روایت همدلی از پشت ‌لنز دوربین

برخی آدم‌ها در روزهای عادی، راوی زندگی‌اند؛ دوربین به دست می‌گیرند، قصه‌ها را ثبت می‌کنند و لحظه‌ها را برای تاریخ نگه می‌دارند. اما در روزهای بحران، نمی‌توان فقط پشت دوربین ایستاد و تماشا کرد؛ باید در میدان بود، در کنار مردم، میان موکب‌ها، در کوچه‌های آسیب‌دیده و در جمع خانواده‌هایی که روزگار سختی را پشت سر می‌گذارند.

به گزارش اصفهان زیبا؛ برخی آدم‌ها در روزهای عادی، راوی زندگی‌اند؛ دوربین به دست می‌گیرند، قصه‌ها را ثبت می‌کنند و لحظه‌ها را برای تاریخ نگه می‌دارند. اما در روزهای بحران، نمی‌توان فقط پشت دوربین ایستاد و تماشا کرد؛ باید در میدان بود، در کنار مردم، میان موکب‌ها، در کوچه‌های آسیب‌دیده و در جمع خانواده‌هایی که روزگار سختی را پشت سر می‌گذارند.

پژمان علمدارزاده، مدیر خانه هنر و فرهنگ «زَین»، ازجمله افرادی بود که با آغاز جنگ، فعالیت حرفه‌ای رسانه‌ای خود را به یک حرکت جهادی تبدیل کرد.

او و همکارانش که سال‌ها در حوزه تولید مستند و برنامه‌های رسانه‌ای فعالیت داشتند، این بار دوربین‌هایشان را به میان میدان آوردند؛ میان مردمی که در سخت‌ترین روزها، جلوه‌هایی کم‌نظیر از همدلی، ایثار، مقاومت و وحدت را به نمایش گذاشتند.

حضور در موکب‌ها، ثبت روایت‌های مردمی، ساخت مستند از خانواده‌های شهدا، انعکاس واقعیت مناطق آسیب‌دیده و مقابله با روایت‌های نادرست، بخشی از فعالیت‌هایی بود که این گروه رسانه‌ای در روزهای جنگ دنبال کرد؛ فعالیت‌هایی که بیش از آنکه یک مأموریت حرفه‌ای باشد، تلاشی برای روایت حقیقت و ثبت حماسه مردم بود.

حضور جهادی رسانه‌ای‌ها در میدان

پژمان علمدارزاده با اشاره به فعالیت‌های مجموعه زَین در ایام جنگ گفت: در نقاط مختلف شهر حضور داشتیم و به‌صورت جهادی کارهای رسانه‌ای انجام می‌دادیم. از مردم، موکب‌ها، کمک‌های مردمی و فضای عمومی شهر تصویربرداری می‌کردیم تا گزارش‌ها و تولیدات رسانه‌ای برای صداوسیما و فضای مجازی آماده شود.

او افزود: چون در نقاط مختلف حضور داشتیم، صحنه‌های بسیار زیبایی از همدلی مردم را مشاهده می‌کردیم؛ ازجمله اینکه کارکنان یک بانک چایخانه‌ای راه‌اندازی کرده بودند و به مردم خدمات می‌دادند.

دوربین مخفی برای سنجش آمادگی مردم

مدیر خانه هنر زَین درباره یکی از برنامه‌های تولیدی این مجموعه گفت: در چهارراه نورباران یک دوربین مخفی طراحی کردیم تا میزان آمادگی مردم برای دفاع از کشور را بسنجیم.
او توضیح داد: به افراد می‌گفتیم شرایط خاصی پیش آمده و احتمال دارد تا چند ساعت دیگر نیاز به اعزام نیرو باشد. واکنش‌ها بسیار جالب بود؛ بسیاری از خانواده‌ها بدون تردید اجازه می‌دادند همسر یا فرزندشان اعزام شود و در دفاع از کشور حضور پیدا کند.
علمدارزاده ادامه داد: نکته قابل‌توجه این بود که برخی از این افراد ظاهر مذهبی خاصی هم نداشتند؛ اما با روحیه‌ای مثال‌زدنی برای حضور در میدان اعلام آمادگی می‌کردند.

جلوه‌های ولایت‌پذیری و ایثار مردمی

او با اشاره به مشاهدات میدانی خود گفت: در روزهای جنگ جلوه‌های فراوانی از ولایت‌پذیری و ایثار مردم را می‌دیدیم.مدیر خانه هنر زَین افزود: در موکب علیخانی پدر و پسری را دیدیم که از روزهای ابتدایی بحران مشغول پخت غذا برای نیروهای حاضر در میدان بودند.او می‌گفت: «ایام عید است اما هنوز به عیددیدنی نرفته‌ام و هر روز در موکب مشغول خدمت هستم.» جالب اینکه تمام اعضای خانواده نیز در این مسیر همراه او بودند.

از تنورهای نان تا موکب‌های بین‌المللی

علمدارزاده با اشاره به فعالیت‌های مردمی در نقاط مختلف شهر تصریح کرد: در میدان علیخانی به‌صورت روزانه نان پخته می‌شد و مردم برای خدمت‌رسانی پای کار بودند.او افزود: در میدان بزرگمهر نیز هیئت‌های عراقی موکب برپا کرده بودند و به مردم و نیروهای حاضر در میدان غذا و چای ارائه می‌دادند.

مدیر خانه هنر زَین ادامه داد: در کنار این خدمات، غرفه‌های مشاوره، مهدکودک و برنامه‌های فرهنگی متعددی در موکب‌ها فعال بودند که فضای همدلی و مشارکت اجتماعی را تقویت می‌کردند.

تولید برنامه در دل بحران

او گفت: علاوه بر فعالیت‌های جهادی در موکب‌ها، تقریباً یک‌شب‌درمیان برنامه ضبط می‌کردیم. مصاحبه‌های مردمی، برنامه‌های ویژه و گزارش‌های میدانی بخش مهمی از فعالیت‌های رسانه‌ای ما در این ایام بود.

مردمی که از مقاومت سخن می‌گفتند

مدیر خانه هنر زَین با اشاره به فضای عمومی جامعه در روزهای نخست بحران گفت: در همان روزهایی که بحث مذاکره مطرح می‌شد و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان ادامه داشت، مردم در مصاحبه‌ها می‌گفتند که تا وقتی مردم لبنان زیر موشک هستند مذاکره نمی‌کنیم و اگر باز جنگ از سر گرفته شود، تا آخر ایستاده‌ایم.

به گفته علمدارزاده، بسیاری از مردم معتقد بودند تا زمانی که مردم لبنان زیر آتش هستند، نباید از مقاومت عقب‌نشینی کرد.
او افزود: آنچه در میان مردم مشاهده می‌کردیم، روحیه آزادگی، صراحت و ایستادگی بود.

روایت خانواده‌های شهدا در قاب مستند

یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های مجموعه زَین، تولید مستند درباره خانواده شهدا بود. علمدارزاده تأکید کرد: تلاش کردیم با حضور در منازل شهدا، بخشی از شخصیت، سبک زندگی و فعالیت‌های آنان را برای مردم روایت کنیم.

او افزود: برخی از این آثار بازخوردهای بسیار خوبی داشت و حتی از شبکه‌های سراسری پخش شد. پس از پخش مستندها، خانواده‌ها از اینکه یاد و نام عزیزانشان زنده نگه داشته شده بود، ابراز رضایت می‌کردند.

«ماکان»؛ روایتی از تنها مفقودالاثر میناب

مدیر خانه هنر زَین درباره یکی از مستندهای شاخص این مجموعه اظهار کرد: مستند «ماکان» نخستین روایت کامل از تنها مفقودالاثر حادثه میناب بود که پدر این شهید اهل خمینی‌شهر است.به گفته او، این اثر توانست بخشی از زندگی و شخصیت این شهید را برای مخاطبان بازگو کند و از بیشتر شبکه‌های سراسری پخش شد.

اصلاح روایت‌های نادرست از میدان

علمدارزاده با تأکید بر اهمیت روایت صحیح حوادث گفت: گاهی روایت‌هایی نادرست از مناطق آسیب‌دیده منتشر می‌شد که با واقعیت فاصله داشت.
او افزود: تلاش کردیم با ساخت مستندها و گزارش‌های میدانی، حقیقت را به تصویر بکشیم و روایت درست را به مردم منتقل کنیم.مدیر خانه هنر زَین ادامه داد: گاهی گفته می‌شد مردم از حضور در میدان خسته شده‌اند؛ اما همان شب با مردم مصاحبه می‌کردیم و آن‌ها می‌گفتند اگر سال‌ها هم لازم باشد در میدان می‌مانیم.

بازتاب جهانی تصاویر مردم آسیب‌دیده

علمدارزاده اظهار کرد: زمانی که تصاویر خانه‌های آسیب‌دیده و زندگی‌های ازدست‌رفته مردم را در فضای مجازی منتشر می‌کردیم، مخاطبانی از کشورهای مختلف با دیدن این تصاویر ابراز ناراحتی می‌کردند. او افزود: بسیاری از آن‌ها باور نمی‌کردند که منازل مسکونی و زندگی شهروندان عادی هدف حملات قرار گرفته باشد.

روایتی از دو دوست که با هم شهید شدند

علمدارزاده در بخشی از سخنان خود به روایت شهید ملک‌احمدی و شهید احمدآبادی اشاره کرد؛ روایتی که برایش از تأثیرگذارترین و به‌یادماندنی‌ترین روایت‌ها شده است.مدیر خانه هنر زَین گفت: این دو‌نفر از سیزده‌سالگی با یکدیگر دوست بودند و در نهایت نیز در کنار هم به شهادت رسیدند.

او افزود: شهید ملک‌احمدی در حالی راهی مأموریت شد که تولد یک‌سالگی دخترش نزدیک بود و پیکر مطهرش هم‌زمان با سالروز تولد دخترش به خانواده بازگشت.به گفته علمدارزاده، اعزام او داوطلبانه بود و با وجود مخالفت اولیه فرمانده، بر حضور در مأموریت اصرار داشت و سرانجام در کنار دوست دیرینه‌اش که او هم داوطلبانه اعزام شده بود، به شهادت رسید.

میدان‌هایی که از مردم لبریز بود

مدیر خانه هنر زَین با اشاره به حضور گسترده مردم در برنامه‌های مردمی گفت: در میدان علیخانی هزاران نفر در برنامه‌ها و موکب‌ها حضور پیدا می‌کردند و فضای کم‌نظیری از مشارکت اجتماعی شکل گرفته بود. او افزود: حتی در برخی مناسبت‌ها شاهد توزیع شیرینی، حضور ماشین عروس و برگزاری برنامه‌های شاد مردمی در کنار فعالیت‌های فرهنگی و خدماتی بودیم.

صحنه‌هایی که هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود

علمدارزاده در پایان به خاطراتی اشاره کرد که هرگز از ذهن او پاک نخواهد شد. او گفت: یکی از تأثیرگذارترین و ناراحت‌کننده‌ترین تصاویر مربوط به همسر شهید ملکی بود که در محله هفتون همسر و دو پسر سه‌ساله و پنج‌ساله‌اش به شهادت رسیده بودند. بخشی از دیوار حیاط منزلشان باقی مانده بود و نقاشی‌هایی که خودش با فرزندانش روی آن کشیده بودند هنوز دیده می‌شد و خیلی ما را متأثر کرد.

مدیر خانه هنر زَین همچنین از کاروان تاکسی‌های زردرنگی یاد کرد که ساعت‌ها فعالیت روزانه خود را تعطیل کرده بودند تا در برنامه‌های مردمی و حمایتی حضور پیدا کنند.او افزود: در مسجد قبا نیز شب‌های عید خانواده‌هایی را می‌دیدیم که شاید مدت‌ها بود برای خودشان آجیل نخریده بودند؛ اما با عشق و علاقه برای نیروهای امنیتی و خدمت‌رسان بسته‌های آجیل آماده می‌کردند.