به گزارش اصفهان زیبا؛ شاید کمتر کسی تصور میکرد یک واژه در متن موجز پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی)، بتواند در زمانی اندک به محور تحلیلهای سیاسی، رسانهای و فرهنگی تبدیل شود.
علیالاصول نباید این واژه با این سرعت به ادبیات سیاسی اجتماعی ایران تبدیل میشد، اما این واژه با شتابی چشمگیر این مسیر را طی کرد؛ واژهای که از یک عبارت در پیام رسمی فراتر رفت و به یکی از کلیدواژههای مورد توجه در فضای عمومی بدل شد.
بر خلاف انتظار عمومی که منتظر پیامی مفصل درباره مذاکره ایران و آمریکا بودند، پیام کوتاه رهبر انقلاب و ایجاز آن سبب شد تمرکز افکار عمومی بر واژگان اصلی پیام افزایش یابد. از این رو «علیالاصول» بیش از دیگر عبارات پیام مورد توجه قرار گرفت و در مدت زمانی اندک در فضای سیاسی، رسانهای، فرهنگی، حماسی، آیینی و عاشورایی نیز بازتاب گستردهای پیدا کرد و در کنار ادبیات سیاسی و اجتماعی جای گرفت.
در نگاه نخست، «علیالاصول» یک اصطلاح رایج در ادبیات علمی و حوزوی است؛ اما در این پیام، معنایی فراتر از یک اصطلاح فنی پیدا کرد و به نشانهای در فهم نسبت میان تصمیم و مبنا تبدیل شد. این واژه یادآور این حقیقت است که در ساحت تصمیمسازی، پایبندی به اصول بهعنوان مبنای تفکر انقلاب اسلامی یک اصل تغییرناپذیر است و در عین حال، توجه به شرایط، الزامات و اقتضائات اجرایی نیز در فرآیند تدبیر و تصمیمگیری و مدیریت اسلامی جامعه و امت اسلامی جایگاه خود را دارد؛ بهگونهای که نه میتوان از اصول عدول کرد و نه میتوان واقعیتهای موجود و ضرورتهای زمانه را نادیده گرفت. رهبر انقلاب در این پیام تصریح کردند: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم»، یعنی مبنای تحلیلی متفاوتی وجود داشته، اما بر اساس تعهدات اعلامشده و در چارچوب مصالح کلان، مسیر موجود مورد پذیرش قرار گرفته است. این بیان ریشه در سنت عقلانی و مدیریتی در نظام اسلامی دارد که در آن اصول ثابتاند، اما شیوه تدبیر متناسب با شرایط تنظیم میشود.
اما آنچه موجب برجستگی این واژه شده، پیوند آن با مفاهیم عمیق اعتقادی و فرهنگی در جامعه اسلامی است. «علیالاصول» در فرهنگ شیعه یادآور مفهوم ولایتپذیری است؛ جایی که تصمیمهای کلان اجتماعی در نسبت با هدایت ولیّ جامعه معنا مییابد و جمع میان اصول و تدبیر در چارچوب ولایت تعریف میشود.
از سوی دیگر، تجربه انقلاب اسلامی نشان میدهد که این جریان فکری همواره در تولید و تثبیت واژگان راهبردی نقشآفرین بوده است. مفاهیمی همچون «مردمسالاری دینی»، «بیداری اسلامی»، «اقتصاد مقاومتی» و «جهاد تبیین» پیشتر نیز توسط قائد شهید انقلاب به زبان مشترک گفتمان عمومی تبدیل شدهاند و اکنون «علیالاصول» نیز در امتداد همین مسیر قابل تحلیل است.
قائد شهید انقلاب اسلامی رضوان الله تعالی علیه در تولید مفاهیم و ادبیات سیاسی نوین نقش بنیادین داشتند و طی سالهای گذشته با طرح و تبیین مفاهیمی همچون «مردمسالاری دینی»، «بیداری اسلامی»، «اقتصاد مقاومتی»، «جهاد تبیین»، «عوام و خواص» و «حوزه پیشرو و سرآمد»، «مردم مبعوث» به غنای گفتمان عمومی کشور افزودند؛ مفاهیمی که هر یک حامل یک منظومه فکری و راهبردی بوده و به زبان مشترک تحلیل سیاسی و اجتماعی تبدیل شدهاند.
این روند نشان میدهد ادبیات انقلاب اسلامی همواره در حال تولید مفاهیم جدید برای توضیح و تبیین واقعیتهای پیچیده سیاسی و اجتماعی است و تولید واژه در جنگ نرم با دشمن توسط رهبران ایران همگام با تولید موشک و سلاحهای نظامی برای جنگ نظامی، زرادخانه واژگان انقلاب اسلامی را مشحون از ادوات سیاسی میکند که برد و اثر آن از موشک و ادوات نظامی نیز بیشتر است. هنری که رهبران انقلاب اسلامی دارند و آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای مدظلهالعالی نیز در پیامهای خودشان به خوبی نشان دادند که میراثدار خوب این گنجینه بزرگ رهبر شهیدشان هستند.
از این منظر، واژه «علیالاصول» نیز در پیوند با همین سنت مفهومی قابل درک است؛ واژهای که از سطح یک قید زبانی فراتر رفته و در مقام یک نشانه تحلیلی، نسبت میان اصول، تدبیر و الزامات اجرایی را بازنمایی میکند.
نکته قابل توجه دیگر، سرعت ورود این واژه به ادبیات عمومی است؛ بهگونهای که در مدت زمانی اندک در ادبیات سیاسی، اجتماعی، حماسی، آیینی و عاشورایی نیز بازتاب یافت و در کنار گفتمانهای مختلف جای گرفت.