به گزارش اصفهان زیبا؛ همزمان با فرارسیدن ماه محرم و مصادف شدن این ایام با حضور سراسری مردم در میادین اصلی شهر جهت پاسداشت رویدادهای ملی، هیئتهایی که معمولا در حسینیهها و فضاهای سنتی مراسم برگزار میکردند، حالا به میان جمعیت آمدهاند؛ جایی که عزاداران، رهگذران، گردشگران و خانوادهها در کنار یکدیگر حضور دارند.
در این فضاها، بیش از آنکه با یک مراسم مذهبی صرف روبهرو باشیم، با نوعی مواجهه اجتماعی روبهرو هستیم. بسیاری از افرادی که بهقصد تفریح و قدمزدن آمدهاند، هنگام عبور از کنار هیئتها مکث میکنند. بعضی با کنجکاوی جلوتر میروند، برخی از مراسم فیلم میگیرند و عدهای نیز تنها چند دقیقه میایستند و صحنه را تماشا میکنند. بارها میتوان شنید که رهگذران با تعجب میگویند: «چه جالب!» یا «قبلا این کارها را فقط داخل مسجد انجام میدادند.»
در میان جمعیت، دختران و پسرانی دیده میشوند که احتمالا هیچگاه مخاطب ثابت هیئتها نبودهاند. برخی از آنها ابتدا بااحتیاط از دور فضا را نگاه میکنند. گویی در حال ارزیابی شرایط هستند؛ اینکه آیا حضورشان پذیرفته میشود یا نه.
اگر احساس کنند فضای تنشآمیزی وجود ندارد، آرامآرام نزدیکتر میشوند و در میان جمعیت میایستند. این صحنهها نشان میدهد که برای بخشی از شهروندان، چنین مواجههای هنوز تجربهای تازه است و حتی هستند افرادی که با پوششی متفاوتتر مشارکت فعالانه دارند و نذوراتشان را پرداخت میکنند.
اما ما با یک پدیده کاملا بیگانه روبهرو نیستیم و از سالهای گذشته تا به امروز نیز نمونههایی از آن وجود داشته است. از جمله حرکت دستههای عزاداری در سطح شهر.
این دستههای عزاداری باهدف حضور عمومی در شهر و اشغال نمادین فضا و میادین شهری از دوران آلبویه و صفویه تا به امروز در صدد آناند تا با توجه به آموزههای شیعه، سوگواری را از فضاهای خصوصی و محافل محدود بیرون آورده و به فضای عمومی بکشانند تا دیده شوند، دیگری را با خود همراه کنند، محلهها را به هم وصل کنند، پیامشان را به کسانی برسانند که به مجالس عزاداری نیامدهاند و به تعبیری دیگر با گروههای مختلف اجتماعی وارد گفتوگو و تعامل سازنده شوند.
بنابراین، حضور عزاداران در میادین شهری امروز بیش از آنکه اتفاق کاملا جدیدی باشد، گسترش و آشکارشدن تلاشهایی است که پیشینیان ما در جهت حفظ وحدت میان اقشار مختلف جامعه ایجاد کردهاند. در همین رابطه عزاداران نیز با موقعیتی جدید روبهرو شدهاند. آنها دیگر تنها برای مخاطبان همیشگی خود برنامه اجرا نمیکنند، بلکه در برابر طیفی متنوع از شهروندان قرار گرفتهاند؛ شهروندانی که لزوما نگاه، سبک زندگی یا حتی فهم مشترکی از مناسک مذهبی ندارند.
در گفتوگو با یکی از فعالان فرهنگی حاضر در این برنامهها، او دلیل حضور هیئتها در فضاهای عمومی را اینگونه توضیح میدهد: «کسی به ما نگفت بیایید اینجا؛ ما خودمان آمدهایم بین مردم. ما خیلی وقت است که از مردم فاصله گرفتهایم و الان تقریبا دیگر زبان مشترکی با هم نداریم و متاسفانه الان ارتباطگرفتن با همدیگر خیلی سخت شده است.»
شاید همین جمله بتواند مهمترین کلید فهم آنچه این روزها در اصفهان رخ میدهد باشد. او داشت به چیزی اشاره میکرد که سالهاست از فقدان آن رنج میبریم و مراسم عزاداری امام حسین (ع) و تلفیق آن با پاسداشت رویدادهای ملی بهانهای بود برای فراهمشدن مجدد این بستر. مسئله فقط تغییر مکان عزاداری نیست.
مسئله تلاش برای بازسازی ارتباطی است که در سالهای گذشته ضعیف شده است.شاید به همین دلیل است که در این شبها نوعی کنجکاوی متقابل نیز دیده میشود و رهگذران میخواهند مراسم عزاداری را کشف کنند. در سوی دیگر، برگزارکنندگان مراسم نیز میخواهند مخاطبانی را بشناسند که سالها از آنها فاصله گرفتهاند. دو گروه اجتماعی که در بسیاری از مواقع تصویری غیرمستقیم از یکدیگر داشتهاند، اکنون فرصت یافتهاند در یک فضای مشترک یکدیگر را ببینند.
بااینحال، آنچه در میدان دیده میشود پیچیدهتر از یک دوگانه ساده موافق و مخالف است. در یکی از شبها زنی محجبه به نوع پوشش یک خانم کمحجاب اعتراض میکند. اما چند متر آنطرفتر، گروهی از دختران جوان بدون هیچ تنشی در کنار عزاداران ایستادهاند و مراسم را تماشا میکنند. گ
ویی هنوز قواعد این همزیستی جدید بهطور کامل شکل نگرفته است.شاید یکی از مهمترین نکات همین باشد که بسیاری از افراد حاضر در این فضاها الزاما نسبت به یکدیگر موضعی خصمانه ندارند. بخشی از مسئله نه از سر دشمنی، بلکه ناشی از فقدان ارتباط و گفتوگو است. گروههای مختلف اجتماعی سالهاست کمتر فرصت یافتهاند در یک فضای مشترک با یکدیگر مواجه شوند، یکدیگر را ببینند و درباره تفاوتهای خود گفتوگو کنند.
نتیجه آن شده که گاهی حتی نمیدانند در برابر دیگری چگونه باید رفتار کنند.در این میان، محرم و فضای عزاداری به بستری برای این مواجهه تبدیل شده است. بسیاری از افرادی که ارتباط عمیقی با مناسک مذهبی ندارند، دستکم نسبت به آن خصومت نیز ندارند. آنها میایستند، نگاه میکنند، سوال میپرسند و تلاش میکنند این فضا را بفهمند.
در مقابل، بسیاری از عزاداران نیز از همین ارتباطهای کوتاه و محدود استقبال میکنند. یکی از شرکتکنندگان مراسم میگفت:«همین که مردم به بهانه حضور در اینجا کوچکترین ارتباطی با امام حسین (ع) بگیرند، خودش اتفاق خوبی است.»
شاید بتوان گفت امام حسین (ع) هنوز یکی از معدود نقاط مشترک میان بخشهای مختلف جامعه ایران است. افراد ممکن است برداشتها، سبک زندگیها و حتی نگاههای متفاوتی داشته باشند، اما نام امام حسین (ع) همچنان برای بسیاری از آنها آشنا، محترم و قابلفهم است.
بااینحال، به نظر میرسد هنوز سازوکار استفاده از این زبان مشترک را بهخوبی کشف نکردهایم. داشتن زبان مشترک یک چیز است و تبدیل آن به گفتوگو، فهم متقابل و ارتباط پایدار چیز دیگری.
شاید به همین دلیل، اهمیت این تجربه بیش از آنکه در خود مراسم عزاداری باشد، در فراهمشدن یک بستر نهفته است. بستری که در آن گروههای مختلف اجتماعی بتوانند یکدیگر را ببینند، درباره هم قضاوتهای پیشین خود را بازنگری کنند و امکان شنیدن صدای دیگری را پیدا کنند.
چنین فضاهایی همان چیزی هستند که یک جامعه برای تقویت حیات مدنی خود به آن نیاز دارد؛ فضاهایی که در آن حضور اجتماعی ممکن باشد، بدون آنکه لزوما همه شبیه یکدیگر باشند.
پاصفهان در طول تاریخ خود بارها توانسته است کثرتهای مختلف را در دل یک وحدت جمع کند و از دل همین تفاوتها نوعی همزیستی اجتماعی بسازد. آنچه این روزها در فضاها و میادین شهری دیده میشود، شاید یادآور همان ظرفیت تاریخی باشد؛ ظرفیتی که میتوان آن را «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» نامید.
هنوز برای قضاوت درباره نتایج این تجربه زود است و این مسیر بدون تردید در ابتدای راه قرار دارد. اما دستکم یک واقعیت را میتوان دید: عزاداری و پاسداشت رویدادهای ملی در میادین شهر فرصتی فراهم کرده تا گروههایی از شهروندان که سالها کمتر یکدیگر را دیده بودند، دوباره در یک میدان مشترک حضور پیدا کنند؛ میدانی که در آن، پیش از هر چیز، امکان دیدن، فهمیدن و آغاز یک گفتوگو فراهم شده است.