«نبرد میهنی» که باید روایت شود

جنگ‌ها تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهند؛ بخشی از آن در حافظه ملت‌ها، در اسناد، روایت‌ها، تصاویر، آمارها و تجربه‌های زیسته مردم شکل می‌گیرد.

به گزارش اصفهان زیبا؛ جنگ‌ها تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهند؛ بخشی از آن در حافظه ملت‌ها، در اسناد، روایت‌ها، تصاویر، آمارها و تجربه‌های زیسته مردم شکل می‌گیرد. هر جنگی پس از پایان درگیری‌های نظامی، وارد مرحله‌ای می‌شود که شاید از خود نبرد نیز مهم‌تر باشد؛ مرحله تاریخ‌نگاری و روایت‌سازی. اگر رویدادها ثبت نشوند، اگر آمارها را گردآوری نکنند و اگر تجربه‌های مردم و نهادها مستندسازی نشود، بخش مهمی از واقعیت برای همیشه از دست خواهد رفت.

دفاع میهنی سوم میان ایران، آمریکا و اسرائیل، فارغ از ابعاد سیاسی و نظامی آن، رخدادی است که آثار اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی گسترده‌ای بر جای گذاشته است. این جنگ تنها مجموعه‌ای از حملات و پاسخ‌های نظامی نبود؛ بلکه صحنه‌ای از کنشگری مردمی، فعالیت نهادهای مدنی، تلاش دستگاه‌های خدماتی و آزمونی برای ظرفیت‌های مدیریت شهری نیز به شمار می‌رفت؛ از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که به فرایند ثبت و روایت این روزها به‌عنوان یک مسئولیت ملی توجه شود.

تجربه تاریخی نشان داده است که ملت‌هایی که روایت جنگ خود را ننوشته‌اند، بعدها دیگران برای آن‌ها تاریخ نوشته‌اند. تاریخ‌نگاری جنگ صرفاً به ثبت عملیات نظامی محدود نیست؛ بلکه باید آمار شهدا، مجروحان، خسارت‌های زیرساختی، آسیب‌های اقتصادی، مهاجرت‌های موقت، فعالیت‌های امدادی و حتی احساسات و خاطرات مردم و فعالیت‌های فرهنگی‌مذهبی و اجتماعی و… را نیز دربرگیرد. هر خانه آسیب‌دیده، هر کسب‌وکار تعطیل‌شده و هر اقدام داوطلبانه مردمی بخشی از تاریخ این دوره محسوب می‌شود.

در این میان، نقش مردم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در روزهای بحران، بسیاری از شهروندان بدون هیچ چشمداشتی در قالب گروه‌های جهادی، هیئت‌های مذهبی، تشکل‌های مردمی و شبکه‌های محلی و… به کمک آسیب‌دیدگان شتافتند. کمک‌های معیشتی، پشتیبانی از خانواده‌های درگیر بحران، مشارکت در امدادرسانی و ایجاد فضای همدلی در کف خیابان‌ها و نذر خدمت از جمله اقدام‌هایی بود که باید به دقت ثبت و مستندسازی شود. این سرمایه اجتماعی، همان عنصر پنهانی است که در شرایط دشوار، تاب‌آوری جامعه را افزایش می‌دهد؛ همچنین مراکز فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در این دوره نقش قابل‌توجهی ایفا کردند.

مساجد، پایگاهای بسیج و مراکز خیریه و مجموعه‌های فرهنگی در بسیاری از مناطق به پایگاه‌های خدمات‌رسانی، آموزش، آرامش‌بخشی روانی و هماهنگی فعالیت‌های مردمی تبدیل شدند. بسیاری از فعالان فرهنگی تلاش کردند با تولید محتوا، برگزاری برنامه‌های امیدآفرین و تقویت انسجام اجتماعی، از گسترش نگرانی و ناامیدی در جامعه جلوگیری کنند. این اقدام‌ها شاید در نگاه نخست در حاشیه جنگ به نظر برسند؛ اما در واقع بخشی از مقاومت اجتماعی یک ملت محسوب می‌شوند.

از سوی دیگر استان اصفهان که در رأس حملات وحشیانه رژیم تروریستی اسرائیل و آمریکا بود، بخش صنعت آن بیشترین آسیب را دید و باعث شد بخش اقتصادی نیز با چالش‌های متعددی مواجه شود. واحدهای تولیدی، اصناف، شرکت‌های خدماتی و فعالان بازار در چنین شرایط دشواری کوشیدند چرخه تأمین کالا و خدمات را حفظ کنند. ثبت تجربه این مجموعه‌ها می‌تواند در آینده به تدوین الگوهای مدیریت بحران اقتصادی و افزایش آمادگی کشور در مواجهه با شرایط مشابه کمک کند.

در این میان، عملکرد دستگاه‌های اجرایی و خدماتی نیز نیازمند ثبت، ارزیابی و تحلیل دقیق است. نهادهایی مانند دستگاه‌های امدادی، شرکت‌های خدمات‌رسان و شهرداری‌ها در خط مقدم مدیریت آثار جنگ
قرار داشتند.

یکی از نمونه‌های مهم در این زمینه، شهرداری اصفهان است؛ نهادی که در کنار مأموریت‌های معمول شهری، وظیفه حفظ خدمات عمومی، مدیریت فضاهای شهری، پشتیبانی از شهروندان و همکاری با سایر دستگاه‌ها را بر عهده داشت.

شهرداری اصفهان در چنین شرایطی، با آزمونی فراتر از مدیریت روزمره روبه‌رو شد. استمرار خدمات شهری، حفظ آمادگی نیروهای عملیاتی، مدیریت فضاهای عمومی، همکاری در امدادرسانی و تلاش برای حفظ آرامش روانی شهروندان از جمله موضوع‌هایی است که باید به صورت مستند بررسی شود. آنچه امروز اهمیت دارد، صرفاً بیان موفقیت‌ها یا کاستی‌ها نیست؛ بلکه ایجاد یک بانک اطلاعاتی جامع از تجربه‌های مدیریتی است تا در آینده بتوان از آن برای ارتقای نظام مدیریت بحران بهره برد.

اصفهان به عنوان شهری تاریخی، فرهنگی و صنعتی، نمونه‌ای مناسب برای مطالعه ابعاد مختلف این دفاع میهنی است. در این شهر می‌توان هم‌زمان آثار اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی بحران را مشاهده و تحلیل کرد. ثبت روایت مردم، مدیران شهری، فعالان فرهنگی، کسبه، نیروهای امدادی و خانواده‌های آسیب‌دیده می‌تواند تصویری واقعی و چندبعدی از این دوره ارائه دهد؛ تصویری که بسیار فراتر از اخبار روزانه و گزارش‌های مقطعی خواهد بود.

امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تشکیل آرشیوهای تخصصی جنگ، مراکز اسناد محلی، پروژه‌های تاریخ شفاهی و بانک‌های اطلاعاتی جامع هستیم. دفاع میهنی سوم، صرف‌نظر از نتایج سیاسی و نظامی آن، بخشی از تاریخ معاصر ایران است. مسئولیت نسل حاضر تنها عبور از بحران نیست؛ بلکه ثبت دقیق واقعیت‌ها برای نسل‌های آینده نیز هست. روایت درست، مستند و جامع از این روزها، نه تنها حافظه تاریخی جامعه را غنی می‌کند؛ بلکه می‌تواند سرمایه‌ای ارزشمند برای افزایش تاب‌آوری ملی و ارتقای مدیریت بحران در سال‌های آینده باشد.