نرگس سرخ

من عاشق گل نرگسم. عاشق عطر بی‌رقیبش. عاشق آن ظاهر مهربان و بی‌آزارش‌ بدون ذره‌ای زمختی. عاشق زمستانی بودنش در عین لطافت، بدون حتی یک خار. همه‌ این‌ها به کنار، رایحه نرگس برایم یادآور باغچه پر از گل خانه کودکی‌ام است‌.

به گزارش اصفهان زیبا؛ من عاشق گل نرگسم. عاشق عطر بی‌رقیبش. عاشق آن ظاهر مهربان و بی‌آزارش‌ بدون ذره‌ای زمختی. عاشق زمستانی بودنش در عین لطافت، بدون حتی یک خار. همه‌ این‌ها به کنار، رایحه نرگس برایم یادآور باغچه پر از گل خانه کودکی‌ام است‌.

چند باری تلاش کردم عطرش را پیدا کنم و بخرم. ولی هیچ کدام، آنچه که باید می‌بودف نبود‌. ناچار، راضی شدم به بوییدنش فقط در زمستان‌‌ها.صبح یکشنبه چهارده تیر چهارصد و پنج است. نشسته‌ام در حیاط مصلای تهران.

بعد از یک ساعتی سر پا ایستادن، دعای توسل می‌خوانند. چادر خانمی که کنارم ایستاده، با ریتمی منظم روی صورتم کشیده می‌شود. پرچمش را آرام تکان می‌دهد و جملات دعا را زمزمه می‌کند. وسط دل دادن به اشفع‌لنا عندالله و نوازش چادر، بوی آشنایی به مشامم می‌رسد. اشتباه نمی‌کنم؟ بوی نرگس عزیزم می‌آید؟ چشم می‌چرخانم تا بفهمم شمیم نرگس از کدام طرف است. توی صورت دوروبری‌هایم نگاه می‌کنم. ظاهرا در پیدا کردن جواب این سؤال تنها هستم. بالاخره بعد چند دقیقه دوستم از پشت سر می‌پرسد: «این عطر نرگس از کجا می‌آد؟»

خانمی دو نفر آن‌طرف‌تر روی صندلی تاشو نشسته. صدایمان را می‌شنود و با ته‌لهجه شمالی می‌گوید: «من توی کیفم عطر دارم. الان باز کرده بودم آب بخورم، بوش پیچید.» لابد چشم‌های برّاقمان را می‌بیند که عطر را بیرون می‌آورد و تعارف می‌کند که بزنیم. دوستم به مچش می‌مالد. من ولی روی روسری‌ام در نزدیک‌ترین جا به صورتم می‌زنم. دلم می‌خواهد هر لحظه بویش را حس کنم.

حالا که این‌ها را می‌نویسم، فریاد هیهات من‌الذّله‌ و یاحسین مردم بلند شده. پرچم‌های قرمز در هوا چرخ می‌زنند و هم‌زمان با این صدا و تصویر، مشامم پر از بوی نرگس است. من حافظه بویایی خوبی دارم. همیشه با عطرها در زمان و مکان سفر می‌کنم. می‌دانم که از این به بعد دیگر بوی نرگس فقط برایم یادآور باغچه پر از گل‌های سفید و زرد خانه هفت‌سالگی‌ام نخواهد بود. دیگر فقط استعاره‌ای از موعود سبزی که منتظرش هستیم هم نخواهد بود. از این به بعد بوی نرگس برایم یادآور محرّم، امام حسین، و یاور آخر‌الزّمانی‌اش رهبر شهیدمان هم هست. یادآور سرخی شهادت.
راستی، چقدر شبیه پرچممان شده‌ایم…