شهید لاریجانی و دو الگوی وزیر ایرانی

در شاهنامه دو نوع قهرمان داریم: در قسمت اساطیری، پهلوانان قرار دارند؛ قهرمان اصلی و درواقع، بزرگ‌ترین نماد آن‌ها، شخصیت رستم است؛ اما در قسمت تاریخی شاهنامه، یعنی در قسمت ساسانیان، قهرمان در سیمای وزیر ایرانی جلوه می‌کند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ در شاهنامه دو نوع قهرمان داریم: در قسمت اساطیری، پهلوانان قرار دارند؛ قهرمان اصلی و درواقع، بزرگ‌ترین نماد آن‌ها، شخصیت رستم است؛ اما در قسمت تاریخی شاهنامه، یعنی در قسمت ساسانیان، قهرمان در سیمای وزیر ایرانی جلوه می‌کند.

وزیر ایرانی کسی است که از مرزهای ایران در برابر روم پاسداری می‌کند. اوج شخصیت وزیر ایرانی، بزرگمهر است. شخصیت وزیر ایرانی،ترکیبی از حماسه و تدبیر است. وزیر ایرانی شخصیتی است که در مقابل میدان نیست؛ گرچه اهل سخن و قلم بوده؛ اما تکمیل‌کننده مرد میدان و به عبارتی، خود مرد میدان است.

اشاره می‌کنم به سخن حاج‌قاسم سلیمانی که به نمایندگان مجلس شورای اسلامی فرموده بود: «نشد ما در حوزه مقاومت چیزی از لاریجانی بخواهیم و او انجام ندهد.» در خصوص لایه پنهان شخصیت شهیدلاریجانی، یعنی بعدحماسی، دکترنجفی می‌گوید: در دیداری از او پرسیدم کدام شخصیت معاصر ایرانی را بیشتر دوست دارید؟ به طرز شگفت‌انگیز پاسخ دادند نادرشاه. و این اصلا به تصویری که ما از ایشان می‌شناسیم، نمی‌خورد. یک لایه حماسی در وجود ایشان هست که در نهایتش به شهادت می‌رسیم؛جایی که وزرای ایرانی با خون خودشان به شکوفایی می‌رسند؛ مثل حسنک وزیر،خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، قائم‌مقام فراهانی و صدالبته مثل امیرکبیر و درنهایت علی لاریجانی که با شهادت خودش این مسیر را تکمیل کرد؛ بنابراین منظور از وزیر ایرانی، یک وزیر جزء نیست؛ مفهومی است که در لایه‌های اسطوره‌ای ملت ایران هست و ممزوج تدبیر و حماسه بوده و از شاهنامه تا گلستان سعدی، سیمای این وزیر ایرانی را می‌بینیم.

از سعدی می‌گویم: پادشاهی را شنیدم که به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره در حالت ناامیدی به زبانی که داشت، ملک را دشنام داد که هرکه دست از جان بشوید، هرچه در دل دارد، بگوید. ملک پرسید که چه می‌گوید. یکی از وزیران نیک‌محضر گفت: ای خداوندان جهان، همی‌گوید: و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس. ملک را از در رحمت درآمد و از سر خون او درگذشت. وزیر دیگر که ضد او بود گفت: بنای جنس ما را نشاید که در محضر پادشاهان جز به راستی سخن گفتن. این ملک را دشنام داد. ملک روی از این سخن در هم کشید و گفت: مرا آن دروغ پسندیده‌تر آمد از این راستی که تو گفتی. چو روی آن در مصلحتی بود و بنای این در خبثی.

دو مدل وزیر ایرانی در طول تاریخ داریم: یک مدل، وزیری که ایدئولوژی حاکم را تقویت می‌کند؛ مثل صاحب‌بن‌عباد یا خواجه نظام‌الملک طوسی که یکی، ایدئولوژی شیعه و دیگری، سنی را تقویت می‌کند؛ دومی، وزیری است که دنبال هضم حکومت در مرام خودش بوده و می‌خواهد شکل جدیدی به حکومت بدهد. نماد آن، در زمان هلاکو و حمله مغول، خواجه نصیرالدین طوسی است. او بذر تشیع را درون مغول‌ها می‌کارد تا در دوران علامه حلی ثمر ‌دهد. شهید لاریجانی وزیری از جنس اول است. برای تقویت ایدئولوژی حاکم صرفا تکرار آن مفید نیست؛ بلکه باید چتری گسترده برای آن بسازیم. سابقه ایشان در صداوسیما، نشان می‌دهد بسیاری از پروژه‌های بزرگ که ناشی از سعه‌صدر مدیریتی ایشان بوده، رقم خورده است.

جماعت هنرمند سبک زیست عجیبی دارد؛اما چه چیزی آن‌ها را به‌عنوان ذخیره‌ای برای نظام حفظ کرد؟ چتر گسترده مدیریتی علی لاریجانی. لاریجانی هنر داشت آدم‌ها را برای انقلاب نگه دارد؛ نه اینکه آن‌ها را با فاش‌سازی مشکلاتشان پیاده کند. به تعبیر ایشان، جریان مقابل با خالص‌سازی باعث می‌شد چتر گفتمان انقلاب را کوچک کند.
عاقبت وزیر ایرانی همین شهادت است.