به گزارش اصفهان زیبا؛ گرانی دارو امان بیماران سرطانی را بریده و نمکی بر زخمهایشان شده است. درد و اندوه مبتلایان به سرطان یک سو و رنج نایاب بودن دارو و قیمت بالای آن از سوی دیگر باعث شده تا این روزها بیماران، در تگنا قرار بگیرند و روزگار سختی را پشت سر بگذارند.
دارو نیست! اگر هم باشد به سختی پیدا میشود و بیماران هم باید هزینه گزافی بابت خرید آن بپردازند؛ دارویی که برای مبتلایان به سرطان مصرف آن حیاتی است و به صورت مستمر باید آن را استفاده کنند.
داروهایی که تا همین چند سال پیش، تهیه آن برای بیماران و خانوادههای آنها امکانپذیر بود، حالا قیمت میلیونی پیدا کرده و برای همین هم تامین آن سخت و حتی برای برخیها امکانناپذیر شده است؛ اتفاقی که حتی سبب شده تا برخی از بیماران که توان مالی ندارند، قید درمان را بزنند و عطای آن را به لقایش ببخشند.
گلایههایی که تمامی ندارند!
گرانی و نایاب بودن داروهای سرطانی، دردی به دردهای بیماران اضافه کرده است و باعث شده تا فرایند درمان آنها با مشکل روبه رو شود یا این پروسه به تعویق بیفتد؛علیرغم اینکه این موضوع میتواند تبعاتی را به همراه داشته باشد؛ برای مثال، بعضی از درمانها باید هر ۲۱ روز یکبار تکرار شوند. زمانی که داروی شیمیدرمانی یا ایمونوتراپی برای چند هفته نایاب میشود، سلولهای سرطانی فرصت بازسازی و تکثیر پیدا میکنند. بنابراین اختلال در فرایند درمان نه تنها اثر جلسات قبلی را کاهش دهد، بلکه موجب مقاومت تومور نسبت به دارو شود.
این موضوع را پوریا عادلی، متخصص رادیوانکولوژی در گفتو گو با «اصفهان زیبا» تایید میکند؛ آنجا که میگوید: « متأسفانه مواردی داریم که بیماران به دلیل ناتوانی در تأمین هزینههای سرسامآور درمان، یا پیدا نکردن داروی حیاتی خود برای مدتی، ناچار به تأخیر یا ترک درمان میشوند. این یک واقعیت تلخ است که تمکن مالی هنوز در بسیاری از موارد تعیینکننده اصلی ادامه حیات بیمار محسوب میشود. اما در کنار این نگرانی، باید گفت با همکاری سازمانهای بیمهگر و خیریههای سلامت، تلاش زیادی میشود تا هیچ بیماری به دلیل فقر از چرخه درمان خارج نشود. امیدواریم با اصلاح ساختارهای حمایتی، این فاصله روزبهروز کمتر شود.»
اصفهان؛ میزبان ۸ درصد از کل بیماران سرطانی ایران
آمارها نشان میدهد استان اصفهان با داشتن تنها ۶ درصد از جمعیت کشور، میزبان ۸ درصد از کل بیماران سرطانی ایران است؛ این یعنی نرخ شیوع بالاتر از میانگین کشوری در این استان. از سوی دیگر سالانه بیش از ۱۱ هزار مورد جدید سرطان در این استان ثبت میشود.
اصفهان به عنوان یک منطقه صنعتی، نرخ بالاتری در برخی سرطانها را دارد که نشاندهنده تأثیر احتمالی آلودگیهای محیطی و شغلی است. اینگونه که گفته میشود شایعترین سرطانها در استان به ترتیب سرطان پستان، پروستات، پوست، روده بزرگ و تیروئید و میانگین سن ابتلا در اصفهان حدود ۶۰ سال است. نرخ بالای سرطان از یک سو و نبود و گرانی دارو نیز از سوی دیگر، نمک بر زخم بیماران مبتلا به سرطان می پاشد.
عادلی در این باره میگوید: «خوشبختانه با کمبود مطلق دارو مواجه نیستیم؛ آنچه بیشتر شاهد آن هستیم، کمبودهای مقطعی و موردی برای بعضی از داروهای خاص است که گاهی حتی داروهای بهظاهر ساده و روتین درمان سرطان را هم درگیر میکند. اما نقطه تلخ ماجرا، ناپایداری شدید قیمتهاست. تا چند ماه پیش، افزایش قیمت داروهای ضدسرطان شاید هر شش ماه یکبار رخ میداد، اما اکنون این افزایشها گاهی هفتگی و حتی روزانه است. این بیثباتی، استرس مضاعفی به بیماران و خانوادههایشان تحمیل میکند که خود با یک بیماری سخت دستوپنجه نرم میکنند. با این حال، جای امیدواری است که سیستم سلامت و تأمین دارو توانسته با مدیریت هوشمندانه، جلوی کمبودهای گسترده و طولانیمدت را تا امروز بگیرد؛ البته خبر بسیار امیدوارکننده اینجاست که با وجود این آمار نگرانکننده، اصفهان امروز به یکی از قطبهای پیشرفته درمان سرطان ورادیوتراپی در خاورمیانه تبدیل شده است.در حال حاضر در استان اصفهان، بیماران به پیشرفتهترین و بهروزترین تکنیکهای رادیوتراپی جهان دسترسی دارند. دستگاههایی مانند رادیوتراپی با هدایت تصویری (IGRT)، رادیوتراپی تعدیلشده با شدت (IMRT)، و رادیوسرجری و سایبرنایف که تا چند سال پیش فقط در معدود مراکز جهانی موجود بود، در اصفهان هم اکنون در دسترس است. این یعنی بیمار مبتلا به سرطان در اصفهان، بدون نیاز به سفرهای خارجی پرهزینه، میتواند در سطح استانداردهای جهانی درمان شود. بسیاری از بیماران از سایر استانها و حتی کشورهای همسایه برای استفاده از این خدمات به اصفهان مراجعه میکنند. این یک افتخار ملی و مایه امیدواری است که نشان میدهد با وجود تنگناهای اقتصادی، دانش و فناوری پزشکی در خط مقدم جهان حرکت میکند.»
به گفته او، لیست داروهای کمیاب مدام در حال تغییر است؛ برای نمونه، داروی «اکسجوا» که برای برخی بیماران سرطانی حیاتی است، طی تنها دو ماه از حدود یکونیم میلیون تومان به چند ده میلیون تومان رسیده است. یا داروی «آرومازین» در سرطان پستان نوع ایرانی آن عملا در داروخانهها پیدا نمیشود و نمونه خارجی آن که قبلا با پوشش بیمه حدود ۵۰۰ هزار تومان بود، اکنون به چند میلیون تومان رسیده است؛ آن هم در صورت وجود. این اعداد واقعا دلهرهآور است.درمان، بهویژه در حوزه سرطان، ذاتا هزینهبر است؛ این واقعیتی انکارناپذیر پزشکی و اقتصادی است. اما این هزینهبر بودن هرگز نباید به قیمت محروم ماندن یک انسان از درمان صحیح و استاندارد تمام شود. این درحالی است که سازمانهای بیمهگر که موظف به پوشش هزینه داروهای بیماران هستند در این زمینه کوتاهی میکنند و ناکارآمد هستند.
عادلی میگوید: « سازمان بیمه سلامت ایران اعلام کرده که هزینه داروهای ضدسرطان در قالب صندوق حمایت از بیماران خاص و صعبالعلاج، بین ۷۰ تا ۱۰۰ درصد تحت پوشش بیمه قرار میگیرد. همچنین حدود ۲۱۰ داروی ژنریک سرطان و رادیوتراپی رایگان در مراکز دولتی از جمله خدماتی است که ارائه میشود. با این حال، گاهی افزایش قیمت داروها در سامانههای بیمهای با تأخیر اصلاح میشود و همین تأخیر باعث میشود پرداخت از جیب بیمار به طور موقت بالا برود. همچنین بسیاری از بیماران سقف بیمه تکمیلی خود را زودتر از موعد پر میکنند. آنچه نیاز داریم، چابکتر شدن سامانههای بیمه و تخصیص خط اعتباری ویژه برای داروهای پرهزینه است.» به گفته این پزشک، نیازمند یک اصلاح ساختاری دوگانه هستیم؛ از یک سو، ساختارهای بیمهگر باید تقویت شوند و صندوقهای حمایتی باید چابکتر عمل کنند، جلوی نوسانات قیمتی را بگیرند و پوششهای خود را بهروز و کامل کنند. نظام سلامت باید زنجیره تأمین داروهای حیاتی را در برابر شوکهای ارزی مقاومسازی کند. از سوی دیگر، فرهنگ در این حوزه باید اصلاح شود. سلامت را باید یک کالای لوکس تلقی نکنیم که فقط افراد متمول از آن بهره ببرند. باید از فردگرایی افراطی عبور و به سمت نهادینه کردن حمایتهای جمعی و خیریههای هدفمند حرکت کنیم. تا زمانی که مردم عادی بدانند اگر بیمار شوند، یک شبکه حمایتی پشت سر آنها وجود دارد که درمان را تضمین میکند، ترس از «فقر ناشی از بیماری» کمرنگتر خواهد شد.»
چرا دارو گران شد؟
داروهای سرطانی این روزها حکم کیمیا پیدا کردهاند و به این راحتیها پیدا نمیشوند؛ حتی در صورت دسترسی بیماران به این داروها آنها برای طی کردن فرایند درمان، باید هزینههای میلیونی بپردازند؛ هزینههایی که هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران در گفتوگو با «اصفهان زیبا» دلیل افزایش آنها را اینگونه بیان میکند؛ آنجا که میگوید: «ارز ترجیحی که در سال ۱۴۰۵ به حوزه دارو اختصاص یافته، ۳ میلیارد دلار است؛ در حالیکه این رقم در سال گذشته ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار بود. از مجموع ارزی که امسال اختصاص داده شده است، یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار به تجهیزات پزشکی تعلق گرفته و مابقی برای دارو و مواد اولیه در نظر گرفته شده است. از همین یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار باقیمانده نیز حدود ۴۰۰ میلیون دلار به تعهدات سال گذشته اختصاص یافت که پرداخت نشده بود. بنابراین و در نهایت حدود یک میلیارد دلار برای تأمین دارو و مواد اولیه آن تا پایان سال باقی مانده است. در چنین شرایطی سازمان غذا و دارو ناچار شد ارز ترجیحی برخی داروها را حذف کند. بخشی از این داروها، روتین و پرمصرف روزانه هستند. همچنین ارز ترجیحی برخی داروهای وارداتی که مشابه تولید داخلی دارند نیز حذف شد؛ از جمله برخی داروهای سرطانی که در داخل کشور تولید میشوند. علاوه بر این، ارز ترجیحی داروهایی که بهصورت تحت لیسانس در داخل تولید میشدند نیز حذف شد.»
به گفته او از سوی دیگر، مسئله تورم نیز مطرح است. با افزایش تورم، تنها حدود ۳۰ درصد از مواد اولیه تولید دارو مشمول ارز ترجیحی میشود و حدود ۷۰ درصد از فرآیند تولید، از جمله مواد بستهبندی، لیبل، انرژی و سایر هزینهها، مشمول ارز ترجیحی نیست. طبیعی است که با افزایش قیمت این بخشها، هزینه نهایی تولید دارو نیز افزایش پیدا میکند. در کنار این عوامل، در دو تا سه ماه گذشته و همزمان با شرایط جنگی، واردات دارو نیز با مشکل مواجه شد. بهویژه واردات برخی داروهای سرطانی که از مسیر دریایی انجام میشد، با اختلال جدی روبهرو شد. واردات از مسیرهای جایگزین نیز هم زمانبر هستند و هم هزینه بیشتر نیازی دارند. همه این عوامل دست به دست هم دادهاند تا قیمت داروها افزایش پیدا کند. در جریان جنگ، شرکت «توفیق دارو» نیز مورد اصابت قرار گرفت؛ شرکتی که مواد اولیه برخی داروهای سرطانی را تولید میکرد. این مسئله نیز به مشکلات موجود افزود. در مجموع، با وجود آنکه گفته میشود دارو تحریم نیست، در عمل دارو نیز تحت تأثیر تحریمها قرار دارد؛ بهگونهای که هم واردات آن با مشکل مواجه میشود و هم انتقال پول دشوار است. در نتیجه، هم کمبود دارو ایجاد شده و هم قیمتها افزایش یافته است و در نهایت فشار اصلی بر بیماران وارد میشود. وقتی دارو در دسترس نباشد، بیمار با خسارت جدی مواجه میشود. در حال حاضر برخی داروها به سختی پیدا میشوند و قیمتها نیز به شدت افزایش یافته است. این وضعیت باعث میشود هزینههای سلامت بالا برود. حتی اکنون در برخی موارد بیماران برای انجام آزمایشهای تشخیصی نیز توان مالی تهیه ماده حاجب را ندارند. در نتیجه از چرخه درمان خارج میشوند یا بیماری به موقع تشخیص داده نمیشود و در نهایت هزینههای درمان در مراحل بعدی بیشتر خواهد شد.
اینگونه که احمدی میگوید: «افزایش قیمت داروها نیز بسته به نوع دارو متفاوت است؛ برخی داروها تا ۳۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند، برخی تا ۴۰۰ درصد. در مورد داروهای تولید داخل نیز به طور متوسط حدود ۷۰ درصد افزایش قیمت مشاهده میشود. در خصوص کیفیت داروهای داخلی باید گفت کیفیت برخی داروهای ایرانی با نمونههای خارجی یکسان نیست. کشور در شرایط تحریم و محدودیتهای متعدد قرار دارد و بسیاری از کارخانهها امکان تأمین همه الزامات لازم برای حفظ کیفیت مطلوب را ندارند.»
بیمهها همراه نیستند
ناکارآمدی سازمانهای بیمه گر و کوتاهی آنها در پوشش هزینهها موضوعی است که احمدی نیز به آن اشاره میکند؛ آنجا که میگوید: «بیمهها همراهی لازم را ندارند؛ زیرا بسیاری از آنها خود از دولت طلبکار هستند و بودجه آنها نیز افزایش نیافته است، در حالی که هزینه خدمات پزشکی و دارو چند برابر شده است. به همین دلیل بیمهها نیز با مشکلات جدی روبهرو هستند. حتی مطالبات داروخانهها از سال گذشته هنوز پرداخت نشده است.در چنین شرایطی ممکن است دارو در بازار وجود داشته باشد، اما داروخانهها توان مالی خرید آن را ندارند و همین مسئله به ایجاد کمبودهای کاذب منجر شود.»
این کارشناس میگوید: « در مجموع، سازمانهای بیمهگر از ناکارآمدترین بخشهای نظام سلامت به شمار میآیند؛ زیرا نتوانستهاند نقش خود را بهدرستی ایفا کنند. این سازمانها در مسیری قرار گرفتهاند که نه بودجه آنها افزایش یافته و نه کارآمدی لازم را دارند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، شرایط بدتر خواهد شد و مردم بیش از پیش از دریافت خدمات پزشکی محروم میشوند. همچنین مراکز درمانی نیز در ادامه فعالیت خود با مشکل مواجه خواهند شد. در نهایت، تا زمانی که منابع مالی لازم به این حوزه تزریق نشود، سیستم با مشکل روبهرو خواهد شد.»