به گزارش اصفهان زیبا؛ این روزها در رسانهها صحبت از وقوع «النینو» و تأثیر آن بر میزان بارشها داغ است؛ پدیدهای که عبارت است از یک رخداد اقلیمی کلان که در اثر رهاشدن انرژی انباشته در بزرگترین حوزه اقیانوسی جهان یعنی جنوب اقیانوس آرام رخ میدهد.
نشانه اولیه آن هم تغییر جهت جریان آبهای سردوگرم و همچنین بادهای این منطقه است. نوسان جنوبی یکی از مهمترین و شاخصترین رویدادهایی است که منجر به ظهور نابهنجاریهای بزرگ آبوهوایی در بسیاری از نقاط جهان میشود.
حالا، اما گفته میشود این پدیده در اصفهان نیز قرار است پاییز و زمستان پر بارشی را رقم بزند؛ این در حالی است که احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور در گفتوگو با «اصفهان زیبا» میگوید النینو بهتنهایی نمیتواند بر میزان بارشها مؤثر باشد؛ بلکه این پدیده باید تحتتأثیر عوامل مختلفی قرار گیرد تا بتواند پاییز و زمستان پر بارشی را رقم بزند.
این روزها حرفوحدیث درباره پدیده النینو و تأثیر آن بر میزان بارشها بهویژه در فلات مرکزی در فصول سرد سال، زیاد شنیده میشود؛ آیا واقعا این پدیده پاییز و زمستان پر بارشی را رقم خواهد زد و جان زاینده رود را نجات خواهد داد؟
وضعیت منابع آبهای زیرزمینی در فلات مرکزی ایران،بهویژه در استانهای تهران و اصفهان، بسیار نامناسب است. طی سالهای متمادی، میزان برداشت از این منابع بسیار فراتر از توان تغذیه و ظرفیت طبیعی آنها بوده که این امر منجر به افت شدید تراز سفرههای آب زیرزمینی شده است. ازاینرو، کسری مخازن آب بسیار جدی است؛ روندی نزولی که طی دو تا سه دهه اخیر همواره تداوم داشته و تلاشها برای متوقف کردن آن بینتیجه بوده است. بهعنوان نمونه، سال آبی ۱۳۹۸ سال بارشی خوبی برای فلات مرکزی به شمار میرفت، اما بررسی نمودارها نشان میدهد که حتی بارشهای مناسب نیز به دلیل حجم بالای برداشتهای جاری، قادر به بازگرداندن شرایط سفرههای زیرزمینی به حالت طبیعی و نرمال نیستند.
آیا پدیده النینو واقعا بر بارندگیها تأثیرگذار است؟
باید گفت که اغلب سالهای پربارش و مناسب ما، بهویژه در حوزه زاگرس و استانهای همجوار آن، همزمان با رخداد پدیده النینو در اقیانوس آرام بوده است. این پدیده باعث ایجاد تغییراتی در گردش جریانهای جوی میشود؛ به گونهای که مسیر سامانههای بارشی فصل پاییز و زمستان را هنگام عبور از شرق دریای مدیترانه تغییر داده و سبب میشود بخشهای بیشتری از فلات مرکزی ایران تحتتأثیر این سامانهها قرار گیرند.
اما آیا در تمامی سالهای وقوع پدیده النینو، شاهد بارشهای مناسب خواهیم بود؟
خیر، سالهایی وجود داشته که باوجود رخداد این پدیده، بارندگیهای مناسبی ثبت نشده است؛ بنابراین، النینو تنها عامل تأثیرگذار بر بارشهای فصل سرد سال (پاییز و زمستان) نیست و عوامل دیگری نیز در این زمینه نقشآفرینی میکنند.
چه عواملی در این روند تأثیرگذار هستند؟
این فاکتورها از پیش قابلپیشبینی قطعی نیستند و به متغیرهای دیگری بستگی دارند. از جمله این موارد، مسیر گذر طوفانها از اقیانوس اطلس به سمت اروپا، دریای مدیترانه و در نهایت خاورمیانه است. همچنین نوع و نحوه فعالیتِ فرارفتی یا جوی در منطقه قطبی (نوسان قطبی) بسیار تعیینکننده است؛ چرا که اگر این سامانهها مسیر شمالی را طی کنند، وضعیت بارشی مناسبی نخواهیم داشت و اگر مسیر جنوبی را در پیش بگیرند نیز شرایط مطلوب نخواهد بود. اما اگر این طوفانها از بخش مرکزی اروپا عبور کنند، بخشی از آنها وارد مدیترانه شده و متعاقبا خاورمیانه را تحتتأثیر قرار میدهند.
بااینوجود میتوان پیشبینی کرد که آیا بارش مؤثری در پاییز و زمستان رخ خواهد داد؟
النینو تنها پدیده اثرگذار نیست و باید سایر عوامل جوی نیز پایش شوند. در حال حاضر باتوجهبه فعالشدن و ورود النینو به فاز اقیانوس آرام، میتوان تخمین زد که پاییز مناسبی در پیش باشد؛ مشروط بر اینکه سایر پدیدههای جوی نیز با نزدیک شدن به فصل پاییز در فازهای مناسب و همراستا با النینو قرار گیرند تا شرایط مساعدی را در دما و بارشها رقم بزنند. در غیر این صورت، تقابل فازهای مختلف جوی میتواند اثر بارشی یکدیگر را تضعیف کند. نکته دیگر این است که سختترین سالها و شدیدترین خشکسالیهای ما در فاز مخالف النینیو، یعنی پدیده «لا نینا» رخداده است. این پدیده غالبا با سالهای خشک همراه بوده است؛ همانطور که در سال گذشته با حاکمیت لانینای ضعیف، سال بسیار بدی را هم از نظر دما و هم از نظر میزان بارندگی پشت سر گذاشتیم.
در صورت وقوع بارندگیهای مناسب و مساعد بودن فاکتورها، آیا کسری آب زایندهرود جبران خواهد شد؟
بارشهای مناسب قطعا نمیتواند کسری مخازن زایندهرود را در بلندمدت جبران کند. آنچه در حوضه آبریز زایندهرود رخداده، فراتر از توان طبیعی این حوضه و کاملا غیرنرمال است؛ زیرا بارگذاریهای انجامشده بر روی این رودخانه بسیار بیشتر از ظرفیت بارشی آن است. به بیانی دیگر، تقاضای ایجادشده نسبت به ظرفیت حوضه بسیار فزونی دارد؛ بهطوری که حتی در صورت وقوع بارشهای نرمال و طبیعی نیز با کمبود آب مواجه خواهیم بود، با این تفاوت که این کسری در سالهای خشک، شدیدتر و در سالهای تر، کمتر و قابلتحملتر میشود و شرایط بهبود نسبی مییابد. بهطورکلی، بارشهای مناسب تنها بهعنوان یک مسکن موقت، کمبودها را کاهش میدهند.
برای دستیابی به پایداری در حوضه زاگرس و زایندهرود، رویکرد بلندمدت ما باید متمرکز بر کنترل تقاضا باشد. همچنین مدیریت منابع آب موجود به بهترین شکل ممکن از طریق جلوگیری از مصرف بیرویه در بخشهای کشاورزی و صنعت، بازچرخانی آب در بخش صنعت و سایر بخشها، کاهش نرخ تبخیر و افزایش نفوذ آب به درون زمین ضرورت دارد. افزون بر این، تأمین حقابه تالاب گاوخونی برای جلوگیری از تبدیلشدن آن به کانون گردوغبار بسیار حیاتی است.
مهمترین اولویت، کنترل تقاضاست. بررسی تاریخچه آبی منطقه نشان میدهد که در ۶۰ سال گذشته، طرحهای انتقال آب از حوضههای مجاور به حوضه زایندهرود آغاز شد؛ اما متأسفانه عدم توجه به رشد روزافزون تقاضا سبب شد که این کمبودها نهتنها برطرف نشوند، بلکه بهمرورزمان و علیرغم انتقال آب، شدیدتر نیز بشوند. ادامه مدیریت منابع آب بر مدار گذشته و به روشهای سنتی قبلی، این مشکلات را در آینده تشدید و وخیمتر خواهد کرد؛ زیرا از یک سو افزایش تقاضا به تشدید کسری آب میانجامد و ازسویدیگر با پدیده تغییر اقلیم مواجه هستیم.
طی پنج دهه اخیر، دمای هوا حدود ۲ تا ۲.۵ درجه سانتیگراد گرمتر شده است که این افزایش دما، تشدید تبخیر آبهای سطحی را به دنبال دارد؛ بهطوری که امروزه حدود ۲۰ درصد آب بیشتری را از طریق تبخیر از دست میدهیم. این روند گرمایش زمین همچنان نگرانکننده است و احتمال دارد سال ۲۰۲۷ بهعنوان گرمترین سال ثبتشده زمین رقم بخورد.
پس وقوع یک سال بارندگی خوب صرفا یک تسکین موقت است!
بله این اتفاق یک راهکاری پایدار به شمار نمیرود. تغییرات اقلیمی در سراسر جهان و از جمله در ایران، دورههای خشکسالی را طولانیتر و فراوانی آنها را بیشتر کرده است. از دهه ۱۳۸۰ به بعد، کشور با رشد و افزایش چشمگیر سالهای خشک در مقایسه با سالهای تر مواجه بوده است. همزمان با این پدیده، با رشد جمعیت و افزایش شهرنشینی نیز روبرو هستیم.
کاهش بارندگیها موجب میشود که روستاییان به دلیل عدم دسترسی به آب و ناتوانی زمینهای کشاورزی در تأمین معیشت خانواده، محل سکونت خود را رها کرده و به شهرها مهاجرت کنند که این امر به پدیده حاشیهنشینی دامن زده و تقاضا برای آب را در مراکز شهری بیشتر میکند. امروزه پس از گذشت پنج دهه، ما در اوج بحران کمبود آب در فلات مرکزی قرار داریم؛ بحرانی که ملموس شده و عموم مردم جامعه را درگیر خودکرده است.