به گزارش اصفهان زیبا؛ در مقطع حساس کنونی، تحولات نظامی با تمرکز بر جنوب ایران در حملات مستقیم ایالات متحده به مراکز پایش و مناطق ساحلی که البته با پاسخ ایران به چندین پایگاه و منافع آمریکا در برخی کشورهای منطقه همچون قطر،اردن، بحرین، کویت، عمان و … همراه بود، فصل جدیدی از رویارویی راهبردی میان تهران و واشنگتن را رقم زده است.
فضایی که البته با شهادت و مجروح شدن تعدادی از هموطنان همراه و با انسداد تنگه هرمز از سوی ایران مواجه بود و هدف قرار دادن مواضع نظامی آمریکا در کشورهای منطقه نیز نشان دهنده تغییر موازنه از «تنش کنترلشده» به «دفاع همهجانبه از تمامیت ارضی» ازسوی ایران است.
هم اکنون کشورمان با درک این واقعیت که عقبنشینی از حقوق قانونی در این منطقه استراتژیک، تکرار خطاهای تاریخی گذشته است، با قاطعیت وارد میدان شده و معتقد است بستن مجدد تنگه هرمز نه تنها یک اقدام متقابل نظامی در پاسخ به تجاوزات اخیر به شهرهایی از کشورمان، بلکه یک کنش حاکمیتی برای صیانت از مرزهای آبی به شمار میرود؛ نبردی که البته سرنوشت آن، بر آینده نظم بینالملل و کل منطقه هم اثر گذار خواهد بود.
آنطور که سخنگوی وزات امور خارجه کشورمان روز گذشته در نشست خبری خود عنوان کرد تفاهم اسلامآباد وارد مرحله بحرانی شده است و مشکل مداخله آمریکا و کارشکنی در اجرای بند 5 تفاهمنامه کار را نه فقط بر ما بلکه بر منطقه و کشتیرانی بینالمللی مشکل کرده است و البته ما نیزحق داریم و موظف هستیم که برای صیانت از امنیت و منافع خود اقدامات لازم را انجام دهیم.
حفظ تمامیت ارضی در آبراه
استراتژیک
جعفر قنادباشی، سفیر سابق ایران در لیبی در گفت وگو با «اصفهان زیبا» با اشاره به اینکه اگر بحث درگیریهای نظامی یا شروع مجدد جنگ در میان باشد، ما باید از راهبردهای ایالات متحده و به اصطلاح طرحهایی که آمریکاییها در سر دارند، به طور دقیق و کامل مطلع باشیم و بدانیم که آمریکاییها دقیقاً چه هدفی را در منطقه دنبال میکنند،گفت: دلیل اصلی اینکه ما در برابر طرحهای آنها ایستادگی و دفاع میکنیم و مانع از اجرای برنامههایشان میشویم، این است که ترامپ، دوستانش و تیمی که در حال حاضر در آمریکا بر مسند کار و تصمیمگیری هستند، برنامهای دارند تا نه تنها بر تمام منابع انرژی جهان اشراف کامل داشته باشند (که منظور مالکیت مستقیم نیست، بلکه تسلط و اشراف نظارتی است)، بلکه نوعی از جهان سرمایهداری را چه در برابر بلوک شرق و چه اروپاییها حاکم سازند. علاوه بر این، آنها علاقهمندند تنگههای مهم و استراتژیک جهان را تحت اختیار و کنترل خود درآورند.
این طرحی است که به طور جدی در دستور کار آمریکاییها قرار دارد و یکی از نشانههای آشکار آن، موضعگیری کشور اسپانیا به عنوان یک کشور اروپایی است. اسپانیا در قضیه تنگه هرمز از مواضع ما حمایت و با طرحهای آمریکا مخالفت کرد؛ زیرا مقامات این کشور دریافتند که طرح آمریکاییها تسلط بر همه تنگههاست و اگر تنگه هرمز تحت نظارت و اشراف کامل آمریکا قرار گیرد، نوبت بعدی تنگه جبلالطارق خواهد بود که در همسایگی اسپانیا قرار دارد و امنیت و ثبات این کشور را متزلزل خواهد کرد.
بنابراین، یکی از دلایل روشن اینکه آمریکاییها چنین برنامهای را دنبال میکنند، افزون بر سخنان خودشان و اظهاراتی که گاه و بیگاه مطرح کردهاند یا اعترافاتی که متفکران آمریکایی در اتاقهای فکر به این طرح داشتهاند، همین مخالفتهای مکرر اسپانیا در موارد مختلف است. با وجود اینکه اسپانیا فاصله جغرافیایی بسیار دوری با این منطقه دارد، اما به دلیل درک همین خطر و اینکه احساس کرد نوبت بعدی نوبت خود آنهاست، مخالفت خود را آغاز کرد.
قنادباشی ادامه داد: تنگه هرمز بر اساس تمامی قواعد حقوق بینالملل و رویههای موجود در دنیا، طبیعتاً باید تحت اشراف، مدیریت و حاکمیت ما اداره شود و این حق قانونی و مسلم ماست. اگر ما از این حق چشمپوشی کنیم، دقیقاً مانند این است که در گذشته از بحرین گذشتیم و امروز همه تاسف میخورند که چرا اجازه دادیم بحرین جدا شود؛ هرچند اهمیت تنگه هرمز بسیار فراتر از بحرین است، زیرا این تنگه آبراهی است که ما بیشترین بهرهبرداری اقتصادی را از آن داریم، تمام واردات و صادرات ما از این مسیر انجام میشود و امنیت ملی ما کاملاً به آن وابسته است.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا افزود: همین راهبرد آمریکاییها سبب شده است که آنها تلاش کنند همزمان با مذاکرات و تفاهمها، عملاً و به صورت چراغخاموش ما را دور بزنند و تنگه هرمز را تحت کنترل خود درآورند.
علت اصلی شروع درگیریهای اخیر نیز همین بود که ما مانع اقدام آنها شدیم؛ چرا که آمریکاییها کوشش کردند به صورت آرام، بیسروصدا و چراغخاموش، عملاً تنگه هرمز را در اختیار بگیرند و حتی از کشتیهای عبوری در این منطقه عوارض و مبالغی دریافت کنند.
آنها میخواستند علاوه بر اشراف کامل، این تنگه را به یک منبع درآمدی برای خود تبدیل کنند، در حالی که این آبراه برای خود ما بسیار درآمدزا و حیاتی است؛ به همین دلیل ما از این اقدام جلوگیری کردیم.
او عنوان کرد: نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که هرچند آمریکاییها خودشان نسبت به سایر کشورها استفاده کمتری از نفت و گاز این منطقه میکنند، اما نگرانی بزرگ آنها متوقف شدن جریان دلارهای برگشتی حاصل از فروش این منابع انرژی عمده است که پیش از این به طور پیوسته به اقتصاد آمریکا بازمیگشت.
در واقع، دغدغه اصلی آنها صرفاً تصاحب فیزیکی منابع نفتی نیست، بلکه نگران این هستند که در منطقه خلیج فارس، کشورهای صادرکننده نفت که درآمدهای هنگفت خود را یا در آمریکا سرمایهگذاری میکردند، یا خریدار بزرگترین قراردادهای تسلیحاتی و اقتصادی بودند، یا به بهانههای مختلف در قالب طرحهای عمرانی کاذب در عربستان، کویت، امارات و قطر پولها را به آمریکا منتقل میکردند (همانطور که افشا شد مبالغ هنگفتی از عربستان دریافت کردند)، اکنون با توقف این روند مواجه شوند. با به مخاطره افتادن وضعیت تنگه هرمز و توقف احتمالی صادرات نفت از این مسیر، بازگشت این مبالغ و دلارها به آمریکا متوقف خواهد شد.
قنادباشی گفت: علاوه بر این، از نظر سیاسی نیز اعتماد تمام کشورهای جنوب غرب خلیج فارس که پیش از این به آمریکا متکی بودند و امنیت خود را در وابستگی به آن تعریف میکردند، به شدت کاهش یافته است. در چنین شرایطی، آمریکاییها بر پایه همین مسائل تلاش میکنند اولاً با اشراف بر این نقطه کلیدی اقتصادی، انرژی جهان را به گروگان بگیرند تا بر اروپا، چین، روسیه و کل دنیا فشار وارد کرده و ابرقدرتی خود را تثبیت کنند و ثانیاً بتوانند حضور نظامی خود و نظامیانشان را در منطقه با بازسازی اعتماد کشورهای خلیج فارس تثبیت نمایند. بنابراین، تمام تلاش آنها این است که ایران را متوقف کنند و اجازه ندهند کشور ما از حقوق خود دفاع کند.
به گفته سفیر سابق ایران در لیبی موضوع ایستادگی در برابر آمریکا فراتر از دولتها و ملتهاست؛ تا جایی که حتی در سطح جامعه رهبری نیز مطرح است که بسیاری از آزادگان جهان و افرادی در دنیا که مخالف حمایتهای آمریکا از اسرائیل و کودککشی هستند، به دلیل علاقه به رهبر معظم انقلاب ممکن است شخصاً وارد اقدامات خونخواهانه شوند، اما این مسئله ارتباطی به درگیریهای رسمی و حاکمیتی بر سر تنگه هرمز ندارد.
او افزود: تنگه هرمز جزئی از تمامیت ارضی ماست و اگر آن را رها کنیم و دفاع نکنیم، در واقع از تمامیت ارضی کشور دفاع نکردهایم. وظیفه دولت، ارتش و کل ملت این است که از تمامیت ارضی خود که بخش بزرگی از آن در این نقطه استراتژیک قرار دارد، دفاع کنند و اجازه ندهند آمریکاییها به صورت عملی و چراغخاموش در اینجا حضور یابند.
قنادباشی ادامه داد: اگرچه این درگیری آغاز شده است، اما نکته مهم این است که آمریکاییها در این منطقه بسیار آسیبپذیر هستند. آنها هرگز تصور نمیکردند که ما با چنین حجمی پاسخ دهیم.
تلاش آنها اکنون بر این است که پاسخهای سنگینی به ما بدهند تا دست از حقوق قانونی خود برداریم، اما آنچه آنها را به شدت نگران میسازد، حمایت محکم مردم از نظام است. مردم با وجود داشتن تمام مشکلات، به شدت با نظام همراهی میکنند و امیدی که دشمنان قبلاً بسته بودند تا مردم ناراضی پشت ارتش، سپاه و نیروهای نظامی ایران را خالی کنند، کاملاً ناامید شده است.
از سوی دیگر، آمریکا در حال حاضر با اعتراضات داخلی مواجه است و تمایلی به جنگ جدید ندارد. ارتش آمریکا نیز تمایلی ندارد در این شرایط خود را وارد معرکهای بیهوده کند که عملاً نوعی سرقت منابع و غارت نفت دیگران و تجاوز غیرقانونی به یک کشور به شمار میرود. ارتش آمریکا فاقد یک فلسفه قانونی و توجیه قابل قبول برای جنگ با ایران است و این موضوع، نقطه ضعف بزرگی برای آنهاست.