به گزارش اصفهان زیبا؛ نام صائب تبریزی بیش از هر چیز یادآور سبک اصفهان در شعر فارسی است و بدون شک، به شعر سبک اصفهان جان تازهای بخشید و پایههایش را از همیشه محکمتر کرد.
سبک اصفهان با تصویرسازیهای بدیع، مضمونآفرینی و استفاده از تمثیل و حکمت، تصویرگرایی، نگاه دقیق به زندگی روزمره و پیوند میان تجربههای عینی و تخیل شاعرانه، فصل تازهای در تاریخ شعر فارسی گشود و صائب تبریزی برجستهترین نماینده آن شد. در عین حال، تأثیر او به دوران زندگیاش محدود نماند و بر جریان شعر و شاعران اصفهان و ایران در دورههای بعد نیز سایه افکند.
با این همه، جایگاه صائب در میان مخاطبان عمومی امروز، به اندازه شاعرانی چون حافظ و سعدی شناختهشده نیست و همین مسئله، ضرورت بازخوانی آثار و میراث ادبی او را دوچندان میکند. از سوی دیگر، به اعتقاد پژوهشگران، صائب را که بالیده در اصفهان عصر صفوی است، نمیتوان جدا از فضای فرهنگی، اجتماعی و هنری اصفهان آن روزگار تحلیل کرد و شناخت.
به مناسبت 10 تیر، روز بزرگداشت صائب تبریزی، در گفتوگوی پیش رو با محمدرضا نصراصفهانی، عضو هیئتعلمی دانشگاه اصفهان و عضو انجمن ادبی صائب، با نگاهی به جایگاه سبک اصفهان، نقش این شهر را در شکلگیری جهان شعری صائب و تأثیر ماندگار او را بر ادبیات اصفهان و کشور بررسی کردهایم.
سبک اصفهان چه تفاوتی با سبکهای قبلی و بعدیاش دارد؟
سبک اصفهان که به سبک هندی نیز معروف است و با دو یا سه سبک مهم قبل از خودش، یعنی سبکهای خراسانی و عراقی و سبک میانه، تفاوتهایی دارد. در سبک خراسانی سخن صریح و ساختار زبانی مهم بود. در سبک عراقی صنایع و بدایع لفظی و معنوی اهمیت داشت؛ ولی در سبک هندی یا اصفهانی، تلفیقی از این دو حاصل شده و تمثیل و نکتهها و اتصال تمثیل به حکمت اهمیت زیادی یافت.
اگر به اشعار سعدی و حافظ و سبک کمال اسماعیل نگاه کنیم که رشددهنده سبک عراقی (عراق عجم) بوده، سبک اصفهان همان تصاویر و تشبیهات را دارد؛ ولی کوشیده معنا را از دل تصویر بیرون بکشد. برای مثال، صائب در شعری گفته: آدمی پیر چو شد حرص جوان میگردد، خواب در وقت سحرگاه گران میگردد.
او با ذکر یک تمثیل و براساس یک تصویر، حکمتی را بیان میکند. صائب میگوید مثل خواب سحرگاه که عمیق است و آدمی مایل است دیرتر بیدار شود، حرص آدمی هم هرچه پا به سن میگذارد، بیشتر میشود.
با گفتههای شما کمی ویژگیهای شعر سبک اصفهان را دریافتیم. در ادامه بگویید نسبت صائب با سبک اصفهان چیست؟ آیا او سرمدار یا آغازکننده این سبک بوده، یا صرفاً به آن غنا بخشیده است؟
بیتردید، صائب یکی از شعرای برجسته و به نظر برخی، برجستهترین شاعر سبک اصفهان و حتی سبک هندی است. مثل سعدی که اوج و کمال سبک عراقی است، صائب شخصیت ممتاز سبک اصفهان است؛ بااینحال، پارهای از این تصویرسازیها در شعر کمالاسماعیل، جمال عبدالرزاق، رفیعالدین لنبانی در اصفهان و نیز در شعر اوحدی اصفهانی که به اوحدی مراغهای هم معروف است، دیده شده و در شعر شیراز و حافظ و سعدی و خواجو هم بوده است.
نکته مهم این است که صائب آن نکتهسنجیها و ارتباط تمثیل را با حکمت به اوج رسانده و سخن را که در دوره صفویه مقداری قهوهخانهای و بیارزش شده بوده، ارزشمند و فخیم میکند.
از سوی دیگر، او میکوشد تصویر و تخیل را در شعر نشان دهد. پیش از صائب چهرههای دیگری مثل محتشم کاشانی و کلیم کاشانی در این سبک تأثیرگذار بودهاند؛ اما او چنان این شعر را به کمال میرساند و با حکمت درمیآمیزد که بخشی از زندگی فردی و اجتماعی مردم را پوشش میدهد. براساس کتاب «تذکره نصرآبادی»، شاید بیش از پنجاه نفر پیش از صائب این سبک را شروع کرده بودند که یکی از ممتازهایشان میرزا جلال اسیر شهرستانی است که به نحوی استاد صائب بوده.
پس در واقع، سعدیِ سخن سبک اصفهان، صائب است. بعد از او چهرههایی مثل بیدل و غنی کشمیری این سبک را به اوج رساندند. بیدل بهویژه تصاویر و پیچیدگی ارتباط معنا و لفظ را غنی میکند و شخصیتی میشود تقریباً مثل حافظ برای سعدی. حافظ کمال سخن در اندیشه و حکمت برای سعدی است.
بیدل نابغهای استثنایی است که بر دوش صائب مینشیند و تصویر را غنیتر میکند. به همین دلیل، سبکی بسیار استثنایی و لطیف از دل سبک اصفهان بیرون میآید که اشکالی ندارد به آن سبک هندی بگوییم؛ گرچه جناب چایچی که روزنامهنگار و نماینده مجلس بوده، اولین بار حدود صد سال پیش این سبک را به نام سبک هندی نامگذاری کرده.
وگرنه اساتیدی همچون امیری فیروزکوهی، خسرو احتشام، محمد قهرمان و حتی دکتر شفیعی کدکنی، این سبک را به نام سبک اصفهان میشناسند.
جایگاه این سبک را امروز در کشور چطور میبینید؟
شعر نو که پدید آمد، به تکههایی از تصویرگرایی سبک اصفهانی یا بعضاً سبک هندی نظر داشت. اگر ابواب الجنان و دیوان شعر واعظ قزوینی را ببینید، متوجه میشوید بعدها افرادی مثل نیما، اخوان ثالث، نادرپور و مشیری تا اوج شعر نو که سهراب سپهری است، همگی تصویرگرایی و ساختن ترکیبها و تصاویر تازه را از سبک بیدل و صائب گرفتهاند. حدود هفتاد درصد از ترکیبات بیدل الگوگرفته از صائب است.
در دنیای امروز نیز در اشعار چهرههایی مثل محمد قهرمان، در برخی کارهای امیری فیروزکوهی، تا حدی اشعار استاد شفیعی کدکنی این سبک دیده میشود. شاعران بعدی و تصویرگرایانی مثل احمد عزیزی و نصرالله مردانی کازرونی و تا امروز، در اشعار استاد خسرو احتشامی که شاعر بیبدیل سبک اصفهانی و مدرن است و نیز استاد علی شیرانی (صحت اصفهانی) و عباس شاهزیدی (خروش) این را راه دنبال کردهاند.
جوانان دیگری هم در گوشه و کنار کشور همچون حامد ابراهیمپور، سعید بیابانکی، فاضل نظری، علیرضا قزوه و قادر طهماسبی (فرید) از این سبک بهره بردهاند و رگههایی از سبک اصفهان در اشعارشان دیده میشود. رهی معیری نیز سبک میانهای را از سعدی و مولانا و صائب دنبال میکرد. در میان بانوان نیز پانتهآ صفایی و بهجت فروغیمقدم در این سبک میسرایند؛ اما بهطور کلی، صحت اصفهانی و خسرو احتشامی این سبک را امروز به اوج رساندهاند.
گریزی بزنیم به تاریخ اصفهان. آیا میتوان گفت بدون اصفهانِ عصر صفوی، صائبی که امروز میشناسیم پدید نمیآمد؟
قطعاً نه. نظامی جمله مهمی دارد: نهنگ آن به که در دریا ستیزد، کز آب خرد ماهی خرد خیزد. وقتی محیط کوچک و کارها محدود باشد، افراد هم محدود میشوند.
در دوره صفویه از پادشاه دوم به بعد و بهویژه در زمان شاهعباس، اصفهان پایتخت سیاسی و فرهنگی و صنعتی ایران شد و به شکوه رسید. در آن روزگار، بسیاری از چهرههای برجسته از گوشه و کنار کشور به اصفهان آمدند.
برای مثال، حزین لاهیجی که پدرش لاهیجانی بود، در اصفهان متولد شد و برخی به او حزین اصفهانی میگویند؛ چون بیشتر عمرش را در اصفهان گذراند و سالهای آخر، بهدلیل حمله بیگانگان به سمت پاکستان گریخت. در حقیقت، اصفهان چون از نظر صنعت و معماری و فرهنگ و هنر مرکزیت پیدا کرد، افراد زیادی به اینجا هجرت کردند. بخشی از اینها صنعتگران و تجار تبریزی بودند که به اصفهان آمدند.
پدر صائب وقتی به اصفهان آمد، به روایتی صائب همان سال متولد میشود. به روایت دیگر در سهسالگی صائب، پدرش به اصفهان آمد. محله تبارزه و تبریزیها که همان عباسآباد امروز اصفهان است، صنعتگران و دانشمندان و ادیبان برجستهای را در خود جای داد که صائب نیز جزو آنهاست.
در شعر صائب ردپایی از اصفهان و زیست روزمره اهالی این شهر دیده میشود؟
بله. قطعاً همینطور است. نکته بسیار مهم این است که صائب در بیش از پنجاه نمونه، مستقیم و غیرمستقیم به شکوه و نوآوریها و فرهنگ و طرز نوی اصفهان اشاره کرده است.
او وقتی به هندوستان میرود، میگوید از دیار اصفهانم طرز نو آوردهام. او معتقد است اصفهان به منزله گوهری در قلب ایران است و فرهنگ ایران را تا آن سوی سیحون و جیحون و زردرود و پنجاب و بنگال و حتی تا سرحدات چین امروز برده است.
منظور از طرز نو چیست؟
طرز یعنی سبک؛ سبک شعری و سبک سخنسرایی که نه مثل بزرگانی همچون حافظ و سعدی است، نه مثل شعرایی همچون نظامی و خاقانی، و نه مثل افرادی همچون فردوسی و رودکی و دقیقی و منوچهری. طرز دیگری است که تلفیقی از اینهاست، به اضافه اینکه تکیهاش بر پیوند زندگی، تمثیل، استعاره و زبان است.
در هر بیتش نوعی زندگی دیده میشود که شامل هنر، تصویرگرایی، پرسش، توجه به اخلاقیات و حکمت انسانی است. اینها در سخن بزرگانی همچون طالب آملی، حکیم شفاهی، صائب، بیدل و حزین لاهیجی در اوج است.
با وجود اهمیت و عظمت صائب، او در میان عموم مردم به اندازه حافظ یا سعدی شناختهشده نیست. علت این فاصله را در چه میبینید؟
چند علت را میشود برشمرد. یکی اینکه سخن صائب بسیار گسترده و کثیر است. حداقل هشتادهزار بیت و به روایت برخی، دویستهزار بیت شعر منصوب به صائب داریم. دلیل دیگر این است که پارهای از ابیات امثال صائب، مثل طالب آملی، غنی کشمیری، بیدل دهلوی، حزین لاهیجی و اسیر شهرستانی، پیچیدگیهایی دارد.
همچنان که برخی از اشعار صحت اصفهانی و خسرو احتشامی دارای این پیچیدگیهاست. به همین دلیل، زبان همه مردم نیست. دلیل سوم این است که تکبیتیهای امثال صائب و بیدل بسیار برجستهتر شده و بهطور کلی، در سبک اصفهانی این تکبیتیها اوج گرفتهاند.
علاوه بر اینها، بزرگانی در صد سال گذشته همچون بدیعالزمان فروزانفر، ذبیحالله صفا و حتی استاد همایی که روی سبکهای شعری کار میکردهاند، مفتون و شیفته حافظ و سعدی و مروّج آنها بودهاند.
البته شکی در عظمت حافظ و سعدی نیست. حتی بزرگی مثل وحید اصفهانی به کارهای نظامی عنایت ویژهای داشته و به شعر صائب کمتر پرداخته؛ اما نزد افرادی مانند زینالعابدین مؤتمن، امیری فیروزکوهی، دخترش امیربانوی کریمی و افراد دیگری همچون صغیر اصفهانی و متین اصفهانی و استاد نوا، و در روزگار امروز، استاد خسرو احتشامی و صحت اصفهانی و سعید بیابانکی این سبک جایگاه خودش را پیدا کرده است.
در حقیقت، در دنیای شعرای معاصر، نزد کسانی که به زبان و حکمت شعر میاندیشند، جایگاه شعر صائب و سبک اصفهانی اصلاً ضعیف نیست و بسیار تأثیرگذار است. افرادی مثل استاد محمود فتوحی و استاد عباسی درباره سبک اصفهانی کتاب نوشتهاند. استاد علیرضا ذکاوتی قرهگزلو معتقد است این سبک از سبک عراقی بسیار تأثیرگذارتر بوده و در کتابش بر این مسئله تأکید کرده است.
امیری فیروزکوهی نیز صائب را مولانای معاصر میداند. بااینحال، هنوز نتیجه آثار ادبا آنچنان که باید، در مدارس و زبان و فرهنگ مردم دیده نشده و شعر صائب جایگاه وسیعی نیافته. بهویژه که سعدی و حافظ به حکمت و عرفان با زبان سهل ممتنع و مستقیم نگاه کردهاند. به همین دلیل، مردم به این دو نفر توجه و عنایت بیشتری نشان دادهاند.