنی بوده است، در اینجا دیگر تکلیفی ندارم و باید به دستگاه حاکمیتی و ضابطان قضایی اعلام کنم که چنین موردی وجود دارد. در این شرایط باید دستگاه حاکمیتی وارد شود و به‌صورت قانونی و محکم با او برخورد کرده و امرونهی قانونی را اعمال کند.

پس آنچه مهم است و باید همه مدنظر قرار دهیم، این است که اصل این موضوع و مدل رفتار و برخورد را لازم بدانیم و خدای‌نکرده این شبهات، باعث نشود از اصل امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر دور شویم. اتفاقا این کار نیاز است و باید توسط مردم تکرار شود؛ فقط باید با مدل و روش صحیح انجام شود تا نتایج مطلوب به‌دست آید؛ حاکمیت نیز باید به‌موقع در وظیفه خود ورود کند و با افرادی که با عناد، رفتار خطا انجام می‌دهند، برخورد کند. اگر حاکمیت نیز وظیفه خود را به‌درستی انجام دهد، خودبه‌خود آن فضای خطا از صحنه اجتماع حذف خواهد شد و هم امربه‌معروف مردم و هم امربه‌معروف حاکمیت، نتیجه خود را که همان سلامت محیط و امنیت اجتماعی است، به بار خواهد آورد.