زیربنای تربیت نوجوانان

پیش از آنکه فعالیت‌های فرهنگی در میدان اجرا دیده شوند، معمولا آنچه کمتر به چشم می‌آید، زیرساخت‌های فکری و محتوایی این فعالیت‌ها است.

به گزارش اصفهان زیبا؛ پیش از آنکه فعالیت‌های فرهنگی در میدان اجرا دیده شوند، معمولا آنچه کمتر به چشم می‌آید، زیرساخت‌های فکری و محتوایی این فعالیت‌ها است.

بسیاری از مجموعه‌های تربیتی، مدارس، کانون‌های فرهنگی و هیئت‌های نوجوانان، اگرچه سال‌ها در عرصه تربیت فعال بوده‌اند، اما همواره با چالش‌هایی مانند کمبود محتوای منسجم، نبود الگوی واحد برای برنامه‌ریزی تربیتی و نیاز به آموزش مستمر مربیان روبه‌رو بوده‌اند.

در چنین شرایطی، طی یک دهه گذشته مجموعه‌هایی شکل گرفته‌اند که مأموریت خود را نه اجرای مستقیم برنامه‌های فرهنگی، بلکه تولید محتوا، توانمندسازی مربیان و طراحی الگوهای تربیتی قرار داده‌اند.

مؤسسه «رهپویان طریق غدیر» یکی از همین مجموعه‌ها است؛ نهادی مردمی که فعالیت خود را از سال ۱۳۹۲ با همراهی جمعی از طلاب و دانشجویان آغاز کرد و تلاش داشت خلأ موجود در حوزه تولید محتوای تربیتی و آموزش مربیان را جبران کند.

این مؤسسه به جای تمرکز بر اجرای مستقیم برنامه برای نوجوانان، مسیر توانمندسازی مربیان، تولید درس‌نامه‌های تربیتی و ایجاد شبکه‌ای از فعالان فرهنگی را در پیش گرفت؛ رویکردی که به گفته مسئولان آن، امروز به همکاری هزاران مجموعه فرهنگی در نقاط مختلف کشور انجامیده است.

محمد پناهی، مسئول واحد راهبری مؤسسه رهپویان طریق غدیر، در گفتگو با «اصفهان زیبا» ضمن تشریح روند شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌های مؤسسه، از چالش‌های تولید محتوای تربیتی، تجربه شبکه‌سازی میان مجموعه‌های فرهنگی، تعامل با نهادهای مختلف و مسیر همکاری با بنیاد برکت سخن می‌گوید.

ابتدا درباره مؤسسه «رهپویان طریق غدیر» توضیح دهید. این مجموعه با چه هدفی شکل گرفت و چه مأموریت‌هایی را دنبال می‌کند؟

مؤسسه در سال ۱۳۹۲ به همت حدود ۲۰ نفر از طلاب و دانشجویان خانم و آقا شکل گرفت؛ افرادی که همگی سابقه فعالیت میدانی در حوزه تربیت داشتند و در مجموعه‌های فرهنگی با خلأهای موجود از نزدیک آشنا بودند. در همان زمان ارتباط نزدیکی با دوستانمان در قم و مؤسسه مصباح برقرار شد. به این صورت که بخش نظری و علمی کار در قم دنبال می‌شد و وظیفه ما در اصفهان این بود که آن مبانی نظری را به درس‌نامه‌های تربیتی و دوره‌های آموزشی قابل اجرا برای مربیان تبدیل کنیم. با این پیشینه، از ابتدا سه مأموریت اصلی برای خود تعریف کرد. مأموریت نخست، تولید محتوای تربیتی برای نوجوانان بود؛ محتواهایی که در قالب‌های مختلف از جمله برنامه‌های اردویی، کلاس‌های آموزشی و درس‌نامه‌های تربیتی برای مقاطع مختلف تحصیلی طراحی شدند تا مجموعه‌های فرهنگی و مدارس بتوانند از آن‌ها در برنامه‌های تربیتی خود استفاده کنند. مأموریت دوم، آموزش و توانمندسازی مربیان بود. تجربه ما نشان می‌داد بسیاری از دوره‌های آموزشی موجود صرفاً جنبه نظری داشتند و پس از پایان دوره، خروجی عملی مشخصی نداشتند. از سوی دیگر، برخی آموزش‌ها فقط بخشی از فرایند تربیت، مانند مخاطب‌شناسی یا آشنایی با ویژگی‌های نوجوان را پوشش می‌دادند و یک نظام تربیتی منسجم در اختیار مربی قرار نمی‌دادند. هدف ما این بود که مربیان علاوه بر کسب دانش نظری، به یک چارچوب فکری مشخص برسند تا بتوانند نوجوانان را بهتر بشناسند، ارزیابی کنند و با استفاده از درس‌نامه‌های تربیتی، اهداف تربیتی را در میدان عمل محقق کنند. سومین مأموریت مؤسسه نیز ارتقای سواد تربیتی خانواده‌ها و آموزش شیوه‌های صحیح تربیت فرزند بود.

این اهداف را چطور پی گرفتید؟

از ابتدا قرار نبود صرفاً محتوایی از قم دریافت کنیم و آن را منتشر کنیم. اعضای مؤسس این مجموعه خودشان از استادان و پژوهشگران فعال در حوزه تربیت بودند و در مؤسسه مصباح قم نیز حضور داشتند. ما مجموعه‌ای از طلاب تهران، قم و اصفهان بودیم که با هم یک تیم مشترک تشکیل دادیم. در میدان عمل می‌دیدیم مدارس و مجموعه‌های فرهنگی دائماً به دنبال محتوای تربیتی هستند. مربی‌ای که شاید هفت یا هشت سال سابقه فعالیت دارد، هنوز برای برگزاری یک جلسه آموزشی ویژه خانواده یا پاسخ به یک مسئله تربیتی، مرجع مشخصی در اختیار ندارد و ناچار است از منابع مختلف با نظام‌های فکری متفاوت استفاده کند. هدف ما این بود که این پراکندگی را سامان دهیم و یک نظام منسجم برای تولید و اجرای محتوای تربیتی ایجاد کنیم.

پس نوجوانان مخاطب مستقیم‌تان نیستند.

مخاطب اصلی ما نوجوانان‌اند، اما به صورت غیرمستقیم. ما مستقیما با مربیان، معلمان و مجموعه‌های فرهنگی کار می‌کنیم و آن‌ها را توانمند می‌کنیم تا بتوانند با نوجوانان کار تربیتی انجام دهند. تمام آموزش‌های ما بر محور دو کتاب «نوبنیاد یک» و «نوبنیاد دو» طراحی شده است. هر جا دوره‌ای برگزار می‌کنیم، این دو کتاب مبنای آموزش مربیان قرار می‌گیرد. از آنجا که در ابتدای فعالیتمان، در سطح کشور مجموعه‌ای وجود نداشت که دانش تولید درس‌نامه‌های تربیتی را به صورت نظام‌مند در اختیار داشته باشد، ما مجبور بودیم این دانش را از ابتدا تولید کنیم و فرایند طراحی درس‌نامه‌های متناسب با گروه‌های سنی مختلف را شکل دهیم.

این درس‌نامه‌ها بیشتر بر چه موضوعاتی تمرکز دارند؟

پیش از بلوغ، تمرکز اصلی ما بر پرورش قدرت تفکر، عزت نفس، اعتماد به نفس، هویت مستقل و شخصیت نوجوان است. تلاش می‌کنیم نوجوان یاد بگیرد چگونه فکر کند، چگونه یک موضوع را از زوایای مختلف بررسی کند و چگونه به تحلیل برسد. بخش مهمی از آموزش‌ها نیز به حق‌طلبی، آزادمنشی، پذیرش حقیقت و دوری از تعصب و هواهای نفسانی اختصاص دارد. بسیاری از این مفاهیم به صورت غیرمستقیم و در قالب فعالیت‌های گروهی، رقابت‌ها و برنامه‌های تعاملی منتقل می‌شوند. پس از بلوغ نیز آموزش‌ها بیشتر به مباحث معرفتی، تدبر، سبک زندگی، شناخت تمدن اسلامی، غرب‌شناسی و موضوعات مرتبط اختصاص پیدا می‌کند.

شیوه ارائه درس‌نامه‌ها چگونه است؟

تاکنون حدود ۱۰۰ درس‌نامه تربیتی برای مقاطع مختلف از پایه اول دبستان تا پایان دبیرستان تولید کرده‌ایم. این محتواها به صورت فایل‌های متنی، PDF، کلیپ‌های آموزشی و توضیحات تکمیلی در «سایت برتر» بارگذاری می‌شوند. به عنوان نمونه، برای مناسبت‌هایی مانند غدیر یا محرم نیز محتوای اختصاصی تولید می‌شود و مجموعه‌های فرهنگی سراسر کشور آن را دریافت و اجرا می‌کنند. در کنار دریافت محتوا، اگر مجموعه‌ای نیاز به آموزش داشته باشد، دوره‌های توانمندسازی مربیان نیز برای آن‌ها برگزار می‌شود.

فعالیت شما از ابتدا محدود به اصفهان بود؟

خیر. هرچند فعالیت از اصفهان آغاز شد، اما به تدریج مخاطبان ما از سراسر کشور افزایش یافتند. با راه‌اندازی «سایت برتر» بستری فراهم شد تا درس‌نامه‌های تربیتی در اختیار مجموعه‌های فرهنگی قرار گیرد. تاکنون حدود ۱۰۰ درس‌نامه تربیتی در این سامانه تولید شده و نزدیک به ۲۵۰۰ مجموعه فرهنگی از سراسر کشور از آن‌ها استفاده کرده‌اند. در استان‌هایی مانند یزد، فارس، قم، تهران، هرمزگان، اردبیل، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و گلستان دوره‌های آموزشی برگزار کرده‌ایم و اکنون در بسیاری از این استان‌ها نیروهای بومی آموزش دیده‌اند و حتی خودشان نیز بر اساس همان الگو به تولید درس‌نامه‌های تربیتی مشغول هستند. در واقع طی این سال‌ها موفق شدیم یک شبکه مردمی از مربیان و مجموعه‌های فرهنگی در نقاط مختلف کشور ایجاد کنیم. افرادی که در دوره‌ها شرکت می‌کردند، پس از اجرای موفق برنامه‌ها، به عنوان راهبر منطقه انتخاب می‌شدند و بعدها خودشان مسئول آموزش نیروهای جدید در شهرها و استان‌های دیگر شدند.

اکنون چند نفر به صورت ثابت در مؤسسه فعالیت می‌کنند؟

در حال حاضر حدود ۱۵ تا ۱۶ نفر به صورت مستمر در مجموعه مشغول فعالیت هستند.

ارتباط شما با مجموعه‌های فرهنگی به چه صورت شکل است؟ چگونه با مؤسسه آشنا می‌شوند و از خدماتتان استفاده می‌کنند؟

بخشی از این ارتباط از طریق تبلیغات، سایت و کانال‌های اطلاع‌رسانی شکل می‌گیرد، اما عمده ارتباط ما از مسیر نهادها و مجموعه‌های فعال در حوزه دانش‌آموزی است؛ از آموزش‌وپرورش گرفته تا کانون‌های فرهنگی مساجد، مجموعه‌های تعلیم و تربیت سپاه و دیگر نهادهای فرهنگی. برای مربیان این مجموعه‌ها دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنیم، آن‌ها وارد میدان عمل می‌شوند و ارتباط‌شان با مؤسسه ادامه پیدا می‌کند. بعد از آن، هر زمان که به محتوای جدید نیاز داشته‌باشند، از طریق سایت برتر آن را دریافت می‌کنند. از سوی دیگر، ما نیز ارتباط را قطع نمی‌کنیم؛ با مجموعه‌ها تماس می‌گیریم، بازخورد می‌گیریم ، انتقادها و پیشنهادهای‌شان را می‌شنویم و بر اساس همین بازخوردها، محتوای جدید را اصلاح و تکمیل می‌کنیم.

با توجه به تغییر شرایط کشور، طی این ۱۰ تا ۱۲ سال فعالیت، آیا روند کار مؤسسه تغییر کرده است؟

اصل مأموریت ما تغییر نکرده، اما شیوه اجرا تکامل پیدا کرده است. در سال‌های ابتدایی، یعنی از حدود سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶، نه سایتی وجود داشت و نه بستر مشخصی برای انتشار محتوا. درس‌نامه‌ها هم هنوز به بلوغ امروز نرسیده بودند و شاید برای مخاطب جذابیت کمتری داشتند. به‌تدریج درس‌نامه‌ها پخته‌تر شدند، سایت برتر راه‌اندازی شد، دوره‌های آموزشی کیفیت بیشتری پیدا کرد و طبیعتا استقبال مجموعه‌ها هم افزایش یافت. یکی از مهم‌ترین تغییرات از سال ۱۳۹۹ اتفاق افتاد. تا پیش از آن، کار ما بیشتر به آموزش و ارائه محتوا محدود می‌شد، اما بعد به این نتیجه رسیدیم که اگر ارتباط مستمر با مربیان برقرار نباشد، یا محتوا به درستی اجرا نمی‌شود یا ارتباط مجموعه‌ها با یکدیگر شکل نمی‌گیرد. به همین دلیل «واحد راهبری» را در کنار واحد آموزش و واحد برنامه‌سازی تأسیس کردیم. وظیفه این واحد، ارتباط دائمی با مربیان، هدایت آن‌ها، پاسخ به مسائل اجرایی، ایجاد ارتباط میان مجموعه‌ها و شکل دادن به یک شبکه منسجم بود. به عنوان نمونه، اگر در یک شهرستان نیروهای توانمندی تربیت شده بودند، دیگر لازم نبود برای آموزش شهرهای مجاور حتماً از اصفهان نیرو اعزام کنیم؛ همان مربیان آموزش‌دیده مسئولیت آموزش مناطق دیگر را بر عهده می‌گرفتند. به این ترتیب، هم ارتباط میان شهرها شکل می‌گرفت و هم شبکه‌ای از مربیان هم‌فکر و هم‌زبان ایجاد می‌شد که اهداف و ادبیات مشترکی داشتند و می‌توانستند در برنامه‌های مشترک با یکدیگر همکاری کنند.

این دوره‌های آموزشی چگونه برگزار می‌شود؟

آموزش‌ها بر محور کتاب‌های «نوبنیاد» طراحی شده است. هر دوره سه کارگاه اصلی دارد. در جلسه نخست، مباحث کلی تربیت، جایگاه آن و معرفی کتاب ارائه می‌شود. سپس شرکت‌کنندگان فرصت دارند حدود صد صفحه نخست کتاب را مطالعه کنند. بعد از حدود دو هفته، کارگاه دوم برگزار می‌شود و مباحث همان بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس صد صفحه دوم کتاب مطالعه می‌شود و در کارگاه سوم جمع‌بندی صورت می‌گیرد. پس از پایان این مرحله، آموزش وارد فضای عملیاتی می‌شود. در این مرحله، همراه مربیان وارد مجموعه‌های فرهنگی می‌شویم و روند جذب، شناسایی و دسته‌بندی مخاطبان را بررسی می‌کنیم. اگر احساس کنیم یک مجموعه در مرحله جذب یا شناسایی نوجوانان ضعف دارد، از همان نقطه کار را اصلاح می‌کنیم. تأکید ما این است که گروه‌های مخاطب همگن باشند تا اجرای درس‌نامه‌ها نتیجه بهتری داشته باشد. پس از آن، مربیان به صورت مستمر با همان گروه از نوجوانان کار می‌کنند؛ فرایندی که ممکن است چند سال ادامه پیدا کند. نمونه موفق این روند را امروز در مناطقی مانند قهدریجان و فلاورجان می‌بینیم. حدود شش یا هفت سال پیش فعالیت را در آن مناطق آغاز کردیم و امروز همان نوجوانانی که آن زمان مخاطب برنامه‌های ما بودند، خودشان به مربی تبدیل شده‌اند؛ نه‌تنها با نسل بعدی کار می‌کنند، بلکه در تولید محتوای تربیتی نیز نقش دارند. آن‌ها در فضایی رشد کرده‌اند که برنامه‌ریزی تربیتی، هدفمندی و تولید محتوا را آموخته‌اند و اکنون حتی مسئولیت آموزش مناطق اطراف را بر عهده گرفته‌اند.

در واقع روی به نوعی شبکه‌سازی آورده‌اید. با توجه به فضای فرهنگی متکثر اصفهان، توانسته‌اید این ارتباط را برقرار کنید؟

مجموعه‌های مختلفی در کشور دغدغه شبکه‌سازی دارند، اما تمرکز مؤسسه رهپویان طریق غدیر بر شبکه‌سازی در حوزه تربیت نوجوان است. هدف ما این نیست که مجموعه‌ها همیشه وابسته به مؤسسه بمانند؛ برعکس، از روز نخست تلاش کرده‌ایم آن‌ها به استقلال برسند. نگاه ما این بوده که یک مجموعه فرهنگی ابتدا آموزش ببیند، سپس در میدان عمل تجربه کسب کند، بعد بتواند خودش مربی تربیت کند و در نهایت به مرحله‌ای برسد که تولیدکننده محتوای تربیتی باشد و حتی به مجموعه‌های دیگر نیز کمک کند. اگر مجموعه‌ای به این مرحله برسد، ما محتوای تولیدی آن را نیز در سایت برتر منتشر می‌کنیم تا دیگران هم از آن استفاده کنند. بنابراین، شبکه‌سازی از نگاه ما یعنی ایجاد مجموعه‌های توانمند و مستقل که علاوه بر رفع نیاز خود، بتوانند به رشد دیگر مجموعه‌ها نیز کمک کنند. بخش دیگری از شبکه‌سازی، ایجاد ارتباط و هم‌افزایی میان این مجموعه‌هاست؛ موضوعی که بعدها در همکاری با بنیاد برکت ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. مؤسسه رهپویان طریق غدیر در مرحله نخست، بیشتر بر توانمندسازی، تربیت مربی، تربیت استاد و تولید محتوای تربیتی متمرکز بود و سپس این شبکه در قالب‌های گسترده‌تر توسعه پیدا کرد.

اگر بخواهید از چالش‌های این سال‌ها بگویید، مهم‌ترین مشکلات مؤسسه به‌ویژه در تعامل با نهادها چه بوده است؟

مؤسسه رهپویان طریق غدیر از ابتدا یک مجموعه مردمی بود و به هیچ نهادی وابسته نبود. همین استقلال، اگرچه فرصت تولید یک دانش بومی را برای ما فراهم کرد، اما دشواری‌های خودش را هم داشت. ما بدون اینکه کسی مأموریتی به ما ابلاغ کرده باشد یا مسیر مشخصی تعیین کند، وارد عرصه تولید محتوای تربیتی شدیم و تلاش کردیم خلأ موجود را پر کنیم. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها این بود که اعضای مؤسسه با وجود صرف وقت فراوان و فعالیت شبانه‌روزی، پشتوانه مالی مشخصی نداشتند. بسیاری از همکاران ما متأهل بودند و با وجود مسئولیت‌های خانوادگی، بدون دریافت حقوق ثابت کار می‌کردند. اگر هم مبلغی پرداخت می‌شد، بیشتر در حد یک هدیه جهادی بود و آن هم همیشه امکان‌پذیر نبود. از سوی دیگر، وقتی بسته‌های محتوایی را به برخی نهادها معرفی می‌کردیم، در ابتدا استقبال چندانی از آن نمی‌شد. بسیاری از مجموعه‌ها تصور می‌کردند خودشان در حوزه تربیت برنامه دارند و ضرورتی برای استفاده از این محتواها احساس نمی‌کردند. در حالی که تجربه میدانی ما نشان می‌داد بسیاری از مربیان، با وجود چند سال سابقه فعالیت، هنوز برای پاسخ به مسائل تربیتی یا اداره یک جلسه آموزشی خانواده، ابزار و دانش کافی در اختیار ندارند. مشکل دیگر نیز مسائل مالی مخاطبان بود. عمده استفاده‌کنندگان از تولیدات مؤسسه، کانون‌های فرهنگی، پایگاه‌های مردمی و مجموعه‌های کوچکی بودند که خودشان هم از نظر بودجه با محدودیت روبه‌رو بودند. طبیعی است چنین مجموعه‌هایی توان پرداخت هزینه‌های بالای تولید محتوا را نداشتند؛ در حالی که تهیه یک درس‌نامه یا کتاب تربیتی، مستلزم پژوهش، مطالعه منابع متعدد، آزمون و خطا و صرف هزینه قابل توجه است. حتی در برخی مقاطع، نهادهای حوزوی نیز چندان همراه نبودند، اما به مرور زمان و با مشاهده نتایج فعالیت‌ها، این نگاه تغییر کرد. امروز خود حوزه در برخی طرح‌ها، از جمله طرح امین، همکاری‌هایی با مؤسسه دارد. این اتفاق البته بعد از سال‌ها تلاش، سختی و استمرار به دست آمد. کم‌کم با برگزاری دوره‌های آموزشی و رضایت مخاطبان، اعتماد بیشتری شکل گرفت. مجموعه‌های دیگر نیز به این جریان پیوستند و دامنه فعالیت مؤسسه از اصفهان به استان‌های دیگر گسترش پیدا کرد. امروز حدود ۲۷۰۰ مجموعه فرهنگی در سراسر کشور از طریق سایت برتر درس‌نامه دریافت می‌کنند و با مؤسسه در ارتباط هستند.

ارتباط شما با مجموعه‌های فرهنگی اصفهان چگونه بوده است؟ منظور کانون‌های فرهنگی، مساجد، مدارس، هیئت‌ها و مجموعه‌های مردمی استان است.

مجموعه‌های مردمی ارتباط بسیار خوبی با ما برقرار کرده‌اند. در شهر اصفهان و شهرستان‌هایی مانند خمینی‌شهر، فلاورجان، دولت‌آباد و مناطق مختلف شهر، کانون‌ها، پایگاه‌ها، مساجد و هیئت‌های متعددی از آموزش‌ها و محتوای مؤسسه استفاده می‌کنند. البته بسیاری از این مجموعه‌ها اگرچه از نظر اداری ذیل نهادهایی مانند سپاه یا کانون‌های فرهنگی مساجد تعریف می‌شوند، اما در عمل فعالیت‌شان کاملاً مردمی است و معمولاً پشتیبانی گسترده‌ای هم دریافت نمی‌کنند. زمانی که مسئولان دغدغه‌مند این مجموعه‌ها با مؤسسه آشنا شدند، در بسیاری از موارد شاهد تحول در روند فعالیت‌شان بودیم. بازخوردهای فراوانی از مجموعه‌ها دریافت کرده‌ایم که نشان می‌دهد آموزش‌ها و درس‌نامه‌های تربیتی توانسته به ارتقای کیفیت فعالیت آن‌ها کمک کند. از آنجا که مؤسسه در اصفهان مستقر است، طبیعی است بیشترین تعداد مخاطبان نیز در همین استان باشند و بخش قابل توجهی از شبکه‌ای که طی سال‌ها شکل گرفته، در اصفهان فعالیت می‌کند. البته مجموعه‌هایی که خودشان سال‌هاست دارای گفتمان، محتوا و نظام تربیتی مشخص هستند، طبیعتاً کمتر به دوره‌های ما نیاز پیدا کرده‌اند و مسیر خودشان را ادامه می‌دهند. ارتباط ما با این مجموعه‌ها بیشتر در حد استفاده از برخی محتواهای مناسبتی بوده است، نه طی کردن کامل فرایند آموزشی مؤسسه. در مقابل، مجموعه‌های کوچک‌تر و مردمی که در محله‌ها و شهرستان‌های مختلف فعالیت می‌کنند، بیشترین مخاطبان ما هستند و همکاری گسترده‌ای با آن‌ها داریم.

اشاره‌ای به ادامه فعالیت‌هایتان در تعامل با بنیاد برکت داشتید، توضیح مختصری می‌دهید؟

در سال‌های اخیر، در سطح سیاست‌گذاری فرهنگی کشور این جمع‌بندی به وجود آمد که تربیت یکی از مسائل اساسی کشور است. بررسی‌ها نشان می‌داد که با وجود تعداد زیاد مجموعه‌های فرهنگی، دانش‌آموزی، قرآنی، مساجد و کانون‌ها، مجموع این ظرفیت‌ها تنها بخش کوچکی از دانش‌آموزان کشور را پوشش می‌دهند و بخش بزرگی از نوجوانان عملاً از برنامه‌های تربیتی تخصصی بهره‌مند نمی‌شوند. ما نیز در مؤسسه به همین نتیجه رسیده بودیم؛ اینکه اگر یک مجموعه فرهنگی تنها چند ده یا چند صد نوجوان را پوشش دهد، بخش بزرگی از نوجوانان همان منطقه همچنان بیرون از این چرخه باقی می‌مانند. همکاری با بنیاد برکت با همین نگاه آغاز شد؛ اینکه بتوانیم از ظرفیت‌های ایجادشده برای گسترش شبکه استفاده کنیم، مجموعه‌های مردمی را به یکدیگر متصل کنیم و دامنه پوشش فعالیت‌های تربیتی را افزایش دهیم. هدف اصلی این همکاری، افزایش ضریب اثرگذاری فعالیت‌های تربیتی و رساندن این تجربه به تعداد بیشتری از نوجوانان در سراسر کشور بود.

بر اساس این تعریف به نظر می‌رسد شما وارد فاز جدیدی از فعالیت‌هایتان در تعامل با بنیاد برکت شده‌اید که در نسخه‌های بعدی مجدد به آن می‌پردازیم.